روز دانشجو و توهم فرقه رجوی

روز دانشجو و توهم فرقه رجوی

وبلاگ ادوارد
24/11/2016

مجاهدین برای چهاردهم آذز ماه یعنی روز دانشجو پیام مضحکی صادر کرده اند تا با خیال خام خود دانشجویان و به دنبال آنان مردم ایران را به حمایت از خود به خیابان ها بکشانند،مضحک بودن پیام در اینجاست که این فرقه جانی این بار تلاش نموده تا از نام کورش کبیر استفاده کند تا شاید با بکار گیری نام کورش بزرگ خود را در صف کسانی قرار دهد که در پاسارگاد تجمع کرده بودند.
جهت اطلاع نواده های هلاکو باید به چند نکته اشاره کنم،اولآ کورش کبیر نیست و کورش بزرگ است، دومآ پایه گذار سلسله هخامنشیان خائنین را فرزندان خود نمی داند که شمایان در اطلاعیه خود به افشاگری وطن فروشانه خود به آن افتخار کردید، سومآ اگر کورش بزرگ زنده می بود هم الان شمشیر خود را بر میکشید واورسورواز را بر سرتان ویرانه می نمود چرا که کورش بزرگ ایرانی بود و هرگز خیانت به میهن را بر نمی تابید.

کورش بزرگ شاه شاهان بود که شما انگلها در ائیدولوژی خود اساسآ شاهان را قبول ندارید، کورش بزرگ هرگز برای قبضه کردن قدرت چکمه دشمنان ایران زمین را نبوسید و هرگز در برابر دشمنان ایران سر خم نکرد، اما شما چی؟ هم در برابر صدام حسین ضد ایرانی و اکنون هم در برابر سعودی های ضد ایران و ایرانی هم دست بوسی کرده اید و هم رقص میمون وار، پس سعی کنید خودتان را به کورش بزرگ نمالید چون کورش بزرگ روحش از وجود عناصری مانند شما در عذاب است و همانگونه که گفتم اگر اکنون می بود از شما آواری بیش باقی نمی گذاشت.
مجاهدین با فریب و شارلاتان بازی تعدادی دانشجو را از خارج به اردوگاه اشرف منتقل کرده بودند، هر کدام از آنان اگر تحصیلات خود را ادامه داده بودند برای جامعه سرمایه ای بشمار می رفتند اما در اردوگاه اشرف هر کدام از آنان که با تشکیلات مجاهدین قدم بر نمی داشت بدترین کارها را به او واگذار می کردند تنها برای اینکه تحقیرش کنند تا اجبارآ تن به خواست فرقه دهد، حال باید گفت مگر شما در درون تشکیلات خود قدر دانشجو جماعت را می دانستید که به خود اجازه می دهید برای دانشجویان در درون ایران پیام دهید، البته که دانشجویان شریف و آزاده میهن برای چنین فرقه ای پشیزی ارزش قائل نشده و نخواهند شد.

اما اصل ماجرا این است که مجاهدین در توهم به سر می برند، و گمان می کنند که دانشجویان ایرانی منتظر نشسته اند تا با دریافت پیام از مشتی فراری که در حساسترین شرایط کشور به مردم و میهن پشت کردند به خیابان ها می ریزند و برای همان فرای ها که با پشت پا زدن به ایران و ایرانی به دامان دشمن قدار ایران صدام خون آشام پناه برند جانفشانی خواهند کرد، در حالیکه دانشجویان شریف و آزاده ایرانی در قیاس با سران فرقه مجاهدین و اعضای آنان در درک و فهم مسائل سیاسی هزار پله بالاتر قرار دارند، اما این فرقه به بن بست نسشته هنوز دانشجویان امروزی را با دانشجویان سالهای اول انقلاب مقایسه می کند چون خود فرقه و سرانش هنوز هم در توهمات اول انقلاب به سر می برند و واقعیتهای جامعه ایران را نه می دانند و نه اطلاعات درستی از آن دارند.

