نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان

وبلاگ ادوارد 03/01/2019

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان

عالیجناب پاپ فرانسیس، ضمن تبریک خجسته زادروز عیسی مسیح پیام آور صلح و برابری و آزادی سال نو میلادی ۲۰۱۹ را ابتدا به شما و سپس به تمام مردم جهان تبریک می گوییم و امیدوارم که در این سال نو همه صلح دوستان در جهان بتوانند در تمام جهان آتش جنگ و ویرانی را خاموش کرده و صلح و آسایش را در تمام دنیا برقرار سازند که این همانا پیام عیسی مسیح این پیام آور بزرگ صلح و برادری است.

عالیجناب:

اینجانب ادوارد ترمادو از ارمنه ایران هستم که درشروع جنگ هشت ساله بین ایران وعراق درسال 1980 اسیر نیروهای عراقی شدم، مدت 9 سال را دراردوگاه های اسیران ایرانی درعراق بسربردم و در دوران اسارت نامه های بسیاری برای عالیجناب پاپ فقید(پاپ جان پل دوم) ارسال نمودم وبالاخره پس ازمدتی مورد لطف ایشان قرار گرفتم و دراردوگاه رمادی عراق توسط کاردینال راجرز و سه اسقف دیگر که از سوی ایشان برای دیدار ازاینجانب از واتیکان فرستاده شده بودند دیدار کردم.
درآن ملاقات به من گفته شد که واتیکان این فرمان را از عالیجناب پاپ دارد تا برای آزادی من از اسارت اقدام کند ومن پس از آن می توانم درهر کجای دنیا که مایل هستم زندگی کنم.

برای من ملاقات با مقام های واتیکان آنهم در اردوگاه اسیران و به عنوان یک اسیر جنگی بسیار افتخار آمیز بود و البته غیر قابل باور، اما برایم پیامی هم داشت و آن اینکه هنوز هم انسان های ارزشمندی وجود دارد که درهمین دنیائی که مادیات و تجملات جای انسانیت را گرفته به فکر انسان و انسانیت باشند و برای رفاه مردم تلاش و تقلا می کنند.

عالیجناب پاپ فرانسیس:

کلیسای کاتولیک همیشه در هر گوشه ای که جنگ و خونریزی آغاز شده با دخالت صلح آمیز خود تلاش نموده تا آتش جنگ را خاموش کند و این سیاست را از دیر زمان دنبال کرده و حتی در مواردی هم پاپ شخصآ مداخله نموده تا جلوی کشتار و خونریزی گرفته شود،اما امروز متآسفانه این سیاست کلیسای کاتولیک کمرنگ شده و گوئی مانند گذشته در چنین مسائلی دخالت نمیکند،امروز کشور من ایران تحت ظالمانه ترین تحریم های غیر انسانی از سوی امریکا قرار گرفته و مطمعنآ این تحریم ها اثر مخرب خود را بر مردم می گذارد و نه مقامات حکومتی، اگر چه مقامات امریکائی تآکید دارند که منظور از تحریم ها حکومت ایران است و نه مردم، اما این دروغی بیش نیست و این تنها مردم ایران هستند که بار تحریم های ظالمانه امریکا را بدوش می کشند، آیا واتیکان این ظلم را که بر مردم ایران از سوی عده ای در کاخ سیاه امریکا اعمال شده نمی بیند؟ حتی یک اطلاعیه ساده از سوی واتیکان در رابطه با محکوم کردن تحریم های غیر انسانی علیه مردم ایران می تواند تاِثیر گذار باشد.

عالجناب:

در این میان متآسفانه گروه های ایرانی در همین اروپا هستند که با نام اپوزاسیون و مخا لفین جمهوری اسلامی و در پوش مبارزه با جمهوری اسلامی ایران هیزم بیار معرکه شده و برای بدتر کردن اوضاع درونی کشور و برهم زدن همین زندگی تحت تحریم دنباله رو امریکا و متحدان او در منطقه خاورمیانه شده و تلاش می کنند که امریکا را وادار به حمله نظامی به ایران کرده تا شاید از نمد جنگ و کشتار مردم بیگناه ایران کلاهی گیرشان بیاید و دستشان به قدرت برسد، این گروه که مجاهدین خلق نام دارد و فرماندهی آن در اورسورواز فرانسه مستقر می باشد دارای پرونده ای سیاه می باشند که برای به دست گرفتن قدرت در ایران دست به هر جنایتی زده و اولین گروهی بود که پس از انقلاب 1979 در ایران ترور و خونریزی را در جامعه ایران نشرو گسترش داد، این گروه که در دوران صدام دیکتاتورعراق تحت نام اپوزاسیون ایرانی درعراق در زمان جنگ هشت ساله ایران وعراق به مردم خود پشت کرده و تمامی اطلاعات نظامی کشور را به ارتش عراق منتقل می کرد تا سربازان ایران را زیر بمب ها و موشک های عراق نابود کند، در مقابل صدام برای قدردانی از آنان پایگاه، امکانات نظامی و پول نفت مردم عراق را در اختیارشان قرار می داد تا بیشتر و بیشتر در درون کشور دست به شرارت بزنند، پایگاه مجاهدین درعراق به نام اشرف که در واقع مانند زندانی بود که ورود به آن آسان و خروج از آن به سختی عبور از هفت خان رستم می نمود محل سشتشوی مغزی کسانی بود که برای آزادی مردم ایرن با دلی ساده و با این تفکر که این گروه یک گروه دمکراتیک و مردمی است تمام زندگی خود را رها کرده و به این گروه پیوسته بودند بود، شستشوی معزی که توسط سران گروه که امروزه به فرقه تبدیل شده اند همان کسانی را پرورش داد که در سال 2003 در برابر چشمان بهت زده مردم اروپا خود را در خیابان های اروپا به آتش کشیدند و اوج وحشیگری فرقه خود و سران فرقه را به نمایش گذاشتند.

عالیجناب:

12 سال درفرقه مجاهدین بودم ودراین مدت تلاش بسیاری برای خروج ازاین دایره شوم نمودم اما درب های سازمان برای خارج شدن بسته بود وهنوز هم اینچنین است، دراین 12 سال پرپیچ و خم روزگار سخت وطاقت فرسائی را گذراندم هیچ روزنه ای برای پا گذاشتن به دنیای آزاد وجود نداشت، در درون تشکیلات مجاهدین همه چیز تحت کنترل بود، اخباری که برایمان پخش می شد مداربسته و انتخاب شده بود، تلفن وجود نداشت، ازاینترنت خبری نبود حتی نامه نگاری با اقوام ممنوع بود، خروج از قرارگاه ممنوع بود، روزانه نشست های تفتیش عقاید به شیوه گشتاپوئی همه را کلافه کرده بود، سیستم را طوری پیش می بردند که هر فردی برعلیه دیگری خبرچینی می کرد، دراین میان بیشترین استسمار شامل حال زنان بود، زنانی که فریب دروغگوئیهای رهبری سازمان را خورده بودند و تمام هستیشان را در بیابان های عراق به پای دروغهای رجوی ها از دست داده بودند، متآسفانه امروز هم که این فرقه از عراق به آلبانی منتقل شده اعضای خود را به همان شیوه قبل تحت کنترل دارد و حتی به پدران و ماردان اعضای خود اجازه ملاقات با فرزندانشان را نمی دهد و در آلبانی هم زندان دیگری به نام اشرف 3 بر پا نموده و با دروغ و دغلکاری افراد بیگناه را در درون تشکیلات خود به اسارت گرفته و اجازه هیچگونه ارتباط با بیرون را به آنان نمی دهد، ازدواج در این فرقه سی سال است که از طرف رهبرشان ممنوع شده و حق دوست داشتن از افراد با بهانه های ارتجاعی گرفته شده، از طرف رهبر فرقه مسعود رجوی خانواده لانه فساد اعلام شده و هر کس که حتی در ذهن خود به فکر خانواده باشد از نظر سران فرقه خائن تلقی می شود.

عالیجناب پاپ فرانسیس:

با این توضیحات کوتاهی که در مورد این گروه ضد ایرانی و ضد بشری دادم آیا می توان این گروه را یک گروه یا سازمان انقلابی و یا مردمی دانست؟ و آیا می توان باور داشت که این گروه می تواند در آینده برای مردم ایران دمکراسی به ارمغان بیاورد؟ در حالیکه هزاران بار در همین اروپای آزاد و دمکراتیک اعضائی که مانند اینجانب از تشکیلاتشان جدا شده ایم و اکنون برای آگاهی مردم ایران به این تشکیلات انتقاد می کنیم را تهدید به مرگ کرده اند؟ واقعیت این است که این فرقه در اروپا وامریکا چهره دیگری از خود نشان داده تا بتواند ازآزادی هائی که دراروپا و امریکا وجود دارد استفاده کند و خود را اپوزاسیون رژیم کنونی ایران قلمداد کند، در حالیکه دردرون ایران و درمیان مردم ستمدیده ایران از هیچگونه پایگاه مردمی برخوردار نیست و مردم ایران این سازمان را بکلی طرد نموده اند.
رهبران فرقه مجاهدین ادعا می کنند که از سال 2003 عملیات مسلحانه انجام نداده اند اما بایستی در نظر داشت که اگر حکومت صدام حسین سقوط نمی کرد واگر ارتش امریکا آنان را به زور خلع سلاح نمی کرد آنان همچنان به عملیات های تروریستی خود در درون ایران ادامه می دادند.

