فرقه مجاهدین از تبرئه ترامپ خوشحال است

وبلاگ ادوارد، 09/02/2020

فرقه مجاهدین از تبرئه ترامپ خوشحال است

در یک زدوبند بی سابقه در امریکا ودادگاهی که تمامآ در دست جمهوری خواهان جنگ طلب اداره می شد دونالت ترامپ با رای همکاران ضد ایرانی خود تبرئه شد، این سومین رئیس جمهور امریکاست که در تاریخ این کشور به عنوان رئیس دولت بی لیاقت مورد موخذه قرار می گیرد، در دوران قبل بیل کلینتون هم به همین منوال دادگاهی شد اما او حداقل پس از پایان کار از مردم امریکا بخاطر اشتباهاتش عذرخواهی کرد ، اما ترامپ با خودخواهی تمام تازه طلبکار هم شد و همین صبح دیروز دو تن از کارکنان کاخش را به دلیل شهادت بر علیه خودش اخراج کرد رجوی هم همین خاصیت را دارد با تمام گندی که تا کنون زده هرگز حاضر نشده تا از مردم شریف ایران عذرخواهی کند و تازه طلبکار هم هست، در درون فرقه رجوی هم اگر کسی در هر رده ای به رجوی اعتراض می کرد روز بعد از بالا به پایین سرنگونش میکرد، چقدر اینان هم خصلتند ( کبوتر با کبوتر)

لازم به یاداوری است که بیل کلینتون یکی از کسانی بود که مسعود رجوی ارادت خاصی به ایشان داشت و گویا باهم نامه نگاری هم داشتند (البته من از قول رجوی می گوییم که نامه کلینتون به خودش را در یکی از نشستها می خواند چه می دانم شاید دروغ می گفت چون محیط تشکیلاتی رجوی بسته بود و هست و هر دروغی را می تواند بگوید و تحمیل کند) خوب هر کس که تنش به مجاهدین مالید همین عاقبتش است، از روزی که ترامپ وارد کاخ سفید شد فرقه رجوی بخاطر مواضع ضد ایرانی ترامپ توسط جان بولتون ها و مک کین ها دنبال شکارش بود هر قدمی که ترامپ بر علیه کشور و مردم ایران برمی دارد اولین مشوق او فرقه رجوی است، فرقه ضد ایرانی و دارودسته رجوی مفت بازان در قماری هستند که خود را بی جهت وارد بازی کرده در حالیکه خود می دانند هیچ شانسی در این بازی برای برنده شدن ندارند و مثل همیشه بازنده اصلی هستند.

اگر چه دونالت ترامپ از این معرکه با زدوبند پرید اما به هر حال یک رئیس جمهوری است که توسط مجلس نمایندگان کشورش که نیمی از مردم امریکا را نمایندگی می کنند مفتضح شد و این در تاریخ امریکا ثبت خواهد شد، فرقه رجوی از این پس دنبال کسی است که از نظر نیمی از مردم خودش قابل اعتبار نیست و البته خود فرقه رجوی که در درون مردم ایران اصلآ قابل اعتبار و اعتماد نبوده و نیست.

براستی بایستی از فرقه رجوی و سرانشان پرسید چرا و با چه رویی هنوز به مواضع ضد ایرانی خود پایبند مانده اید و در هر گوشه ای از این دنیا هرگاه که قدمی بر علیه کشور و مردم ایران برداشته می شود تنها و تنها شما مشوق دشمنان ایران هستید؟ آیا از نظر شما مبارزه با یک حکومت در ضدیت با مردم آن کشور خلاصه می شود؟ آیا با دروغ و تزویر می توانید خود را به یک جامعه تحمیل کنید؟ و حتی اگر تحمیل هم کنید آیا می توانید یک حکومت مردمی تشکیل دهید و کشور را با دمکراسی اداره کنید؟ چون شما اساسآ به دمکراسی اعتقادی ندارید و البته مقصر خود شما نیستید، عدم پذیرش دمکراسی به ائیدولوژی ارتجاعی شما برمی گردد، در اصل شما در سال ۱۳۶۰ و اعلام جنگ مسلحانه از نظر مردم ایران تمام شدید.

فرقه رجوی بخاطر تبرئه شدن ترامپ طبیعتآ شاد و خوشحال است و این هم دقیقنآ بیانگر ضدیتشان با ایران و ایرانی است و البته که هیچ فایده ای برایشان به غیر از رسوایی هر چه بیشتر در پی نخواهد داشت، آپوزاسیون واقعی و مردمی کسی است که در حین مبارزه، در برابر بیگانگان مدافع مردم خود باشد و در همه جا از حق مردم خود دفاع کند، نه مثل فرقه رجوی که وقتی امریکا ایرانیان را از صد سوراخ تحریم می کند هم خوشحال می شوند و هم با لابی گری تلاش می کنند تا فشار بیشتری به مردم وارد کنند.

وقتی ایرانیان را از ورود به امریکا منع می کنند و در مرز هزاران توهین به ایرانیان میشود فرقه رجوی چشمانش کور نیست اما هیچ موضعی نمی گرد، حتی هنگامی که چند سال پیش در عربستان به نو جوان چهارده ساله ایرانی در فرودگاه سعودی تعرض جنسی شد فرقه رجوی از ترس ارباب سعودی لالمونی گرفت و هیچ حرفی نزد، آیا این است آپوزاسیونی که به قول خودش می خواهد بر هشتاد میلیون حکومت کند؟ وقتی که از سر ترس جرآت هیچگونه موضعگیری برای دفاع از مردم خودش ندارد و می ترسد که منافع مالی اش از بین برود، اگر واقعآ اینان مردمی بودند در قدم اول بایستی در مقابل امریکا می ایستادند و سر تحریم مردم ایران موضع مردمی میگرفتند، اما برعکس تشویق هم کردند و هنوز هم دنبال فشار بیشتر بر مردم ایران هستند و در هیچ تلاشی هم کوتاهی نمی کنند، تاریخ ایران جنین عجوبه هایی بخود ندیده، والبته که اینان در آخر راه هستند و امروز هم با این شرایط در آلبانی تنها بایستی در فکر دارو و دوا و درمان و پوشک افرادشان باشند، که خیر این کار بهتر از فریب مردم ایران و سر کار گذاشتن افراد در درون آسایشگاه سالمندان آلبانی است.

هرچه نابسامانی و بی عدالتی در یک سازمان بیشتر باشد، خیانت هم بیشتر خواهد شد

وبلاگ ادوارد 31/01/2020

هرچه نابسامانی و بی عدالتی در یک سازمان بیشتر باشد، خیانت هم بیشتر خواهد شد

این تیتر و جمله را به شکل دیگری یکی از قلم بدستان فرقه رجوی درسایت همبستگی ضد ملی آورده که خواندش برایم جالب بود و به نظرم آمد برای اینکه ایشان چون در اردوگاه اشرف نبوده اند و نمی دانند در آن جهنم چه بر اعضای نگون بخت می گذشت نظر خودشان را با مناسبات درون تشکیلاتی در برابر هم قرار دهم تا دوریالی ایشان بهتر بیفتد.
این آقای خوش قلم می نویسد: هرچه نابسامانی و بی عدالتی یک جامعه بیشتر باشد، معایب اخلاقی هم بیشتر خواهد بود .
حرف خیلی درستی است اما ایشان بایستی جمله بالایی را که از روی نوشته ایشان برداشت کردم را بخواند و در مورد فرقه رجوی هم بیشتر تحقیق کند.

نابسامانی و بی عدالتی در درون فرقه رجوی بیداد می کند ایشان در درون تشکیلات نبوده که با فرمان رجوی به اجبار همسرش را درون تشکیلات از چنگش در آورده باشند، اما آیا این آقای قلم به دست که هر هفته هم مشتی از این مقالات بی ربط را در سایت همبستگی ضد ملی به چاپ می دهد نابینا است؟ آیا یک قلم ممنوع الملاقات بودن همین اعضای درون زندان اشرف سه را با خانواده هایشان نمی بیند؟ آیا برایش سئوال نشده که چرا سران سازمان اجازه نمیدهند پدران و ماردان این بچه ها به دیدارشان بیایند،آقا جان رژیم آخوندی برای زندانیان هم ملاقاتی می دهد و هم مرخصی.
آیا نشنیده و یا نخوانده که سران این فرقه در قلب دمکراسی جهان منتقدین خود را تهدید به مرگ می کنند؟ تازه هنوز به قدرت نرسیده اند وای اگر قدرتی در دست داشته باشند.

