نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ فرانسیس

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ فرانسیس

وبلاگ ادوارد، 22/05/2019

عالیجناب پاپ فرانسیس رهبر محترم کاتولیک های جهان، اینجانب ادوارد ترمادو از ایرانیان مسیحی هستم که اکنون در کشور آلمان زندگی می کنم، این چندمین نامه است که برای عالیجناب می نویسم، اما امروز و در حالیکه این نامه را برایتان می نویسم شرایط با گذشته بسیار متفاوت می باشد و هر لحضه ممکن است که عده ای جنگ طلب کشور و مردم ایران را در گیر جنگی کنند که پایانش نامعلوم می باشد.

عالیجناب:
مردم جهان امروز با نگرانی و شگفت زدگی ناظر و شاهد عملکرد امریکا و متحدانش در جهان و خاورمیانه می باشند که همانا نقض تمامی پیمان های بین المللی است اما رهبران امریکا و متحدانش بدون ذره ای خجالت و بدون ذره ای ترحم کشورهای دیگر را به بهانه های واهی و برای منافع خود تحت شدیدترین تحریم های غیر انسانی قرار می دهند و حتی اجازه ورود داروهای ضروری را هم که بیماران و سالمندان نیازمند به آن هستند نمی دهند، آیا این انسانیت است؟ گفته می شود که رئیس جمهور امریکا خواهان جنگ با ایران نیست اما عده ای وی را به سمت جنگ با ایران سوق می دهند، اگر جنگی بین ایران و امریکا آغاز شود فاجعه ای بزرگ خواهد شد طبعآ با جنگ های دیگر متفاوت خواهد بود، مدت کوتاهی است که از شکست گروه افراطی وتندرو اسلامی داعش در سوریه و عراق می گذرد اما اگر جنگی در منطقه شروع شود مطمعنآ شاهد ظهور مجدد گروه داعش در منطقه خواهیم بود خصوصآ در کشور عراق که چند سال پیش شاهد جنایاتش درآن کشور بودیم و و مردم عراق توسط همین گروه به خاک و خون کشیده شدند، ورود ایران به هر جنگی در منطقه زمینه را برای سربرآوردن گروه های تروریستی چه در منطقه و چه در درون کشور آماده خواهد کرد و آنگاه است که هیچکسی توان کنترل کشتار و جنایات گروه های توریستی در منطقه و درون ایران را نخواهد داشت، گروه هائی مانند داعش و فرقه مجاهدین که برای به خاک و خون کشیدن مردم لحضه شماری و تلاش میکنند.

عالیجناب:
متآسفانه امروزه در همین اروپا هم فرقه مجاهدین که تا چند سال پیش در لیست سیاه تروریستی امریکا و اروپا بود و پرنده سیاهی از بمب گذاری و ترور و اقدامات ضد ایرانی را یدک می کشد با امکانات مردم اروپا زیر چتر حمایت امریکا و البته زیر چتر حمایت بعضی کشورهای اروپائی در تنش بین ایران و امریکا آتش بیار معرکه شده و برای رسیدن به قدرت و حکومت با لابیگری تلاش می کند تا امریکا را وادار به حمله نظامی به ایران کند، با این خیال که جای جمهوری اسلامی را گرفته و حکومت دیکتاتوری خود را در ایران بنا نهند، اینجانب شخصآ در دوازده سالی که در درون این فرقه درعراق بودم تجربیات فراوانی از نقض حقوق بشر و مواردی مانند تحمیل عقاید و تفتیش عقاید، طلاق های اجباری اعضای سازمانشان، جداکردن کودکان از مادران و پدرانشان و صدها مورد غیر انسانی دیگر توسط فرقه مجاهدین خلق دارم، خوشبختانه فرقه مجاهدین در ایران هواداری هم ندارد و از نظر مردم ایران منفور است به دلیل اعمال ضد ملی و مردمی و ضد ایرانی که در زمان جنگ هشت ساله با عراق و چه بعد از آن انجام داده، در بین آپوزاسیون خارج از کشور تنها گروهی است که هیچگونه ابراز نگرانی در مورد وقوع جنگ نکرده و بر عکس تا توانسته از فضای موجود بین ایران و امریکا استقبال کرده و بنا دارد تا با همراهی عده ای از دولتمردان جنگ طلب درامریکا برای مردم ایران و منطقه مصیبت ببار بیاورد، این گروه با سرسپردگی کامل مانند دوران صدام حاکم دیکتاتورعراق آماده است تا با چراغ سبز اربابان خود در درون ایران آشوب بپا کند و به هر شکلی خود را به جامعه ایران تحمیل نماید.

عالجناب پاپ فرانسیس:
کلیسای کاتولیک خوشبختانه همیشه برای برقرای صلح و آرامش بین ملل مختلف فعال بوده و برای جلوگیری از خونریزی با تمام توان پیشگام، مانند جریان هسته ای ایران که عالیجناب پاپ بندیک موضع ضد جنگ داشت،

روزنامه لارپوبليکا در مقاله ای به قلم مارک پوليتی، مفسر اين روزنامه درامور واتيکان در آن زمان نوشت :«پاپ بنديکت شانزدهم، رهبر کليسای کاتوليک، شديدا نگران وقوع جنگ جديدی در خاورميانه و اقدام نظامی عليه جمهوری اسلامی ايران است». در بازگشت به رم، در ديدارهايی که چهارشنبه ها رهبر کليسای کاتوليک با گروه برگزيده ای از پيروان اش دارد، بنديکت شانزدهم بار ديگر به پرونده هسته ای ايران اشاره کرد و گفت:«بايد از کليه تماس ها و ابراز ديپلماتيک منجمله مشوق ها برای دست يابی به آشتی بين المللی استفاده کرد».

عایجناب پاپ ژان پل دوم فقید تلاشهای فراوانی برای برقرای صلح در مقاطع مختلف نمود منجمله در مواردی با محکوم کردن کشورهای مهاجم، سعی وافری در ایجاد آشتی میان مسیحیان و مسلمانان داشت.
در مسأله جنگ افغانستان و حمله آمریکا به آن کشور، نماینده واتیکان در سازمان ملل بارها به پشت تریبون رفت و آن عمل را محکوم کرد، همچنین کلیسای کاتولیک رم با صدور اطلاعیه های مکرر از آن کشور خواست که دست از جنگ بردارد و مسأله را به گونه ای دیگر حل کند.
جنابعالی نیز همین اواخر برای برقراری صلح درسودان پای رهبرانانشان را بوسیدید تا از جنگ و خونریزی جلوگیری کنید، پس برای جلوگیری از بروز جنگی فاجعه بار بین ایران و امریکا می توانید حرکت مثبتی انجام دهید و من مطمئن هستم که حرکت جنابعالی برای جلوگیری از خونریزی بسیار تآثیر گذار خواهد بود و اطمینان دارم که واتیکان فریب چهره بزک کرده کسانی که ادعای آزادی و دمکراسی دارند را نخواهد خورد،برای خشکاندن ریشه تروریسم در جهان بهترین گزینه این است که ابتدا کشورهای اروپائی دست از حمایت چنین گروه هائی در درون کشور خود بردارند و فعالیت های آنان را بشدت محدود سازند تا چنین فرقه هائی نتوانند با فریب مردم در آنسوی دنیا دست به جنگ افروزی بزنند و باعث بر هم زدن آسایش و امنیت جوامع شوند، فرقه مجاهدین با نام آزادی و با سس دمکراسی و با لوث کردن کلماتی مانند آزادی و دمکراسی در حالیکه ذره ای اعتقاد به دمکراسی و آزادی ندارد افراد خود را درآلبانی با دروغ و حقه بازی و با سواستفاده از باورهای مذهبی آنان در اردوگاه مانز در درون تشکیلات شدیدآ قرون وسطائی خود به گروگان گرفته و حتی اجازه دیدار با خانواده هایشان را هم ممنوع کرده تا مبادا افراد با دیدن اعضای خانواده خود احساسات انسانی خود را بازیابند و از فرقه دیکتاتوری جدا شوند زیرا خانواده از نظر رهبر فرقه لانه فساد است و این چیزی است که رهبر این فرقه با استناد به همین جمله طلاق های اجباری را در درون تشکیلاتش به تمامی اعضاء تحمیل نمود، افرادی در درون فرقه مجاهدین در آلبانی می باشند که بیش از سی سال است از خانواده های خود اطلاعی ندارند و در آنسوی جهان در ایران خانواده های همین افراد تمام تلاش خود را برای دیدار عزیزانشان نموده اند که با سنگ اندازی سران فرقه مجاهدین بی اثر شده، اکنون هم افرادی که در آلبانی از فرقه مجاهدین جدا شده اند تحت شدیدترین فشارهای روانی از سوی مسئولین فرقه و متآسفانه مسئولین کمیساریای پناهندگی در تیرانا قرار دارند که اگر یک هیئت از واتیکان راهی تیرانا و اردوگاه فرقه مجاهدین شود و با افراد جدا شده ای که اکنون در آلبانی هستند و در بدترین شرایط از نظر مالی بسر میبرند دیدار کند بی شک پی به صحت تمامی موضعگیری های افراد جدا شده از این فرقه خواهد برد.