عالیجناب:

به عنوان یک مسیحی ازشما درخواست دارم تا برای آزادی افرادی که اکثرآ تمایل به ماندن در تشکیلات مجاهدین را ندارند اما برحسب زور و ترس در تشکیلاتی مخوف گرفتار هستند اقدام انسانی نمایید، متآسفانه فرقه مجاهدین حتی در آلبانی هم زندگی آنان را تحت کنترل خود دارد تا مبادا کسی از این دایره شوم خارج شود،هر اقدام بشر دوستانه ای که از سوی جنابعالی و یا هر کس دیگر دراین مسیر و برای آزادی این افراد که بعضآ بیش از30 سال است که از جامعه عادی دور مانده اند برداشته شود مطمعنآ قابل تحسین است و مردم ایران هرگز این اقدام بشر دوستانه را فراموش نخواهند کرد، جنابعالی به عنوان رهبر اکثریت مسیحیان جهان و به عنوان یک مسیحی صلح دوست بار مسئولیتی را بر عهده دارید که آن هم تلاش برای صلح و آزادی انسان هاست همان کاری را که عیسی مسیح به تمام ما تعلیم داده، قدم گذاشتن در راه عیسی مسیح مهیا کردن آزادی کسانی است که در چنگال اهریمنان گرفتار هستند.

آرزو دارم که در سال 2019 درانجام وظائف خود در راه بثمر رساندن رسالت عیسی مسیح که همانا استقرار صلح و آزادی و برابری درجهان است موفق باشید، با آرزوی سلامتی برای جنابعالی و موفقیت درمسئولیت هایتان و با آرزوی استقرار صلح و آزادی در تمام جهان .

ارادتمند:
ادوارد ترمادو
سوم ژانویه 2019
آلمان

Advertisements

میلاد عیسی مسیح مبشرصلح و آزادی و سال نو میلادی 2019 مبارک باد

وبلاگ ادوارد 24/12/2018

میلاد عیسی مسیح مبشرصلح و آزادی و سال نو میلادی 2019 مبارک باد

میلاد عیسی مسیح مبشرصلح و آزادی و سال نو میلادی 2019 را به تمام مردم دنیا و هموطنان عزیز ایرانی ،خصوصآ هموطنان مسیحی ایران تبریک می گوییم و امیدوارم که سال 2019 سال صلح و آرامش و پایان کشتار و خونریزی در تمام دنیا باشد کشتار و خونریزی و برادر کشی که توسط کشورهای قلدور و قدرتمند و گروه های تروریستی دست سازشان تنها برای چنگ زدن به قدرت و منافع اقتصادی، امروز منطقه خاورمیانه را فراگرفته.

هموطنان عزیز، امروز مردم ایران عزیز،با بهانه های واهی تحت تحریم های غیر انسانی و غیر قانونی کسانی قرار گرفته اند که خود برای منافع اقتصادی جنگ و خونریزی را در منطقه ما براه انداخته اند و از همین بی ثباتی منطقه سالیانه میلیاردها به جیب می زنند،برایشان مرگ انسانها اهمیتی ندارد، ویرانی کشورهای منطقه هم برایشان ارزشی ندارد، مرگ کودکان هم برایشان بی ارزش است و دم از حقوق بشر هم می زنند، در مواردی هم چمشان را بر جنایت های علنی حکامی که حامیشان هستند می بندند زیرا برایشان سلطه و منافع مهم است نه جان انسانها، ایران علیرقم تمام مشکلات داخلی و توطعه های بین المللی اگر چه از شر جانیان داعشی به شکرانه خداوند دور مانده، اما در خارج کشور متآسفانه گروه های رانده شده از جامعه ایران مانند فرقه ورشکسته مجاهدین آتش بیار معرکه شده و هر سازی را امریکا بر علیه ایران و ایرانی می نوازد اینان میمون وار جست و خیز می کنند تا با خیال خود نزد ارباب بزرگ به چشم آیند، همین فرقه بدون شرم اولین حامی تحریم های ضد ایرانی است و بارها در گذشته با لابی گری تلاش نموده تا با تشویق امریکا به حمله به ایران دریای خون بپا کند، و متآسفانه همین فرقه مجاهدین که در رآس آن خانم مریم رجوی قرار دارد هر ساله به بهانه عید میلاد عیسی مسیح در کلیسا حاضر می شود تا با روشن کردن شمع در برابر تمسیل مادر مسیح حضرت مریم نقش آفرینی کند یا برای ایرانیان مسیحی اشک تمساح بریزد تا هم مسیحیان ایران و هم مردم اروپا را فریب دهد و خود را به عنوان کسی جا بیاندازد که به تمام ادیان الهی اعتقاد دارد و به عنوان یک مسلمان مدرن برایشان احترام قائل است، با اطمینان می گوییک که تا کنون هیچ مسیحی ایرانی را ندیده ام که نظر مثبتی نسبت به این فرقه داشته باشد.
اما تمام این حرکات کاذب و این ادا و اطوارها را بایستی در عملکرشان سنجید،ایشان در حالی در کلیسا ظاهر می شود که حتی به اعتقادات خودش هم پایبند نیست، تنها برخورد با خانواده های اعضای به بند کشیده شده در تشکیلات فرقه، نشاندهنده ایمان و اعتقاداتشان را برملا می کند، همان خانواده هائی که برای دیدار عزیزانشان در مقابل اردوگاه اشرف به دستور فرماندهان فرقه مجاهدین بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، و با تهمت های گوناگون مواجه شدند، جرمشان چه بود؟ آیا دیدن فرزند جرم است؟ هر چقدر فرقه مجاهدین ظاهر خود را بزک کند و هر اندازه که در مناسبت ها نمایش های گوناگون اجرا کند فایده ای ندارد و کسی دروغ هایشان را باور ندارد، عیسی مسیح در مورد چنین کسانی اینچنین می گوید،شمایان مانند ظروفی هستید که از بیرون تمیز و براق است اما در درونتان مملو از کرم و حشرات دیگر، و براستی که چنین است باطن مجاهدین،حرفشان چیز دیگری است اما عملشان کاملآ برعکس، عملکردشان ضد انسانی و ضد میهنی است و گر نه با شعار دمکراسی افراد را در آلبانی در درون زندان دیگری به نام اشرف ۳ حبس نمی کرد، با شعار آزادی و دمکراسی منتقدین خود در اروپا را به مرگ تهدید نمی کرد، دوازده سال در سازمان مجاهدین و در تشکیلات آنها این را به من آموخت که هرگز هیچ یک از وعده ها و حرف های فرقه مجاهدین را باور نداشته باشم.

هم میهنان عزیز، در حالی سال 2018 میلادی را پشت سر می گذاریم که از ورود فرقه رجوی در اوت 2014 تا کنون شاهد ریزش شدید نیرو در این فرقه بوده ایم, و بسیار خوشنود هستیم که تلاش و افشاگری بی وقفه اعضای سابق و جدا شده از فرقه دیکتاتوری رجوی جواب داده و به اعضای در بند در زندان جدید اشرف سه در آلبانی اطمینان داده که آزادی واقعی در خارج از چهارچوب تشکیلاتی فرقه وجود دارد و می توان بدون آقاو خانم بالا سر آن را براحتی به دست آورد، تنها با اندکی اراده و همت می توان تصمیم جدی برای خروج از زیر بار این فرقه گرفت و خود را تا آخر عمر در دنیای آزاد دید.

دوستان عزیز که هنوز در اسارت فرقه در غربت هر شب در نشست های دیگ و قابلمه با تفتیش عقاید قرون وسطائی روبرو هستید، در این روزهای مقدس که زادروز پیام آور صلح و آزادی عیسی مسیح هست مطمعآ باشید که با اراده برای آزادی از زیر بار استسمار، هم او مسیح کمکتان خواهد کرد تا آزادی واقعی را لمس کنید آنگاه متوجه خواهید شد که همین سران فرقه در این سه دهه چه کلاه گشادی برسرتک تک ما با نام خدا و پیغمبر و دین و آزادی و دمکراسی گذاشته اند.
باز هم مسیح در مورد اینان چنین می گوید:
از پیامبران دروغین برحذر باشید، آنان در لباس گوسفندان نزد شما
میایند اما در باطن گرگان درنده هستند، آنها را از میوه هایشان خواهید شناخت
درخت نیکو میوه نیکو می دهد و درخت بد میوه بد
نگاهی به میوه های سازمان بیندازید، اسارت، کشتار، بمب گذاری، مرگ و خون، از هم پاشیدن خانواده ها، و حالا هم تلاش برای فشار هر چه بیشتر و تحریم هر چه بیشتر توسط امریکا به مردم مظلوم ایران کدام یکی از اعمال فرقه میوه نیکو است؟
اینان علف های هرز هستند که اکنون در حال خشک شدن و متلاشی شدن می باشند.
موفق باشید.

