کانون های دروغی شورشی مجاهدین در چهارشنبه سوری

کانون های دروغی شورشی مجاهدین در چهارشنبه سوری

16/03/2018
وبلاگ ادوارد

مجاهدین در سایت همبستگی کذايی خود مدعی شده اند که در شب چهارشنبه سوری امسال کانون های شورشی مجاهد در شهر های ایران کاری کردند کارستان، اولآ برای همه روشن است که جریانی به نام کانون شورشی مجاهدین در درون ایران وجود ندارد و این شلوغ کاری ها تنها برای مصرف درون تشکیلاتی برای فریب و شیره مالی سر افراد به ستوه آمده و دربند و اسیر در آلبانی بلغور می شود تا از ریزش نیرو که این روزها سرعت گرفته جلوگیری شود، البته هر سال در سرفصل های مختلف شاهد اینگونه جفنگیات از سوی مجاهدین بوده و هستیم و اینگونه چرندیات هم تازگی ندارد و برای همه روشن و واضع است که دغلبازی بیش نیست، اگر اینگونه ادعاهای مجاهدین را در این چهاردهه کنار هم قرار دهیم و تحلیل آبکی رجوی که را که هر شش ماه یک بار رژیم را سرنگون شده ارزیابی می کرد کنار این جریانات پوچ قرار دهیم، می بایست تا الان اثری از این حکومت باقی نمی ماند.

اما مجاهدینی که در پاریس و در امنیت پلیس فرانسه نشسته و با بشکن زدن اطلاعیه صادر می کنند بایستی در مورد ادعا و اطلاعیه خود پاسخگو باشند، وقتی که اخبار شب چهارشنبه سوری امسال رادنبال می کنیم با فاجعه ای دلخراش روبرو می شویم، مثل این خبر
حوادث چهارشنبه سوری دست کم چهار کشته و بیش از دوهزار مصدوم بر جای گذاشت.
پس می بینیم که مجاهدین از مرگ چهار هموطن و مصدوم شدن بیش ازدوهزار نفر چقدر خوشحال شدند که به جشن و پایکوبی پرداخته و با بی شرمی تمام خوشحالی خود را با صدور اطلاعیه نشان می دهند، البته مردم ایران از مجاهدین متنفر هستند و این را در دی ماه در اعتراضات خیابانی هم ثابت کردند که در درون مردم ایران مجاهدین جایی ندارند. مردم دلیر ایران از خیلی وقت پیش مهر باطل به پیشانی مجاهدین کوبیدند، پس جست و خیز میمون وار هیچ دردی از فلاکت های مجاهدین را که اکنون در معرض فروپاشی قرار دارد دوا نمی کند.

Advertisements

دیدار دو نماینده پولکی با مریم رجوی و بزرگنمائی آن از سوی فرقه رجوی

دیدار دو نماینده پولکی با مریم رجوی و بزرگنمائی آن از سوی فرقه رجوی

وبلاگ ادوارد
27/02/2018

ملاقات با نمایندگان جنگ طلب امریکائی آب در هاون کوبیدن است.
سالهاست که مجاهدین با خرج های کلان جنگ طلبان امریکائی را به اورسورواز می کشانند و با پرداخت پول های کلان از آنها می خواهند که انشاء نوشته شده فرقه را تحت پوش حمایت نمایندگان کنگره و در حمایت از مقاومتی که وجود ندارد بیان کنند.

یادمان باشد سازمان مجاهدین که تآسیس شد هدفش مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا بود، حالا محمد حیف نژاد و دیگر بنیانگذاران سازمان مجاهدین ( روحشان شاد ) از اینکه مریم رجوی برای به دست آوردن قدرت دست در دست همان امپریالیسم در پی بنای یک حکومت دیکتاتور و سرسپرده امپریایستی در ایران است روزی هزار بار اینان را لعن و نفرین می کنند.

دو تن از جنگ طلبان امریکائی به نام های دینا روهرا باکر و دیگری مثلآ قاضی تد پو که قضاوتش با حمایت از فرقه زیر سؤال است با مریم رجوی در اورسورواز دیدار می کنند، خبر این دیدار هم تنها در دو خبرگزاری منعکس می شود، اسوشیتد پرس و ای یو ریپورتر، که البته مردم ایران با این خبرگزاری ها سرو کار ندارند، یعنی خبرگزاری هائی نیستند که مردم ایران روزانه به آن مراجعه کنند، خبرگزاری هائی که مردم ایران روزانه با آنان سروکار دارند این خبر را منتشر نکردند چون می دانند که میهمانان رجوی پولکی هستند، حتی بخش فارسی صدای امریکا از انعکاس خبر خوداری می کند چون می داند که به اعتبارش لطمه می خورد، اما سایت همبستگی فرقه مجاهدین تیتری را نتخاب کرده که نشان از بزرگنمائی بیش از حد دارد، گزارش رسانه های بین المللی از دیدار اعضای کنگره آمریکا با خانم مریم رجوی. این تیتر سایت فرقه برای خواننده این مفهوم را دارد که خبرگزاری ها و رسانه های بین المللی بسیاری مطلب را انعکاس داده اند، پس باید چیز مهمی باشد، اما وقتی سری به خبرگزاری هائی که عمومآ مراجعه می کنند می زنند خبری یافت نمی شود، پس معلوم می شود که مهم نیست چرند است و زپرتی.