عالجناب پاپ فرانسیس:
با تشکر از شما و آرزوی سلامتی برای جنابعالی امیدوارم که در کارهایتان موفق باشید و برای برقراری صلح و آرامش در جهان تنها به دعا بسنده نکنید، دخالت و موضعگیری شما بر علیه جنگ و دخالت های نابجای امریکا در امور کشورهای دیگر می تواند جان هزاران نفر انسان بیگناه را نجات داده و از سر بر آوردن دوباره تروریسم در منطقه خاورمیانه جلوگیری کند، در هر صورت ما همگی در قبال جامعه مسئول هستیم خصوصآ کسانی که دارای قدرت و نفوذ می باشند.

با تشکر
ادوارد ترمادو
آلمان
22/05/2019

Werbeanzeigen

احمق کسی است که با طناب بولتون و پمپئو ته چاه می رود

احمق کسی است که با طناب بولتون و پمپئو ته چاه می رود

وبلاگ ادوارد 17/05/2019

این روزها اخبار تنش بین ایران و امریکا روی آنتن تمامی خبرگزاری هاست، عده ای در امریکا و در منطقه تلاش می کنند تا به هر شکلی جرقه جنگ بین ایران و امریکا زده شود و عده ای دیگر مخالف شدید جنگ بین دو کشور هستند، در خود امریکا و حتی در درون کاخ سفیدنما هم بین سران کشور دودستگی ایجاد شده، در این میان کسانی که تلاش دارند تا بین دو کشور جنگ افروزی کنند جان بولتون و مایک پمپئو در رآس همه آنها قرار دارند، این روزها خبرهائی که از امریکا روی آنتن می رود بی شباهت به اخبار قبل از حمله امریکا به عراق نیست، در دوران حکومت صدام هم امریکا و هم انگلستان و سازمانهای اطلاعاتیشان برای انحراف افکار عمومی کرارآ دورغ سرهم می کردند و طوری وانمود می کردند که عراق در حال ساخت بمب اتم است و این یعنی تهدید منطقه و جهان و منافع امریکا در منطقه، هم اکنون همان نمایشنامه را با سناریوی تازه ای در حال خورد دادن به مردم هستند، تخلیه کارکنان غیر ضروری سفارت امریکا در عراق و تخلیه پرسنل شامل کارکنان کنسولگری آمریکا در شهر اربیل و یا فرستادن ناو لینکلن به خلیج فارس همان جنگ روانی است که در دوران صدام به نوع دیگری برنامه ریزی شده بود.

امریکا و انگلستان هر دو سرشان در یک آخور است و یونجه را هم با هم می خورند، پس از جنگ امریکا و عراق پارلمان انگلستان از تونی بلر نخست وزیر وقت انگلستان در مورد اینکه حتی یک گرم اورانیوم درعراق پس از صدام پیدا نشد توضیع خواست و تونی بلر در مقام نخست وزیر در توجیه کسافت کاریش با امریکا گفت به ما اطلاعات غلط داده بودند همین.

امروز هم سیاست کثیف را در قبال ایران در پیش گرفته اند البته با ابن تفاوت که مقام پیشتاز در جنگ افروزی به جای ترامپ بولتون و پمپئو هستند، همین موضوع هم باعث اختلاف در کاخ سفیدنما شده که رسانه های بین المللی این روزها پشت سر هم اخبار اختلافات مقامات امریکا را منعکس می کنند، بی بی سی در گزترشی از بهمن کلباسی چنین می نویسد:

خبرنگار: آقای رئیس جمهوری آیا ما را به جنگ با ایران می‌بری؟
دونالد ترامپ در حالی که منتظر رسیدن رئیس جمهوری سوئیس بود: امیدوارم که نه.
این پاسخ رئیس جمهوری آمریکا در پایان هفته‌ای است که هر روز آن پر بود از اخبار احتمال جنگ با ایران.
جنگی که روایت رسانه‌های اصلی آمریکا از احتمال وقوع آن بر دو پایه بنا شد: یکی ادعاهای گاه متناقض مقام های عمدتا بی نام و نشان آمریکایی در مورد اطلاعات سری جدیدیست که گفتند نشان می‌دهد ایران در حال آماده شدن برای حمله به منافع آمریکا در منطقه است و دیگری اشتهای دور و دراز جان بولتون، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ است برای یک برخورد نظامی با ایران.
در حالی‌که مقام‌های دولت ترامپ تقریبا به صورت روزانه اطلاعات جدیدی که نشان از خطرناک‌تر شدن وضع داشت به رسانه‌ها درز می‌دادند؛ صدای اعتراض سناتورها و نمایندگان مجلس عمدتا از حزب دموکرات بلند شد. بعضی‌هایشان از اینکه بر خلاف رویه‌های معمول در جریان این اطلاعات سری قرار نگرفتند ابراز نارضایتی کردند و تعدادی هم پیش از دیدن اطلاعات مورد بحث هشدار دادند که این ماجرا بوی جنگ عراق را می‌دهد و جان بولتون دنبال راه انداختن جنگ جدیدیست. از جمله سناتورهای ارشد و شناخته شده که تعدادی از آنها کاندیدای نامزدی حزب برای مقام ریاست جمهوری هم هستند، به ترامپ در مورد جنگی جدید هشدار دادند.
این گزارش نشان از آن دارد که جان بولتون در این ماجرا کاسه داغتر از آش شده، جان بولتون در نظر دادر تا به خیال خود به فرقه مجاهدین خدمتی کرده باشد که اگر اگر موفق شد فرقه مجاهدین گاو شیرده ای برای آینده امریکا باشد، آرزوئی که هم بولتون و هم پمپئو و هم فرقه رجوی با خود به گور خواهند برد، دونالت ترامپ از اینکه جان بولتون تلاش می کند تا بین دو کشور جرقه جنگ زده شود بسیار نگران است و تحلیلگران این احتمال را می دهند که ترامپ ممکن است بولتون را کنار بگذارد.

بی بی سی در گزارش دیگری اینچنین می نویسد:

در جریان تنش اخیر واشنگتن و تهران نیز روزنامه واشنگتن پست در گزارشی مفصل به نقل از نزدیکان رئیس‌جمهور نوشت که او از دست جان بولتون کلافه شده است، چون به دنبال ارتباط مستقیم و مذاکره بار هبران ایران است، اما در عوض برخی از جمله بولتون بر طبل جنگ می‌کوبند. بولتون متهم است که با اغراق در اسناد و گزارشها درباره ایران در تلاش است تا دو کشور را به یک رویارویی نظامی بکشاند.
وقتی دونالد ترامپ به ریاست جمهوری رسید، نام جان بولتون به عنوان یکی از نامزدهای احتمالی برای وزارت خارجه – شغلی که بولتون عمری به دنبالش بوده – مطرح شد. او به این پست نرسید اما یک سال و نیم بعد موفق شد به سمت مشاور امنیت ملی برسد که آن هم مقامی مناسب برای بولتون بود تا بتواند ایده‌های سیاسی خود را اجرا کرد
اما فرقه نامیمون مجاهدین که خود را مسخره تمام عالم کرده با خوشحالی
منتظر شروع جنگ به اعضای در بند و اسیر خود وعده سرخرمن میدهد و اخبار را در سایت هایش یکطرفه انعکاس می دهد و گمان دارد که مردم مثل اعضای نگونبخت گرفتار در تشکیلات دسترسی به هیچ رسانه ای ندارد و باز گمان می کند که می تواند اخبار یکطرفه که تمامآ طرفداری از جنگ است را به خورد مردم دهد، و آنقدر احمق هستند که با طناب بولتون و پمپئو راهی چاه می شوند غافل از اینکه این طناب پوسیده است.
این شیاطین از جنگ بین ایران و امریکا برای خود با مزدوری و خوفروشی سیاسی کیسه ای گشاد دوخته اند که این بار اگر سرشان درون کیسه رفت بیرون آمدنی را به دنبال نخواهد داشت چون بولتون و پمپئو قافیه را خواهند باخت و دارودسته بولتون هم بایستی از کوزه شکسته آب بنوشند.