چگونه می خواهند گذشته مغلوب را به آینده ببرند،نعل وارونه مشهدی رحمان کریمی

وبلاگ ادوارد،07/11/2018

چگونه می خواهند گذشته مغلوب را به آینده ببرند،نعل وارونه مشهدی رحمان کریمی

در سایت آفتابه داران مجاهدین برای پیدا کردن یک آفتابه مرغوب پرسه می زدم که به مطلبی از مش رحمان برخوردم، این قلمزن رجوی در مطلبش تلاش کرده تمام وضعیت فرقه مجاهدین را به دیگران نسبت دهد تا شاید بتواند از تنفری که در نسل جوان ایرانی نسبت به فرقه رجوی وجود دارد را بکاهد، اول بهتر است به این قلم به دست ناشی بگوییم که مجاهدین در درون ایران و در جامعه ایرانی چیزی که زیاد دارند نفرت و تنفر مردم ازاین مزدوران است، مشتی جان با نوشتن چرندیات پوچ و نسبت دادن آن منجلابی که مجاهدین در درونش گیر کرده اند به دیگران نه تنها از تنفر مردم ایران نسبت به این فرقه کم نمی کند بلکه نفرت بیشتری هم نسبت به فرقه عزیزتان ایجاد می کند.

در ابتدای مطلب مشت رحمان آمده:
آب که خیلی گل آلود شد ، هوس صید به سر هر ماهیگیری می زند . صیادی ، هم وسیله مناسب می خواهد و هم تجربه و مهارت و تدبیر . ورنه به جای ماهی ، لنگه کفش یا بلوز مغروقی بیچاره سر چنگک بالا می آید و موجب خنده می شود،حال حساب کنید ماهیگیر ترسو و ناشی که بخواهد کوسه خونخوار را شکار کند .

بایستی گفت که فرقه مجاهدین صدها بار تلاش کرده تا از آب گل آلود ماهی بگیرد، اتفاقآ وسیله مناسب را هم داشت، همان توپ و تانک و سلاح های صدام و قرارگاه وووو خودش هم مدعی بود که در کارش حرفه ای است اما هر شش ماه یکبار و قتی قلابش را از آب بیرون می کشید اتفاقآ همان لنگ دمپائی سر قلابش می افتاد و تمام دنیا هم هر هر به ریش نداشته این ماهیگیر خودپسند می خندیدند، عجب تحلیل درستی کردید اما آدرس را اشتباه رفتی، اما نمی دانم این ماهیگیر نترس که دنبال صید کوسه بود چرا یکمرتبه قلاب ماهیگیری را ول کرد و در رفت، هنوز هم از ترس کوسه پیداش نیست، مشتی تو می دونی کجاست؟

سپس ادامه می دهد:

در سال ۶۳ شمسی که ما به تبعید آمدیم ، ساواکی ها از ترس ایرانیان خود را پنهان می کردند و جرأت آفتابی شدن را نداشتند. هرچه جنایات و مصائب اجتماعی و سیاسی خمینی دجال بیشتر و بیشتر شد ، ساواکی ها و دیگر مزدوران و مقامات رژیم ستم شاهی خود را در برابر خمینی و رژیم ولایت فقیه او سربلندتر و آبرومندتر دیدند. کار بدانجا کشید که جنایتکاران آنان شروع کردند به افتخار !! خاطرات خود را در هفته نامه « نیمروز » نقل کردن . تیمسار و سرهنگ ساواکی روی دست هم بلند می شدند که ما این بودیم و آن بودیم. آب هوس قدرت از لب و لوچه آن بازماندگان نظام ستم شاهی ، جاری و ساری شد.
عمو جون اگه ساواکی ها و مقامات حکومت پهلوی و تیمسار هاو سرهنگ هاش خاطرات خود را در نیمروز چاپ می کردند، لااقل جرآت این کار را داشتند و به دروغ یا راست برای اعمال خلاف خودشون توجیه داشتند، اما سران فرقه رجوی نه تنها این جرآت را ندارند بلکه خوب می دانند که اگر خاطرات خودشون را چاپ کنند باعث تمسخر خلق قهرمان ایران خواهند شد، چوم مجبور می شوند که یک مشت دروغ را به عنوان خاطرات تحویل مردم بدهند، حالا هم همین که در فضای مجازی مثل یوتیوپ عکس یکی از رهبرانتون چاپ می شه خلق قهرمان ایران هزاران فحش و بد و بیراه زیرش نثار می کنند، خودمونیم آب هوس قدرت از لب و لوچه مجاهدین چهل ساله که ساری و جاریست، اما….
شما با کلمات توهین آمیز خود نسبت به دیگر کسانی که خود را اپوزاسیون رژیم می دانند تنها سوزش درونی فرقه مجاهدین را به نمایش گذاشتید چونکه در اعتراضات دی ماه کسی در ایران اسمی از فرقه کشتی به گل نشسته شما و ماهیگیر فراری نیاورد، همین بی اعتنائی مردم ایران به همه جهان و جنگ طلبان امریکائی نشان داد که دیگران بیش از فرقه رجوی در ایران جا دارند، با به سخره گرفتن آقای پهلوی راه به جائی نخواهید برد، البته از ابتدا هم رجوی در دوران اوجش زیر چتر صدام همین کار را میکرد یعنی خنک کردن جای سوزش با تمسخر دیگران، اما خود دیدی که ره به ناکجا آباد برد، چنان از ترس دیگران صحبت میکنی انگار رجوی دل شیر داشت، نه، این شیر خفته شما (رجوی) بارها در مواقعی که جانش در خطر بوده اعضای خود و حتی عزیزانش را وسط معرکه رها کرده و فلنگ را بسته، هم در سی خرداد ۶۰ و هم در فروپاشی کاخ اربابش صدام، در ضمن اگر دست در جیب رهبرت بکنی سکه ای که دو رویش یکی باشد یافت می شود، میگی نه امتحان کن.
در جای دیگر مش رحمان چنین میفرماید:
تا آنجا که مسئله برمی گردد به مقاومت ایران ، بانوی پرچمدار شجاع و رزمنده مریم قهرمان بارها به صراحت گفته است : هرکه و هر جریانی می تواند رژیم ولایت فقیه را ساقط کند ، بفرما ! دراین بیان صادق و قاطع رگه پنهان طنز در فعل امر بفرما هست که برای رنود اهل سخن قابل فهم است. در سال ۸۸ شمسی بود که مسعود قهرمان گفت : یک خیمه در خاوران برای ما کافی ست.
این سخن برای ما اعضای جدا شده که عمری را در درون تشکیلات مجاهدین بودیم بیشتر قابل فهم است، اما نه آنطور که جنابعالی برداشت کردی، حضرت آقا، رجوی اگر جای ترامپ هم باشد از قدرت سیری ندارد، البته به قول معروف خدا خر را دید و شاخ نداد، باور کن منظورش از خیمه خاوران، گسترش خاوران برای کشتار بیشتر است چون در همین اروپای آزاد هم بارها اعضای جدا شده از فرقه را تهدید به مرگ کرده وای به حالی که دستش به قدرت برسد و در خاوران خیمه بزند، رجوی و بانوی پرچمدار شما که البته پرچمش اکنون سوراخ سوراخ شده تعارف بی جا کردند، اینان همان کسانی هستند که در اردوگاه اشرف عربده سرمی دادند که هر کس قصد مبارزه با رژیم را دارد بایستی تحت هژمونی ما قرار بگیرد، این عربده از ۳۸ سال پیش تا کنون ادامه دارد، این یعنی دمکراسی از نوع رجوی، می دانی چرا؟ چون خوب می دانند هیچ گروه یا جریان سیاسی هرگز با این مزدوران ائتلاف نخواهد کرد، جریانات سیاسی در خارج از کشور این تجربه را از سال ۶۲ دارند که تمامی کسانی که با به اصطلاح شورای ضد ملی مخالفت ائتلاف کرده بودند به نوبت از شورا فرار کردند به دلیل دیکتاتوری که رجوی بر شورا حاکم کرده بود، الان هم اگر حرف خانم پرچمدارتان جدی است پس چرا آقای پهلوی و دیگران را که مدعی آپوزاسیون هستند در مقالاتتان مسخره می کنید؟ پس معلوم می شود که خیمه خاوران ادعائی رجوی دروغ محض است و رجوی اتفاقآ تماتمیت خواه و سیری ناپذیر است، و با همین به سخره گرفتن دیگر گروها اتفاقآ ۳۸ سال است که جلوی روند دمکراسی در ایران را سد کرده، اگر از نظر شما و به قول شما پهلویچی ها از محاسبه قدرتهای جهانی حذف شده اند، این در مورد فرقه رجوی صدق می کند که اخیرآ خانم الیزابت استیکنی سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که فرقه رجوی جائی در مردم ایران ندارد، به زبان فارسی هم گفت که برای خرمردرندان قابل فهم باشد، اما شماها باز هم به لفت لیس ته کاسه امریکا و سعودی ادامه می دهید و اگر کسی سرکیسه را شل کرده و به جائی نرسیده فرقه شما و سرانش نزد امریکائی ها کارشان از شل کردن هم گذشته و به جائی نرسیده اند،لطفآ شعر سعدی را هم خراب نکنید، این بیت ربطی به کارهائی که فرقه شما کرده ندارد، سعی کنید در مقالات بعدی واقعیت ها را منعکس کنید، برای فردی به سن و سال شما دروغ گفتن عیب بزرگی است.