مقاله ایشان بر علیه خانم فریبا هشتروی است و تا توانسته بر وی تاخته که بنده در این نوشتار قصدم پاسخ نیست چون پاسخ به خانم هشترودی مربوط است خودشان می دانند پاسخ این چرندیات را بدهند یا نه، اما نکاتی در این داستان نهفته بود که نظرم را جلب کرد، در جایی این آقا جان چنین می گوید:

پیدایش خائنان درجوامع استبدادی که مبارزه بسیار سخت و پیچیده می شود، امری طبیعی ست اما استبداد نامتعارف و چاروداری ملایان حکایت دیگری ست. اینان به هدف عمده بطور غیرمعقول و غیرمتداول برای مقابله با مقاومت سرفراز ایران و رهبران قهرمان آن مثل ریگ پول خرج
می کنند.
اولآ رجوی قهرمان نیست، جیمفنگی است و مقاومت هم سر به زیر است به دلیل عملکرد ضد ملی و ضد میهنی شخص رجوی، دومآ
این جملات دقیقآ وضعیت رجوی را در اول انقلاب بیان می کند که همین که دید زمین سفت جای شاشیدن نیست و مبارزه سخت است، هم پا به فرار شد (البته با رها کردن همسر و فرزند شیرخوارش و دوست قدیمی اش موسی خیابانی) و به پاریس امن رسید تا جانش در امان باشد،و بعد هم به دامن صدام و خیانت های آشکار و پنهان و اتفاقآ استبداد رجوی در تاریخ ایران یکی از کمیاب ترین هاست و حکایت دیگری که بایستی در درون اشرفش باشی تا بفهمی.

دایی جان، منظور حرفتان درست است اما سر لوله را به سمت کسی بگیر
که به اعتماد اعضای خودش هم در تشکیلات دیکتاتوری اشرف و هم به اعضای اولیه شورا خیانت کرد و کار را به اینجا رساند،یک سوزن به خودت یک جوالدوز به دیگران که حق کشی نکرده باشی.

نمی دانم مگر شما در جریان پول خرج کرن های سازمان که از ریگ هم گذشته نیستید؟ اگر نیستید که خیلی ازغافله پرتی، و اگر هستی و خودت را به کوچه علی چپ زدی این دیگه نامردی محض است، منظورم همان پولهایی ست که مک کین و بولتون ودیگران برای اینکه بیایند در تجمعات مجاهدین و فریاد بزنند بمب بمب بریزید روی مردم ایران و همین مدعیان آپوزاسیون شما دست بزنند و تشویق کنند، برای اینکه تحریم مردم ایران را لابی کنند از سوی فرقه رجوی می ریخت توی جیب همین جنگ طلبان امریکایی، نمی دانی؟ ای بابا بابا…..!!!!!

در ادامه باز می گوید:
اگر رژیم، دشمن سرسخت و آشتی ناپذیر خود را قدرتمند نمی دید این چنین حاتم بخشی نمی کرد ،

واگر فرقه و در رآسش رجوی هم رژیم را اینچنین نمی یافت و نمی دید پنجاه هزار دلار ها پی در پی را به مک کین ها و بولتون ها نمی داد ، مطمعآباش.

وبلاگ ادوارد 31/01/2020

خانم رجوی آن صبو بشکست و آن پیمانه ریخت

خانم رجوی آن صبو بشکست و آن پیمانه ریخت

خانم مریم رجوی در اردوگاه آلبانی تیرانا بمناسبت سی دی بیاناتی ایراد نموده اند، با حمله به حکومت شاه تلاش کرده تا فرقه اش را که رهبر مفقودش در همان سی دی از زندان آزاد شد انقلابی معرفی کند و تا توانسته این فرقه منحوس را تافته جدا بافته جا زده، اما تصویری که از حکومت پهلوی و ساواک ارائه کرده دقیقآهمان چیزی است که در فرقه خودشان در جریان است، خانم رجوی در زندان و یا اردوگاه اشرف برای فریب اعضای مفروط و از کار افتاده خود تلاش کرده تا چهره سیاه مسعود غیب شده را سفید کند و می فرماید:

در آن موقع جوانان و دانشجویان مخالف، یک‌باره ناپدید می‌شدند و تا ماه‌ها، خانواده‌ها از دستگیری فرزندان‌شان مطلع نمی‌شدند. هزاران نفر در زندان‌های سیاسی بودند.
شاه، سانسور وحشیانه‌یی برقرار کرد و کوچک‌ترین فعالیت‌ سیاسی مخالف را تحمل نمی‌کرد. به‌طوری که دانشجویان را به‌خاطر داشتن حتی یک جلد کتاب مخالف به سیاه‌چال‌های ساواک می‌فرستادند.

بایستی از ایشان و گردانندگان فرقه پرسید: آیا در سازمان شما درعراق و در اردوگاه اشرف همین ریل را اجرا نمی کردید؟ و یا اکنون در آلبانی همینطور نیست؟ آیا در اردوگاه اشرف درعراق نبودند بچه هائی که ناگهان گم می شدند و کسی هم اجازه نداشت در موردش سؤال کند؟ آیا همین الان خاتواده های اعضای شما از عزیزان خود که در اسارت شما در آلبانی هستند اطلاعی دارند؟ آیا شما و همسر مفقودتان موافق کتاب بودید؟ پس چه شد که ناگهان دستور جمع آوری کتاب ها را از کل تشکیلات صادر نمودید؟ آیا شما مخالف خود را تحمل می کردید و یا اکنون تحمل می کنید؟ اگر پاسخ شما آری است پس چرا در همان دوران تاب و تحمل هیچ تشکیلات و یا گروه مخالف خود را مانند همین الان نداشتید و تمام احزاب و گروه های سیاسی ایرانی مورد تمسخر رجوی قرار می گرفتند و قرار می گیرند و یا چرا همین الان منتقد و مخالف و معترضین
خود را آن هم در اروپا تحمل که نمی کنید هیچ، تهدید به مرگ هم می کنید

در جای دیگر باز هم برای اینکه همسر خود را از نفرت مردم به در ببرد می گوید:
سی دی روزی است که مسعود، اشرف، موسی و شمار دیگری از مجاهدین و فدایی‌ها از زندان رژیم شاه آزاد شدند مسعود از فرط شکنجه‌ و اعتصاب غذاها بسیار نحیف شده
دروغ که شاخ و دمب ندارد و مالیات هم ندارد، آن روزی که این جوانک از زندان آزاد شد را دقیقآ بیاد دارم در آن موقع ۱۹ ساله بودم، نه نحیف بود نه ضعیف، البته دلیلی هم نداشت که ضعیف و نحیف شده باشد چرا که در زندان نه کسی باهاش کاری داشته و نه کتکی خورده و نه اعتصابی کرده تمام حرف مفت و ساخته و پرداخته خودش و همپالگی هایش است، وقتی از زندان آزاد شد خیلی هم سرحال بود، پرویز معتمد از مآمران ساواک نامه ای که رئیس وقت ساواک به شاه نوشته بود را منتشر کرده که این نامه گویای همه چیز است.
مبارزه مسعود در زندان شاه و اعتصاب و این حرف ها تمامآ دروغ و ساخته شده برای بزرگنمائی کسی است که در آن شب که مردم بیرون زندان قصر جمع شده بودند، مسعود روی بالکن زندان رفت و خطاب به مردم گفت: این شما هستید که ما را آزاد کردید. این قیام شماست، که خانم رجوی هم به آن اشاره کرده، اما آیا مردمی که در آن شب در مقابل زندان جمع شده بودند می دانستند که همین فرد بزودی برای به قدرت رسیدن فرزندانشان را با تحریک احساسات مذهبی به خاک و خون خواهد کشاند؟ آیا هیچکدام از آتها می دانستند کسی را که آزاد می کنند بزودی در جبهه دشمن ایران و ایرانی (صدام) در مرزهای کشور دست به کشتار سربازان ایرانی خواهد زد؟

آیا در آن شب شوم مردمی که برای آزادی زندانیان سیاسی در مقابل زندان تجمع کرده بودند می دانستند فردی را که از زندان آزاد می کنند بزودی تبدیل به بلای جان این میهن خواهد شد و برای تصاحب قدرت و حکومت در درون کشور در زمان جنگ سی خرداد اعلام خواهد کرد تا با درگیر کردن نیرو در درون کشور دشمن بهتر بتواند کشتا رکند و آیا می دانستند که همین فرد فرزندان آنان را برای دهه ها به گروگان خواهد برد؟ و آیا آنشب مردم از نامه رئیس ساواک به شاه برای در خواست یک درجه تخفیف مجازات اعدام رجوی به حبس ابد خبر داشتند؟
در آنشب مردم به احترام بنیانگزاران سازمان برای آزادی زندانیان اقدام کردند کسی از مردم مسعود رجوی را نمی شناخت، اگر هم اسمی از او شنیده شد در همان آخرین روزهای سقوط شاه بود.
خانم رجوی می گوید : مردم مسعود و دیگر زندانیان سیاسی آزاد شده را روی دوششان حمل می کردند، البته درست هم می گوید مردم ایران همین کار را انجام دادند اما به حرمت بنیانگزارن سازمان نه شخص مسعود
و بدون آگاهی و شناخت که چه کسی را روی دوش خود حمل می کنند و البته رجوی

هم پاسخ اینهمه مهربانی و لطف مردم را با پشت پا زدن به همان مردم و میهن داد.