مجاهدین این سیاست راهمیشه هم دنبال کرده اند، در دورانی هم که در اردوگاه اشرف بودیم اخبار را طوری منعکس می کردند که ما گمان می کردیم در سراسر خبرگزاری ها منعکس شده، بماند که در رسانه خودشان اخبار دروغی فراوانی را به خورد ما می دادند و نظرشان هم این بود و هست که تا مردم به صحت خبر پی ببرند فراموش شده.
بگذریم، در دیدار مریم رجوی با دو نماینده پولکی امریکا آنان از امریکا خواستتند تا نیروهای نظامی ایران را از منطقه بیرون کند، معلوم نیست چرا آقایان این در خواست را به خود کنگره و یا برای ترامپ ارسال نمی کنند که بایستی در دیدار با مریم رجوی بیان کنند، البته برای ما که در این فرقه سالیان قربانی بوده ایم واضع است که این بلغوریات انشاء فرقه است که دعوت شدگان برای درآمد بیشتر بایست نشخوار کنند در غیر اینصورت اگر موضعشان جدی بود موضوع را در جایش مطرح می کردند نه برای کسی که نه تنها کاره ای نیست بلکه در جامعه ایران هیچگونه پایگاه و جایگاهی ندارد و مردم ایران این فرقه را تروریست می شمارند.
فرقه رجوی هر قدر هم خود را به امریکا بمالد برایش آبی گرم نخواهد شد چون از نظر امریکائی ها این فرقه قاتل مستشاران امریکائی در دوران پهلوی است و اگر این نمایندگان سراغ فرقه را می گیرند بر همه روشن است که پای پول کلان در میان است و گر نه در این سالیان که شاهد برو بیای اینان به اورسورواز و حاضر شدن در سورچرانی ها و تعریف و تمجید از ریس جمهور مادام العمر هستیم بایستی حداقل کاری می کردند که این فرقه بتواند خود را سرپانگهدارد نه این که در سراشیپی سقوط قرار گیرد، این همه ریخت وپاش مجاهدین در این سالیان و لاس زدن های سیاسی با نمایندگان جنگ طلب امریکا حتی نتوانسته برای خانم رجوی یک ویزای امریکا دست وپا کند، جائی که بتواند رو در روی ارباب جدید سخن بگوید.