پیام شماره ۱۱ مسعود رجوی، تولیدی کمدی از سوی سران فرقه

پیام شماره ۱۱ مسعود رجوی، تولیدی کمدی از سوی سران فرقه

وبلاگ ادوارد 26/11/2018

اخیرآ سایت های فرقه رجوی پیامی از سوی مسعود رجوی را در سیمای خود با نام کمدی دوران آماده باش سرنگونی پخش کردند که البته پیام توسط گوینده سیما روخوانی می شد، نکته ای که در این پیام تکراری وجود دارد اینکه اولآ این انشاء رجوی نبود و سران فرقه تلاش کرده بودند تا از کلماتی استفاده کنند که مسعود رجوی قبلآ ها بکار می برد، این برای کسانی که در درون تشکیلات بوده و سالیان سال پیام های رجوی را شنیده و با ادبیات او آشنا هستیم کاملآ معلوم و آشکار است، البته در همان دورانی هم که خود مسعود رجوی در صحنه حاضر بود تمام اعطلاعیه ها را سید المحدثین و محمد علی توحیدی می نوشتند، اما تفاوت اینجاست که در آن دوران رجوی نوشته ها را چک می کرد و تصحیح می نمود، و بعد پخش می شد، این موضوع را هم شبی خانم رجوی در یک نشستی که خودش بدون مسعود برگزار کرده بود گفت و یقه هر دوی آنان را گرفت و گفت: خجالت نمی کشید بعد از این همه سال کار کردن در کنار مسعود هنوز یک اعطلاعیه را نمی توانید به تنهائی بنویسید ؟ و حتمآ مسعود بایستی آن را چک و تصحیح کند؟

پیام اخیر را هم این دو نوشته بودند اما بدون تصحیحات مسعود، به همین علت هم تلاشان برای کپی کاری کاملآ مشهود بود، اما از این که بگذریم کل پیام خیلی کمدی بود، چرا؟ فکر کنم که رجوی در این مدتی که در غیبت بسر می برد خبر درستی از وضعیت سازمانش و افرادی که در آلبانی هستند ندارد، یا شاید او را در جریان قرار نمی دهند تا مبادا ناراحت شود، و شاید هم خوب می داند اما وارفتن نیرویش را به روی مبارک نمی اورد، اما چون فرد زیرک و باهوشی است می داند و خوب هم میداند که دیگر ارتش آزادی وجود ندارد و ارتش مزبور را خودش با دست خودش درعراق از هم پاشید چون نتوانست در مقابل ریئس جمهور امریکا شاخ و شانه بکشد و نفس کش بطلبد، همین رجوی ادعا داشت که در برابر امریکا خواهیم ایستاد اگر به عراق حمله کند، اما دیدیم که با چه سرعتی دستش را در برابر امپریالیسم بالا برد و در برابر فرماندهان ارتش امریکا تا کمر خم شد و افراد بیچاره را در بیابان ها رها کرد و درست مثل سی خرداد سال ۶۰ فلنگ را بست.

حالا اگر فرض کنیم که رجوی در کار نیست و یا هست اما سران فرقه نمی خواهند ناراحتش کنند، ببینیم این پیان در خود چه دارد، در جایی از این به اصطلاح پیام، رجوی از ارتش آزادیبخش می خواهد تا قبل از هر چیز عزم جزم کنند و برای آماده سازی خود در دریای شورش و انقلاب شیرجه بزنند،شمشیرها را هم جلا و صیقل بدهند، بایستی از نویسندگان این پیام منتسب به مسعود رجوی پرسید، کدام ارتش آزادیبخش، منظورتان همین افرادی هستند که هر ماه چند نفرشان از مناسبات و تشکیلات شما فرار می کنند؟ منظورتان همین افرادی هستند که دیگر نفسی برایشان نمانده و اکثرآ بالای ۶۰ سال سن و سال دارند؟ منظورتان همین افرادی هستند که به محض خارج شدن از تشکیلات قرون وسطائی شما دهان خود را به افشاگری از درون مناسبات شما باز می کنند و بخاطر برباد رفتن عمر و جوانی خود در تشکیلات استالینی شما سران فرقه را لعن و نفرین می کنند؟ یا منظورتان ارتش دیگری است؟ اگر فکر می کنید که در منطقه صدام دیگری وجود دارد سخت در اشتباه هستید، سعودی ها آن خ……..ی صدام را ندارند، و کدام شمشیرها اگر منظورتان سلاح است که همه را دو دستی به امریکائی ها تقدیم کردید، شاید منظورتان شمشیرهای شیوخ سعودی است که ترامپ را هم با آن شمشیرها رقصاندند؟ در ضمن سی سال در انقلاب دروغی مریم و در دیگ و قابلمه هایش شیرجه زدند که امروز با همان انقلاب قلابی و پوچ و مردم فریب در این نقطه قرار گرفتید،البته با همت و فداکاری مسعود رجوی.

گوینده پیام را با عشوه و ناز خاصی یک در میان با ادغام آهنگی قرائت می کرد تا شاید با کلفت کردن صدا بتواند به این کمدی مضحک جدیت بخشد، اما این ترفند ها بر کسی اثری ندارد، بروفکر نون باش.

اگر چه این پیام هم مانند چهاردهه گذشته از سرنگونی رژیم خبر می دهد، البته با یک تفاوت آنهم اینکه در گذشته هر شش ماه یکبار رژیم را سرنگون می کرد اما در این مطلب از فراز و نشیب و طول کشیدن سرنگونی خبر می هد، چرا؟ چون سی و هشت سال هر شش ماه یکبار را دیگر اعضای دربند در آلبانی قبول ندارند و حالا مجبور هستند برای فریب دادن اعضا از این ترفند استفاده کنند که هم نشیب و فراز دارد و هم طول می کشد، خنده دار تر از این نمی شد.
در قسمت دیگری نویسندگان پیام می پرسند که اصل موضوع چیست؟ و خود اینچنین پاسخ خود را می دهند و اصل موضوع را به شلوغی های دی ماه ۹۶ ربط داده که در آن شلوغی ها کسی اسمی از این فرقه مخوف نیاورد و هیچ شعاری در رابطه با این خودشیفتگان الکی خوش در جایی شنیده نشد و اتفاقآ در همان ایام بود که مردم ایران با بی اعتنائی به این فرقه متوهم نفرت خود را از فرقه رجوی بنمایش گذاشتند و سران فرقه هم تنشان به لرزه افتاد و از سر سوزش تلاش می کنند که هی خود را به شلوغی های ۹۶ بمالند شاید از این مالیدن چیزی بماسد.
رجوی راست می گویید شرایط به گذشته باز نمی گردد، واین همان چیزی است که بایستی آویزه گوشش کند، همانگونه که در بالا هم اشاره شد دیگر در منطقه صدامی رجود ندارد که شمایان را استخدام کند تا تحت فرمان ارتشش ایرانی کشی کنید یقین دارم بن بستی که رجوی از آن دم می زند همان بن بستی است که پس از عملیات فروغ در عراق برایش ایجاد شد و اکنون هم در بن بستی به نام آلبانی گرفتار شده.

همه با تحلیل های مجاهدین خصوصآ تحلیل های ابکی رجوی آشنا هستیم، در دوازده سال که بنده در خدمت تشکیلات ایشان بودم تحلیل های فراوانی از زبان ایشان شنیده ام که حتی یکی از آنان واقعی از آب درنیامد و خودش هرگز پاسخگو نبوده، در بهترین حالت اگر هم کسی جرآت می کرد و از رجوی می پرسید که شما گفتید این جریان فلان می شود اما نشد برای فرار از پاسخ دادن می گفت گفتم که گفتم و بعد هم خانم رجوی به صراحت اعلام کرد که مسعود تنها به خدا پاسخگو است یعنی خفه سؤال نکنید، حال در این سناریو تحلیل کمدی دیگری ارائه داده، که هرگونه برون رفت جدی و واقعی چه در زمینه اقتصادی چه در زمینه سیاسی و بین المللی به معنی نفی پایه ها و موجودیت رژیم ولایت است، این تحلیل را به خاطر بسپارید تا بعد به آبکی بودن آن پی ببرید، چون از این نوع تحلیل ها بسیار شنیده ایم، مثل دروان خاتمی که رجوی بسیار گفت که خاتمی به دور دوم نمی رسد و یا اگر هم رسید رژیم او را ترور خواهد کرد، اما دیدیم که نشد و آبکی بود، حال سؤال این است، اگر رژیم از این بن بست بیرون رفت و اتفاقی نیفتاد آیا شما از رو خواهید رفت یا برای در رفتن از پاسخگوئی فیل دیگری هوا خواهید کرد؟ یا نه، شما تنها به خدا پاسخگو هستید؟

به فرقه و سرانش باید گفت که تلاش کنید تا در اطلاعیه ها و پیامها یتان اسمی از خلق قهرمان ایران نیاورید، چون شماها با جلوگیری از دیدار همان خلق قهرمانی که فرزندان آنان پاکبازانه به شما پیوستند هم توهین کردید و هم تهمت ناروا زدید، همان پدران و مادرانی که یک زمانی مسعود از پشت تریبون در اردوگاه اشرف به آنان درود می فرستاد اما بعد ها همان مادران و پدران را مورد حمله و هجوم وحشیانه قرار دادید، بله چرخه تکامل همین است که شما را از کجا آباد به ناکجا آباد برد، پس خلق قهرمان را فراموش کنید و به ریش شیوخ سعودی و دار و دسته کاخ سفید نشینان جنگ طلب بچسبید و تا می توانید حامی تحریم های ظالمانه باشید، همان تحریم هائی که قلب خلق قهرمان ایران را هدف قرار گرفته که منفعت بیشتری از نظر مالی برایتان دارد.