خدمت سردمداران فرقه رجوی بایستی گفت آن صبو بشکست و آن پیمانه ریخت، امرزه سازمان مجاهدینی وجود ندارد و از سازمان مجاهدین به یمن سیاست های رجوی فرقه ای تروریستی باقی مانده که آنهم با اعضای پیر و فرتوتی که توان نفس کشیدن هم ندارند، اما اگر فکر می کنید که باز هم مردم شما و امسال شما را روی شانه های خود خواهند گذاشت کور خوانده اید، همین که سر و کله تان اون طرف ها پیدا شود اینبار فرزندان همان کسانی که مسعود را روی دوش بردند تمامی شما را زیر لگد له خواهند کرد و خودتان این را نیک می دانید برای همین هم جرات حضور در درون ایران را ندارید، برای همین هم بساط خود را جمع کردید و ابتدا به اروپا و بعد هم به دامن پربرکت اربابتان صدام پناه بردید و حالا هم زیر چتر حمایت همان امپریالیسمی که مبارزه با آن هدف بنیانگزارن سازمان بود در آلبانی برای بمباران ایران توسط همان امپریالیسم خونخوار و تحریم بیشتر مردم ایران تلاش می کنید و خود را آوایزان همان کسانی کردید که محمد حنیف و یارانش پرچم مبارزه با آن را در دست داشتند، آیا پرده ای مانده که ندریده باشید؟
باید قبول کنید که مسعود، همان مسعودی که شما در تلاش هستید به بهانه سی دی وی را سفید کنید جدآ خراب کرده، همه چیز را خراب کرده و شما خانم عضدانلو بهتر از هر کس دیگری این را می دانید اما بااین حال حاضر نیستید یک انتقاد از مسعود یا خودتان و تشکیلاتتان بنمایید آونوقت یقه خانواده پهلوی را گرفته اید که از عملکرد شاه انتقاد نمی کنند؟
بهتر است شما نگاهی به گذشته و حال تشکیلات خود بیندازید و صادقانه هر آنچه که در گذشته و حال اشتباه کرده اید را به مردم شریف ایران بازگو کنید ( یک سوزن به خود و یک جوال به دیگران) این بهترین کاری است که می توانید انجام دهید،در همین اعتراضات اخیر خودتان خوب متوجه شدید که مردم حتی اسم شاه و رضا شاه را هم در شعارها سر دادند اما از نام و نشان شما خبری نبود، آیا این برایتان کافی نیست که مطمعآ باشید این ملت از شما تنفر دارد؟ حالا هی با نام کذائی کانون های شورشی دروغی اطلاعیه های کذائی صادر کنید آخرش که چی؟ راه به کجا خواهید برد وقتی ملتی شما را نخواهد نمی توانید خود را با دروغ و دغلکاری به جامعه تحمیل کنید ،خود را فریب ندهید و مردم را هم گمراه نکنید.

مریم عضدانلو دوباره خواستار تحریم شدیدتر مردم ایران شد

وبلاگ ادوارد، 09/01/2020

مریم عضدانلو دوباره خواستار تحریم شدیدتر مردم ایران شد

مریم عضدانلو سرپرست خانه سالمندان در آلبانی از شورای امنیت خواست تا حلقه تحریم ها بر علیه مردم ایران را تنگتر کند، وی در بیانیه ای که از سوی شورای کذائی خود صادر کرد بر ضرورت و فوریت فعال کردن مکانیزم ماشه توسط شورای امنیت ملل متحد و اعمال مجدد شش قطعنامه این شورا تآکید کرد، این مار سمی خطرناک تمام تلاش خود را بکار گرفته تا زهر خود را به هر ترتیبی به جان و تن مردم ایران بریزد.

بهتر است در ابتدا یادآوری کنم که تمام مواضع این فرقه در رابطه با موضوع هسته ای ایران دروغ است و خود رجوی همسر مفقود همین خانم در یکی از نشست ها تآکید کرد که اگر زمانی قدرت را در دست بگیرد تا می تواند موشک بسازد و زیر کوه های دماوند پنهان کند، مواضع امروز فرقه رجوی و مظلوم نمائی است و تمامآ دورغ است و این فرقه خود عاشق و شیفته انبار کردن سلاح است و اگر زمینه ای داشته باشند خودشان در تولید بمب اتمی دریغ نخواهند کرد.

مریم عضدانلو در حالی از شورای امنیت سازمان ملل درخواست فعال کردن سیستم ماشه را نموده که خود بخوبی می داند که تحریم ها دقیقآ مردم شریف ایران را هدف قرار داده، اما برای مریم عضدانلو مردم مهم نیستند، مرگ و میر کودکان در اثر نبود دارو و تغذیه کافی اصلآ مهم نیست در عوض تا می تواند برای چاپلوسی و خوشرقصی خدمات خود را به زلزله زدگان آلبانیائی تقدیم می کند، اینان دقیقآ ضد مردم ایران بوده و هستند و تا کنون هر گامی که برداشته اند بر علیه ایران و مردم ایران بوده.

زمانی همین فرقه مک کین و بولتن ها را به تجمع خود می آورد و با دادن هزاران دلار پول به این یاغیان از زبان جنگ طلبان امریکائی درخواست بمباران مردم ایران را می کرد، اما با مردن مک کین و با اردنگی خوردن بولتون و اخراج از کاخ سیاه، فرقه رجوی دریافت که مواضع بولتون علیه ایران دیگر خریدار ندارد پس سر خرش را به سمت مواضع ترامپ چرخاند و آویزان جریان تحریم شد و تا توانست با لابی گری تلاش کرد تا تحریم ها بر علیه مردم ایران را به اوج برساند و اکنون در همین بیانیه اخیر در خواست بیشرمانه فعال کردن سیستم ماشه توسط شورای امنیت را مطرح کرده
یعنی بازگشت خودکار تمام تحریم های سازمان ملل بر علیه مردم ایران.

جالب است که امروز وزیر خارجه امریکا به دیپلمات های خود دستور داده که تماس و رابطه خود را با پنج گروه مخالف ایرانی محدود کنند، از جمله با مجاهدین و شورای تحت امرشان، با این دستور پمپئو بوضوع سرسپردگی فرقه رجوی و شورای تحت امرشان را به امریکا فاش و برملا کرده اگر چه با این فرمان یک اردنگی دیگر به بساط فرقه رجوی زده.

فرقه رجوی در خواب و رویای سرنگون کردن رژیم و سوار شدن بر قدرت در ایران عمر اعضای خود را در چهار دهه با دروغ و حقه بازی و شارموتی بازی های رجوی برباد داده و اکنون با ترور قاسم سلیمانی و بیشتر شدن شکاف بین ایران و امریکا گمان کرده که کار تمام است و امریکا همین فردا از سرپرست خانه سالمندان آلبانی دعوت می کند که بفرما حاکمیت ایران را تحویل بگیر، این دقیقآ همان چیزی است که رجوی در انتظارش است که ارباب بزرگ فرمان بدهد، در این چند روز اخیر هم با همین رویاها دوباره شروع به تهدید و ترساندن مخالفین و منتقدین خود کرده و گمان کرده که با این شانتاژها میوتواند از افشاگری اعضای جدا شده بکاهد یا اینکه آنان را در گوشه رینگ قرار دهد.

البته شکاف بین ایران و امریکا به نقطه قرمز رسیده، با ترور سلیمانی توسط تروریست های امریکا که فرقه رجوی را بیش از حد خوشحال کرد و امروز هم با حملات راکتی ایران به پایگاه عین الاسد درعراق در پاسخ به عملکرد امریکا که فرقه رجوی را خیلی غمگیم کرد گمانه زنی ها در مورد شروع جنگ بالاست، اما بایستی به فرقه رجوی عرض کنم حتی اگر ایران خدای ناکرده وارد جنگی تمام عیار گردد که البته هدف مجاهدین همین هم هست اما برای مجاهدین از این نمد جنگ کلاهی دوخته نخواهد شد، چون مردم ایران از این گروه و فرقه بیزار است و این فرقه با پرونده سیاه خود نزد مردم ایران نه تنها جایگاه و پایگاهی ندارد بلکه مردم از این فرقه متنفر هستند.
والبته جنگ با ایران هم به همین آسانی نیست، در سال ۱۳۶۷ فرقه رجوی با این خیال که نیروهای ایران در جنگ هشت ساله خسته شده اند و مردم ایران از ارتش مزدوری که در خدمت دشمن درجه یک ایران (صدام) بود استقبال خواهند کرد سرش را پایین گرفت و در یک ستون، احمقانه راهی ایران شد و این حرکت احمقانه را هم عملیلت فروغ جاویدان نامید که منجر به از هم پاشیده شدن تمام نیروهایش شد و دست از پا درازتر فرار را بر قرار ترجیح داد و به آغوش اربابش صدام بازگشت، اما ارتش امریکا و امریکائی ها را نبایستی با رجوی مقایسه کرد، اگر جنگ با ایران برای امریکا ساده و آسان بود خیلی وقت پیش در دوران بوش قلدر این کار را انجام می داد اما به این سادگی که فرقه رجوی گمان می کرد و هنوز هم بر همان گمان دوران فروغشان هستند نیست.

