خلیل انصاریان، به تو تبریک و درود

خلیل انصاریان، به تو تبریک و درود
وبلاگ ادوارد
26/05/2018.

خلیل انصاریان به تو تبریک درود
وبلاگ ادوارد
26/05/2018

مدتی پیش توسط یکی از دوستانم از فرار خلیل انصاریان از اردوگاه فرقه رجوی مطلع شدم، خلیل یکی از دوستان قدیمی من هست که در دوران اسارت درعراق با هم بودیم در واقع او یکی از مجربترین مترجمان عربی در ارودگاه موصل بود، یکی از بهترین کسانی که تمام بچه های اردوگاه اسیران به او و ترجمه های او اعتماد داشتند، از کسانی بود که همیشه از اسیران در برابر عراقی ها دفاع می کرد و خود شاهد بودم که افراد زیادی را از زیر ضرب و شتم عراقی ها نجات داده، خلیل یک دل پاک، یک ایرانی وطن پرست بود که هرگاه شاهد کتک خوردن بچه ها در اردوگاه اسیران توسط عراقی ها می شد بر او و روحش تاثیر منفی داشت، در دورانی که با او در اردوگاه موصل و در آسایشگاه شماره هفت بودم هرگز سراغ ندارم که کسی از وی رنجیده باشد یا او با کسی درگیر بحث و جدل شود، جای خلیل چونان خیلی دیگر از دوستان خوبمان واقعآ در تشکیلات مخوف مجاهدین نیست، آزادی او را به خودش و به خانواده محترم او تبریک می گویم و برایش آرزوی زندگی خوب و خوش در این دنیای آزاد و بدون آقا بالا سر دارم.

سازمان مجاهدین با فرار هر فردی از مناسبات دیکتاتوری خود، به خود میلرزد و آینده خود را که تنها چند فرد جانی و روانی در تشکیلاتش باقی خواهند ماند را نمی تواند حضم کند، بایستی به خلیل و خلیل های دیگری که در آینده در راه هستند گفت، نگران توطعه های فرقه نباشید، این فرقه به مانند کشتی می ماند که پس از رسیدن به آلبانی تمامآ به گل نشسته و هیچ راهی برای حرکت دوباره در پیش ندارد و همین جا در آلبانی مجبور خواهد شد تمام مسافران خود را که تا همین جا با زور و ترفند و دروغ همراه کرده پیاده کند، توطعه های فرقه مجاهدین را ما اعضای جدا شده قدیمی و دوستان شماها سالهاست تجربه کرده و کاری هم از دستشان بر نیامده،چرا که در برابر ما اعضای جدا شده دستشان خالی است و خود می دانند که در هر دادگاهی حضور پیدا کنند بازنده و محکوم خواهند بود.
با درود فراوان به خلیل و مالک و با احترام به آنان که به خود جرآت دادند و خود را از زیر رنج و ستم تحمیلی رها کردند،

پیام من به دوستان دیگری که هنوز در تشکیلات فرقه گیر کرده اند این است، برای خودتان و شخصیت انسانی خودتان احترام قائل شوید، و اجازه ندهید که سران سازمان با بحث های بی ربط و انحرافی شخسصیتان را در درونتان خورد کنند و به شما تحمیل کنند که شخصیت شما کاذب است، سازمان با همین حرف های انحرافی تا کنون موفق شده که دستگاه شستشوی مغزی خود را از عراق به آلبانی منتقل کند و شما را با همان کلمات و ترفندها در پیله خودتان اسیر کند،شما را از درون خالی کند تا به دنیای آزاد فکر نکنید، تا بتواند باز دوباره برای سرپا ماندن خود و دستگاه مخوفش با سؤاستفاده از شما و به قیمت نابودی شما پایه های نه لرزان بلکه شکسته تشکیلات خود را محکم کند، به خوتان بازگردید و به خود بگوئید تحمیل و دروغ و حرافی بس است، تا دیر نشده و تا زمان باقی است خود را از این تشکیلات استسماری خلاص کنید و دردنیای آزاد، آزادانه زندگی کنید.
موفق و پیروز باشید.