تحلیل بعدی ایشان هم مانند تحلیل های دیگرش بی معنی است، می گوید: رژیم در این بحبوحه به چه مسیری میرود؟ و پاسخ میدهد: واضع است که از خدا میخواهیم دشمن ما ( یعنی رژیم) عقب بنشیند و وا برود در این صورت سریعآ انطباق پیدا می کنیم و اضافه می کند البته بایستی بنا را بر سرکوب گذاشت.
دقیقآ همین تحلیل را در دوران جنگ هم داده، در آن ایام کرارآ می گفت از خدا می خواهیم که رژیم آتش بس راقبول کند در عرض یک هفته سرنگون خواهد شد، اما دیدیم آتش بس را قبول کرد و از آن ایام تا کنون هم سی سال و چهار ماه می گذرد اما این رژیم سر جایش هست، در این مدت هم صدام ارباب مجاهدین سرنگون شد و هم خود مجاهدین با موشک انقلاب مریم به آلبانی پرتاب شدند.

یکی از دورغهای اساسی فرقه هم در این قسمت نمایان می شود وقتی که کانون های شورشی را وارد صحنه می کند، داستان کانون های شورشی درست مانند همان داستان ستاد داخله مجاهدین است که اساسآ موجودیت آن تنها در اردوگاه اشرف بود و بس، اما رجوی با دو هدف فیلی به نام ستاد داخله هوا کرده بود تا هم مردم را گمراه کند و اینطور وانمود کند که مجاهدین در داخل ایران ستاد دارند و هم اینکه افراد را در اردوگاه اشرف با صادر کردن اطلاعیه های دروغی ستاد داخله و ادعاهای دروغی راهی عملیات درونی برای شهید سازی کند، اطلاعیه های دروغی هم به این شکل بود که هر تیمی را که راهی عملیات در درون ایران می کرد تیم مزبور بازگشتی نداشت، پس از چند روز بی خبری از تیم اطلاعیه ستاد داخله را پخش می کردند که فلان تیم عملیاتی در فلان شهر با پاسدارها در گیر شدند و انبوهی پاسدار را از پای درآورده و خودسرفرازانه به شهادت رسیدند، بعد فرمانده ها را تیر میکردند که در درون نشست ها یقه گیری کنند و با فریاد کشیدن سر افراد شهید شدن دوستانشان را یاداوری کرده و با چند حرف کلفت مثل مفتخور، یا ببینید بچه ها چطوری شهید میشن دیگران را تحریک کنند تا درخواست عملیات بدهند دلیلش هم شهید سازی و مظلوم نمائی در دنیا بود، یا دروغ دیگرش مثل نامه های زندانیان سیاسی که هر روز در سایت های مجاهدین شاهدش هستیم که فلان زندانی مجاهد از فلان زندان در ایران برای ستاد مجاهدین با ذکر نام خود نامه فرستاده و سران رژیم را هم به باد ناسزا گرفته، دروغ را ببینید تا کجا، اگر این نامه ها واقعی است پس این رژیم خیلی دمکرات و خیلی هم مردمی است که اجازه میدهد زندانی سیاسی از درون زندان برای سازمان مجاهدین نامه بفرستد و هر آنچه که میخواهد هم با ناسزا گفتن به سران رژیم در نامه بیان کند.

بنابراین کانون شورشی در درون ایران یک دورغ محض برای شیره مالی سر اعضای گرفتار در درون تشکیلاتی است که در چهاردهه گذشته مستمرآ به آنان دروغ گفته و با کلک و خقه بازی مانع خروج افراد از تشکیلات شده،در پایان می شود نتیجه گرفت که پیام منتسب به رجوی مشتی کلمات دروغ و زدن سنگ امریکا به سینه اش بیش نیست، والا خودشان بهتر از هر کس دیگری می دانند که مردم ایران از این فرقه تنفر دارند.

تامین مالی گروه‌های مخالف حکومت ایران توسط آل سعود

تامین مالی گروه‌های مخالف حکومت ایران توسط آل سعود

وبلاگ ادوارد 20/11/2018

گزارش بی بی سی به نقل از نیویورک تایمز:

سالیان است که ما اعضای جدا شده از فرقه تروریستی مجاهدین فریاد می زنیم که مجاهدین از سوی عربستان سعودی تآمین مالی می شوند، سکوت فرقه مجاهدین در قبال حرکت های غیر انسانی و غیر اخلاقی سعودی معنی دار است، هر حرکت غیر انسانی که سعودی در مقابل چه ایرانی و چه غیر ایرانی انجام دهد با سکوت مجاهدین روبرو هستیم در حالیکه ممکن است با محکومیت جهانی هم روبرو شود، مثال برخورد غیر اخلاقی دوسال پیش پلیس سعودی با جوان ایرانی در فرودگاه ریاض در حین تفتیش بدنی که با اعتراض فراوانی در دنیا روبرو شد اما از مجاهدین و سران آنها صدائی درنیامد،یا مثل قتل فجیح جمال خاشقچی که دنیا را تکان داد اما مجاهدین برای اینکه منبع مالیشان آسیب نبیند جیک نزدند.

چند روز پیش بی بی سی فارسی به نقل از روزنامه نیویورک تایمز گزارشی را چاپ کرد که درزیر به گوشه هائی از گزارش مزبور برای اثبات وابستگی مالی فرقه رجوی به آل سعود اشاره میکنم تا برای همه مزدوری فرقه مجاهدین ثابت شود، در ضمن گزارش مزبور نه از اعضای جدا شده است و نه بی بی سی، گزارشی از نیویورک تایمز که نه مزدور رژیم است و نه وابسته به رژیم.

احمد عسیری بعد از قتل جمال خاشقجی از مقامش برکنار شد
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی اختصاصی به نقل از منابع خود نوشته است که مقام‌های اطلاعاتی ارشد سعودی نزدیک به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، سال گذشته میلادی در جلسه‌ای با گروهی از بازرگانان درباره امکان استفاده از شرکت‌های خصوصی برای ترور „دشمنان ایرانی“ عربستان صحبت کرده‌اند.
نویسندگان این گزارش نیویورک تایمز می‌گویند اطلاعات خود را از سه منبع مطلع از این جلسه و بحث‌های آن دریافت کرده اند
نیویورک‌تایمز نوشته است که اطلاعات مربوط به این جلسه نشان می‌دهد که مقام‌های سعودی بیش از یک سال قبل از کشته شدن جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار سعودی، و هم‌زمان با افزایش قدرت محمد بن سلمان در صحنه سیاسی عربستان، ترور دشمنان و مخالفان را در نظر داشته‌اند..
گزارش تازه نیویورک تایمز می‌گوید ژنرال عسیری در جلسه مارس ۲۰۱۷ در ریاض شرکت داشته و در آن جلسه تجار حاضر طرحی دو میلیارددلاری را برای استفاده از شرکت‌های امنیتی خصوصی برای خرابکاری در فضای اقتصادی ایران ارائه داده‌اند
پیشنهادی که رد شد
این روزنامه به نقل از سه منبعی که نامشان را نبرده، گزارش داده است که در جریان جلسه مارس ۲۰۱۷ درباره طرح‌های مربوط به „خرابکاری اقتصادی ایران“، سعودی‌ها از بازرگانان حاضر درباره امکان انجام عملیات مرگبار هم سوال کرده‌اند و گفته‌اند که علاقه‌مند به کشتن مقام‌های ارشد ایران هستند.
بنابر این گزارش افراد حاضر دچار تردید شده و گفته‌اند که باید با وکلایشان صحبت کنند. نیویورک‌ تایمز نوشته است که وکلای این بازرگانان این مسئله را به شدت رد کرده‌اند و آنها هم به سعودی‌ها گفته‌اند که در چنین طرح‌های دخالت نمی‌کنند، هر چند یکی از آنها شرکتی را در لندن برای انجام این پروژه به سعودی‌ها معرفی کرده است.
به گزارش نیویورک‌تایمز، بازرگانان حاضر در این جلسات کمپین‌های بلندپروازانه‌ای را علیه اقتصاد ایران در نظر داشته‌اند شبیه آنچه آمریکا و اسرائیل برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران اجرا می‌کردند.
از جمله برنامه‌های آنها افشا کردن منابع مالی نیروی قدس سپاه در نقاط مختلف جهان، ایجاد حساب‌‎های قلابی در شبکه‌های اجتماعی به زبان فارسی و با هدف تشدید نارضایتی در ایران، تامین مالی گروه‌های مخالف حکومت ایران عنوان شده است.
با نگاهی به این مقاله و به قسمت آخر مقاله می توان به روشنی دریافت که تامین مالی گروه های مخالف ایران چه معنائی دارد
با نگاهی به مقاله بالا می توان دریافت که خرجهای کلان مجاهدین چه برای تجمعاتشان و چه پرداخت پولهای کلان به سخنرانان امریکائی از کجا تامین می شود، پیشنهاد می کنم که آقای رفیعی نژاد هم که در برنامه پرگار بی بی سی منبع تامین مالی مجاهدین را مردم ایران جا انداخت این گزارش را بطور دقیق بخواند.