صد هزار بار بور شدید رجویهای دروغگو

صد هزار بار بور شدید رجویهای دروغگو

وبلاگ ادوارد
01/02/2018

رجوی در دوران اقتدار صدام، یعنی هنگامی که دارای قدرت در عراق بود، برای فریب افراد خود هر شش ماه یکبار رژیم را سرنگون می کرد و همسرش را روی تخت سلطنت می نشاند، این سناریو پس از تحمیل انقلاب ائدولوژیک مسخره با بندهای مسخره تر قدرت بیشتری گرفت، در همان دوره هم اطلاعیه های دروغی مجاهدین برای دلگرمی افراد ساده لو با مضامین مختلف صادر می شد تا سرنگونی رژیم در شش ماه آینده که رجوی مدعی بود را بهتر به افراد تحمیل کنند، بماند که هر شش ماه یکبار بور بور می شد.
البته ناگفته نماند که هروقت جناب رهبر ادعای سرنگونی در شش ماه آینده را می کرد، بودند افرادی در درون مناسبات که به ریش نداشته ایشان می خندیدند، اما به هر حال عده زیادی هم تفاسیر و تحلیل های آبکی ایشان را باور داشتند و به تن خود روغن پست و مقام در حکومت رجوی را می مالیدند، پس از در رفتن باد بادکنک قدرت رجوی، یعنی سرنگون شدن صدام و خلع سلاح ارتش پوشالی رجوی و غیبت جناب رهبر این سناریو تا حدودی فروکش کرد چرا که فرقه رجوی درگیر موضوعات دیگری در عراق بعد از صدام شد، اما پس از خروج خفتبارشان از عراق، برای شیره مالی بر سر اعضای دربند و اسیر در آلبانی باز هم دجالانه سراغ همان سناریوی سرنگونی رفتند تا با همان ترفند قبلی از ریزش بی سابقه نیرو در درون تشکیلات جلوگیری کنند، بایستی عرض کنم از روزی که پا به اردوگاه اشرف گذاشتم و تا زمانی که آنجا شاهد هر شش ماه سرنگونی رژیم توسط رجوی و دیگر تحلیل های ایشان بودم، نه تنها تحلیل سرنگونی که هیچکدام از تحلیل های رجوی به واقعیت تبدیل نشد، برای همین هم عده زیادی پس از هر نشستی به صحبت های ایشان که مانند باد…م…بود می خندیدند.
ادعای مبارزه با رژیم حاکم بر ایران توسط همین فرقه هنوز هم ادامه دارد، آنهم در آلبانی که سه چهار هزار کیلومتر از ایران فاصله دارد، باید پرسید کدام مبارزه؟ شما در این مدتی که در آلبانی هستید چه کاری به غیر از پرکردن جیب جنگ طلبان بازنشته مفتخور امریکایی انجام داده اید؟ یا به غیر از تشویق امریکا به حمله نظامی چه کرده اید؟
در اعتراضات اخیر هم در ایران یک بار دیگر فرقه رجوی بور شد، در تمامی شهرهایی که تظاهرات صورت گرفت کسی نامی از این فرقه نبرد، حتی در یک گوشه ای از تظاهرات، اما اینها با کمال روداری مهدی ابریشمچی را الم کردند تا خودشان را به اعتراضات بمالند، آخر کمی، ذره ای خجالت هم چیز خوبی است، شما در خارج از ایران چه می کنید اگر مبارز هستید؟ چرا در زمانی که جماعت در خیابان شعار می دادند در کنارشان حاضر نشدید؟ براستی کجای کار هستید؟ گمان دارید که در ایران انقلابی رخ می دهد و زیرپایتان فرش قرمز پهن خواهند کرد؟ نه مطمئن باشید اگر در درون ایران تعقییری رخ دهد، هر سیستمی هم که قدرت را در دست بگیرد شما و سران فرقه شما به دلیل پرونده سیاهتان مجرم شناخته خواهید شد، بگذریم، همین الان کجا هستید؟ جای مبارز در میدان مبارزه است نه در امنیت پلیس فرانسه و آلبانی، خانم رجوی اگر راست میگویید مهدی ابریشمچی را بفرستید در خیابان انقلاب کتش را از تن خارج کند و نوک چوبی بگیرد تا حداقل اعلام همبستگی با زنانی که شجاعانه این کار را کردند باشد، یا اگر ترس دستگیری و بازداشت داری لااقل در جمع همان محافظ های اروپائی خود روسریت را بردار تا به دنیا نشان دهد که با زنان ایران اعلام همبستگی میکنی، ای بابا جرآت همین را هم ندارید؟ پس همان بهتر که دکان و دستگاهتان را لاک و مهر کنید و کاری به مردم شریف این مرز و بوم نداشته باشید، مردم ایران خود می دانند که چه بایستی انجام دهند، خط و خطوط ضد انسانی خود را به خورد افراد خود بدید، از ما گفتن در ایران کسی برای شما تره خورد نمی کند.

ریزش نیرو، سرنوشت محتوم مجاهدین

ریزش نیرو، سرنوشت محتوم مجاهدین

وبلاگ ادوارد
27/11/2017

همانگونه که از سالیان پیش و قبل از خروج مجاهدین از عراق برای ما اعضای جدا شده قابل پیشبینی بود و همواره گفته و تآکید کرده بودیم که با خروج مجاهدین از عراق کار سازمان و تشکیلات تمام شده است، امروز شاهد ریزش دنباله دار نیرو در سازمان مجاهدین هستیم، حتی گفته بودیم که اگر سازمان سرسوزنی درگاه مناسبات و تشکیلات خود را شل کند تا خانواده ها بتوانند با عزیزان خود تماس و ملاقات داشته باشند، این ریزش نیرو سرعت بیشتری به خود خواهد گرفت، ترس سازمان مجاهدین هم از ممنوع کردن دیدار خانواده ها همین است و بس.
چندی پیش محمد تورنگ از چنگال رجوی ها رها شد و به خانواده خود پیوست، حالا هم بهمن و سعدالله، شخصآ با آزاد شدن هر کدام از دوستانمان خوشحال می شوم و برایشان آرزوی زندگی خوب و شیرین در دنیای آزاد را دارم، به بهمن اعظمی و سعدالله سیفی هم سلام و هم تبریک می گویم و برایشان آرزوی موفقیت دارم.