به هر حال تحولات در منطقه به سرعت درحال تعقییر است و برای کسی مشخص نیست حرکت بعدی چه خواهد بود، تنها چیزی که مشخص است و می توان با اطمینان بیان نمود این است که هر اتفاقی که در منطقه و یا در درون ایران چه در رابطه با موضوع ایران و امریکا چه در رابطه با مسایل درونی ایران اتفاق بیفتد برای فرقه رجوی آبی گرم نخواهد شد و دردی از هزاران درد بی درمان فرقه را درمان نخواهد کرد، چون رجوی با سیاست اشتباه و البته منفعت فردی خودش سازمان حنیف نژاد را هم تبدیل به فرقه نمود و هم در باتلاقی فرو برد که تاریخآ نخواهد توانست خود را از فرو رفتن نجات دهد.

دروغگویی مریم عضدانلو با نام مسیح

دروغگویی مریم عضدانلو با نام مسیح

وبلاگ ادوارد،28/12/2019

سلام بر مسیح پیامبری که مبشر صلح و آزادی و بشارت دهنده رهائی انسان از زنجیرهای استعماری و استسماری است،همان زنجیرها و استسماری که سالهاست توسط همین مجاهدین پر ادعا بر پای اعضای خودش از عراق تا آلبانی پیچیده و اعمال می کنند.

مریم عضدانلو امسال به دلیل ممنوعیت در فرانسه و حضور در کلیسای پاریس خود را آوایزان اسقف آلبانی نمود و با دورغ و دغل وارد کلیسای آلبانی شد و سپس پیامی هم بمناسبت میلا مسیح صادر نمود تا با خیال خام خود میخش رانزد مسیحیان آلبانی بکوبد، اگر چه دیر یا زود مردم آلبانی هم این عناصر ضد مردمی را مثل مردم عراق خواهند شناخت و پاسخشان را با اردنگی خواهند داد.

مریم عضدانلو درپیام خود که در روز میلاد مسیح صادر نموده سخنانی را به زبان آورده که دقیقآ ضد مناسبات و تشکیلات دیکتاتوری مجاهدین هم هست، ایشان چنین نطق کرده:

پیامبر انقلاب و عدالت و نخستین قیام‌کننده علیه ظالمان، فریسیان و آخوندهای ریاکار که فریاد می‌کشید «بپرهیزید از آن‌هایی که خانه‌های بیوه زنان را می‌بلعند و نماز را به
ریاکاری طول می‌دهند. این‌ها عذاب شدیدتر خواهند یافت.»
بسیار عالیست، حرف ما هم با شما همین است و برای همین هم از شما پرهیز کردیم و به مردم ایرانهم همین را می گوئیم زیرا شما و همسر مفقودتان بودید که خانواده های اعضای خود را اد هم پاشیدید و همسران را از هم بزور و حقه بازی برای منافع شخصی مسعود خان به ویرانی و تباهی بردید.
مسیح پیامبری است که بر لزوم خانواده تآکید می کند و در انجیا نیز می گوید: یک مرد برای یک زن و یک زن برای یک مرد، اما شما که عکس آنرا عمل کردید تلاش کنید که نام این پیام آور صلح و آزادی را خراب نکنید، زیرا حرکت شما بر عکس حرکت عیسی مسیح است ، او ضد کشتار و خونریزی وشما میشر ترور و بمب گزاری و آدمکشی هستید، گروه خون شما به مسیح و مسیخیت سازگار نیست و حضور شما در کلیسا هم نشانگر اعتقاد شما به مسیح نیست چون شما هیچ اعتقادی به او ندارید، برای همین هم در مناسبات شما از اروپا که مسیحی هستند به عنوان بلاد کفر یاد می کردید.
خانم عضدانلو در قسمت دیگر می گوید:

سلام بر مریم عذرا علیها‌‌ سلام، زنی یگانه و رها که با بهای سنگین بر نظم ارتجاعی آن روزگار شورش کرد. مریم عذرا نخستین کسی بود که در مسیر فداکاری برای تحقق آرمان‌های مقدس مسیح با او همراه بود. بانویی رها که قرآن مجید او را در شمار بزرگ‌ترین منادیان یگانگی و راهگشایان رهایی انسان یاد می‌کند.

خیلی خوب مریم مادر مسیح را قران چنین یاد می کند، ممکن است بفرمایید همسر رمال شما از کجا و چگونه شما را هم در ردیف همین منادیان یگانگی و راهگشایان رهایی انسان قرار داده بود؟
روزی که مسعود الغیب شما روی سن در باقرزاده با رمالی و شارموتی بازی اسم شما را در ردیف زنان توحیدیو برتر قرار داد را کسیفراموش نکرده، و همان لحضه هم من دل خود هم به حال خودم و هم به حال دیگران میگریستم، نه از روی تعصب دینی که
به خاطر بدبختی تاریخی که مردم ما دچار شده اند و کسانی مثل شما برای مردم ایران لباس پرو می کنند.

البته خدا را شکر می کنم که مردم ایران شما را بخوبی شناحته اند و تمام گذشته ننگین شما را هم بخاطر دارند، وبه دلیل عملکرد گذشته شماست که همیشه مورد نفرین
مردم ایران هستید و از کجا به ناکجا آباد افتادید
در ضمن خودتان خوب می دانید که مسیحیان ایران محل سگ به شماها نمی گزارند، پس خوتان را اینهمه به مسیحیان ایران نمالید همان بهتر که بولتون ها و کسانی مثل او دست به سر شما بکشند چون شما اساسآلایق مردم ایران و مسیحیان ایران نیستید.

خانم مریم عضدانلو هر ساله همین نمایشنامه را در کلیسای فرانسه اجرا می کرد و هیچ چیزی هم عایدش نمی شد یعنی هیچ مسیحی ایرانی یک کلمه به هواداری و حمایتش نگفت حالا در آلبانی بساط پهن کرده ،شما که در فرانسه از این نمایشات چیزی به دست نیاوردی در آلبانی چه عرض کنم، لااقل کمی حیاکن و با اعتقادات مردم بازی نکن اعتقادات مردم ابزار نیستند که تو در نمایشنامه هایت برای سفید سازی بکار ببری.

روز جهانی حقوق بشر و شارلاتان بازی فرقه رجوی

روز جهانی حقوق بشر و شارلاتان بازی فرقه رجوی

وبلاگ ادوارد 12/12/2019

در روز جهانی حقوق بشر خانم مریم عضدانلو پیامی خطاب به مردم ایران انتشار داده که بررسی آن خالی از لطف نیست و با نگاهی به این پیام می توان شارلاتان بازی فرقه مجاهدین را بوضوع دید.

این روزی را که روز جهانی حقوق بشر نامیده اند روزی است که محتوائی در آن وجود ندارد، البته بطور اخلاقی بنده هم نسبت به این روز ادای احترام می کنم، اما موضوع حقوق بشر امروزه موضوعی است که تمام سیاستمدارن دنیا از آن در راه منافع سیاسی خود استفاده می کنند و تبدیل به ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی شده.

در همین چند سال اخیر به وفور شاهد استفاده ابزاری از حقوق بشر در سرتاسر دنیا بودیم،یک نمونه کشتن آقای خاشقچی توسط امنیتی های سعودی در ترکیه که مدعیان حقوق بشر خصوصآ امریکا با سیاست بازی بیشرمانه ای موضوع را دست به دست و ماستمالی کرد که اگر این اتفاق توسط ایران رخ می داد با تحریم های ریز و درشت مواجه می شد، البته امروز امریکا تنها بساطی را که هنوز تحریم نکره آفتابه های درون توالت های ایرانی هاست، بگذریم، حقوق بشر امروزه براساس منافع کشورهای قدرتمند مطرح می شود آنهم زمانی که منافع کشورشان به آن نیاز داشته باشد و این را هم خودشان علنآ به زبان می اورند درست زمانی که از ترامپ خواشته شد که عربستان سعودی را به خاطر قتل وحشیانه آقای چمال خاشقچی تنبیه کند، ترامپ دهان گشادش را گشود وعربده سر داد که پس قرارداد فروش چندین میلیارد دلار سلاح به سعودی را چه کنم؟ و در این میان ترامپ حقوق بشر را گذاشت لای پای بن سلمان.