Advertisements

شتاب بی سابقه فروپاشی تشکیلات مخوف مجاهدین با فرارهای پی در پی

شتاب بی سابقه فروپاشی تشکیلات مخوف مجاهدین با فرارهای پی در پی

وبلاگ ادوارد

13/05/2018

چند روز پیش باز هم دو فرار موفق از تشکیلات لرزان مجاهدین در تیرانا به وقوع پیوست،یکی از کسانی که تشکیلات را رها کرد و به آزادی سلام گفت و خود را به دنیای آزاد رساند، مرتضی مرتضوی(مالک) است که از مسئولین قدیمی سازمان بوده و در حفاظت اشرف تا جائی که بیاد دارم و او را دیده ام در هنگام خروج از اردوگاه اشرف، ویزاهای خروجی را چک و کنترل میکرد. اما دومین نفر که یکی از بهترین و نزدیکترین دوستان اینجانب در دوران اسارت در عراق بوده میباشد که فعلآ از اسم بردن ایشان معذورم می باشد. هم به مالک و هم به ( خ ا ) بازگشت به دنیای آزاد و رهائی از تشکیات مخوف را تبریک می گویم و برایشان بهترین آروزها را دارم.

اگر مروری کوتاه به فرارها و جداشدنهائی که در همین دو سال اخیر درون تشکیلات صورت گرفته نگاهی کنیم در می بابیم که تمام تلاش های خانم رجوی و دیگر مسئولین فرقه برای سرپا نگهداشتن تشکیلات لرزان خود واقعآ بیفایده بوده و سرنوشت مهتوم این تشکیلات نهایتآ چیزی نیست به غیراز ازهم پاشیدگی کامل در آینده بسیار نزدیک که هم اکنون شاهد شتاب بی سابقه آن هستیم، با تمام مانورهای فریبکارانه و باتمام وعده های تکراری مثل سرنگون شدن رژیم و با دلخوش کردن افراد به اینکه همین امروز و فردا کار رژیم تمام است و به تهران خواهید رفت، امروز تمام نفرات گرفتار در دستگاه شستشو به خوبی دریافته اند که این وعده ها پوچ و بی اساس و تکراری است، نفرات امروز خود را با دیروز مقایسه می کنند و باخود می گویند، دیروز در کنار مرزهای ایران و با داشتن آنهمه توپ و تانک و انواع سلاح های گوناگون و حمایت مالی ووووو صدام حسین، کاری انجام نشد هیچ، که اوضاع سازمان بدتر و بدتر هم شد، حال با دور شدن از ایران و با دست خالی و با هزاران تعهد به خارجی ها که نتها حق نفس کشیدن برایشان قائل شده اند چه کاری از دست سازمان و تشکیلات بر میاید؟ و با همین افکار هم به نتیجه میرسند که به هر شکلی و به هر قیمتی تنها و تنها راه امید به آینده خارج شدن از تشکیلات است، پا گذاشتن به دنیائی که اربابی بالا سر نباشد و بتوان هر طور که خواست زندگی کرد.

فروپاشی و خط پایان سازمان همان چیزی است که در طول این سالیان مرتب از سوی اعضای جدا شده به آن اشاره شده و بر آن تاکید داشته ایم، دیر نیست آن روزی که لیلی بماند حوضش.

این فرارها پیامی است برای کسانیکه هنوز در تشکیلات عنکبوتی در خواب خرگوشی بسر می برند و گمان دارند که سازمان دیروز و فرقه امروز در آینده سیاسی ایران نقشی خواهد داشت، مطعنآ یک فرقه تروریستی نمی تواند با حمایت مشتی جنگ طلب امریکائی مثل بلتون و جولیانی و امثال اینان در سرنوشت مردمی آگاه تاثیری داشته باشد، فراموش نکنیم اینان همان جنگ طلبانی هستند که در دوران جنگ با صدام به بهانه برنامه هسته ای عراق که بعد ها دروغ از آب درآمد هزاران تن بمب بر سر مردم عراق ریختند و اکنون هم به دنبال تکرار همان بازی و سناریوی بیشرفانه برای ایران برنامه ریزی می کنند که مجاهدین هم برای زود اجرا شدن سناریوی مزبور آویزان دماغ امریکائی شده اند، افراد درون تشکیلات آگاه و هوشیار باشند و تا دیر نیست خود را از درون تشکیلات فرقه رها کنند که اگر در فردا حتی یک بمب و یا یک موشک به سمت مردم ایران از سوی هرکشوری شلیک شد از نظر مردم ایران شریک جرم خواهند و و از لعن و نفرین مردم ایران خلاصی نخواهند داشت، باور داشته باشید یا نه، اما من بر این باور هستم که سرنوشت صدام را همین لعنت و نفرین مادران و پدران داغدیده ما رقم زد.