نامه ای از ادوارد به شورای کلیسا های آلمان

نامه ای از ادوارد به شورای کلیسا های آلمان
وبلاگ ادوارد 20/07/2018

شورای محترم کلیسا های اروپا، اینجانب ادوارد ترمادو از مسیحیان ارمنی ایران می باشم که در سال 1980 هنگامی که جنگ ایران و عراق شروع شد سرباز ارتش ایران بودم که پس از مجروح شدن به دست نیروهای عراقی اسیر شدم، تا پایان جنگ در اسارت عراق بودم، پس از آتش بس بین ایران و عراق متآسفانه از بازگشت به کشورم امتناع کردم و به امید رسیدن به آزادی و دمکراسی که برای مردم خود آرزو می کردم به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوستم و 12 سال در سازمان مزبور بودم،لیکن پس از گذشت چند سال برایم مشخص شد که این یک سازمان تروریستی است که دارای تشکیلات فرقه گرایانه می باشد، سازمان مجاهدین اینک در اروپا مستقر است و مقر اصلی سران این فرقه در اورسورواز در حومه پاریس می باشد، این فرقه به دلیل عملیات های تروریستی، پیشتر در لیست گروه های تروریستی امریکا و اتحادیه اروپا قرار داشت که متآسفانه در بازی های سیاسی و مماشات و با لابی گری عده ای از لیست تروریستی هم امریکا و هم اروپا خارج شد.

اعضای محترم شورای کلیساهای آلمان:

دوازده سال از بهترین دروان جوانی ام را در راه دروغپردازی های رهبر این فرقه درعراق از دست دادم، و در طول آن سالیان شاهد نغض پایه ای ترین حقوق افرادی بودم که با فریب و نیرنگ های رهبر این فرقه تروریستی تمام زندگی خود رها کرده بودند تا با خیال خود مردم ایران را به آزادی و دمکراسی برسانند، اما متآسفانه این فرقه نه تنها به تعهدات سازمانی خود پایبند نماند بلکه همین افراد را که جوانان ایران بودند با شستشوی مغزی و با پرکردن ذهنشان از افکار عقب افتاده مذهبی و با وعده بهشت پس از مرگ تشویق به عملیات تروریستی بر علیه مردم ایران نمود و در مقاطعی هم که جان رهبرانشان در خطر بود وادار به خودسوزی نمود که نمونه آن را همگان در سال 2003 پس از دستگیری خانم رجوی در پاریس در خیابان های اروپا شاهد بودیم، خودسوزی های چندش آوری که در مقابل چشمان مردم آزاد اندیش اروپا انجام دادند، افکار عمومی را در اروپا جریحه دار کرد و اوج وحشیگری این فرقه را به نمایش گذاشتند.

اعضای محترم شورای کلیساهای آلمان:

مجاهدین درعراق اعضای خود را تحت نام انقلاب دروغین ایدئولوژیک وادار به طلاق های اجباری کرده، همسران را از هم جدا کردند و فرزندانشان را به اجبار به اروپا و امریکا فرستادند و پس از چند سال قبل از اینکه همین کودکان به سن بلوغ برسند با ترفند دیدار با مادران و پدرانشان به عراق آروده و در کمپ اشرف مستقر نمودند و اجازه خروج به آنان ندادند وهمین کودکان را در چند عملیات تروریستی که در درون ایران انجام شد سازماندهی کردند که هیچکدامشان جان سالم به در نبردند.
تشکیلات مجاهدین عقب افتاده ترین سیستم موجود در قرن حاضر می باشد، محدودیت ها در درون تشکیلات به حدی است که امروزه در هیچ کشور عقب مانده ارتجائی موجود نیست،از جمله، ممنوع بودن صحبت کردن زنان با مردان، صحبت کردن دو مرد باهم حتمآ بایستی سه نفر باشند که به هر حال یکی از آنان شاهد صحبت ها باشد، ممنوع بودن دوست داشتن کسی، همه بایستی تنها عاشق رهبر باشند حتی به فرزندان خود نبایستی ابراز علاقه کنند، ممنوع بودن انتخاب لباس و پوشش خصوصآ برای زنان،نوشتن گزارش از درون خود و خواندن آن با صدای بلند در جمع، که این خود شدیدترین تفتیش عقاید می باشد و پس از خواندن گزارش توهین کردن به فرد مزبور به خاطر افکاری که داشته و بیان کرده، برخورد فیزیکی و تهمت زدن های جنسی و تهمت وابسته بودن به رژیم ایران با کسی که بخواهد از تشکیلات جدا شود و به زندگی و دنیای آزاد بازگردد و خیلی موارد دیگر که در حوصله این نامه نمی گنجد.
این فرقه مذهبی اکنون در آلبانی با واسطه گری امریکا افراد خود را مستقر کرده و مدتهاست که تلاش دارد تا تشکیلاتی که در درون عراق داشت را با همان شیوه خفقان سرپا نگهدارد، به همین دلیل هم کمپ خود را که در تیرانا بود به خارج شهر در مکانی دوردست منتقل کرده که افراد ناراضی نتوانند از آنجا فرار کنند یا اگر در درون دست به سرکوبی زد کسی صدایشان را نشنود، درست مانند کمپ اسیران ایرانی درعراق در دوران جنگ هشت ساله که خود در آنجا اسیر بودم، کمپ های اسیران ایرانی در بیرون از شهر ها قرار داشت تا برای سرکوب جمعی صدائی به بیرون درز نکند.