سازمان های حقوق بشری در دنیا هم به همین شکل با این موضوع برخورد می کنند، اگر جهان و سازمان های بین المللی که برای حقوق بشر سینه چاک می دهند بخواهند که موضوع حقوق بشر را به دور از مسائلی که گفته شد (سیاسی) اجرا کنند بایستی اولین قدم زیر نظر گرفتن حقوق بشر در گروه ها و سازمان هائی باشد که ادعای آپوزاسیون حکومتی را دارند، و بایستی از آنان حسابرسی کنند، چون آپوزاسیون می خواهد جایگزین حکومتی شود که آن حکومت یا حقوق بشر را نقض می کند یا به دلایلی که دقیقآ باز به حقوق بشر برمی گردد، مثل عدم وجود آزادی وووو، پس آپوزاسیون مدعی بایستی در درون تشکیلات خود تک تک قوانین جهان شمول حقوق بشر را رعایت و به اجرا بگذارد.

اما خانم مریم عضدانلو در حالی برای ایرانیان پیام صادر کرده که خود یکی از بزرگترین نقض کنندگان پایه ای ترین حقوق انسان ها در درون تشکیلات فرقه گرایانه مجاهدین است، ایشان در حالی شعار برابری زن و مرد را سرداده که در درون تشکیلات خود زنان بیشترین سرکوب شدگان هستند و هم زن و هم مرد حق هیچگونه ارتباطی در درون تشکیلات مخوف مجاهدین ندارند.
خانم عضدانلو در پیام خود می گوید:
رژیم حق آزادی فکر، وجدان و مذهب» را از مردم ایران گرفته است.

بایستی پرسید شما چی؟ آیا در درون تشکیلات شما آزادی معنی دارد؟ آیا شما و شحص شما به آزادی اعتقادی دارید؟ اصلآ شما می دانی آزادی یعنی چه؟ اگر پاسخ شما به این پرسشها مثبت است، لطفآ در پیام بعدی توضیح دهید چرا در درون اردوگاه شما کسی نمی تواند آزادانه زندگی خود را انتخاب کند؟ چرا رابطه زن و مرد در درون تشکیلات شما خیانت محسوب می شود؟چرا کسی نمی تواند انتقادی به مسعود رجوی داشته باشد، که اگر هم کسی بر سر مواضع او حرفی داشته باشد بایستی ماه ها و شاید سالها در درون نشستهای نکبتبار زیر ضرب فرمانده هان شما باشد تا حرف خود را پس بگیرد، اگر شما دروغگو نیستید و اگر به آزادی اعتقاد دارید و اگر زره ای وجدان و مذهب در شما هنوز باقی مانده پس چرا درهای اردوگاه کار اجباری مانز را باز نمی گذارید تا خانواده ها بتوانند فرزندان و عزیزان خود را پس از چند دهه ملاقات کنند؟

نه، شما به تنها چیزی که اعتقاد ندارید همین کلماتی است که برای گمراه کردن مردم ایران و مقامات اروپائی بیان می کنید، شما با کلماتی مثل آزادی و برابری وووو بازی می کنید و تمام این داد و هوار شما تنها برای رسیدن به قدرت است، شما درد مردمی ندارید چون یکی از اولین کسانی هستید که ترامپ را تشویق به تحریم مردم ایران کردید و هنوز هم برای فشار بیشتر به مردم شریف ایران تلاش می کنید.

اعتقاد به آزدی و دمکراسی قبول آن، شرط اولش پذیرفتن منتقدین و مخالفین است که شما و همسر مفقود شما کوچکترین انتقادی را برنمی تابید و منتقد خود را تهدید به مرگ می کنید آنهم در اروپای آزاد و قبل از رسیدن به قدرت، یعنی در زمانی که نه کسی هستید نه کاره ای، وای به زمانی که قدرت در دستان باشد، نمونه آن در دوران صدام که خودم شخصآ شاهد دستگیر کردن مردم بیچاره عراق توسط گشتی های شما در شهر کوت و اتوبان بغداد بودم، یا کشتار بی رحمانه مردم مرد عراق که به شما کاری نداشتند و تنها برعلیه ارباب شما صدام قیام کرده بودند و موضوع موضوع داخلی کشور عراق بود و ربطی هم به شما نداشت، اما چون با حمایت صدام دارای قدرت بودید و چون ارتش شما تحت فرماندهی ارتش بعثی صدام بود و چون همسر شما بیش از حد متوهم بود مزدوری خود را ثابت کردید، خانم عضدانلو حتمآ فراموش نکرده اید که پس از کشتار مردم کرد عراق با آب و تاب در سالن باقرزاده خود شما فریاد می زدید که این تنها تمرین و دست گرمی بود، یادتان رفته؟

فرقه مجاهدین اگر هزار چاقو هم بسازد یکیشان دسته ندارد، تمام موضعگیری های مجاهدین در رابطه با آزادی و حقوق بشر و سینه زنی برای مردم ایران ریاکاری مطلق است و هیچگونه محتوائی ندارد، این فرقه خود بخوبی می داند که در میان مردم ایران نه تنها جا و پایگاهی ندارد بلکه مردم ایران از پیر و جوان از این فرقه متنفر هستند و این موضوع هم بارها در اعتراضات مردم ایران ثابت شده، این را می توان از نوع شعارهای مردم در اعتراضات دریافت، اما چون مجاهدین رویشان از سنگ پای قزوین هم بیشتر است همیشه پس از پایان هر اعتراضی به دنبال صاحب شدنش هستند و تلاش می کنند تا آن را به نام خود ثبت کنند، بایستی گفت کور خوانده اید، شما با پرونده سیاه چهار دهه برای مردم ما کاملآ شناخته شده هستید و مردم هم در تمام اعتراضات خود از شما دوری می جویند، پس بهتر است که مانع راه مردم ایران نشوید و رفع مزاحمت کنید و از شارلاتان بازی هم دست بکشید، مردم ایران بهتر از هر کس دیگری راه خود را می داند و به راهنمائی مثل شما نیاز ندارد چون راه شما رو به پرتگاه است و اکنون فرقه شما به لبه پرتگاه رسیده و راه بازگشتی هم ندارید.

مریم عضدانلو باز دست به دامن سنای امریکا شد

وبلاگ ادوراد 06/12/2019

مریم عضدانلو باز دست به دامن سنای امریکا شد

سنای امریکا کنفرانسی در حمایت از اعتراضات اخیر در ایران تشکیل داده بود که البته این کنفرانس ها نه تنها کاری از پیش نمی برد که تنها برای این است که امریکا بگوید در کنار مردم ایران هست و با همین فریب و نیرنگ هم مردم را به تخریب زیرساخت ها اقتصادی کشور تحریک کند تا حون بیشتری ریخته شود تا اینکه امریکا بتواند رژیم را وادار به دادن امتیاز از را ه مزاکره کند، اما این حمایت ها و در کنار مردم ایران یعنی چی؟ کسی سردر نمیاورد چون تنها فریبی بیش نیست و در همین حمایت های لفظی، همان برگزار کنندگان کنفرانس های کذا در سنای امریکا مردم ایران را از مواد داروئی و غذائی محروم کرده اند و خواهان شدیدتر شدن تحریم های ضد انسانی بر علیه مردم ایران هم هستند، که در همین گذر هم کسانی مانند فرقه مجاهدین مانند قاشق شکسته پا به میدان میگذارند تا از این فریب و نیرنگ استفاده ببرند.

فرقه رجوی چون در اعتراضات اخیر در ایران کم آورد و برای تمام مردم جهان هم ثابت شد که این فرقه در درون ایران هیچگونه پایگاه مردمی ندارد و برای مردم ایران قابل قبول نیست با عجله پیامی برای کنفرانش کشککی سنا ارسال کرده که البته پیام به صورت ویدئو بوده تا اعضای کنفرانس با دیدن صورت خندان خانم عضدانلو از ایشان خوششان بیاید و خانم ریئس جمهور را فردی مناسب برای یک حکومت سرسپرده و مزدور مثل چلبی عراق بپذیرند.

در پیام خانم عضدانلو بوضوع پیداست که چگونه تلاش کرده تا اعتراضات اخیر در ایران را به کانون های دروغی شورشی فرقه مجاهدین، (تشکیلاتی که اکنون تشکیل شده از عده ای پیر مرد و پیر زن پوشک پوش در آسایشگاه مانز آلبانی) ربط دهد، دلیل این کار هم همین است که در بالا مشاهده کردید، چون در اعتراضات اخیر برای همه ثابت شد که این فرقه در درون ایران جائی و پایگاهی ندارد، این خانم تلاش کرده که سازمان دادن اعتراضات را به گردن بگیرد تا از دیگران عقب نماند، چرا که شعارهای گوناگونی که از درون اعتراضات بگوش می رسید حتی یک شعار در حمایت از فرقه مجاهدین نبود که نبود، البته فرقه رجوی با گردن گرفتن سازماندهی اعتراضات یک امتیاز همچون گذشته به رژیم می دهد، آن اینکه دست قوه قضاییه رژیم را باز می گذارد تا اعلام کند دستگیر شدگان منافقین بودند و به راحتی مجازات خود را اعمال کند.