اما نگارنده برای صدمین بار از سران فرقه رجوی درخواست می کنم که اگر به ادعای خودتان معتقد هستید و در درون ایران پایگاه مردمی دارید و اگر گمان می برید که تیغتان در درون ایران و در میان مردم ایران برا است خواهشآ یک فراخوان برای تظاهرات چند صد نفری بدهید تا بنده و امثال بنده از رو برویم، ذهی خیال باطل.
شما بایستی در همان توهماتی که اشاره کردم دار دنیا را وداع گوئید.

Advertisements

نامه سرگشاده به خانم عاصمه جهانگیر،گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل

22_22_218.jpg

نامه سرگشاده به خانم عاصمه جهانگیر،گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل

وبلاگ ادوارد
04/11/2016

خانم عاصمه جهانگیر محترم:
مسؤلیت جدیدتان را به شما تبریک می کوییم و امیدوارم که در کارتان همواره موفق باشید.
حقوق بشر همواره در جهان معضلی لاعلاج بوده و هست و نغض حقوق بشر نیز همواره در جهان از گذشته تا به امروز ادامه دارد، اما متآسفانه گاهی از بحث حقوق بشر در مبادلات سیاسی استفاده شده که همین امر باعث پیچیدگی بیشتر در حل موضوع حق و حقوق انسانها گشته و در نهایت به داد و ستد سیاسی تبدیل شده که قیمت همین داد و ستد را هم مردم می پردازند.

در دورانی که آقای احمد شهید مسؤلیت گزارشگری حقوق بشر سازمان ملل را به عهده داشت این موضوع متآسفانه بسیار پررنگ بود.
مسؤلیتی که اکنون از سوی سازمان ملل بر دوش شما نهاده شده مسؤلیتی مقدس است که البته خود چون از کشوری پر آشوب هستید مطمعنآ آنرا بخوبی درک می کنید.

خانم عاصمه جهانگیر محترم
نغص حقوق بشر امروزه در جهان گسترده شده و روز بروز هم گسترده تر می شود، اما یک نکته مهم این است که اگر دولت کشوری در رابطه با نغض حقوق بشر بایستی پاسخگوی جهانیان باشد که بایستی هم باشد، پس به موازات همان دولت یا حکومت مخالف یا اپوزلسیون آن حکومت در رابطه با نغض حقوق بشر در درون مناسبات خود هم بایستی پاسخگو باشد، چرا که تمام جریانات سیاسی مخالف هر حکومتی برای رسیدن به هدف خود که همانا قبضه قدرت است تحت نام مبارزه با دیکتاتوری یا مبارزه با نغض حقوق بشر از نام حقوق بشر بهره برده و در درون تشکیلات خود نغض کننده ابتدایی ترین حقوق افراد خود می باشند.