براستی چرا و برای چه سازمان مجاهدین که خود را آلترناتیو یک حکومت معرفی می کند تمام تلاش خود را بکار گرفته تا اعضای دربند خود را حتی به زور و تهدید و تهمت در چهارچوب تشکیلاتی خود در اسارت نگهدارد؟ نیروئی که کاربردی در صحنه ندارد، نیروی که فرسوده و از کار افتاده است و نیروئی که بیش از سه هزاز کیلومتر از کشور دور است؟

واقعیت این است که سازمان مجاهدین از وجود همین افراد در تیرانا به عنوان سیاهی لشکر در مجامع بین المللی استفاده می کند و حضورشان از این جهت مهم است که در مجامع خارجی اعلام موجودیت کنند، تصورش را بکنید که تمام اعضای دربند، همین فردا تشکیلات را ترک کنند و هر کدام پی زندگی خود بروند، در چنین شرایطی
حتی اگر همان یکصد نفری که در بمب گذاری ها و ترورها دست داشته اند در درون مناسبات بمانند، دیگر برای سازمان مجاهدین میدانی برای پز بیرونی نمی ماند، و نمی تواند ادعای اپوزاسیون و آلترناتیو کند و میدان مانورش در مجامع خارجی بسی محدود میشود، مطمعنآ مانند قبل تمام اعضای سن بالا اجبارآ بایستی موهای خود را رنگ کنند تا در برابر مهمانان خارجی جوان جلوه کنند، این روند در اشرف هم بود، اما تا به کی می توان با فریب و دروغ ادامه داد؟ تا کی میتوانید افراد در بند را از خارج شدن از مناسبات و اینکه در بیرون معتاد میشوید و بدون کمک می مانید و یا در خیابان خواهید خوابید، با حقه بازی در اسارت به بند بکشید، تا کی بایستی با تهمت زدن به همان افراد در آلبانی با عناوین دروغی مانند تماس داشتن با دشمن و مارک زدن در چنبره عنکبوتی خود نگهداشت؟ همین افرادی که تا کنون در آلبانی از شما جدا شده اند برایتان سرمشق باشد، باشد تا روزی که فرد فرد نفرات با آگاهی از مناسبات دیکتاتوری و تعبیض آمیزتان خارج شوند و برای خود بدون فضولباشی در دنیای آزاد زندگی کنند، این سرنوشت محتوم شماست که خودتان رقم زدید.

با آرزوی موفقیت برای تمامی کسانی که اراده میکنند و تابوی دروغی تشکیلات پوشالی سازمان و فرقه دست ساز رجوی را درهم می شکنند و به دنیای آزاد میرسند، وبا امید به آزادی دیگر دوستان.

مجاهدین و کوروش بزرگ

مجاهدین و کوروش بزرگ
وبلاگ ادوارد
03/11/2017

آیا میتوان حتی سر سوزنی مجاهدین و راه و روش خیانتکارانه و جنایتکارانه مجاهدین را با راه و روش کوروش بزرک و فرهنگ باستانی ایران گره زد؟

سازمان مجاهدین یا در اصل همان فرقه نکبت بار تاریخ ایران در طول بیش از سه دهه برای به قدرت رسیدن با کمال روداری و دریوزگی با تمام کسانی که دشمن ایران و ایرانی بوده اند دست به دست بوده،تا دیروز با صدام جنایتکار و امروز هم بطوریکه برای همگان روشن است با جنگ طلبان امریکا و سعودی هم پیمان و همراه شده، مجاهدین برای رسیدن به حکومت هزاران نفر را با فریب و نیرنگ هم به کام مرگ کشانده اند و هم اینکه تا کنون در بند اسارت تشکیلاتی منحوس خود دارند،مجاهدین به اجبار در تشکیلات خود خانواد ها را از هم پاشیدند، مجاهدین در قرارگاه های خود در دوران صدام با فشار روحی روانی به افراد خود باعث خودکشی ها شدند، مجاهدین اطلاعات نظامی کشور را در دوران جنگ به صدام می دادند، مجاهدین برای بقای خود هنوز هم آماده هستند تا از کیسه مردم ایران بخشش کنند و حاضرند برای به قدرت رسیدن دست به هر جنایتی بزنند، مجاهدین اجازه نمی دهند خانواده های اعضای دربندشان با آنان ملاقات کنند ووو هزاران جنایت و خیانت و رفتارهای ضد انسانی دیگر که تنها در مجاهدینی یافت میشود که سودای حکومت کردن بر ایران را دارند که البته خواب پنبه دانه است.
اما سئوال اینجاست،کوروش بزرگی که شماها در سایت خود با نام کوروش کبیر نام برده اید کدام رفتاری را داشته که در بالا گفته شد؟
کوروش چکمه لیس دشمنان ایران نبوده، کوروش اطلاعات فروش هم نبوده، کوروش همسران را از هم جدا نکرده، کوروش شورای رهبری زنانه هم نداشته تا با آنان تحت عناوین مختلف هر کاری انجام دهد.
اگر به منشور کوروش بزرگ باور داریم نبایستی اجازه دهیم کسانی که سالها به ایران و ایرانی خیانت کرده اند نام کوروش را به زبان بیاورند، کوروش بزرگ قسمت مثبت تاریخ ایران را از آن خود کرده در حالیکه مجاهدین قسمت بزرگ منفی و تاریک تاریخ این مرزو بوم هستند، مجاهدین در واقع به کوروش و فرهنگ باستانی ایران هیچگونه بارو ندارند، اما برای سو استفاده از روز کوروش در سایت های خود تلاش دارند تا خود را ایرانی جلوه کنند که فرهنگ و تمدن باستان ایران را باور دارند، غافل از اینکه برای تمام مردم ایران ضد ایرانی بودنشان سالهاست اثبات شده،همان بهتر که نام هلاکو و مغول را با نام سازمان خود گره بزنند، چون تاریخ ایران از شما هم نفرت دارد.