فرقه رجوی امیدش ترامپ است نه خلق قهرمان

فرقه رجوی امیدش ترامپ است نه خلق قهرمان

وبلاگ ادوارد،11/05/2019

فرقه مجاهدین در این چند روز اخیر بقدری از اعزام ناوهای جنگی امریکا به خلیج فارس خوشحال است که وقتی سایت های ضد ایرانی فرقه راباز می کنیم از بالا تا پایین اخبار در رابطه با امریکاست، در سایت به اصطلاح همبستگی منحوسش از نه تیتر خبری هشت تیتر آن در رابطه با اعزام ناو امریکا به منطقه و ترامپ و پمپئو است، همین که تیترهای خبری را می خوانیم احساس اول این است که وارد سایت فارسی وزارت خارجه امریکا شده ایم.

خوب این هم نوعی مزدوری و خوشرقصی سیاسی است، این هپروتی ها گمان می برند که با اعزام ناو به منطقه کار حکومت ملاها تمام است و امریکا هم در آینده برایشان فرش قرمز پهن می کند و ایران را دودستی به فرقه تروریستی رجوی غایب و فراری می دهد، البته این آرزو را رجوی و عضدانلو به گور خواهند برد، اینها هرگز رنگ و روی ایران را نخواهند دید و البته که شایسته هم نیستند که حتی از ایران عکس یا ویدئوئی هم تماشا کنند چون بد جوری پشت پا به مردم و کشور زدند و هنوز هم همان راه خیانت را ادامه می دهند، تمام تلاش لابی هایشان این است که امریکا را به تحریم بیشتر مردم ایران ترغیب کنند و آنچه در توان دارند بکار می گیرند تا سیاست بولتون را که همانا جرقه جنگ بین ایران و امریکاست را پیش ببرند.

فرقه مجاهدین خوب می دانند که تحریم ها تنها مردم ایران را نشانه رفته و تمام سنگینی بار تحریم ها هم بر گرده مردم ایران است، اما بطور واقعی از گرسنگی کشیدن مردم خوشحال می شوند، سران فرقه رجوی می دانند که اگر جنگی در منطقه بین ایران و امریکا در بگیرد خونریزی بزرگی به پا خواهد شد و در این میان از مردم ما چه خون هائی که ریخته می شود اما باز خوشحال هستند و هر چه می توانند بر طبل جنگ بولتون می کوبند، فرقه رجوی می داند که از جنگ بین ایران و امریکا طرفی نخواهد بست و چیزی عایدش نخواهد شد اما بی شرمانه دنبال ایجاد جنگی هستند که شاید منطقه را هم دربربگیرد، برای مجاهدین ریخته شدن خون مردم ایران مهم نیست، مگر در دوران جنگ ایران و عراق به یاری صدام نشتافتند؟ مگر در دوران جنگ هشت ساله با سلا ح های صدام کم سرباز و جوان ایرانی را به خاک و خون کشیدند، مگر با ترور ها و بعدآ با خمپاره زنی های کور از ایرانی کم کشتند؟

براستی ناف فرقه مجاهدین را در خون بریده اند، فرقه رجوی به دور از آشوب و خونریزی فرومی پاشد همانگونه که بعد از اخراج از عراق و دور شدن از مرزهای ایران و کوتاه شدن دستهایشان از سلاح و آدمکشی شاهد فرار اعضای دربند یا خروج از تشکیلات دیکتاتوری در آلبانی هستیم که همین نشان از فروپاشی فرقه دارد.

فرقه مجاهدین آنقدر از جامعه ایرانی دور شده که هنوز گمان می کند سطح آگاهی مردم ایران اندازه همان سالهای قبل از انقلاب است و از طرفی هنوز دنباله روی خط مارکسیست لنینیست است، هنوز گمان می کند که با جنگ شهری می توانند کشوری را فتح کنند، سران فرقه رجوی هنوز در دوران چگوارا بسر می برند، به دلیل نا آگاهی از جامعه ایران و به دلیل ایدئولوژی عقب مانده خود در عالم رویا زندگی می کنند، به همین دلیل هم رجوی یک روز خودش را امام حسین احساس می کرد یک روز وصل به فلان امام و یک روز هم می شد عیسی مسیح که این هم نوعی دجالیت و فریب اعضا برای شستشوی مغزی بود، با همین دغلکاری هم ناگهان و در موقع خطر مثل همیشه اعضای بیچاره را در عراق رها کرد و جیم فنگ شد.

اما امروز پس از گذشت چها دهه که فرقه مجاهدین با تمام اعمال ضد میهنی و ضد ایرانی که چه در دوران جنگ هشت ساله و چه پس از آن زیر چتر صدام دشمن درجه یک ایران و ایرانی انجام داد و راه به جائی نبرد دست به دامن ترامپ و دارو دسته او در کاخ سیاه شده و همان خط مشی مبارزه با امپریالیسم که بنیانگزاران بر اساس آن سازمانشان را بنا نهادند را هم زیر پا گذاشته و با پشت کردن به آرمان همان محمد حنیف نژاد و یارانش کاسه لیس بولتون و مایک پمپئو شده، آیا این خیانت به همان بنیانگزاران سازمان نیست؟ پس چه توقعی می توان از کسانی داشت که حتی به آرمانهای بنیانگزاران سازمان رحمی نکردند؟

مردم ایران بایستی هشیارانه به سمتی بروند که هرگز و هرگز جنگی رخ ندهد، در جنگ به غیر از ویرانی و خونریزی بیجا چیز دیگری نیست، اینها که امروز در همان کاخ سیاه بر طبل جنگ می کوبند پس از پایان دوران ریاستشان خواهند رفت و هرگز هم پاسخگوی اعمال خود نخواهند شد، مگر جرج بوش پاسخگوی کشتار مردم عراق و افغانستان شد؟ نه هرگز، امروز هم شاهد هستیم اساسآ نامی از او نیست، اما ویرانی ها و آوار و عذادار شدن مردم عراق و افغانستان هنوز هست، همان کسانی که از آپوزاسیون لیبی در مقابل قذافی حمایت می کردند کجا هستند؟ لیبی هنوز درگیر جنگ داخلی است، پس امروز هم همین آقایانی که وعده دمکراسی می دهند به دنبال ویران کردن ایران برای منافع خود می باشند و مطمعنآ پس از آن هم کاخ سیاه را تحویل دیگری خواهند داد و می روند به دنبال کارهای تجاری خود و شاید هرگز هم اسمشان در جائی شنیده نشود.

زمانی مسعود رجوی فریاد خلق قهرمان ایران سر می داد و به اعضای خود در قرارگاه می گفت که فرد فرد شما در درون ایران خانواده و فامیل دارید و تحلیلش این بود که همین فامیل و قوم و خویش شماها نیروئی هستند که از شما هواداری می کنند،شاید راست می گفت اما با رفتاری که فرقه در عراق با خانواده ها داشت و با زندانی که برای اعضای خود درست کرده و اجازه ملاقات با عزیزانشان را نمی دهد و با حملاتی که در مقابل اردوگاه اشرف به خانواده ها کرد همان تحلیل هم آب رفت و همان خانواده و قوم و خویش اعضای فرقه که زمانی از نظر رجوی نیروب بلقوه ای در درون ایران بودند امروز تبدیل به دشمن درجه یک فرقه و سرانش شده اند، رجوی در درون ایران هواداری به نام خلق قهرمان ندارد و امیدش تنها ترامپ و بولتون می باشد.

به هر حال به امید اینکه هرگز بین ملت ها جنگی رخ ندهد و به جای کشتار و خونریزی صلح و دوستی برقرار شود اما از هر طرف که نگاه کنیم فرقه مجاهدین دیگر نخواهد توانست سرپا شود و روز به روز هم به از هم پاشیدگی نزدیک و نزدیکتر میشود.

( زوزه های شغال ) پیام اخیر رجوی

وبلاگ ادوارد 19/04/1019

( زوزه های شغال ) پیام اخیر رجوی

اخیرآ فرقه مجاهدین پیامی منتسب به رجوی فراری را روی سایت ازهم گسستگی خود قرار داده که متن پیام دقیقآ مانند زوزه های شغالی است که از ترس در تاریکی پنهان شده و تلاش می کند تا با زوزه های گوشخراش خود نسق بگیرد، این پیام هم مانند دیگر پیام های رجوی غایب تکراری و بی محتوا اما با ساز و دهل خاصی همراه است، با افکت های رنگارنگ و گوینده پیام هم تلاش دارد تا پیام را با صدائی تآثیرگذار بخواند تا شاید مخاطب تحت تآثیر صدایش (که البته برای اعضای جدا شده بسیار آشناست) فریب لاطائلات رجوی را خورده و باور کنند که پیام دهنده هم کسی کاری دارد و کاره ای است.

پیام های رجوی همیشه درعالم هپروتی و تحت تآثیر قرص های ترامادول صادر می شود و به همین دلیل هم بیشتر اوقات به هذیان گوئی شباهت دارد، در پیام مزبور رجوی با اشک تمساح ریختن برای مردم سیلزده ایران که البته در رهبران فرقه سابقه دیرینه دارد ابتدا پاچه سپاه را می گیرد که کیست به غیر از پاسداران و آخوندها که فرو ریختن خانه های خلق محروم خود را ببیند و قلبش از جا کنده نشود.