هزاران تبریک به دوست عزیزم علی هاجری

وبلاگ ادوارد، 03/11/2018

هزاران تبریک به دوست عزیزم علی هاجری

درود و هزاران درود به دوست عزیز دوران سخت اسارت علی هاجری عزیز، آزادی از فرقه منحوس رجوی را تبریک می گوییم و برایت بهترین زندگی را در دنیای آزاد آرزو می کنم، دوست خوبم اگر چه برای آزاد شدن از چنگال استسماری تشکیلات رجوی دیر اقدام کردی، اما بدان و مطمعآ باش که هنوز زندگی در این دنیا پیش رویت هست و هنوز هم برای تشکیل یک کانون گرم خانواده که البته خار چشم رجوی هاست فرصت داری و هنوز هم دیر نیست، رجوی با فریب و دروغگوئی و تبلیغات پوچ برای به قدرت رسیدن زندگی و جوانی تو و من و ما را به باد فنا داد، اما همین امروز خودت و همه ما شاهد هستیم و به چشم می بینیم که چگونه در حال از دست دادن تمام سرمایه اش است، چگونه تشکیلات کذائی اش در حال سقوط است و چگونه همان انقلاب دروغی مریمش باعث از هم گسستگی درونی تشکیلات عنکبوتی اش شده، و مهمتر از همه چگونه در چشم مردم ایران تبدیل به تشکیلاتی منفور و مخوف گشته، این همان چوبی است که از سوی خداوند بر فرقش فرود آمده تا درس عبرتی باشد برای هر آن کسی که به میهن و مردم خود پشت می کند و برای منفعت خود خون جوانان این مرز و بوم را در راه به قدرت رسیدن می ریزد، رجوی با وعده های دروغ خود بهترین های این کشور را به تباهی برد و هنوز هم هر چه در توان دارد بکار گرفته تا دشمنان مردم ایران را به حمله به ایران و تحریم مردم ایران ترغیب کند، گوئی که همینان دشمن قسم خورده مردم ایران هستند.

علی هاجری عزیز، تو و من و امثال ماها که به عنوان سربازان این مرز و بوم با دشمن اشغالگر جنگیدیم و سالها اسارت را تحمل کردیم، اما متآسفانه در یک مقطعی فریب دروغهای رجوی خوردیم و با این خیال که مجاهدین برای مردم ایران آزادی را به ارمغان خواهند آورد و هزاران خیال دیگر که تنها خیال بود و نه واقعیت و با حس وطنپرستی به سازمان پیوستیم، اما متآسفانه تمام تبلیغاتی که به خورد ما داده بودند خیال و دروغ و سرابی بیش نبود و سازمانشان آن چیزی نبود که ماها برداشت کرده بودیم، برعکس رجوی برای منافع خود تمام میراث بنیانگذاران سازمان را در اختیار صدام قرار داده بود و تمامآ در خدمت ارتش صدام عمل می کرد، همانگونه که امروز تمام سرمایه خود را در اختیار دشمنان منطقه ای و فرا منطقه ای ایران قرار داده ،ما برای فهم این موضوع هر کدام به نوبه خود مسیر درازی را طی کردیم و در واقع هستی خود را از دست دادیم اما امروز که اشراف کامل و شناخت درستی نسبت به مجاهدین و رهبری سازمان داریم به گمان من وظیفه دیگری هم در برابر مردم ایران و نسل جوان ایرانی را باید به دوش بکشیم آنهم اینکه بایستی با تمام توان خود هر آنچه که به چشم خود در سازمان و تشکیلات فرقه ای مجاهدین دیده ایم را برای هوشیاری قشر جوان امروزی بنویسیم و بگوئیم و افشا کنیم تا نسل جوان بداند و آگاه باشد و مانند تو و من انتخاب اشتباه سیاسی نکند، ما نسل سوخته ای هستیم که نبایستی اجازه دهیم نسل امروزی هم با اشتباهی که ما کردیم خو را در آتش جهنمی کسانی امثال مجاهدین بیاندازد.
با درود و هزاران درود به تمام کسانی که با تلاش و تقلا برای رسیدن به دنیای آزاد و رهائی از فرقه رجوی به پا خواسته اند و با امید شنیدن رها شدن دیگر دوستانمان از قید و بند تشکیلات رجوی، با آرزوی موفقیت برای تو عزیز.

دوست قدیمی و هم اسارتی تو ادوارد.

فروپاشی فرقه رجوی، با شانتاژ سرپا نخواهید ماند

وبلاگ ادوارد،26/10/2018

فروپاشی فرقه رجوی، با شانتاژ سرپا نخواهید ماند

تبریک دوباره به آزادگان عزیز محمد میش مست و غلامعلی میزائی، که بار گرانی را در دوران جنگ هشت ساله به مدت ۹ سال در اردوگاه های عراق به عنوان اسیران جنگی تحمل کردند و خود به عنوان اسیر جنگی شاهد بودم که بر عکس دارودسته رجوی هرگز شرف ایرانی خود را به عراقی ها و دشمن نفروختند، اما متآسفانه در مقطعی تعدادی فریب تبلیغات پوچ رجوی را که دم از آزادی خلق و میهن میزد خوردیم و ناآگاهانه به دایره شوم رجوی پیوستیم، اگر چه در سالیانی که در همین تشکیلات و دایره شوم جوانی و عمرمان در راه خودخواهی رجوی و دروغ و دغلبازی های دستگاه مزدورش از دست دادیم و از شیرینی زندگی در دوران جوانی بهره ای نبردیم اما با شناخت کامل از این فرقه شوم و دیکتاتوری خارج شدیم و امروز بایستی آگاه کردن جوانان ایران زمین با افشای چهره بزک کرده مزدوران خودفروخته فرقه رجوی در دستورکارمان باشد و این به عنوان یک وظیفه ملی و میهنی وظیفه تک تک کسانی است که دروران تاریک و سیاه فرقه رجوی را دیده و با گوشت و استخوان خود لمس کرده ایم، هیچکسی به غیر از امثال ماها که عمری را در تشکیلات استالینی و مزدور رجوی طی کرده ایم نمی تواند در رابطه با مجاهدین و واقعیت های درونی آنان افشاگری کند، رجوی ادعا نکند که امثال ما را از اسارت آزاد کرده، بهتر است که بگوید با فریب و دروغ و وعده های پوچ اسیرانی که ۹ سال اسارت را تحمل کرده بودند را به اردوگاه مرگ در اشرف کشاند تا بقیه جوانی و زندگی آنان را برای هوسرانی های خود به باد فنا بدهد،ما اعضای سابق فرقه خیانتکار رجوی شاهدان زنده ای هستیم که در برابر نسل امروز مسئول بوده و بایستی آگاهی دادن به این نسل فرقه ضد ایرانی رجوی را طوری افشا کنیم که از انحراف آنان جلوگیری کنیم.

محمد میش مست و غلامعلی میرزائی، ای عزیزان، شما امروز آزادگی خود را اثبات کردید و خود را از چنگال اهریمن نجات دادید، اگر فرقه دیکتاتوری مجاهدین به شما یا هر کس دیگری که خود را از این هیولای خودپرست و ضد بشری رها میکند و میخواهد زندگی خود و آینده خود را آزادانه رقم بزند تهمت و افترا می بندد این ضدیت آشکار این فرقه با دمکراسی و آزادی و حقوق بشر است و خود ماهیت ضد دمکراسی و ضد آزادی و ضد مردمی خود را به نمایش می گذارد، مجاهدین تحمل هیچ انتقادی را چه از سوی اعضای جدا شده و چه از سوی هر کسی دیگر ندارند که اگر داشتند آنموقع می توانستیم بگوئیم که از انسانیت بویی برده اند، در مقابل بایستی مقاوم بود و به چرندیات مزدوران و حقوق بگیران رجوی و تشکیلات ورشکسته و شانتاژهایشان گوش نداد و برعکس بایستی تا می توان بر این مزدران تاخت، البته خودتان در تشکیلات درهمین بیست و نه سال شاهد تهمت زدن ها حتی به کسانی که در اردوگاه هستند و شاید رنگ بیرون از تشکیلات را هم ندیده باشند بوده اید و نیازی به گفتن نیست اما برای آگاهی اذهان عمومی بایستی یاد آوری کرد تا ماهیت ضد انسانی و چهره بزک کرده این جانیان بهتر افشا شود.