آزادی سمیه محمدی تو دهنی محکمی به تشکیلات کذائی

آزادی سمیه محمدی تو دهنی محکمی به تشکیلات کذائی
وبلاگ ادوارد
19/10/2017

شنیدن خبر آزادی سمیه محمدی برایم بسیار خوشحال کننده بود، آزادی سمیه را ابتدا به پدر سمیه، آقای مصطفی محمدی و به خانواده ایشان که برای دودهه صدای اعتراض خود به زندانی شدن دخترشان سمیه در تشکیلات رجوی را به اشکال گوناگون به گوش جهانیان رساندند تبریک می گویم و سپس بازگشت سمیه را به دنیای آزاد و به آغوش خانواده، به خودش که شجاعانه عمل کرد خوش آمد می گویم و برایش بهترین ها را آرزومند هستم.

خانواده محمدی برای آزادی فرزند خود از چنگال رجوی ها رنج فراوان کشید و آقای مصطفی محمدی بارها و بارها مورد ضرب و شتم مزدوران فرقه ای چه درعراق و چه در فرانسه قرار گرفت، در همین راستا فرقه رجوی تا می توانست تهمت و افترا زد و رزیلانه تلاش داشت تا خانواده محمدی را از تلاش برای رهایی فرزندشان بازدارد، اما با ایستادگی و مقاومت خانواده محمدی، سمیه آزادی خود را بازیافت و فرقه رجوی برای بار چند هزارم بور شد،این بورشدن بر تشکیلاتتان مبارک باد.

اما جدایی سمیه برای سازمان مجاهدین و برای تمام کسانی که عزیزانشان گرفتار فرقه در تشکیلات مخوف رجوی هستند هم پیامی دارد و هم تو دهنی محکمی است بر دهان فرقه ای که تمام تلاشش را برای در بند نگهداشتن افراد در تشکیلات اجباری خود دارد، برای خانواده های اعضای گرفتار پیامی روشن که می توانند فرقه رجوی و پوز منحوسش را با مقاومت بر زمین بکوبند و عزیزشان را از چنگال اهریمن نجات دهند، سازمان مجاهدین امروز توانایی هیچگونه مقاومتی را در برابر فشار خانواده ها ندارد و در شرایط سقوط و از بین رفتن قرار گرفته، مقاومتی را که خانواده محمدی در برابر فرقه رجوی انجام داد قابل تحسین است، پس بایستی از این حرکت شجاعانه درس گرفت و عمل نمود.
آزادی سمیه محمدی برای تشکیلات فرقه این پیام را دارد که برای به بند کشیدن انسان هر چه سرکوب کنید، هر چه تهمت بزنید و هر چقدر هم که خشونت به خرج بدید منطق با آزادی است و نمی توانید با زور وفشار مهارش کنید، و همین هم تضمین کننده سقوط فرقه و تشکیلاتتان است که اکنون شاهدش هستید، با آرزوی موفقیت و شروع زندگی تازه در دنیای آزاد برای سمیه و با آرزوی آزادی دیگر عزیزان از قید و بند اسارت و بندگی از فرقه مجاهدین.

فروپاشی تشکیلات دیکتاتوری نزدیک است

فروپاشی تشکیلات دیکتاتوری نزدیک است.
وبلاگ ادوارد
05/10/2017

بی اندازه خوشحال شدم وقتی که ویدیو ورود محمد تورنگ دوست عزیزم را به نزد خانواده اش دیدم، همین دو روز پیش بود که این ویدیو را تماشا کردم و هنگام روبرو شدن محمد تورنگ با مادرش بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر شد،نمی دانم، شاید به یاد مادرم افتادم که در لحضه دیدار پس از از بیست و یک سال دوری بیهوش نقش بر زمین شد، در لحضه در دلم به رجوی و تشکیلات کثیفش صد لعنت فرستادم که کارگردان چنین صحنه های آزار دهنده ای است، براستی چه مادران و پدرانی که چشم به در دوختند تا فرزندشان از اسارت رجوی خلاص شوند اما از بی رحمی رجوی ها در انتظار دیدار فرزند خود از دنیا رفتند و در لحضه بستن چشم خود رجوی ها را هزاران بار لعنت کردند.
هنوز هم مادران سالخورده و پدران رنجوری که فرزندی در بند رجوی دارند چشم خود را به در دوخته اند تا شاید روزی فرزند و جگرگوشه خود را آزاد شده از چنگال اهریمن ببینند.