در پاسخ این جملات شیادانه بایستی از وی پرسید: مگر تو قلب رئوفی هم داری که برای درد و رنج مردم ایران از جا کنده شود؟ و یا مگر در قلب تو احساس عاطفی هم وجود دارد؟ که اگر ذره ای عاطفه و انسانیت در قلب تو وجود داشت این عده از اعضای خود را از دیدار با عزیزانشان منع نمی کردی، این همه تهمت به منتقدین خودت که به حق هم هستند نمی زدی، اگر به فکر ایران و ایرانی بودی و قلبت برای سیلزدگان ایرانی از جا کنده می شد روی سرباز ایرانی همگام با ارتش صدام آتش نمی گشودی، دستور حمله به خانواده های اعضای خودت را در عراق نمی دادی، همسران را از هم جدا نمی کردی، کودکان را والدین خود جدا نمی کردی ووووو هزاران مصیبتی را که خودت مستقیمآ مسئول آن هستی بر سر حداقل نیروی خودت نمی اوردی.

آقای رجوی غیب شده اگر در سیل اخیر همین سپاه و نیروهای مسلح با تمام امکاناتشان پا به میدان نمی گذاشتند تعداد جان بختگان و خسارات مالی چندین برابر امروز بود، به عملکرد سپاه در جاهای دیگر کاری ندارم و در این بحث هم نمی گنجد اما همین نیروهای مسلح ایران که خار چشم تو و اربابانت هستند در ایران و در بین مردم دست بالا را دارند، تو خود فکری به حال نیروی پیر و فرتوت خود نما.

رجوی از سر استیصال مطلق در جائی از پیامش آییه بگو منتظر باشید که ما هم در انتظاریم میخواند، برای من جالب بود چرا که خود همین فرقه چهار دهه است که منتظر مانده و هنوز هم در انتظار است تا شاید اربابان جدید برایشان روزی برسانند، تا شاید روزی با برپا کردن جنگ و خونریزی دارودسته ایشان را مثل چلبی مزدور به حاکمیت برسانند، البته آنقدر بایستی منتظر بمانند تا زیر پایشان علف هرز سبز شود.

معلوم نیست منظور رجوی از درود به شیر زنان و رادمردانی که به کمک سیلزدگان شتافته اند چه کسانی هستند چون اکثرآ نیروهای مسلح بودند که با همراهی مردم به کمک سیلزدگان شتافتند همان نیروی مسلحی که ارباب رجوی از سر استیصال در لیست تروریستی قرار داده و فرقه رجوی هم میمون وار به رقص برخاسته، اما مردمی که رجوی درود می فرستند از رجوی و فرقه اش متنفرند و برای درود و فرودش تره هم خرد نمی کنند، تعدادی از همین مردم همان کسانی هستند که برای ملاقات با فرزندان خود در مقابل اردوگاه اشرف درعراق از نیروی های فرقه به دستور رجوی ها کتک خوردند، هر کس که از خیانت های فرقه رجوی در دروان جنگ با صدام ملعون ذره ای آگاهی داشته باشد از تمامیت فرقه رجوی متنفر خواهد بود و این یک حس طبیعی است در تمام وطن پرستان.

اگر فرقه رجوی را در برابر دیگر گروه های آپوزاسیون در خارج از کشور قرار دهیم در می یابیم که فرقه رجوی در برابر نیروهای ایرانی چه سپاه و چه ارتش و غیره دچار نوعی حساسیت خاصی است که قدرت تحمل هیچکدام را ندارد در حالیکه دیگر گروه ها مانند آقای رضا پهلوی حتی روی نیروهای مسلح رژیم ( سپاه و بسیج ) نیز حساب باز می کنند، در اصل مجاهدین به این فکر هستند که اگر روزی در ایران حاکم شدند با موج اعدام ها دریای خون راه بیاندازند، این حرف را آقای کاشانی معروف به بابا که چندی پیش فوت کرد روزی در بغداد به من گفت، که اگر رژیم را سرنگون کردیم از بچه شیرخوار اینان نخواهیم گذشت، من که خیلی بهم ریخته بودم گفتم بابا بچه شیرخوار چه گناهی کرده و جواب داد : بزرگ می شه جای باباشو می گیره، البته به روشنی پیدابود که این حرف موضع شخصی بابا نبود چون مجاهدین اساسآ چنین اجازه ای ندارند که موضع شخصی داشته باشند که یکی از نقشه های شوم رجوی بود که در نشست های درونی با فرمانده هان بالا مطرح کرده بود و البته رجوی به این موضوع مصمم است.

رجوی در برابر دیگر گروه های سیاسی در خارج کشور فاقد شعور سیاسی است و در واقع گروه های دیگر مخالفت خود را با تحریم های ظالمانه امریکا که دقیقآ مردم شریف ایران را هدف گرفته اعلام کرده اند اما تنها گروهی که دمب ترامپ وپمپئو را ول نمی کند همین فرقه بیشعور رجوی است و تا می تواند در زرنای تحریم ها می دمد و تا جائی که در توان دارد به دنبال برپا کردن آتش جنگ در درون ایران است، البته باید در نظر داشت که لعن و نفرین های مردم ایران این فرقه را از کجا به کجا کشاند، جیغ و دادهای فرقه رجوی و دویدن به دنبال ترامپ و وزیر ضد بشری خارجه اش، ویا ریختن اشک تمصاح برای مردم سیلزده ایران دردی از دردهای بی درمان فرقه رجوی را دوا نخواهد کرد و هر حرکتی که انجام دهند باعث افزایش تنفر در درون ایران نسبت به فرقه رجوی خواهد شد، رجوی و فرقه اش در آینده سیاسی ایران مرده ای بیش نیستند به دلیل اعمال ضد میهنی که از سی و هشت سال پیش تا کنون انجام داده و هنوز هم ادامه می دهند پرونده ای تاریک و سنگین و ننگینی را حمل می کنند، بایستی گفت تلاش های فرقه رجوی آب در هاون کوبیدن است.

سینه زنی فرقه رجوی برای سیل زدگان

وبلاگ ادوارد 05/04/2019

سینه زنی فرقه رجوی برای سیل زدگان

سیل ویرانگری که از ابتدای سال نو در ایران جاری شده و متآسفانه هنوز هم ادامه دارد باعث کشته شدن تعدادی از هم میهنان و خسارت های فراوانی به کشور شده، تحریم های ضد انسانی امریکا به جد مانع از کمک رسانی بین المللی شده، هر چند که پمپئو این خرسک وزیر در بیان ادعا می کند که راه کمک های انسانی باز است اما بوضوع پیداست که دروغ می گوید، این خرس قرمز شرم را خورده حیا را هم به سر طرفدارانش که یکی از آنها فرقه رجوی است ر…..ده، اگر کمی به شرایط و قوانین تحمیلی امریکا در مورد تحریم ها بنگریم متوجه می شویم که از طرق مختلف چه مادی و غیره را ه برای کمک رسانی به ایران بسته است، اما امریکا برای اینکه گوشه رینگ قرار نگیرد اعلام می کند که راه برای کمک باز است و امریکا آماده کمک به سیلزدگان ایران است، حرفی که با عملش در تناقض است، همان بهتر که امریکا کارتن خوابهای خودش را جمع و جور کند، اما در این میان خائنین به کشور و عده ای دستمال به دست در برابر همین وزیر خرسک عاجزانه زانو زده اند و منتظر نشسته اند تا استفراغ این گامبو را دو باره قرقره کنند، این ها دردی از هزاران درد کسانی را که در حساسترین مقاطع به کشور پشت کردند و به پابوسی صدام ضد ایران و ایرانی رفتند و اکنون برای بدست آوردن قدرت حتی به بنیانگذاران سازمان خودشان هم خیانت کرده و آویزان همان امپریالیزمی شده اند که سازمانشان بر پایه مبارزه با آن بنیان گذاشته شد دوا نخواهد کرد.