دوستان عزیزم ما در دوران اسارت درعراق با تمام محدویت ها و با تحمل سخت ترین روزها ۹ سال با سربلندی و افتخار دوران اسارت را به سر بردیم و همانگونه که در بالا گفتم شرف ایرانی را هرگزبه دشمن نفروختیم، گرسنگی را تحمل کردیم کتک و اذیت وآزار راتحمل کردیم، فحش و ناسزاهای سربازان عراقی را به جان خریدیم، بسته بودن درهای آسایشگاه ها که برای اذیت کردن شاید چندین روز به روی مان می بستند که همین باعث انواع بیماری ها بود را به خاطر دارید؟ تمام اینها را تحمل کردیم، نه برای فرد خودمان که برای عزت ایران و ایرانی، اما با وردمان به اردوگاه اشرف همان روزهای نخست که اسیران پیوسته به تشکیلات را فرمانده هان دراشرف اردوگاهی خطاب میکردند بایستی متوجه می شدیم که این یک فرقه ضد ایرانی است که تحت فرمان صدام به مزدوری مشغول است و در همان ابتدا بایستی با شروع تبادل اسیران آنجا را ترک می کردیم، اما اعتمادی که به رجوی کرده بودیم که تمامآ پوچ از آب در آمد اجازه فکر کردن نمی داد، من هم دوازده سال در تشکیلات ضد بشری هر نوع مسئولیت را با دل و جان انجام دادم و هر کاری که به من داده شد به نحو احسن به سرانجام رساندم اما همین که گفتم نیستم و میخواهم دنبال زندگی خودم بروم، پس از ۴ ماه انفرادی در زندان اسکان در اشرف توسط مهدی ابریشمچی بی شرمانه تحویل زندان ابوغریب شدم و همین که پایم به خارج رسید و اولین کلام را درباره مجاهدین به زبان آوردم مورد حمله و هجوم و شانتاژ های بی امان همین ضد ایرانیان مجاهد قرار گرفتم که هنوز هم ادامه دارداما هرگز صحنه مبارزه را با این کفتارها ترک نکردم و ادامه خواهم داد تا جائی که لازم باشد، شما نیز بدانید آخرین کسانی نخواهید بود که از این دایره مرگ رها شده اید، دوستان دیگر ما هم به مرور در آینده از اردوگاه مرگ و نیستی خود را رها خواهند کرد و همانگونه که سالهاست تکرار می کنیم این تشکیلات دوامی نخواهد آورد و از هم خواهد پاشید، اعضای گرفتار در تشکیلات که دقیقآ مانند گروگان در دست رجوی قرار دارند روزی جهان آزاد و زندگی بدون خانم و آقا بالا سر تشکیلاتی را انتخاب خواهند کرد، بایستی دربرابر این مزدوران بین المللی و منطقه ای که هم قدم دشمنان ایران و ایرانی هستند و تمام تلاش خود را میکنند تا با اقدامات خود همگام با دشمان مردم ایران باشند مقاوم بود و مقامت کرد، با آرزوی زندگی خوش و شیرین برای شما دوستان عزیز و هم دوره اسارت، و با آرزوی آزادی دیگر دوستان خوبمان که هنوز در چمبره دیو در تشکیلات اهریمنی گرفتار هستند، موفق باشید.

تبریک به محمد میش مست برای رهائی از چنگال ارتجاعی و تشکیلات عنکبوتی رجوی

تبریک به محمد میش مست برای رهائی از چنگال ارتجاعی و تشکیلات عنکبوتی رجوی

وبلاگ ادوارد 18/10/2018

به دوست قدیمی دوران اسارت محمد میش مست که روزگار سختی را در دوران سخت اسارت درعراق ه مدر رمادی و هم در اردوگاه موصل را با هم و دیگر دوستانمان تحمل کردیم برای آزادی و رسیدن به دنیای آزاد و رهائی از دام ارتجاع تبریک و درود می گویم، و همچنین به خانواده چشم انتظاری که روزهای سختی را به دلیل خودخواهی رجوی ها تحمل کرده اند نیز هزار بار تبریک می فرستم، محمد جان خبر جدا شدنت از این فرقه بسته ارتجاعی که تمام آزادی ها و حقوق اولیه اعضای فریب خورده خود را با دروغ و شانتاژ از آنان سلب کرده مرا خوشحال کرد، آرزو دارم که در دنیای آزاد که بدون آقا و خانم بالا سر تشکیلاتی است بتوانی زندگی نوینی را برای خود بسازی و البته همانگونه که خودت هم نوشتی از افشای این فرقه پلید و ضد ایرانی برای آگاهی نسل امروزی از هیچ کوششی دریغ نکنی، بدان که ما اعضای سابق در کنار تو و هر آنکسی که از این افعی ها جدا شود هستیم، جدا شدن هر نفر از فرقه منحوس و ارتجاعی ضربه سختی بر پیکر لرزان تشکیلاتی است که سالیان سال جوانان ما را در چمبره عنکبوتی خود با دروغ و تزویر و ریا به اسارت گرفته و با بودن من و تو و ما، تغذیه کرده، اما امروز شاهد فرو ریختن دیوارهای تشکیلات عقب مانده و درمانده فرقه هستیم و با خارج شدن تو از این اردوگاه مرگ که البته تو آخرین نیستی پایان عمر تشکیلاتی را شاهد خواهیم بود که مردم ایران بیش از سی سال است که نفرین و لعنتش می کنند.
موفق باشی
ادوارد آلمان 18/10/2018

نامه سرگشاده ادوارد به آقای داشمار شهی عضو پارلمان آلبانی

نامه سرگشاده ادوارد به آقای داشمار شهی عضو پارلمان آلبانی
وبلاگ ادوارد 18/10/2018

با درود فراوان به شما آقای داشمار شهی عضو محترم پارلمان آلبانی،من یک ایرانی مسیحی هستم که در دوران جنگ هشت ساله بین ایران و عراق سرباز بودم و پس از زخمی شدن در جبهه جنگ توسط ارتش عراق به اسارت برده شدم و مدت نه سال در ارودوگاه های اسیران ایرانی درعراق اسیر جنگی بوده ام، پس از آتش بس بین ایران و عراق متآسفانه از بازگشت به کشورم امتناع کردم و به امید رسیدن به آزادی و دمکراسی که برای مردم خود آرزو می کردم به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوستم و 12 سال در سازمان مزبور بودم، لیکن پس از گذشت چند سال برایم مشخص شد که این یک سازمان تروریستی است که دارای تشکیلات فرقه گرایانه می باشد، سازمان مجاهدین اینک در اروپا مستقر است و مقر اصلی سران این فرقه در اورسورواز در حومه پاریس می باشد، و البته در کشور شما هم مقر و زندان اصلی خود را برپا کرده، همان زندانی که شما را هم در آنجا فریب دادند و زندان را به جای بهشت به شما معرفی نمودند، این فرقه به دلیل عملیات های تروریستی، پیشتر در لیست گروه های تروریستی امریکا و اتحادیه اروپا قرار داشت که متآسفانه در بازی های سیاسی و مماشات و با لابی گری عده ای از لیست تروریستی هم امریکا و هم اروپا خارج شد، البته از نظر امریکا هم این سازمان هیچگونه پایگاه مردمی در درون ایران ندارد و این هم آخرین موضعگیری سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا است.

آقای داشمار شهی، اینکه شما در دوم ماه اکتبر۲۰۱۸ به مقر فرقه ای رجوی در دورس رفتید و از آنجا بازدید کردید و پس از بازدید از اردوگاه ایزوله شده مجاهدین با آب و تاب از تشکیلات ضد بشری مجاهدین تعریف کردید شخصآ به شما خرده نمی گیرم چون بخوبی می دانم که مجاهدین چگونه از شما اسقبال کرده اند و خوب می دانم که به چه شکلی افرادی که شما با آنها دیدار کرده اید را آماده کرده بودند و هر آنچه را که بایستی به شما بگویند از قبل به آنان دیکته کرده بودند، ما اعضای جدا شده از این فرقه ضد بشری و ضد ایرانی که اکنون هم قدم با امریکا و عربستان سعودی برای تحریم مردم ایران تلاش می کند را هزاران بار بهتر از شما و دیگر مسئولین کشورتان میشناسیم و آنان را سالهای سال تجربه کرده ایم،با تمام ترفند های و دروغ و دغل های این فرقه آشنا هستیم، می دانید چرا؟ چونکه خودمان هم در دورانی که در دام این فرقه گرفتا بودیم همین پروژه هارا بر سر مهمانان یا کسانی که برای دید و بازدید به اردوگاه اشرف می آمدند اجرا می کردیم، حال اگر شما فکر می کنید که چون نماینده مجلس در آلبانی هستید و مجاهدین نمی توانند شما را گمراه کنند پس بایستی بگویم متآسفانه ساده هستید.

