آزادی سمیه محمدی تو دهنی محکمی به تشکیلات کذائی

آزادی سمیه محمدی تو دهنی محکمی به تشکیلات کذائی
وبلاگ ادوارد
19/10/2017

شنیدن خبر آزادی سمیه محمدی برایم بسیار خوشحال کننده بود، آزادی سمیه را ابتدا به پدر سمیه، آقای مصطفی محمدی و به خانواده ایشان که برای دودهه صدای اعتراض خود به زندانی شدن دخترشان سمیه در تشکیلات رجوی را به اشکال گوناگون به گوش جهانیان رساندند تبریک می گویم و سپس بازگشت سمیه را به دنیای آزاد و به آغوش خانواده، به خودش که شجاعانه عمل کرد خوش آمد می گویم و برایش بهترین ها را آرزومند هستم.

خانواده محمدی برای آزادی فرزند خود از چنگال رجوی ها رنج فراوان کشید و آقای مصطفی محمدی بارها و بارها مورد ضرب و شتم مزدوران فرقه ای چه درعراق و چه در فرانسه قرار گرفت، در همین راستا فرقه رجوی تا می توانست تهمت و افترا زد و رزیلانه تلاش داشت تا خانواده محمدی را از تلاش برای رهایی فرزندشان بازدارد، اما با ایستادگی و مقاومت خانواده محمدی، سمیه آزادی خود را بازیافت و فرقه رجوی برای بار چند هزارم بور شد،این بورشدن بر تشکیلاتتان مبارک باد.

اما جدایی سمیه برای سازمان مجاهدین و برای تمام کسانی که عزیزانشان گرفتار فرقه در تشکیلات مخوف رجوی هستند هم پیامی دارد و هم تو دهنی محکمی است بر دهان فرقه ای که تمام تلاشش را برای در بند نگهداشتن افراد در تشکیلات اجباری خود دارد، برای خانواده های اعضای گرفتار پیامی روشن که می توانند فرقه رجوی و پوز منحوسش را با مقاومت بر زمین بکوبند و عزیزشان را از چنگال اهریمن نجات دهند، سازمان مجاهدین امروز توانایی هیچگونه مقاومتی را در برابر فشار خانواده ها ندارد و در شرایط سقوط و از بین رفتن قرار گرفته، مقاومتی را که خانواده محمدی در برابر فرقه رجوی انجام داد قابل تحسین است، پس بایستی از این حرکت شجاعانه درس گرفت و عمل نمود.
آزادی سمیه محمدی برای تشکیلات فرقه این پیام را دارد که برای به بند کشیدن انسان هر چه سرکوب کنید، هر چه تهمت بزنید و هر چقدر هم که خشونت به خرج بدید منطق با آزادی است و نمی توانید با زور وفشار مهارش کنید، و همین هم تضمین کننده سقوط فرقه و تشکیلاتتان است که اکنون شاهدش هستید، با آرزوی موفقیت و شروع زندگی تازه در دنیای آزاد برای سمیه و با آرزوی آزادی دیگر عزیزان از قید و بند اسارت و بندگی از فرقه مجاهدین.

Advertisements

فروپاشی تشکیلات دیکتاتوری نزدیک است

فروپاشی تشکیلات دیکتاتوری نزدیک است.
وبلاگ ادوارد
05/10/2017

بی اندازه خوشحال شدم وقتی که ویدیو ورود محمد تورنگ دوست عزیزم را به نزد خانواده اش دیدم، همین دو روز پیش بود که این ویدیو را تماشا کردم و هنگام روبرو شدن محمد تورنگ با مادرش بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر شد،نمی دانم، شاید به یاد مادرم افتادم که در لحضه دیدار پس از از بیست و یک سال دوری بیهوش نقش بر زمین شد، در لحضه در دلم به رجوی و تشکیلات کثیفش صد لعنت فرستادم که کارگردان چنین صحنه های آزار دهنده ای است، براستی چه مادران و پدرانی که چشم به در دوختند تا فرزندشان از اسارت رجوی خلاص شوند اما از بی رحمی رجوی ها در انتظار دیدار فرزند خود از دنیا رفتند و در لحضه بستن چشم خود رجوی ها را هزاران بار لعنت کردند.
هنوز هم مادران سالخورده و پدران رنجوری که فرزندی در بند رجوی دارند چشم خود را به در دوخته اند تا شاید روزی فرزند و جگرگوشه خود را آزاد شده از چنگال اهریمن ببینند.

اما از اینکه دوستم محمد تورنگ هم توانست از بند اسارت خلاص شود و به آغوش خانواده باز گردد بسیار خوشحالم و این خود خاری است به چشم نحس رجوی که مخالف خانواده است و هرگز تحمل دیدن پیوند خانوادگی کسی را ندارد، با جدا شدن محمد تورنگ و تورنگ ها، و صل مجدد به خانواده، بر تشکیلات رجوی لرزه ای شدید وارد می شود و نوید فروریزی تشکیلات مخوفش را سر می دهد، باشد تا دیگر دوستانمان که هنوز دربند تشکیلات هستند با شنیدن خبر بازگشت محمد تورنگ به کانون گرم خانواده به خود آیند و سقف تشکیلات مخوف رجوی را بر سر سرانش فرو ریزند و به دنیای آزاد بازگردند،آری به همین روال فروپاشی تشکیلات دیکتاتوری نزدیک است.