این فرقه سالهاست که اجازه ملاقات به خانواده ها با عزیزان خود را نمی دهد، خانواده هائی که بعضآ بیش از سی سال است که عزیزان خود را ندیده اند، اینگونه بی رحمی و اینگونه سنگدلی در کدام دین و آیین الهی وجود دارد که در این فرقه به شدت عقب مانده به امری عادی بدل شده و رهبران آن با نام دین عده ای را در حصار ذهنی آنهم نه در خاک عراق بلکه در اروپا به اسارت کشیده اند؟

ما اعضای جدا شده از این فرقه که اکنون در اروپا زندگی آزاد را انتخاب کرده ایم و برای آگاهی جوانان کشورمان هر آن چیزی را که برما در درون تشکیلات این فرقه گذشته افشا می کنیم و تنها به انتقاد کردن از این فرقه بسنده کرده ایم هم از اذیت و آزار تشکیلات و فرقه در امان نیستیم و از سوی رهبر فرقه تهدید به مرگ شده ایم، این فرقه تلاش دارد تا به هر شکلی جلوی افشاگری ما اعضای سابق را بگیرد که این به خودی خود توهین و دهان کجی به آزادی بیان تلقی می شود.

این فرقه برای به قدرت رسیدن دست به هر کاری زده، از رفتن به عراق در دوران صدام و در زمانی که کشورم درگیر جنگ با صدام بود و با همکاری با نیروهای صدام دست به عملیات های گوناگون بر علیه مردم و نیروهای نظامی ایران زده، اکنون هم با دنباله روی و حمایت از سیاست های دولت ترامپ در حالیکه اروپا تلاش دارد تا تحریم های ضد انسانی را که دولت امریکا بر علیه مردم ایران اعمال میکند را به هر شکلی کمتر کند، این فرقه از اعمال تحریم بر علیه مردم ایران استقبال نموده و با دعوت از سیاست مداران جنگ طلب امریکائی به تجمعات خود در پاریس تلاش دارد تا امریکا را به حمله به ایران تشویق نماید،لازم به ذکر است که در خارج از ایران تنها سازمان ایرانی که هم از حمله امریکا و اسرائیل و هم از تحریم ظالمانه امریکا علیه مردم ایران حمایت می کند همین سازمان تروریستی مجاهدین است که متآسفانه با سؤاستفاده از قوانین دمکراتیک اروپا بطور آزاد برای جنگ افروزی تلاش می کند.

اعضای شورای محترم:
کلیسا و رهبران کلیسا همواره در کنار مردم و مظلومان فارق از هر دین و مذهب بوده و برای صلح و آرامش مردم تلاش فراوان کرده اند، اما امروز در اروپا عده ای برای رسیدن به قدرت و حکومت، برطبل جنگ می کوبند، اگر خدای ناکرده جنگی بین ایران و امریکا دربگیرد مطمعنآ دامنه آن از منطقه خاورمیانه فراتر خواهد رفت، آنوقت کسانی که امروز از این سازمان جنگ طلب در اروپا حمایت می کنند مسؤل و پاسخگو خواهند بود،اما مگر کسی پاسخی خواهند داد؟ مطمعنآ نه، کلیسا می تواند در این راستا جهت محدود نمودن فعالیت های غیر دمکراتیک و غیر انسانی این فرقه با نمایندگان دولت رایزنی کرده و از وقوع فاجعه در این قاره آزاد جلوگیری نماید.

به عنوان یک مسیحی از شما به عنوان نمایندگان مردم مسیحی اروپا تقاضا دارم در برابر ظلمی که به مردم ایران توسط عده ای فرصت طلب در حال تحمیل شدن است سکوت نکنید و مسؤلیت خود را به عنوان پبشکسوتان مسیحییت اعمال کنید، زیرا مسیح هرگز با ظلم و کشتار موافق نیست.