نکته دیگری که در این پیام خودنمائی می کند دست التماس خانم عضدلو است که برای سرسپردگی به امریکا به سوی ترتیب دهندگان کنفراس دراز کرده، دقت کنید ایشان می کوید:

مردم ایران انتظار دارند که سنا و مجلس نمایندگان، دولت ایالات متحده، اتحادیه اروپا و همه دولت‌ها مبارزه و مقاومت مردم ایران برای سرنگونی رژیم آخوندی را به‌رسمیت بشناسند.
یک ایران آزاد، دمکراتیک، نه تنها خواست مبرم مردم ایران بلکه لازمه صلح و امنیت
در منطقه و جهان است.

منظور از مردم ایران خودش است چون فرقه رجوی خودش خودش را نماینده مردم ایران می داند یعنی به نوعی التماس می کند که امریکا و اروپا فرقه رجوی را برسمیت بشناسد، در پایان تآکید کرده که یک ایران آزاد، دمکراتیک، هم خواست مبرم مردم ایران است هم لازمه صلح و امنیت در منطقه و جهان، این کمدی را بنده نمی توانم هضم کنم، چون گوینده اش کسی است که در درون تشکیلاتش بوده ام ودیکتاتوری و فردپرستی و خرافه گرائی را در درون تشکیلتشان با چشم خویش دیده ام و تنها چیزی که مجاهدین با آن آشتی ناپذیر هستند همین آزادی و دمکراسی است که در درون تشکیلات چند هزار نفری خود نتوانستند حتی سرسوزنی اجرا کنند هیچ در اروپا هم تا مورد انتقاد قرار می گیرند منتقد را تهدید به مرگ می کنند یا با بی شرمی تمام شروع به توهین تهمت زدن می کنند، در ضمن اگر قرار باشد که حکومتی با حمایت و هدایت اروپا و امریکا سرکار بیاید نه می تواند مستقل باشد که این برای فرقه رجوی مهم نیست و نه می تواند دمکراتیک باشد که این هم برایشان مهم نیست، تنها چیزی که برای این فرقه مهم است به دست آوردن حکومت و سوار شدن بر قدرت است.
مردم ایران خود دارای شعور سیاسی بالائی هستند و خوشبختانه خوب می توانند خوب را از بد تشخیص دهند در همین اعتراضات اخیر هم نشان دادند که برای فرقه رجوی کسی در درون ایران تره خورد نمی کند و مردم ایران به تفاله های سرسپرده امریکائی یا اروپائی نیازی ندارند،ملت بزرگ ایران خود راه خود را می داند و برای انگلهای آویزان از دماغ این و آن ارزشی قائل نیست، دست به دامن شدن سنای امریکا و ریقوهای پولکی آنها دردی را از شما و فرقه دیکتاتور شما دوا نمی کند بهتر است برای حال پرشان خود فکر چاره ای دگر باشید.

مجاهدین در اعتراضات باز هم جائی نداشتند

وبلاگ ادوارد،29/11/2019

مجاهدین در اعتراضات باز هم جائی نداشتند

در چند روز اعتراضات به دلیل گران شدن قیمت بنزین درایران که البته بایستی آکید کنم که اعتراض حق مسلم مردم هست متاسفانه شاهد خونریزی و از دست دادن جوانان، خشونت و به آتش کشیدن اموال عمومی و خسارت های فراوانی هم بودیم، در قوانین اساسی تمام کشورهای جهان هم این اصل ( تظاهرات، تجمعات و اعتراضات) در اساسنامه هر کشوری وجود دارد که البته در آن بر مسالمت آمیز بودن آن اعتراض و تظاهرات تآکید شده.

در اساسنامه شورای کذائی مجاهدین هم بر همین منوال قانونی وجود دارد که تظاهرات و اعتراضات را تا مرز مسلحانه مجاز می داند، ناگفته نماند در قانون اساسی جمهوری اسلامی هم همین قانون وجود دارد، در اصل ۲۷ قانون اساسی ایران آمده، تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح آزاد است، که البته مجاهدینی که بعدها همین قانون را از قانون اساسی جمهوری اسلامی کپی برداری کردند در سال ۱۳۶۰ به آن تن نداده و آنرا نقض کردند و مسلحانه به خیابان آمدند که کار از کارزار گذشت.

به سایت های مزدور و حقوق بگیر فرقه رجوی که مراجعه می کنیم، قلم به دستان مزدورشان مزبوحانه تلاش دارند که اعتراضات اخیر را به جیب فرقه رجوی بریزند و خود را آلترناتیو آینده رژیم جابیندازند و طوری وانمود می کنند که این فرقه رجوی بود که اعتراضات را رهبری می کرد، عنوان دروغی به نام کانون های شورشی را پیش می کشند که اساسآ موجودیت ندارد، البته نادیده نگیریم فرقه رجوی در برهم زدن امنیت و آسایش و کشاندن تظاهرات مسالمت آمیز به خشونت نقش اساسی داشت، آنهم تنها از طریق فضای مجازی که از زندان مانز در آلبانی هدایت می شد، چرا که ناف فرقه رجوی را در خونریزی و کشتار بریده اند و از عملکردی که در آن خون نباشد پرهیز می کند، اما با تمام ابن تفاصیل فرقه رجوی هیچ طرفی نخواهد بست و بازنده این جریان خود فرقه مجاهدین است چرا که مردم ایران این گروه خبیس را خوب می شناسند و از آن بیزار هستند و در میان مردم ایران هیچ پایگاهی ندارند.

قلم به دستان فرقه رجوی با نوشتن مقالات دیکته شده تلاش دارند تا رهبری اعتراضات را به فرقه دربه در رجوی ربط دهند و آنچه که نتوانستند از این اعتراضات در زمان خودش به دست بیاورند را اکنون با سرهم کردن چرندیات گوناگون به کیسه خود بریزند، درهمین رابطه در سایت مجاهدین در حمله به مقاله اکبر کنجی برای تآکید غیر مستقیم بر دخالت فرقه در اعتراضات ( خرابکاری ها) اینطور می خوانیم:

اکبر گنجی،هم که حال روز او معلوم است، با سرهم بندی جعلیات ارباب پسند، در خبرنامه گویا، بیست و یکم نوامبر ۲۰۱۹ اعتراف میکند که: نیروهایی که توسط مجاهدین خلق سازماندهی شده اند، قطعاً در حرکت مردمی اخیر حضور داشته اند.
و در جای دیگر با کید مستقیم بر دخالت در خرابکاری ها می نویسد:
در طی چند روز گذشت، همه رسانه های ریز و درشت، از „آیت الله بی بی سی“ گرفته تا دیگر رسانه های مربوط به سلطنت طلبان، تا رسانه های گروههای «اپوزوسیون» دست ساخته رژیم در اقصی نقاط دنیا، سعی میکنند که نقش مجاهدین و مقاومت را کمرنگ و دستآوردهای قیام را به نفع خود مصادره کنند. 
اما هر چه زمان بیشتر میگذرد ابرهای پراکنده به کنار میروند و واقعیتهای پنهان هم چون خورشید و ماه تابان ظهور میکنند و می درخشند.
این قسمت مقاله دقیقآ حال و روز فرقه بدنام رجوی را به قلم کشیده است که تمام تلاش خود را به کار گرفته تا اگر ماستی از این قضیا ماستید به کاسه منحوس خود بریزد، اما برای بار چندم مردم ایران تنها با شعارهای خود نشان داده اند که اساسآ با فرقه ضد ایرانی مجاهدین هیچگونه همراهی ندارند و با سر دادن شعارهای مختلف پوزه این فرقه منحوس و پررو را به خاک مالیدند.
به ویدئو های ارسالی هم میهنان توجه کنید هر نوع شعاری هست به غیر از شعاری در حمایت از فرقه منحوس رجوی،با این حال اینان باز هم خود را در برابر مردم ایران و جهان به سخره گرفته و خود را دائمآ به مردم شریف ایران بمالند، شما نجس هستید از مردم ایران دور بمانید.
اخیرآ هم خانم عضدانلو بیانیه ای صادر کرده و بدون در نظر گرفتن شرایط اردوگاه اشرف سه یا همان زندان مانز از سازمان های حقوق بشری درخواست نموده تا به ایران سفر کنند و با بازداشتی ها ملاقات کنند،پیشنهاد خوبی است اما بهتر نیست که اول از همه این سازمانهای حقوق بشری را به اردوگاه خود ببرید تا از شرایط موجود در اردوگاه اجباری خودتان هم اطلاع حاصل کنند؟ درهمان اردوگاه و تشکیلاتتان که از همه و همه اعتراف اجباری گرفته و می گیرید تا با همان اعترافات دورغی مطیعشان کنید؟ مگر شما در تشکیلاتتان سرکوبی ندارید؟ آن نشست های حوض و دیگ ووو چیست که اگر کسی درخواست خروج از تشکیلات را می داد در جمع صدو بیست نفری با توهین و فحش وناسزا که البته لایق خود شماست روبرو می شد و در آخر هم با ایجاد در گیری فیزیکی افراد را وادار به حمله و کتک زدن فرد میکردید آیا این سرکوبی نیست؟ آیا این نقض حقوق بشر نیست؟ آیا ممنوع کردن خانواده های اعضای اسیر در اردوگاهتان نقض حقوق بشر نیست؟ آیا جلوگیری از انتخاب نوع زندگی انسان نقص حقوق بشر نیست؟ آیا ممنوع کردن رابطه زن و مرد در درون تشکیلاتتان نقض حقوق بشر نیست؟ از این پس قبل از صادر کردن بیانیه هایتان ابتدا به خودتان نگاه کنید و در صادر مردن ارجیف کمی خجالت بکشید.