ما اعضای جدا شده از این فرقه منحوس نامه های فراوانی را برای مقامات کشور شما ارسال کرده ایم و در آن کاملآ مقامات شما را با این فرقه خونخوار آشنا کرده ایم اما شما به عنوان نماینده مردمتان در دیدار از اردوگاه مجاهدین موضع بیطرفانه اتخاذ نکردید، کسی که میخواهد با حقیقت روبرو شود بایستی هم با موافق و هم با مخالف دیدار کند تا بتواند در موضعگیری بر سر جریان مربوطه تصمیم بگیرد، اما این کار شما یکطرفه پیش قاضی رفتن بود.

آقای شهی محترم، اگر از نظر شما مجاهدین برای حقوق انسانها احترام قائل هستند، اگر شما به درد دل ما اعضای جدا شده گوش می دادید و اگر شما میخواستید مطمعآ شوید که مجاهدین حقوق اعضای خود را زیر پا نمی گذارند آیا بهتر نبود خانم سمیه محمدی را با خودتان به خارج از ارودگاه منتقل می کردید تا با پدر و مادر خود روبرو شود و خودتان هم شاهد صحبت های آنان باشید؟ و یا اینکه در تماس با اعضای جدا شده آدرس کسانی را به شما می دادند که در اردوگاه مرگ به زور نگهداری می شوند؟ آیا اگر پس یا قبل از بازدید با چند تن از اعضای جدا شده در همان کشور شما که در زیر تهدید مجاهدین هستند تماس می گرفتید برای درک شما در رابطه با مجاهدین بهتر نبود؟ شما نماینده مردم هستید اینگونه موارد را هم خوب می دانید اما چرا هیچ اقدامی برای شناخت بهتر جریان مجاهدین انجام ندادید جای سئوال است، مجاهدین جریان بسیار پیچیده ای هستند که با تجربه بیش از پنج دهه با فریب و حقه بازی های خود پس از این همه آدمکشی و بمب گذاری و همکاری با دشمن در زمان جنگ توانسته اند هم شما و هم مقامات کشورهای دیگر را فریب داده و خود را در کشور شما به عنوان گروه مسلمان البته با مظلوم نمائی جای دهند و امروز هم متآسفانه کسی مانند شما از این گروه که در میان مردم ایران منفور هست حمایت کند، آقای داشمار شهی نماینده محترم مردم، پیشنهاد اینجانب به شما این است که برای مدتی در آلمان مهمان ما اعضای جدا شده از این فرقه مرگ باشید تا چشمتان را به حقایق روشن سازیم، موفق باشید

با احترام ادوارد آلمان

18/10/2018

نگاهی به پیام اخیر مریم رجوی به کنفرانس موج جدید تروریسم رژیم ایران- واکنش اروپا و آمریکا

نگاهی به پیام اخیر مریم رجوی به کنفرانس موج جدید تروریسم رژیم ایران- واکنش اروپا و آمریکا

وبلاگ ادوارد 08/10/018

اخیرا در بروکسل کنفرانسی تحت عنوان ( موج جدید تروریسم رژیم ایران) برگزار شده که مریم رجوی با زیرکی وبرای فریب افکار عمومی و مقامات کشورهای اروپائی پیام ویدئویی خطاب به برگزار کنندگان کنفرانس ارسال کرد که در آن تمام تلاش خود را بکار گرفته تا هم گام با سران امریکا و اسرائیل و سعودی تروریزم را تنها متوجه رژیم نماید، بایستی به خانم رجوی یاداروی کنم که، چه زود فراموش کرده اید دورانی را که از اردوگاه مرگ در اشرف عملیات تروریستی داخل کشور به راه انداخته بودید و وقتی که با اعتراض بعضی مقامات اروپائی روبرو شدید نه تنها عملیات تروریستی خود را متوقف نکردید بلکه مسعود رجوی در یکی از نشست ها در باقرزاده گفت: اگر اروپائی ها می گویند نکنید یعنی بیشتر عملیات کنید، خانم رجوی واقعآ فراموش کرده اید یا اینکه خودتان را به راه دیگری زده اید؟ اگر شما ضد تروریست هستید، اگر شما و تشکیلات شما در زمان برگزاری چنین کنفرانس هائی سریعآ پیام ضد تروریستی ارسال می کنید، آیا بهتر نیست که ابتدا از عملکرد تروریستی خودتان که هم ژنرال های امریکائی و هم ملت ایران را هدف گرفت ابراز انزجار و پشیمانی کنید و بعد از آن موضع ضد تروریستی بگیرید؟

راستی شما چگونه موضع ضد تروریستی در کنفرانس مزبور گرفتید در حالیکه عمل تروریستی اخیر در اهواز را که مردم عادی از جمله کودک بی گناه چهار ساله را هم هدف گرفت محکوم نکردید؟

شما با حرف های مقامات رژیم ایران که گفته اند: مجاهدین در آشوب های داخلی دست داشتند قره نشوید، این سیاست رژیم بهترین شیوه برای فرو نشاندن آشوب هاست و اگر کسی را هم به جرم مجاهد بودن در آشوب ها دستگیر کنند هر حکمی هم به او بدهند مردم ایران اعتراض نمی کنند چون کسی در ایران برایتان تره هم خرد نمی کند، در ضمن خودتان خوب می دانید که در درون ایران شما پایگاه اجتماعی ندارید، این را تنها ما نمی گوئیم بلکه اخیرآ سخنگوی وزارت خارجه امریکا که شما برای فشار بر مردم ایران دمبشان را ول نمی کنید با صدای بلند گفت، و خود به خوبی می دانید که مردم ایران از شما متنفر هستند، باور ندارید؟ سری به دنیای مجازی بزنید آنوقت متوجه می شوید که به محض نام بردن از شما سیل توهین ها از طرف مردم ایران به سوی شما سرازیر می شود، آیا همین برای نظرسنجی کافی نیست؟
براستی که شرم را خورده اید و حیا را پس داده اید،ذره ای شرم هم چیز خوبی است،شما گمان کرده اید که ایرانیان و خصوصآ نسل امروزی فریب شما و چرندیات شما را خواهد خورد؟ نه، آن نسلی که شماها توانستید فریب بدهید و با هزار حقه بازی دینی و غیره از گرده شان بکشید نسل ماها بود، نسل امروزی هوشیار است و هرگز فریب دغلبازی های شما را تحت عنوان آزادی و دمکراسی نخواهد خورد، فرقه شما تمام تلاش خود را در راه به ثمر رساندن تحریم های امریکا بکار گرفته در حالیکه همه می دانند هر گونه تحریمی مستقیم مردم ایران را هدف می گیرد، تا کنون کدام کشوری که مورد تحریم واقع شده سران آن کشور تحت فشار تحریم بوده اند؟ هرگونه تحریمی مستقیم بر سفره مردم ایران تآثیر دارد و خودتان هم این را به خوبی می دانید، اما چون برای شما مردم ایران مهم نیسنتد و مهم همانا به قدرت رسیدن شماست برای اعمال تحریم ها به ملت ایران از هیچگونه هرزگی و خوش رقصی برای دشمنان ایران فروگذار نیستید، مردم ایران نیک می دانند که شما اهل آزادی و این حرف ها نیستید، اگر بودید آلبانی را تبدیل به زندان نمی کردید، البته شما با آن افکار قرون وسطائی بدون زندان تاب نخواهید آورد، مگر در اردوگاه مرگ اشرف در آن فضا برای پنج هزار نفر چندین زندان بر پا نکرده بودید؟ مگر همین الان آلبانی زندان اعضای شما نیست؟ آیا شما به عنوان کسی که در محافل بین المللی پز ضد تروریسم و آزادی خواه و مدافع حقوق بشر می دهد از حقوق انسانها چبزی می فهمید؟ اگر می فهمید چگونه جرآت نمی کنید برای ملاقات خانواده های اعضای دربند که در چنبره تشکیلات عنکبوتی شما گرفتار هستند یک برنامه ریزی انسانی کنید تا پدران و مادران زجر کشده بتوانند فرزندان دزدیده شده خود را ملاقات کنند، آیا ملاقات پدران و مادران سالخورده با فرزندانشان جزء حقوق انسانها به شمار نمیاید؟ پس چگونه در پیامتان برای همین کنفرانس کرکری حقوق بشر می خوانید، به نظر می رسد که شما چند صد سال از همین رژیم عقب مانده اید، چون به هر ترتیبی در درون ایران کم و بیش زندانی هم ملاقاتی دارد و هم به مرخصی می رود، اما گویا افراد شما از حق و حقوق زندانی هم محروم هستند، به یاد دوران اسارت درعراق می افتم که ملاقات ممنوع بودیم اما به هر حال صدام پلید و منفور همان ارباب قدیم شما، پدر خوانده تان را می گویم حداقل برای تبلیغ پیشنهاد ملاقات خانواده های اسیران را مطرح کرد، حال ببینید شما تا چه اندازه دیکتاتور تر از صدام هستید، اربابتان این یکی را به شما نیاموخت؟ اما بدانید که سرنوشت شما هم مثل اربابتان همان صدام دیکتاتور سقوط حتمی است.