با تشکر
ادوارد
آلمان 20/07/2018

Advertisements

توطعه فرقه مجاهدین ناشیانه بود

توطعه فرقه مجاهدین ناشیانه بود

وبلاگ ادوارد 06/07/2018
خبر دستگیری دو نفر در بلژیک که در اتومبیل خود نیم کیلو مواد منفجره دست ساز داشتند و با این مواد قصد انفجار تجمع مجاهدین در حومه پاریس را داشتند هنوز روی آنتن خبرگزاری هاست،اما شنونده خبر ابتدا بایست تمام محورهای جانبی را در همین رابطه در نظر بگیرد تا بتواند به نتیجه مطلوبی برسد، متاسفانه افکار عمومی معمولآ با شنیدن یک خبر بدون فکر کردن به جوانب آن ابتدا باور می کند،این همان نقطه ضعفی است که مجاهدین سالهاست بر آن سوار هستند و از همین روش هم اخبار دروغین خود را تحمیل جامعه میکنند، یکی از دوستان ما که در رادیو مجاهد کار می کرد می گفت که مسئولین مجاهد در رادیو نظرشان این است که اخبار دروغ را پخش کنید، تا حقیقت روشن شود میلیون ها نفر آنرا باور کرده اند، پس ترفند های مجاهدین برای ما اعضای جدا شده رنگی ندارد و از نظر ما که سالها با این جماعت کار کرده ایم و از تمام دوز و کلک هایشان آگاه هستیم این جریان هم دروغ و یک توطعه ای است که کار خود فرقه مجاهدین است.
این داستان مانند همان جفنگیاتی میماند که چند ماه پیش نخست وزیر اسرائیل یک مشت کاغذ را تحت عنوان اسناد هسته ای ایران که مثلآ موساد از ایران خارج کرده و بیش از نیم تن مدارک و اسناد را که گویا ایران در یک خرابه نگهداری می کرده به نمایش گذاشت و کارش هم نگرفت، اکنون همان خط را مجاهدین به طرز ناشیانه دنبال کردند که این هم از نظر مفسران سیاسی تا الان که نگرفته و مشکوک است.
در شرایط کنونی که ایران از هر طرف خصوصآ امریکا تحت فشار است،مقامات جمهوری اسلامی خوب می دانند که هر حرکت اشتباه سیاسی برایشان گران تمام می شود و در زمانی که حسن روحانی برای رایزنی با مقامات اروپائی راهی سویس و اطریش بود چنین حرکتی از سوی رژیم ایران غیرممکن است، این در حالی است که مجاهدین برای رژیم جمهوری اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار نیستند زیرا همه می دانند که مجاهدین در درون ایران وزنی ندارند و مردم ایران هم از مجاهدین نه تنها بیزار هستند که با شنیدن نامشان حالشان بهم میخورد.
در شلوغی های دی ماه برای مجاهدین ثابت شد که در درون ایران هیچگونه هواداری ندارند چرا که شعارهای معترضین گویا بود و در تمام فیلم هائی که به بیرون و خبرگزاری ها ارسال شده این واقعیت را ثابت میکند،از این رو فرقه رجوی برای اینکه خود را در جامعه خصوصآ در درون ایران مطرح کند دست به این توطعه ناشیانه زد تا بلکه در درون ایران مورد توجه قرار بگیرد اما نشد.
وقتی که در تجمع مجاهدین 33 دلال و کارچاقکن امریکائی شرکت می کنند بطور طبیعی کشور فرانسه امنیت آنان را تضمین می کند، درغیر اینصورت هرگز چنین ریسکی را هیچ امریکائی معمولی هم نمی پذیرد که در یک مکان در بسته برای یک گروه سیاسی مثل مجاهدین آنهم با حضور جماعتی از کشورهای مختلف شرکت کند و سخنران هم باشد.
ناگفته نماند که مجاهدین در بمب گزاری و ترور خودشان ختم روزگار هستند و در این ضمینه با بمب گزاری در داخل کشور و ترورهای فراوان در درون میهن تجریبات فراوانی کسب کرده اند، در اردوگاه اشرف و در مکانی که افراد به بیرون تردد نداشتند و با دنیای خارج هم تماسی نبود و همه تحت کنترل شدید بودند و حتی کمد های افراد قفل هم نداشت و اگر هم داشت خراب بود و هر از گاهی هم به بهانه های واهی تمام دار و ندار افراد را بهم می ریختند و وسایل موجود را می گشتند در زمان نشست های رجوی قبل از ورود به سالن نشست ساعت ها در صف چک و کنترل افراد را نگه می داشتند و پس از بازدید دستی بدنی با دستگاه هم کنترل می کردند، البته این کنترل برای افراد جان برکفی بود که همه دار و ندار خود را در راه پوچ رجوی ها تقدیم کرده بودند، حالا در نظر بگیرد در پاریس و در سالن در بسته ای که شرکت کنندگان از اروپای شرقی گرفته تا سیاه پوست افریقائی و پناهندگانی که از کمپ های پناهندگی برده می شوند و حضور خود خانم مریم رجوی و کارچاقکن های امریکائی با چه تفتیش و کنترلی افراد را به درون می برند،آنوقت بایستی باور کنیم که رژیم دست دو نفر نیم کیلو مواد منفجره دست ساز داده تا وارد چنین مکانی شوند و آنجا را منفجر کنند، جل الخالق.
این برنامه ریزی دقیقآ کار خود فرقه بوده که هم برای مطرح کردن خودش در درون ایران و هم برای خراب کردن برنامه حسن روحانی که درهمان موقع در اروپا حضور داشت انجام شد، اگر چه بازتاب فراوانی در رسانه ها داشته اما برای فرقه رجوی تا الان که ثمری به غیر از بور شدن نداشته.