اینجانب به عنوان یک ایرانی مسیحی در جنک هشت ساله بین ایران و عراق زخمی شدم و مدت ۹ سال در اسارت نیروهای عراقی بودم، پس از آتش بس و پایان جنگ با هدف مبارزه برای مردم ایران و با هدف رسیدن به آزادی و دمکراسی به سازمان مجاهدین خلق پیوستم و مدت دوازده سال از عمر و جوانی خود را در راه مجاهدین به بادفنا دادم، در راهی پوچ و بی ارزش که با دروغ و شارلاتان بازی بنای آنرا نهاده بودند.
در سازمانی که تمام شعارهای خود را بر روی موضوع حقوق بشر متمرکز کرده بود و هنوز هم از همین راه نان می خورد شاهد پایمال شدن ابتدایی ترین حقوق انسانهائی بودم که اکثرآ برای رسیدن به آزادی و دمکراسی و برای اعمال همین حقوق بشر جان و مال و همه چیز چیز خود را کف دست گذاشته بودند تا به هدف خود برسند،اما متآسفانه باند رجوی برای بقای خود و برای سرپا ماندن دست به استسمار تمامی افراد خود زد و تا می توانست تسمه از گرده افراد خود کشید.
خانم عاصمه جهانگیر محترم:
همانگونه که اشاره کردم نغض حقوق بشر بطور گسترده در تمام دنیا متآسفانه در حال گسترش است و کشور من هم از این جریان مستثنی نیست، اما این مهم همیشه برای محکم کاری باید در نظر گرفته شود که چه کسی در برابر همین حکومت ها خود را آپوزاسیون می نامد؟ و آیا این آپوزاسیون خود در راستای تحقق حقوق بشر و قوانین بین المللی قدم مثبتی بر می دارد؟ و یا ارزشی برای انسانیت قائل است یا نه؟
متآسفانه آقای احمد شهید تحت تآثیر تبلیقات سازمان مجاهدین به هیچ عنوان اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین را تحت بررسی قرار نداده و به رسمیت نشناخت وبعضآ هم گزارشات خود را در خط مجاهدین ارائه می داد که این با ارزشهای شغلی و مسؤلیت در مقام شما مغایرت دارد.
نغض مستمر حقوق بشر در سازمان مجاهدین بوده و متآسفانه هنوز هم پس از خروج از عراق در آلبانی ادامه دارد، یکی از این موارد هم حتی در آلبانی که جزئی از قاره آزاد اروپاست این است که هنوز اعضای موجود در سازمان مجاهدین اجازه انتخاب نوع زندگی خود را ندارند و تشکیلات مجاهدین مانند گذشته برای آنان تصمیم می گیرد، آیا از نظر شما به عنوان یک فرد مسؤل در کانون حقوق بشر این نغض ابتدائی ترین قوانین نیست؟ آیا انسان در هر کجای دنیا که باشد خود نبایستی برای خود تصمیم گیری کند؟ آیا انسان آزادی انتخاب ندارد؟ آیا اگر کسی وارد یک سازمان سیاسی شد اما پس از مدتی تصمیم به خروج از سازمان مزبور را به هر دلیلی گرفت بایستی با وی برخورد شود یا مانع خروج او شوند ویا بایستی به او تهمت مزدوری زد؟
اینها تنها سر سوزنی است از آنچه در سازمان مجاهدین می گذرد و متآسفانه کسی هم از مقامات حقوق بشری نیست که به عنوان یک انسان مسؤل با این موارد ضد بشری برخورد کند و مانع ادامه آن شود، سازمان مجاهدین با شعار های گوناگون حقوق بشری همچنان در درون تشکیلات خود مشغول استسمار انسان هاست و تلاش می کند تا با ادامه همین سیاست بر ملت بزرگ ایران چیره شود و برای قبضه کردن قدرت از هیچگونه حرکت ضد انسانی دریغ نخواهد کرد،بمب گذاری ها و ترورهای سالهای اول انقلاب ایران را حتمآ بخاطر دارید، عملیات نظامی که از درون خاک عراق و با حمایت صدام دیکتاتور بر علیه سربازان ایرانی انجام می شد را هم حتمآ به یاد دارید، و هزاران حرکت و عمل ضد بشری دیگر که در این نامه نمی گنجد،اما امیدوار هستم که در راه اعمال مسؤلیت خود به هیچ عنوان تحت تآثیر اخبار دروغ و یکجانبه سازمان مجاهدین قرار نگیرید و برای اعلاعات بیشتر به مراجع مختلف منجمله اعضای سابق و جدا شده سازمان مجاهدین رجوع کنید.ما اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین شاهدین زنده از درون تشکیلات مجاهدین هستیم و می توانیم بهترین کمک کار شما برای رسیدن به واقعیت های درون تشکیلات مجاهدین باشیم، کما اینکه شما در مقام یک گزارشگر حقوق بشر بایستی صدای ما اعضای جدا شده را هم به گوش جهان برسانید زیرا ما هم به نوعی قربانی شده ایم.

با آرزوی موفقیت
ادوارد ترمادو آلمان
04/11/2016