مجاهدین آلبانی را هم ویران خواهند کرد

مجاهدین آلبانی را هم ویران خواهند کرد

وبلاگ ادوارد 11/11/2019

آلبانی کشوری است کوچک که در جنوب شرقی قاره اروپا قرار دارد، آلبانی دارای اقوام گوناگونی است که در کنار هم بطور صلح امیز زندگی می کنند، جمعیت آلبانی کمی بیشتر از ۲۸۰۰۰۰۰۰۰۰ نفر می باشد، این کشور با اکثریت مردم مسلمان و سپس مسیحی کشوری است اسلامی در قاره اروپای مسیحی که برای ورود به اتحادیه اروپا در آوریل ۲۰۰۹ اقدام کرده، کشور آلبانی دارای کشاورزی و دامداری است و دارای منابع ذغال سنگ و کروم مس و نیکل، این کشور در تاریخ خود با فراز و نشیب های گوناگونی مواجه بوده و بیگانگان سالهای سال بر این کشور که قبلآ کشوری پهناور بوده مسلط بوده اند، بگذریم هر کشوری هم در تاریخ خود این فراز و نشیب ها را طی کرده، اما کشوری که برای ورود به اتحادیه اروپا پیش قدم می شود بایستی شرایطی را در کشور خود آماده کند و اساسنامه اتحادیه اروپا را به اجرا بگذارد و خود را با اتحادیه اروپا هم قدم سازد.

به عنوان نمونه زندان های کشوری که می خواهد به این اتحادیه بپوندد بایستی با استاندارد بین المللی همخوان باشد، اعدام را بایستی برچیند، در درون دولت با دزدی و فساد و رشوه خواری بایستی بطور جد برخورد شود و برای این هم لازم است تا قوانین تازه ای برای مبارزه و جلوگیری از فساد دولتی برقرار شود و صدها مهم دیگر که کشورهای درخواست دهنده برای ورود به این اتحادیه بایستی اجرا کنند.

اما کشور آلبانی که در سال ۲۰۰۹ این درخواست را کرده از زمان ورود فرقه مجاهدین به این کشور احتمالآ این شانس را از دست خواهد داد، چرا که مجاهدین در هر کجا که باشند تلاش می کنند تا بساط شیادی خود را در دل دولت آن کشور پهن کنند و افکار دیکتاتوری و عقب مانده خود را به هر نحوی به دولت و مردم آن کشور تحمیل کنند، برای این کار هم در درون دستگاه های دولتی همیشه به دنبال حلقه ضعیف هستند تا با پول و رشوه طرف مقابل را به سمت خود و اعمال کثیف خودشان بکشانند، در درون جامعه هم با پول دادن و خریدن مردمی که اساسآ نمی دانند عاقبت کار چیست و با چه کسانی طرف هستند تلاش می کنند تا با مصاحبه هائی در حمایت از فرقه یا شرکت دادن مردم در تجمعات فرقه ای البته با پرداخت پول وغیره مردم را با فریب به سمت خود جلب کنند، نمونه، تجمعات پاریس که طی سالیان با وعده گردش در پاریس و پول تو جیبی و غذای مجانی پناهندگان از دنیا بیخبر را از سرتاسر اروپا به پاریس می بردند ( چه خوب شد که فرانسه درب ویلپنت را گل گرفت) یا درست مانند دورانی که درعراق بودند و تمام تلاششان این بود که نظر عشایر عرب را با توضیع کردن غذا در قالب نذری به خود جلب کنند.

اینگونه در جامعه نفوذ می کنند خصوصآ اگر جامعه ای فقیر باشد و همین نفوذ می تواند زمینه را برای دخالت در امور داخلی کشور مهیا سازد، مثل انتخابات محلی ووو، در کشور کوچک آلبانی هم مجاهدین همان سیاست نفوذ که درعراق اجرا می کردند را دنبال می کنند و مطمعنآ با این کار اگر برخورد قانونی نشود و اگر دولت و مشخصآ نخست وزیر آلبانی جلوی اعمال مخرب این گروه را نگیرد اینان آلبانی را هم ویران خواهند کرد.

اینها را نوشتم تا برسم به بازداشت دوستمان آقای احسان بیدی که چند روز پیش توسط پلیس آلبانی بدون هیچگونه توضیح و بدون هیچ دلیلی بازداشت شد، بازداشت وی بدون هیچگونه توضیح صورت گرفته و وی را به محلی نامعلوم انتقال داده اند تا دسترسی به وکیل هم نداشته باشد، البته بایستی گفت این یک توطئه از قبل طراحی شده توسط فرقه روبه زوال رجوی با پلیس کشوری است که درخواست ورود به اتحادیه اروپا را نموده و همین یک فقره توطئه که با رشوه گیری انجام شده نهایتآ مقامات آلبانی را مجبور خواهد کرد تا در این مورد توضیح دهند.

برای فرقه مجاهدین هیچ اهمیت نداشته و ندارد که کشور میزبانش با آبروریزی بین المللی روبرو شود، و یا اینکه برای گند زدن فرقه درخواست ورود به اتحادیه اروپا رد شود، فرقه رجوی حتی مبارزه با رژیم ایران هم برایش در اولویت نیست، برای این فرقه شیطانی مهم این است تا با هر کسافت کاری که در آستین چرکین خود دارد یک منتقد و یک مخالف را در اروپا از سر راه خود بردارد، این به این معناست که اگر اینان دارای قدرت در درون کشور باشند بیدرنگ تمام مخالفین خود را به چوبه دار خواهند سپرد، به این معناست که اگر در دوران حاکمیت این پلیدان تظاهراتی ضد دولتی به راه افتاد تمام مردم را به گلوله خواهند بست زیرا تحمل هیچگونه منتقد و مخالف را ندارند، برخورد با خانواده های اعضای خودشان در مقابل زندان اشرف در عراق خود گویاترین نمونه دیکتاتوری این فرقه و سرانش می باشد، و به این معناست که افشاگری های اعضای جدا شده و منتدین به فرقه دیکتاتوری رجوی اثرات خود را گذاشته و سران فرقه را تا جائی برده که بر علیه یک منتقد هم خودشان وارد منجلاب شوند و هم بلیس کشور میزبان خود را با خود به درون منجلاب بکشانند، البته که مقصر بوجود آمدن چنین منجلاب ها خود سران فرقه هستند.

پلیس آلبانی که این عمل ناشایست را با همکاری فرقه رجوی انجام داده بداند که هم دمکراسی را زیرپا گذاشته و هم کشور خود را در مقابل ملل دنیا ضایع نموده و هم سدی در راه پیوستن به اتحادیه اروپا بوجود آورده، بازداشت دوستمان اگر قانونی بود و اگر پلیس مدرکی در دست داشت بایستی طبق قانون بین المللی ایشان ازادانه به وکیل دسترسی داشته باشد تا بتواند از خود دفاع کند، بردن فرد بازداشت شده به مکان نامعلوم یک عمل غیرقانوی است و هیچ توضیحی هم آنرا توجیه نمی کند.

دوستان جدا شده و اعضای سابق فرقه رجوی بایستی با اتحاد بیشتر و در اتحاد با احسان بیدی دست در دست هم تا جائی که می توانند افشاگری کرده و این حرکت غیرقانونی در آلبانی را محکوم کنند تا فرقه رجوی گمان نبرد که با شانتاز و زدوبند می تواند دهان منتقدین را آنهم در اروپا ببندد.
با درود به احسان بیدی دوست گرامی و عزیز و تمام دوستانی که از افشاگری واقعیت هائی که از درون فرقه رجوی می دانند باز نمی ایستند.