اما از اینکه دوستم محمد تورنگ هم توانست از بند اسارت خلاص شود و به آغوش خانواده باز گردد بسیار خوشحالم و این خود خاری است به چشم نحس رجوی که مخالف خانواده است و هرگز تحمل دیدن پیوند خانوادگی کسی را ندارد، با جدا شدن محمد تورنگ و تورنگ ها، و صل مجدد به خانواده، بر تشکیلات رجوی لرزه ای شدید وارد می شود و نوید فروریزی تشکیلات مخوفش را سر می دهد، باشد تا دیگر دوستانمان که هنوز دربند تشکیلات هستند با شنیدن خبر بازگشت محمد تورنگ به کانون گرم خانواده به خود آیند و سقف تشکیلات مخوف رجوی را بر سر سرانش فرو ریزند و به دنیای آزاد بازگردند،آری به همین روال فروپاشی تشکیلات دیکتاتوری نزدیک است.

مریم رجوی چهره تروریستی و مزدوری خود را دوباره به نمایش گذاشت.

مریم رجوی چهره تروریستی و مزدوری خود را دوباره به نمایش گذاشت.
وبلاگ ادوارد
20/09/2017
اولین سخنرانی آقای ترامپ در سازمان ملل،که نه به زبان دیپلماسی بلکه به زبان بازاری و دور از شآن یک ریئس جمهور بود دل مریم رجوی را با خود برد، بطوریکه هنوز ترامپ عرق پیشانی خود را خشک نکرده بود، مریم رجوی از سر شوق و ذوق سراسیمه با صدور بیانیه ای مزدوری خود را اعلام و وقیحانه از امریکا خواست تا سلاح ها و قرارگاه های تروریستی خود در عراق را به آنان پس دهند، البته می گوییند ثنار بده آش، این در خواست مریم یا مجاهدین این پیام را به دنبال دارد که، اولآ سازمان مجاهدین تمام مزخرفاتی را که بعد از سرنگون شدن اربابش صدام مبنی بر اینکه سازمان از 2003 هیچگونه عملیاتی انجام نداده نشخواری بیش نبوده،و تنها برای فریب افکار عمومی و دولت های اروپائی بلغور کرده و تا کنون ماهیت تروریستی خود را در لفافه حفظ نموده، ما اعضای جدا شده بارها ماهیت تروریستی این سازمان مخوف را افشا کرده و گفته ایم که سازمان بدون خونریزی هرگز نمی تواند، این البته ماهیت سازمانی است که تشکیلات خود را در چند دهه گذشته با خون جوانان ایران آبیاری کرده و سر پا بوده.
دوم اینکه با سخنرانی ترامپ آب از لب و لوچه خانم براه افتاد و با این گمان که امریکا برای سازمانش تره خورد می کند مزدوری خود را که تا کنون پنهان می کرد برملا کرد و جای هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشت.
سازمان مجاهدین از سال 2003 که صدام یا پدر خوانده خود را از دست داد دربدر و بیکس مانده و برای بازگشت به شرایط سابق یعنی مسلح شدن از هیچگونه تلاشی دریغ نکرده، هم به دامن عربستان ضد ایرانی چنگ زده و هم به دامن اسرائیل و هم برای امریکائی های جنگ طلب خوش رقصی نموده، البته ملاقات چندی پیش امریکائی های جنگ طلب را با مریم رجوی در پاریس بایستی مد نظر داشت، که در همان دیدار به این خانم حتمآ در مورد سخنرانی ترامپ در سازمان ملل گوشزد شده و خانم هم سرسپردگی خود را همانجا اعلام نموده.
امریکا و سعودی و اسرائیل سالهاست که به دنبال فروپاشی نه تنها رژیم ایران بلکه خود ایران هستند، چرا که ایران پهناور امروز و فردا در منطقه تامیین کننده منافع امریکا مانند چهار دهه قبل نیست و نخواهد بود، و برعکس برای امریکا دردسرساز هم هست و خواهد بود، پس همانطوریکه قبل از به هم زدن سوریه پنتاگون نقشه خاورمیانه جدید را طراحی کرده بود که در آن از ایران امروزی هم خبری نبود، هنوز به دنبال از هم پاشیدن کشور عزیز ما هستند، مجاهدین اما که سالهاست رویای حکومت کردن در ایران را خواب می بینند، برای به قدرت رسیدن از هیچ خیانت و جنایتی کوتاهی نکرده ا ند، از مشغول کردن نیروی رزمی ایران در سال 1360 که کشور را در بحران فرو برد، تا بمب گذاری و کشتار مردم و بعد هم گریختن به دامن صدام یاغی، همگام شدن مجاهدین با ترامپ دیوانه و ناتانیاهو و سعودی، که مجاهدین باز هم تصور حکومت کردن را در آن می بینند نوع جدیدی از خیانت به کشور و مردم ایران است، چرا که در شرایط امروزی منطقه ما، هر گونه جرقه جنگ که مجاهدین برای برپائی آن از امریکا و ترامپ خواهان قرارگاه و سلاح شده اند کشور را تبدیل به کشوری بدتر از سوریه خواهد نمود و این البته این خواست همان مثل شوم یعنی امریکا و اسرائیل و سعودی است.
مردم شریف ایران با تمام مشکلاتی که امروزه دارند هرگز به خیانتکار و اجنبی روی خوش نشان نداده و نخواهند داد، همین مثلث شوم که امروزه با مجاهدین تبدیل به چهارگوش شوم شده اند بخوبی می دانند که اگر قرار به جنگ و تجاوز به خاک ایران باشد مردم ایران از پیروجوان تا خرد و کلان با چنگ و دندان از شرف و کشور خود دفاع خواهند نمود، دفاعی که دودش مستقیم به چشم دشمن و مزدورانشان خواهد رفت و مطمعنآ اول از همه در چشم مجاهدین، موتور سوار ناعقل و آنکه به ترکش می نشیند ناعقلتر،ترامپ یک فرد خام غیر سیاسی، دنباله روی او هم احمق.