فرقه رجوی شاید در تاریخ از گروه های تک مورد باشد که در برابر مردم خود از فردای ناامید شدن از در دست گرفتن حاکمیت در ایران دست به چنین خیانت هائی زده و عده ای را هم با خود در لجنزار خود ساخته فرو برده، فرقه رجوی در هر مقطعی برای بر هم زدن نظم در کشور تلاش کرده تا جوانان را به کشتن بدهد و با ریختن خون جوانان ایران خود به حاکمیت برسد،براستی چرا؟ چرا بایستی جونان میهن خود را فدا کنند و خانواده خود را داغدار، کشور را بهم بربزند همه چیز را ویران کنند که مریم خانم با دارو دسته تن پرور خود از فرانسه تشریف فرما شوند و پایه های دیکتاتوری خود را با برپا کردن یک جمهوری اسلامی دیگر البته با سس دمکراتیک بنا کند؟ دوران این شارلاتان بازی ها تمام شده و مردم ایران چه در داخل و چه در خارج به دغلکاری ها و دروغگوئی های فرقه رجوی پی برده اند.
فرقه رجوی امروز مانند ماشینی می ماند که در سربالائی موتورش سوخته و بین راه گیر کرده، هر چند امکان دارد که اگر شیب سربالائی کمی تند باشد به سرعت به عمق دره رانده شود، مسخره ترین گروهی که امروز در خارج از ایران خودنمائی می کندهمین فرقه به لجن نشسته رجوی است چرا که هم الان تلاش دارد تا از تمامی درد رنج مردمی که تمام زندگیشان را سیل برده سئو استفاده کند و هم خط با امریکا نمک به زخم مردم ایران بپاشد، در اتفاقات طبیعی که در امریکا زیاد هم رخ می دهد دولتش گاهآ از ارتش کمک می خواهد، ارتش هم با ابزار خودش به کمک مردم می رود ابزار ارتش هم حلوا و پشمک و پفک نمکی نیست که تانک و نفربر و خودرو های نظامی است، آن موقع چرا لال می شوید و اعلام نمی کنید که ارتش امریکا برای سرکوبی مردم طوفان زده رفته؟ همین که در ایران چنین اتفاقی بیفتاد دهان گشاد و بی بند بار شما باز خواهد شد، چرا؟
راستی اون کانون های شورشی شما را هم سیل برد؟ پس چرا دستووووور نمی دید تا به کمک مردم سیلزده بروند؟ پس دیدید که کانون های شورشی در کار نبود و تمامآ دروغ و کلکی بود که برای تحریک و برهم زدن جامعه ایران تدارک دیده بودید، کانون های شورشی در درون آلبانی و در داخل همان قفسی هست که خودت برای افراد بیچاره بنا کردی، مواظب باش چون شورش درهمان اردوگاه خودت خواهد شد، اتحاد و همبستگی مردم ایران در جریان سیل اخیر واقعآ نمونه بوده بایستی تشکر و قدردانی نمود از مردم ایران و هر نهادی که در این شرایط دردناک به کمک مردم شتافت.

اما واقعیت این است که فرقه رجوی در خارج از ایران نفسش بریده وتمام تلاشش برای جمع کردن ایرانیان برای خودنمائی و اینکه به دروغ بگوید با مردم ایران اعلام همبستگی میکند شکست خورده، در سایت منحوس خودشان هم به همین چند خط بسنده کرده.

جمعی از ایرانیان آزاده در کلن، هامبورگ و برمن، در همبستگی با هموطنان مصیبت زده در فاجعه سیل سراسری در ایران و محکوم کردن رژیم ضدبشری ولایت فقیه و سپاه سرکوب و جهل و جنایت بعنوان عاملین و مسببین اصلی تخریب و غارت و چپاول ایران، تجمع هایی را در مراکز شهر برگزار کردند.

تصاویر زیر خود گویای این واقعیت است.

 

فرارسیدن بهار خجسته ایران زمین مبارک

فرارسیدن بهار خجسته ایران زمین مبارک

وبلاگ ادوارد 20/03/2019

دوباره بهاران از راه رسید و با خود سبزی و شادابی و عطر بهاران به ارمغان آورد، زبیاترین فصل سال هدیه طبیعت به مردم.

نوروز ۱۳۹۸ را به مردم دلیر ایران عزیز تبریک می گویم و امیدوارم که سال نو، سال برکت ها و سال رفع مشکلات باشد.

در آغاز سال نو و عید نوروز اگر چه مردم ایران زیر شدیدترین تحریم های غیر انسانی امریکا می باشند اما به کوری چشم همان تحریم کنندگان و دم و دنبالچه های خائن و زبون ایرانی نما، مردم ایران جشن نوروز را باز چونان گذشته جشن می گیرند تا سیلی محکمی باشد بر رخ دشمنان ایران و ایرانی و تفی بر رخ کسانی که تمام تلاش خود را انجام دادند تا هم چهارشنبه سوری و هم نوروز را تبیدیل به جنگ و درگیری سازند، عید نوروز از دیرباز در میهن ما ایران زمین نماد نوآوری،صلح، دوستی، آشتی و از خودگذشتگی بوده اما دشمنان این مرز و بوم برای به چنگ آوردن قدرت در ایران که تنها هدفشان همانا حکومت کردن است سالیان است تمام تلاش خود را بکار گرفته اند تا نوروز، این روز دوستی و آشتی را تبدیل به روز کینه و نفرت کنند تا شاید بتوانند با خونریزی و جنگ به قدرت دست پیدا کنند، درندگان در کاخ سفید که نماد کاخ سیاهی و پلیدیست و چرندگان سمی در اورسورواز و آلبانی، یکی با گرسنه نگه داشتن مردم ایران و دیگری با دروغ گوئی و شارلاتانیزم دنبال ایجاد درگیری درونی هستند تا با راه اندازی جنگ و خونریزی سوار بر خون مردم و جوانان ایران سایه شوم خود را تحت عنوان آزادی و دمکراسی بر مردم ایران تحمیل کنند و حکومتی مادام العمر تشکیل دهند، همانگونه که چهاردهه شاهد هستیم در سازمان یا فرقه مجاهدین در کادر رهبریش هیجگونه تعقییری ایجاد نشده و با تحمیل مریم عضدانلو به عنوان ریئس جمهورشان و مسعود رجوی غیب شده به عنوان رهبر مهر تآیید در حکومت مادام العمرشان زده اند، اینان کسانی هستند که هنوز به قدرت نرسیده به عنوان پادوهای امریکا و کارکنان سعودی و جاسوسان اسرائیل عمل می کنند، پس واضع است که حکومت شان هم وابسته و سرسپرده خارجی خواهد بود. اینان کسانی هستند که به اعضای خودشان و به خانواده های اعضایشان رحمی ندارند و اعضای خود را در عراق وادار کردند که با سنگ و آهن های سه گوش تیز با تیرکمان حمله کنند و پدران و مادران در حسرت دیدار فرزندانشان را زخمی کنند، آیا کسانی که به مادر و پدر و خواهر و برادر خونی خود حمله می کنند اگر در قدرت باشند و به جای تیرکمان سلاح در دست داشته باشند به مردم شلیک نخواهند کرد؟ اینان کسانی هستند که از زندان های جمهوری اسلامی گله و شکایت دارند اما خودشان سالیان سال است که درهای اردوگاه خود را بسته اند، اردوگاه خود در آلبانی را به زندان تبدیل کرده اند و به خانواده ها اجازه دیدار با فرزندان خود را نمی دهند در حالیکه در همان جمهوری اسلامی زندانیان به مرخصی هم می روند، اینان کسانی هستند که در سال 1368 فرزندان اعضای خود را از مادران و پدرانشان گرفتند و داغ مهر و محبت را بر دل کودکان و والدینشان نهادند و تمام بندهای عاطفی بین فرزند و پدر و مادر را با انقلابی کاملآ دروغی و ارتجاعی قطع کرده و ازبین بردند تا بتوانند بیشتر و بیشتر اعضای خود را در درون قفس تشکیلاتی نگه داشته و بیشتر استسمار کنند، این گروه از خدا بی خبر در آلبانی زندانی به نام اشرف سه برپا کرده و اعضای خود را کما مثل گذشته از تماس با دنیای بیرون منع نموده تا مبادا با برقرای رابطه با دیگران و حضور در اجتماع چشمان اعضایشان به دنیا باز شود وطغیان کنند.