فرقه رجوی در تلاش برای خاموش کردن صدای جداشدگان است

فرقه رجوی در تلاش برای خاموش کردن صدای جداشدگان است

آیا رجوی و فرقه سرتا پا کاذبش با جمهوری اسلامی در حال مبارزه هستند؟
آیا فرقه رو به سقوط رجوی که هم اکنون در باتلاق آلبانی گرفتار شده توان مبارزه با رژیم را دارد یا اینکه تمام تلاش خود را برای به سکوت کشاندن منتقدین خود بکار گرفته؟
برای فرقه تروریستی و دیکتاتوری رجوی در افتادن با رژیم مهم است یا خاموش کردن صدای به حق منتقدینش در اروپا؟

با نگاهی به گذشته و حال این فرقه روبه زوال می توان دریافت که اوضاع در درون فرقه بسیار بهم ریخته و سران فرقه بسیار پریشان حال هستند، از طرفی افشاگری های بی امان اعضای جدا شده از فرقه داد و فقان سران فرقه را دراورده بطوریکه از صبح تا شب و از شب تا صبح سران فرقه رجوی در حال طراحی دسیسه برای اعضای سابق و جدا شده هستند و از طرفی گرفتار شدن ابدی فرقه درباتلاق آلبانی نفس کشیدن را بر آنان زهرمار کرده.

اما اگر به گذشته برگردیم، به دورانی که ارباب و پدرخوانده گوربگور شده رجوی( صدام ملعون ) در قدرت بود و فرزند خوانده اش ( رجوی ) را هم درعراق بخاطر خوش خدمتی و سرسپردگی قدرت نامحدود عطا فرموده بود، از اجازه دستگیری شهروندان عراقی و تحویل به استخبارات خونخوار صدام تا اهدای تانکها وتوپهای پیشرفته، هلیکوپترهای جنگی، سلاحهای سبک، سنگین و نیمه سنگین، پول های مردم عراق و هر آنچیزی که در ارتش خودش داشت بعلاوه آموزش های رزمی مختلف توسط افسران زبده ارتش صدام و لجستیک و داشتن نیروی جوان وووو، رجوی و ارتشش که در کنار مرز ایران بودند سرنگون کردن رژیم تنها و تنها برای فریب افراد مستقر در اردوگاه اشرف توسط رجوی بلغور می شد زیرا توان آنرا نداشت تا برای سرنگون کردن رژیم فرمان حمله دهد چون درعملیات دروغ جاویدان زور خود راآزموده بود و از پوچ و پوشالی بودن نیروی خود مطمعآ بود، و از طرفی هم پس از آتش بس جنگ هشت ساله بین ایران و عراق رجوی و نیرویش در عراق قفل بودند اما به هر حال در کنار مرزهای ایران بودند و چندان فاصله ای با ایران نداشتند، اما اکنون که فرقه رجوی هیچگونه سلاحی در دست ندارد و از امکانات درعراق و مرز مشترک هم در آلبانی خبری نیست و ۳۴۳۹ کیلرمتر هم با تهران فاصله دارد، سران خائن فرقه رجوی بهتر از هر کسی می دانند که آرزوی رسیدن به تهران و در دست گرفتن قدرت را با خود به گور خواهند برد، وبه نوعی اکنون هم مانند عراق در آلبانی قفل شدند.

سران فرقه مجاهدین به رهبری خانم مریم رجوی به دلیل دست و پا زدن در باتلاق آلبانی و به دلیل افشاگری های اعضای سابق در اروپا به نقطه ای رسیده اند که خود نمی دانند چگونه و با چه ترفندی اعضای سابق خود را که محکمترین منتقدین هم هستند ساکت کنند، در این سالیان به هر دری زده اند، از تهمت زدن و وابسته بودن و مزدور بودن تا تهدید علنی به کشتن و حمله به تجمعات جداشده ها و برخورد فیزیکی و مجروح کردن آنان، اما نتوانستند و نخواهند توانست کسانی که از نزدیک شاهد مناسبات و تشکیلات دیکتاتوری، خیانت و جنایت طی سالیان در اردوگاه های آنان در عراق بوده اند را بسکوت بکشانند.

این دیوانگان روانی بشکلی خود و روحیه خود را باخته اند که دست به اقدامی ساختگی با همکاری پلیس آلبانی زدند که موضوع از سرتا پا پر از تناقض است و اساسآ به واقعیت حتی نزدیک هم نیست، مجریان و نویسندگان احمقی که چنین سنایوئی را پیاده کرده اند تا چه اندازه عقب ماندگی ذهنی بایستی داشته باشند که یک مجموعه دروغ را سر هم کرده و موضوعی ساختگی را از سال قبل به امروز وصل کرده اند بدون اینکه فکر کنند خواننده و مخاطب می پرسد پس چرا یکسال پیش اعلام نکردید؟ پس عکس ها و فیلم های دستگیر شدگان کجاست؟ دستگیری یک شهروند ترک به هر دلیلی در آلبانی آنهم در سال گذشته چه ربطی به اعضای جدا شده دارد؟ و صدها پرسش دیگر،

نکته اول اینکه این اطلاعیه رسانه هائی مثل بی بی سی و رادیو فردا را در وهله اول غافلگیر کرد وخبر را پخش کردند اما گوئی بعد از مطلع شدن از دروغ و ساختگی بودنش از دنبال کردن آن امتناع کردند.

نکته دوم تنها مصرف داخلی داشت انهم برای اینکه به نیروی از پا افتاده و پوشک پوش خود بگویند ببینید سازمان شما فعال است، نوعی شیره مالی سر افراد بیچاره.

نکته سوم برای اینکه در دنیا خود را مطرح کرده باشند و دوباره رسانه ای شوند تا جلب توجه و مظلوم نمائی کنند، چون این روزها با راه افتادن کارزار استیضاح ترامپ، اوضاع بولتون و جولیانی هم خوب نیست و اگر برای شهادت و توضیح احضار شوند ممکن است که گند کارشان در رابطه با مجاهدین دراید، از این رو فرقه با این عمل نسنجیده قصد داشت یک جنجال بین المللی راه بیندازد که بولتون و جولیانی و عملکردشان در حمایت از فرقه مشرع باشد.

نکته چهارم اینکه این یک دسیسه چینی غیرحرفه ای برای ترساندن اعضای جدا شده در اروپا بود، به همین دلیل هم دست به انتشار اسامی امضاء کنندگان نامه اعتراضی که دوستان ما به سفارت آلبانی در فرانسه داده بودند زدند، نامه ای که ملاقات رئیس جمهور آلبانی با خانم رجوی را زیر سئوال برده و آنرا محکوم کرده بود، و به دروغ مدعی شدند که این اسامی را سفارت آلبانی در اختیار فرقه قرار داده.

انتشار اسامی نفرات جدا شده و امضاء کنندگان نامه اعتراضی آنقدر احمقانه و ناشیانه بود که هر کسی که در اروپا زندگی می کند به آن می خندد، در پی انتشار اسامی، فرقه از ایرانیان اروپا می خواهد که اگر این افراد را در هر کجا که دیدید به اولین ایستگاه پلیس اطلاع دهید، ناشیگری و پفیوز کاری را دقت کنید، اولآ طوری بیان کرده که انگار جدا شدگان از فرقه نکبتبار رجوی بطور قاچاق در آلمان یا دیگر نقاط اروپا زندگی می کنند و پلیس آلمان یا دیگر کشورهای اروپائی، پلیس شهری که در آن زندگی می کنیم از وجود ما در این کشور و شهرهایمان مطلع نیست در حالیکه ما شهروندان این کشورها هستیم و، اتفاقآ وقتی هم که به آلمان آمدم به کوری چشم مجاهدین خیلی زود جواب گرفتم، دومآ این جماعت نادان تلاش می کنند که ایرانیان اروپا را به جاسوسی علیه همیدگر وادار کنند درست مثل اردوگاه اشرف و مناسبات کثیف تشکیلاتی خودشان که همه را علیه یکدیگر به جاسوسی وادار می کردند و الان هم همین شیوه کثیف را در اردوگاه مانز اجرا می کنند، اینگونه مناسبات در دوران استالین در شوروی سابق رواج داشت و این جماعت مجاهد هم از همین شیوه استالینی بهره می برند.

در نهایت اینکه هر قدم فرقه مجاهدین و سرانش با هدف به سکوت کشاندن اعضای جدا شده می باشد و تمام دقدقه این فرقه برباد رفته امروزه افراد جدا شده هستند، مبارزه با رژیم تنها و تنها در سخنرانی ها اهمیت دارد،اما به سران گیج فرقه یاداوری می کنیم که اینجا اروپا است عراق دوران بابای جنایتکارتان نیست، اینجا قاره آزاد است و فعالیت ما هم قانونی و ثبت شده می باشد، اینجا اردوگاه اشرف و اردوگاه مانز نیست و ایرانیان شریف در اروپا هم در تشکیلات کثیف بهره کشانه شما نیستند که برای جاسوسی بسیجشان کنید، مرتبه بعد قبل از اقدام به راه اندازی چنین نمایشنامه های مسخره کمی فکر کنید و سناریو نویستان را عوض کنید، شماها انگار مخ تان هنگ کرده.