مجاهدین در پنجاه و دو سالگی

مجاهدین در پنجاه و دو سالگی
وبلاگ ادوارد
11/09/2017

شهریور امسال پنجاه و دومین سالگرد سازمان مجاهدین در شرایطی برگزار می شود که پس از بیش از نیم قرنی که از تاسیس سازمان می گذرد به دلیل کج روی ها و خیانت های پی در پی شخص مسعود رجوی برای حفظ جان خود و منافع شخصی خود، سازمان در پایین ترین نقطه زیر صفر قرار دارد و در حال فروپاشی تمام عیار به سر می برد.
سازمان مجاهدین می توانست در جایگاه بالاتری قرار بگیرد که برای کشور و مردم تایین کننده باشد اگر مسعود رجوی دست به خیانت نمیزد و اگر به آرمان های انقلابی سازمان آنطوری که پایه گذاری شده بود پایبند می بود، اما متاسفانه نه تنها نتوانست یا نخواست دنباله روی آرمان های انقلابی سازمان باشد بلکه برای حفظ جان خود و برای ادامه حیات ننگین خود با راه اندازی جنگ مسلحانه در زمانی که صدام ملعون خاک ایران را برای کشورگشائی اشغال کرده بود نیروی ایران را در درون شهرهای ایران مشغول کرد و باعث کشته شدن تعداد زیادی از شهروندان کشورمان شد.
خیانت رجوی به کشور و سازمانش زمانی به اوج خود می رسد که رجوی فرانسه را ترک کرده و به دست بوسی صدام جنایتکار در بغداد می شتابد تا با صدام اشغالگر و ضد ایران و ایرانی قدم در راه خیانتی بزرگتر از قبل بگذارد، سرسپردگی رجوی و دارودسته اش به صدام و خیانت آشکار به ایران پس از سقوط صدام با نمایش فیلم هائی که توسط استخبارات صدام مخفیانه از ملاقات های خود مسعود رجوی و بقیه کادرهای بالای سازمان با مقامت عراقی گرفته شده برای همه واضع و روشن است و سازمان مجاهدین در این رابطه تا کنون هیچ توضیحی هم نداده و حتی به روی مبارکشان هم نیاورده.
پس از سقوط ارباب ضد ایران و ایرانی یعنی صدام سازمان روند سرسپردگی و مزدوری خود را ادامه داد و در همین راستا از شکاف بین رژیم ایران و عربستان سعودی که همواره ضدیت خود را با ایران و مردم ایران آشکار کرده استفاده کرد و به سرعت زیرعبای سعودی های وهابی خزید،زمانی هم که همین سعودی ها داعش را برپا کردند و در آن زمان که داعش عراق را هدف قرار داد همین مجاهدین برای انحراف اذهان عمومی از داعش با عنوان عشایر انقلابی عراق یاد می کردند.
سزمان مجاهدین امروز در حال فروپاشی است و اعضای سازمان امروزه در خاک اروپا همانگونه که پیشبینی کرده بودیم در حال جدا شدن از این سازمان و تشکیلات عنکبوتی هستند، سران سازمان گمان می کردند با دعوت از جمهوری خواهان جنگ طلب امریکا می توانند از ریزش نیرو جلوگیری کنند اما همانگونه که قبل از ورود اعضای سازمان به آلبانی گفته بودیم هر روز روند جدا شدن افرادی که چشمشان به حقیقت باز شده شتاب بیشتری می گیرد، در واقع امروز در درون تشکیلات مجاهدین در تیرانا خبر چندانی از نیروی جوان نیست و همین تعدادی هم که باقی مانده اند در حال جداشدن هستند و با جدا شدن از سازمان گروگانگیر مجاهدین به دنبال تشکیل زندگی نوینی می باشند، با جدا شدن اندک نیروی جوان از سازمان و ماندن مابقی که عده ای پیر و از کار افتاده هستند بزودی سازمان مجاهدین تبدیل به آسایشگاه سالمندان مجاهدین خواهد شد.
نتیجه خیانت به خلق و میهن همین است که دست آخر در خفت خاری حتی در برابر اعضای خود هم جوابی نداشته باشند چه رسد به خلق قهرمان ایران.