هم میهنان عزیز، فرقه مجاهدین هر ساله عید نوروز را جشن می گیرد و طوری وانمود می کند که به نوروز باستان معتقد است اما در همان روزهای نوروزی با پخش کردن اخبار دروغین و تخم نفاق تلاش می کند تا نوروز را به کام مردم ایران زهر کند، تلاش می کند تا نوروز روز صلح و آشتی را به روز تفاق و دشمنی تبدیل کند، با دروغ و دغل تلاش دارد که کانون های شورشی دروغی را به مردم ایران تحمیل کند، بایستی تاکید کنم که وجود کانون های شورشی در ایران دروغ محض است، کانون های شورشی در آلبانی و در زندان اشرف سه هستند که هر از گاهی با شورش خود باعث ریزش نیرو در فرقه متزلزل رجوی شده اند، فرقه تفرقه افکن مجاهدین گمان می کند که هنوز مردم ایران آگاهیشان در سطح پیش از انقلاب است به این دلیل که این فرقه سی و هشت سال است که هیچ تماسی با مردم درون ایران ندارد و از آگاهی جوانان امروز ایران بدور است اما دائمآ با دروغگوئی وانمود می کند که هم در درون ایران نیروی شورشی دارد و هم مردم ایران برایش پول ارسال می کنند، دروغگوئی تا چه حدی؟پول را از اربابان خود دریافت می کند و با اسم مردم ایران در اروپا پولشوئی انجام می دهد و دائم در ارتباط با دشمان درجه یک ایران و ایرانی است اما از اسم مردم ایران سؤاستفاده می کند تا خود را در برابر دول اروپائی آلترناتیو جا بزند در حالیکه مردم ایران این گروه را طرد کرده اند و هیاهوی این گروه هیچ تاثیری بر مردم ایران ندارد، شرایط امروز فرقه مجاهدین لرزانتر از همیشه است و امسال شاهد جدا شدن تعداد زیادی از دوستانمان از فرقه رجوی بودیم، این جدا شدن ها ادامه خواهد داشت و در سال آینده شاهد کنده شدن بیشتر اعضای در اسارت خواهیم بود، اما ترفند همیشگی فرقه را نبایستی فراموش کرد که به محض اینکه کسی از تشکیلات عنکبوتی فرقه جدا می شود و همین که زبان به انتقاد از مناسبات دیکتاتوری رجوی باز می کند فورآ سران فرقه مارک مزدوری به وی زده و تلاش می کنند که وی را رژیمی جلوه دهند تا مردم حرفهایش را باور نکنند اما دوران این ترفند و کلک هم به پایان رسیده و همه می دانند که این یکی از کسافت کاری های فرقه رجوی است که اکنون به کارت سوخته تبدیل شده، مگر رژیم ایران چقدر مزدور در درون مجاهدین دارد که تمام نمی شود؟ عجب تشکیلات بی در و پیکری.

هم میهنان عزیز، در آستانه سال نو خورشیدی 1398 برای یکایک شما آرزوی سلامتی و سعادت دارم و آرزو دارم که در سال نو تمامی سختی ها از میهن عزیز و مردم شریف ایران زمین رخت ببندد و مردم ما با سربلندی از این تنگه ای که دشمنان ایران برایتان بوجود آورده اند عبور کند تا مشت محکمی باشد بر پوزه اهریمنان ایرانی نما و قدرت طلب، مردم دلیر ایران جنگ هشت ساله ای را بدون حمایت و پشتیبانی کشوری و در تحریم کامل با افتخار و پیروزی به پایان بردند و دنیا را انگشت به دهان گذاشتند، باز هم از این آشفته بازار با سربلندی عبور خواهند کرد و باز هم روسیاهی به زغال خواهد ماند.

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز

هشتم مارس، شیادی مجاهدین

طی دو قرن مبارزه زنان برای رسیدن به حقوق انسانی خود به عنوان انسان برابر خون های فراوانی ریخته شده و زنان فراز و نشیب های فراوانی را در این مسیر سخت طی کرده اند، اما تا کنون علی رقم اینکه از نظر جهانیان این روز به عنوان روز زن پذیزفته شده هنوز برای رسیدن به هدف نهائی راه طولانی مانده، هنوز پس از گذشت دو قرن اگر چه دیدگاه ها نسبت به زنان تعقییر کرده اما هنوز راه طولانی در پیش است.

اما در این میان و درعصر حاضر فرقه مجاهدین و در راس آن خانم مریم عضدانلو که خود را منجی زنان معرفی می کنند با تاکتیک های نو و تازه ای که در دنیا درهیچ دستگاه استسماری سابقه نداشته در درو ن فرقه خود تا توانستند از زنانی که با هدف رسیدن به آزادی و دمکراسی، در درون تشکیلات اهریمنی گرفتار شدند با تحمیل انقلاب شیطانی خود زنان گرفتار در درون مناسبات خود را استسمار کرده و تا جائی که امکان داشت از این زنان بهره کشی کردند که متآسفانه هنوز هم کماکان ادامه دارد و این استسمار را از عراق به آلبانی هم انتقال داده اند.

هر ساله در چنین روزی خانم مریم رجوی برای زنان ایران و سپس برای زنان جهان با چهره ای خندان نوحه آزادی و برابری می خواند در حالیکه در پشت آن چهره خندان چهره ای پنهان است که تا کنون تمام عملکردش برعلیه زنان بوده و با این نوحه خوانی ها تلاش دارد زنان میهن عزیزمان را چون زنان در درون تشکیلات خود در چنگال خود به اسارت بکشاند، غافل از آنکه زنان ایران به حدی رشد کرده اند که فریب خنده های دروغی سران ضد زن و ضد انسانی فرقه منفور مجاهدین را نمی خورند زیرا مجاهدین در درون ایران منفور هستند، مریم رجوی طی این سالیان تلاش نموده تا خود را در میان دول اروپائی ناجی زنان ایران جا بیندازد و برای پیشبرد این هدف هم از لابی های آنچنانی استفاده می کند، البته اروپا و تمام دنیا خود شاهد هستند که این تشکیلات هم اکنون در خاک اروپا در آلبانی هزار زن را در زندانی به نام اشرف سه زندانی نموده و اجازه ارتباط با هیچکس را حتی با پدران و مادرانشان نمی دهد، آیا این از نظر جهانیان پنهان است؟ آیا این خود نوعی استسمار و بهره کشی از زن نیست؟ آیا این زیر پا گذاشتن حقوق اولیه زن نیست؟ البته تمام دنیا و همان کسانی که خانم رجوی را به مجلس فرانسه دعوت می کنند هم به این امر واقف هستند اما طبیعطآ منافع شخصی باعث این حمایت های پوشالی است و دردی هم از دردهای فرقه دوا نخواهد کرد، تنها تآثیرش این است که عده ای در اردوگاه آلبانی در اسارت بمانند.

مریم رجوی همراه همسر غیب شده خود جنایت های بی شماری علیه زنان در درون تشکیلات خود انجام داده اند که کثیف ترین این جنایات جدا کردن فرزندان از مادران و پدرانشان بود که به بهانه های واهی و برای اینکه این زنان همچنین در چنگشان اسیر بمانند با طرح و نقشه از قبل تهیه شده انجام شد و البته در این جنایت نقش مهوش سپهری( نسرین) را نبایستی فراموش کنیم، در این رابطه هر چه بگوئیم و بنویسیم پایانی ندارد.

در اردوگاه اشرف زمانی که خود در آنجا حضور داشتم هر گاه نگاهی به چهره زنان می انداختم در چهره سوخته آنان در زیر خورشید سوزان عراق به غیر از درد و غم چیز دیگری نمایان نمی شد، زنانی که همیشه در خود بوده و نگاهشان معمولآ در حین راه رفتن به زمین دوخته می شد، تا غم خود را پنهان کنند، چند ماهی بود که کودکان را در قرارگاه اشرف از پدران و ماردانشان جدا کرده بودند و به اردن فرستاده بودند، روزی با یکی از زنانی که در آنزمان فرمانده من بود در اسلحه خانه مشغول کار بودم، او دختر خردسالی داشت که بسیار دوستش می داشت، از او پرسیدم الان ………کجاست؟ نگاهی به صورتم انداخت و غمگینانه و با بغض گفت: الان اردن هستند و ناگهان بغضش ترکید که من سریع از اسلحه خانه خارج شدم تا به حال خودش باشد و حداقل با گریه خود را سبک کند، پاسخ گریه های مادرها را چه کسی بایستی بدهد؟ آیا این انسانیت است؟

اما رجوی برای از بین بردن عواطف مادری بیکار ننشست و با سشتشوی مغزی و بعد هم با دادن رده و مقام تلاش نمود تا از زنان در داخل تشکیلات خود عناصری بسازد که با تمام وجود از عاطفه و احساسات مادرانه خالی باشند و دربست در اختیار او قرار بگیرند، چند سال بعد در قرارگاه علوی کودک ۱۶ یا ۱۷ ساله ای را به عملیات داخل کشور فرستادند او از همان کودکانی بود که از پدر و مادرشان جدا کرده و به اروپا فرستاده بودند و حالا که نوجوانی شده بود به بهانه دیدار با مادر و پدر با فریب به عراق آورده بودند و در آنجا گرفتارش نمودند، این کار را با تمام آن بچه ها انجام دادند و آنان را با همین فریب به عراق اورده و بعد هم در درون ارتش سازماندهی کردند و از جروجشان جلوگیری شد، به هر حال آن نو جوان را به عملیات داخل کشور فرستادند و او هم در مرز در یک درگیری کشته شد، مادر وی که یکی از فرماندهان یکان پشتیبانی بود روزی در یکی از نشست ها چنین می گفت:
در اتاق کارم مشغول کار بودم که پسرم( البته از نامش استفاده کرد) آمد و گفت مادر من دارم میرم عملیات آمده ام با تو خداحافظی کنم، و مثلآ مادرش گفته بود میری که میری برو و پسر گفته بود شاید برنگشتم زنک با تندی پاسخ داده بود برو بینم نیومدی که نیومدی، پسرک رفت و در مرز کشته شد، این زن که با پست و مقام گرفتن در تشکیلات به همه انسانیت و شرف خود و عاطفه مادری خود تیر خلاص زده بود این ماجرا را چنان با افتخار تعریف می کرد که انگار کار بسیار ارزنده ای انجام داده و بایستی یک مدال افتخار هم دریافت کند، غافل از اینکه پس از نشست در بیرون اتاق اکثر بچه ها او و امثال او را لعن و نفرین می کردند، اینان جانورانی هستند که در دستگاه رجوی ها پرورش یافته اند تا روزی در روز مبادا بتوانند فرزندان دیگران را زنده زنده پوست بکنند، آیا چنین کسی که در برابر فرزند خود چنین رفتار کند برای فرزندان دیگران دل می سوزاند؟ هرگز.

خانم رجوی هر ساله در چنین روزی خطاب به زنان میهن با پرحرفی و نوحه سرائی سخنان شیرینی را بیان می کند که تمامآ دروغ محض است و به هیچکدام از گفته هایش اعتقادی نداشته و ندارد، اگر کمترین اعتقادی به بیانات خودش داشت هزار زن را در آلبانی در اسارت نگه نمی داشت، اگر اعتقادی به آزادی زن داشت آنان در انتخاب شیوه زندگی آزاد می گذاشت، اگر اعتقادی به آنچه که خودش می گوید داشت جوانی این زنان را پرپر نمی کرد و آنان را وادار به طلاق نمی کرد، کودکان و جگرگوشه هایشان را از آنان نمی گرفت و در نوجوانی جلوی چشم مادرانشان به کشتارگاه نمی فرستاد، زنان در تشکیلات مجاهدین محروم ترین قشر هستند و این تنها خانم رجوی است که اجازه دارد خوب آرایش کند شیک پوش باشد ووو، البته فراموش نشود اولین زنی که در فرقه رجوی استسمار شد خود خانم رجوی بود و هست.

پرت و پلا گوئی مریم عضدانلو در مجلس فرانسه

وبلاگ ادوارد،27/02/2019

پرت و پلا گوئی مریم عضدانلو در مجلس فرانسه

باز هم خانم عضدانلو با یک سخنرانی سرتا پا دروغ در مجلس فرانسه تلاش کرد تا  با پرت و پلا گوئی هم سر دولت فرانسه و هم سر کل اروپا را شیره بمالد.

قبل از اینکه مریم عضدانلو دروغ های خود را به خورد حاضرین در مجلس بدهد میشل دو ووکولور زمینه را برای ایشان آماده کرد و خطاب به حضار چنین فرمود:

می دانم که شورای ملی مقاومت ایران نه در پی تصاحب قدرت، بلکه بدنبال سپردن حاکمیت بدست مردم ایران است.

بایستی به ایشان عرض کنم که یا شما این فرقه را که مار خوش خط و خال است نمی شناسید و یا اینکه خوب می شناسی اما منافعی در کار است که دقیقآ همان انشای فرقه ،را بیان میکنید
در یکی از نسشت ها مسعود رجوی علنآ می گفت: کدام انتخابات کدام رئیس جمهور؟رئیس جمهور همین مریم است و بس،

به هر حال خانم رجوی در مجلس فرانسه میدان را خالی دید و هر آنجه که از مسعود رجوی به ارث برده ، یعنی همان دروغ های معرف رجوی را برای فریب بدون ذره ای خجالت بیان کرد.
نکاتی که بنظر مهم بود را با هم مرور می کنیم و در حد امکان آنان را بررسی می کنیم تا ببینیم آیا حرفهای خانم رجوی واقعیت است یا تلاشی برای فریب دادن اذهان عمومی
خانم عضدانلو در صحبتهایش می گوید: رژیم هیچگاه تا این اندازه بی ثبات نبوده و سرنگونی هیچ گاه تا این اندازه در دسترس نبوده
این حرف را هم ما و هم تمام مردم دنیا از مسعود رجوی و حالا هم از شما از سال ۱۳۶۰ تا کنون بطور مستمر شنیده ایم اتفاقآ همسر غایب شما با همین کلمه سرنگونی تا شش ماه دیگر سر نیروی خود را گرم می کرد و با نیرنگ به دیکتاروری خود در عراق ادامه می داد ، این اصلآ حرف تازه ای نیست نه تنها برای ما بلکه برای همان کسانی که شما را برای منفعت شخصی خود به پارلمان فوانسه دعوت کردند.
در جائی دیگر ایشان عملیات تروریستی ساختگی را که با هماهنگی موساد طراحی و با هنرنمائی اعضای خود فرقه مجاهدین به اجرا گذاشته شد را دستک قرارداده تا خود و سازمانش را در دید جهانی بزرگ جلوه دهد
خانم عضدانلو فیل برنامه موشکی ایران را هوا کرده تا وانمود کند که خود و سازمانش به دنبال سلاح نخواهند بود، ممکن است بفرماید اگر شما در حکومت بودید آیا با چماق از کشور دفاع می کردید ؟ ببینید چه کسی مخالف تولید موشک و پیشبرد برنامه موشکی شده، مثل اینکه با بالا رفتن سن فراموشی هم پیدا کرده اند، مگر مسعود رجوی نبود که می گفت: صبر کنید رژیم را سرنگون کنیم آنقدر موشک بسازیم و در کوه های دماوند پنهان کنیم امریکا سگ کیه پیداشون کنه، یا مگر ژنرال عراقی به صدام نگفته بود مجاهدین اکل السلاح هستند، پس چه شد که امروز با حضور در مجلس فرانسه ضد سلاح شدید، البته که برای ساخت موشک نبایستی از کسی اجازه گرفت اما شما برای هر کاری که میخواهید انجام دهید از اربابان خود اجازه بگیرید.

خانم عضدانلو مردم ایران در دی ماه گذشته پاسخ شما و سازمانتان را قاطعانه دادند، پس چرا بی جهت تلاش دارید تا کانون شورشی که اصلآ در ایران  وجود خارجی ندارد را به همه  قالب کنید، عجب ، سربرآوردن کانون های شورشی آنهم توسط اعضای سازمان
آیا اعضائی که رمقی داشته باشند برایتان باقی مانده که دم می زنید؟ کانون های شورشی امروز مثل ستاد داخله دیروزتان دروغ محض است همان ستاد داخله ای که در اشرف بود و شما سالها بافریب و نیرنگ وانمود می کردید که ستاد درون ایران است، کانون شورشی اگر هم وجود دارد در درون آلبانی و در همان زندان اشرف ۳ می باشند که هر از گاهی سربه شورش زده و از تشکیلات شما جدا می شوند.

مصاحبه روزنامه اشپیگل آلمان با غلامرضا شکری تا چه حدی برای سران فرقه گران تمام شده که خانم رجوی بدون نام بردن از اشپیگل تلاش کرده تا در مجلس فرانسه مطبوعات خارجی را هم به رژیم ربط بدهد تا شاید از تاثیر مصاحبه غلامرضا شکری بکاهد،همین مانده بود که مطبوعات خارجی هم مزدور رژیم باشند
در یک کلام خانم مریم رجوی عضدانلو در مجلس فرانسه به دلیل خالی بودن دستش متوصل به دروغ گوئی شده و تمام تلاش خود را به کار گرفته تا روابط ایران و اروپا را خدشه دار کند، اما این تلاشها بیفایده و بیهوده است، دیدیم که استعفای آقای ظریف تنها برای چند ساعت چگونه نگرانی اروپا را در پی داشت، پس اروپا فریب تروریست هائی مثل رجوی را نخواهد خورد و طبیعی است که منافع خود را فدای مشتی یاوه گو نخواهد کرد،
جیغ و فریاد خانم رجوی چه در پارمان فرانسه و چه در دیگر نقاط دنیا آب در هاون کوبیدن است، در ضمن بایستی به کسانی که خانم را به این جلسه دعوت کرده اند گفت بهتر نیست به جای اینکه به فکر مردم ایران باشید فکری به حال کشور خودتان کنید که بیش از دو ماه است در آشوب بسر می برد؟ شماها را چه که در امور داخلی ایران دخالت کنید اگر همین امروز برای مثال ایران تعدادی از جلیقه زردها را در مجلس خود جمع کند و هین حرف ها را درباره فرانسه بیان کنند شما نمایندگا ن اعتراض نخواهید کرد و آنرا دخالت در امور داخلی فرانسه نخواهید پنداشت؟ پس معلوم می شود که مجلستان را تیدیل به بازار کرده اید.