ملاقات جنگ طلبان امریکا با مریم رجوی حمایت بی چون و چرا از تروریست است.

ملاقات جنگ طلبان امریکا با مریم رجوی حمایت بی چون و چرا از تروریست است.
وبلاگ ادوارد
16/08/2017

هر چه زمان می گذرد هم چهره امریکا و هم وابستگی مجاهدین به امریکا و مزدوران منطقه برای جهانیان آشکارتر می شود.
ملاقات اخیر تعدادی از جنگ طلبان امریکا با مریم رجوی که امروزه خود را همه کاره فرقه تروریستی می داند، تنها می تواند حمایت امریکا از تروریست جهانی تفسیر شود، زیرا امریکا خوب می داند که مجاهدین دارای چه سابقه ای هستند و دستشان حتی به خون مستآشاران امریکائی هم آلوده است، اما آیا این دیوانگان که در امریکا به قدرت رسیده اند ترور هم میهنان خود را فراموش کرده اند؟

البته که نه و هرگز هم فراموش نخواهند کرد، امریکا برای منافع خود در همه جای دنیا خصوصآ در منطقه ثروتمند خاورمیانه حاضر است تمام مردم منطقه را به خاک و خون بکشد، نمونه آن تربیت کردن طالبان و القاعده و داعش می باشد که با دست امریکا برای برهم زدن منطقه تربیت شدند و باعث کشتار مردم بی گناه و بی دفاع و به دنبال آن بی ثباتی منطقه و جهان را که خواست امریکا بود رقم زدند، تربیت گروه های تروریستی کاری است که خانم هیلاری کلینتون به آن اعتراف کرده، القاعده را در برابر شوروی سابق در جنگ سرد بین شرق و غرب قرار دادند که پس از فروپاشی شوروی پایش را در جنگ و کشتار منطقه باز کردند.

از قدیم گفته اند موش گرفتن گربه محض رضای خدا نیست، دلسوزی امریکا برای مردم ما یا کشورهای دیگر هم محض خاطر مردم آن کشورها نیست، تمام جنگ ها و کشتارها که امروز منطقه ما درگیرش هست به نوعی زیر سر امریکا برای رسیدن به منافع خود می باشد.

در دوران صدام به بهانه اورانیوم واینکه صدام در پی ساخت بمب اتم است و با بهانه نقض حقوق بشر و وعده های سرخرمن به مردم عراق صدام را سرنگون کردند که حتی به اعتراف خودشان یک گرم اورانیم هم درعراق پیدا نکردند، در آن دوران هم عده ای فکر می کردند که امریکا درهای بهشت را به روی مردم عراق باز خواهد کرد اما طولی نکشید که دروازههای جهنم را به روی مردم عراق باز کرد و بعد هم که متوجه شد ایران پایش را در عراق بازکرده قاعده بازی را با وارد کردن داعش به عراق عوض کرد تا به کشتار و بی ثباتی دامن بزند، نمونه دیگر هم سوریه است که با همان تاکتیک و کلک سوریه را به ویرانه تبدیل کرد،این سیاست امریکاست که کشورهای نفت خیزی که منافع امریکا را تآمین نمی کنند را به ویرانه تبدیل کند تا با چنگ اندازی به ثروت آن کشور برای سالیان دراز منافع خود را تآمین کند، اما سالهاست که همین سیاست را در قبال ایران دنبال میکند که به شکر پروردگار تا کنون انگشتش به آنجایش مانده و برای به کرسی نشاندن این بازی مرگبار به سراغ فرقه مجاهدین رفته که در دورانی دست به کشتار مستآشاران امریکا در ایران زده اند، همان کسانی که پس از فروپاشی اردوگاه اشرف حتی به یک اعضای مجاهد هم اجازه ورود به خاک خود را نداد چرا که امریکا مجاهدین را تروریست می داند اما برای پیشبرد هدف اتفاقآ به همین تروریست ها نیاز دارد تا بتواند به خیال خود آرامش داخلی کشور ما را هم مانند عراق و سوریه به هم بزند، اتفاقآ فرقه مجاهدین پتانسیل خوبی هم در مزدوری و هم در کشتار دارند و امریکا هم به این امر واقف است، بایستی هوشیار بود و مردم ایران البته هوشیار هستند و چون از مجاهدین تنفر دارند پس جای نگرانی نیست انگشت مجاهدین هم در آنجایشان خواهد ماند.