نمایش مضحک ورشو تمام

وبلاگ ادوارد ،16/02/2019

نمایش مضحک ورشو تمام

نمایشنامه مضحک ورشو به کارگردانی امریکا و با بازیگری حکومت های ضد ایرانی و البته با پشتیبانی مزدوران ایرانی نما پایان یافت، نمایش مزبور نه تنها هیچ دستاورد اساسی برای امریکا نداشت بلکه هم باد فرقه مجاهدین را خواباند و هم به امریکا نشان داد که در موقعیتی نیست که مانند گذشته تیغ برائی داشته باشد و البته به نوعی هم خود امریکا که سرمایه گذار اصلی این نمایشنامه بود منزوی شد و روسیاهی به زغال امریکائی ماند.

فرقه مجاهدین اما به این نمایشنامه دلخوش کرده بود که شاید لهستان با دستور امریکا به جای ایران از فرقه رجوی دعوت کند تا در به اصطلاح کنفرانس، خود را به عنوان دولت در تبعید جا بیندازد که این وزیر خرسک نیم نگاهی هم به این خدمتگزارن دست به سینه نیانداخت، بهتر بگوییم، یعنی محل سگ هم نگذاشت، در مقابل رودی جولیانی پیر فرصت را غنیمت شمرد و خود را سریع به لهستان رساند تا با این کار مثلآ همه را غافلگیر کند و هم فرقه رجوی را تیغ بزند و جبیش را پر کند، البته پس از مردن مک کین فرقه مجاهدین به جولیانی بیشتر احساس نیاز می کند چرا که بولتون در مقام مشاور ترامپ قانونآ اجازه ندارد در جمع فرقه شرکت کند و برای اخاذی حرف های صدمن یه غاز بزند، پس تنها دوست فعال فرقه رجوی در امریکا همین مک کین است که پیر و فرتوت در انتظار اعزرائیل روز و شبش را سپری می کند.

اما جولیانی این مارمولک پیر در جمع هواداران فرقه که به قول گِرِگ کارلستروم از اکومومیست بیشتر شرکت کننده ها هم غیر ایرانی بودند مشتی چرندیات سرهم کرده تا فرقه را در عالم نشئه نگه دارد و بتواند بهتر تیغ بزند، جولیانی عنوان کرده که عمر رژیم باید به سرعت پایان یابد، یکی نیست به این پیر هاب هاپو بکوید آخر مردک تو و دوستانت که قرار بود امسال نگذارید رژیم چهلمین سالگرد انقلاب را ببیند و بولتون راسو هم که سال پیش به مریم رجوی می گفت سال آینده در میدان آزادی هستیم، پس چی شد؟ بور شدید و برای اینکه کم نیاورید اینباربا این ترفند رجوی ها را تیغ می زنید؟ و باز ادامه می دهد:
من درک نمی کنم که چگونه یک دار و دسته مذهبی و افراطی دیوانه می تواند یک دولت دمکراتیک را ادراه کند. این اصلآ برای من قابل فهم نیست

آقای جولیانی حرف شما کاملآ درست است برای من هم قابل فهم نیست که چگونه ممکن است یک حکومتی مثل امریکا را یک مشت دیوانه و در رآسشان هم زنجیری مثل دونالت ترامپ اداره کند، شما هیچ این سئوال را از خوتان پرسیده اید؟ مگر ندیده اید در دوران دو سال دولت ترامپ چند ده وزیر و دادستان ووو از دست دیوانگی های اربابت از مقام خود استعفاء دادند و فرار کردند؟ جنگ طلبانی مثل شما و دارودسته شما در این بازی تا الان بازنده بوده اند، خشن ترین رئیس جمهوری که پس از انقلاب ایران در امریکا ظهور کرده جورج بوش پسر بود که او هم دمبش را گذاشت روی کولش ورفت، اگر ازرائیل فرصتی به شما بدهد می بینید که ترامپ هم مفتضح تر از بوش خواهد رفت، اما تو تیغت را بزن تا مجاهدین با مزحرفات تو پاداشت را بیشتر کنند.

پمپئومجاهدین را آتش زد!

وبلاگ ادوارد 07/02/2019

پمپئومجاهدین را آتش زد!

وزیر خارجه امریکا عجب نامردیه، یعنی واقعآ چشمش را روی تمام خدمات و جست و خیزهائی که مجاهدین در این چند سال از خود نشان دادند، پول های کلانی که دو دستی به همکاران همین آقا تقدیم کرده اند، حمایت هائی که از سیاست های ضد ایران و ایرانی این آقای وزیر و اربابش نموده اند ، اطلاعاتی که از کشور درز داده اند ووو بست و رفت سراغ کسی که نه سیاسی است و نه در دنیای سیاسی وزنه ای، بولتون هم که نامردتر از این یکی اصلآ خم به ابرو نیاورد، دنیای عجیبی شده، پس از سالها خوص رقصی و خدمت، دست به سینه ایستادن و نقش پادو را بازی کردن یکمرتبه بدون هیچ ملاحضه ای چنین خدمتکار خوبی را به آتش کشید و پرتش کرد توی زباله، عجب نامردی، حتمآ مجاهدین خواهند گفت که او هم مزدور رژیم است، البته با زبان دیپلوماتیک (مماشات)..

دعوت از مسیح علینژاد توسط وزیر خارجه امریکا و عکس گرفتن و پخش آن در رسانه های بین المللی هم برای مجاهدین و هم برای رژیم حاوی پیامی است،یک پیام بد و یک پیام خوب که البته به مزاج مجاهدین خوش نمی اید، این حرکت وزارت خارجه امریکا و ناز ناز کردن علینژاد در واقع مهر تآیید بر موضعگیری کاخ سفید پس از خارج کردن اسم مجاهدین از لیست تروریستی امریکا است که سخنگوی وقت کاخ سفید اعلام کرد مجاهدین هیچگونه نقشی در آینده سیاسی ایران ندارند، به زبان ساده یعنی فاتحه تشکیلات و سازمانشان خوانده شد، پس بهتر آنکه از این پس پولشان را به جنگ طلبان امریکائی ندهند و در جای دیگری خرج کنند، این پیامی است برای مجاهدینی که با افتخار دست به ترور ژنرال های امریکائی زدند و تا قبل از حمله امریکا به عراق باز هم با افتخار تمام از کرده شان دفاع می کردند، بگذریم که پس از سقوط صدام سرود مرگ بر امریکا و سرکوچه کمینه را از سرودهای سازمان حذف کردند در حالیکه سرود مرگ بر امریکا را هفته ای یکبار در مراسم صبحگاه پخش می کردند، اگر چه پس از آن با تمام قوا تلاش کرده اند که سرسپردگی خود را به امریکا نشان دهند اما…..

قبلآ هم نوشتم، خیال خام است اگر مجاهدین فکر کنند امریکائی ها از خون مستآشاران خود چشم پوشی می کنند،مجاهدین با پرونده سیاه خود توقع های گنده گنده دارند و گمان می کردند که با پخش پول و لوس کردن خود می توانند مخ امریکا را کار بگیرند، منطقی است که چه امریکائی و چه غیر امریکائی گروهی که قاتل هموطنان خود باشد را به چشم مشکوک می نگرد و نمی تواند به آن اعتماد کند.

این ملاقات پیام دیگری هم دارد و آن اینکه، رژیم ایران نه آلترناتیوی در خارج از ایران دارد و نه آپوزاسیونی که مورد تآیید و حمایت امریکا باشد، اینکه مجاهدین خود را آلترناتیو رژیم ایران می دانند تنها حرف خودشان است که در بازار سیاسی جهان خریداری نداشته و هنوز هم ندارد، چونکه مجاهدین در میان مردم ایران منفور می باشند و مردم ایران از این جماعت بیزار است، به دلیل تمام اقدامات ضد ملی و میهنی که برای بقای خود انجام داده، از برپا کردن آشوب و بلوا در سی خرداد سال ۶۰ در زمان جنگ گرفته تا رفتن به عراق و خدمت به صدام ضد ایرانی و باز هم در زمان جنگ و تا به اعتراف خودشان درز دادن اطلاعات سری کشور که اقدامی است بر علیه منافع ملی کشور و در هیچ کجای دنیا هم قابل چشم پوشی نیست.

امیدوارم که مجاهدین از این موضوع درس خوبی گرفته باشند و شیره مالی بر سر اعضای گرفتار خود را متوقف کنند چون دیگر بهانه ای بر فریب دادن اعضای دربند ندارند و چنته شان خالی تر از همیشه است، وعده سرنگونی رژیم در آستانه چهل سالگی هم که از سوی بلتون ها سران مجاهدین را به رقص درآورده بود تنها برای تیغ زدن بیشتر بود، این که دروغ نیست، اگر تا چهار روز دیگه شما توانستید رژیم را سرنگون کنید حرفتان درست است در غیر اینصورت؟