نامه ای به عباس قدرتی در زندان لیبرتی

نامه ای به عباس قدرتی در زندان لیبرتی

وبلاگ ادوارد
24/08/2016
عباس قدرتی سلام، اخیرآ مطلع شدم که از زندان لیبرتی در عراق به زندان آلبانی منتقل شده ای، راستش از روزی که انتقال از عراق به آلبانی شروع شد یکی از مشقله های ذهنی من این بود که کی و چه موقع دوستان قدیمی من از عراق خارج می شوند، هر چه اسامی افرادی را که در لیست منتقل شده ها می خواندم اکثرآ از مسؤلین سازمان بودند که سازمان تلاش کرده آنان را سریعتر از عراق خارج کند تا مبادا موئی از سرشان کم شود، اما اسامی بچه هائی که از اردوگاه اسیران ایرانی در عراق به مجاهدین پیوسته بودیم کمتر به چشم می خورد، خودت هم خوب می دانی که از روز اول ورود ماها به اردوگاه اشرف مسؤلین سازمان تفاوت فراوانی بین ما و دیگران قائل می شند و معمولآ ماها را که از اسرای جنگی بودیم اردوگاهی صدا می کردند تا تحقیرمان کنند، حال آنکه همین اسرای جنگی مایه افتخار ملت بزرگ ایران بودند و هستند که با دشمن بعثی جانانه جنگیدند و سرفرازانه اسارت را تحمل کردند، اما رجوی چون خودفروخته بود ودر خدمت صدام پس ما برایش ارزشی نداشتیم و هنوز هم سران سازمان همین عقیده را دارند، به هیچ کدام از ما هم اعتمادی نداشتند، همین انتقال دیر هنگام امثال ماها هم بر اساس همین سیاست رجوی به اجرا در آمد تا بچه های بقول خودشان اردوگاهی را سپر بلا کنند تا بتوانند فرماندهان مزدور و جنایتکار خود را سریعتر از عراق خارج کنند، این تبعیض همیشه هم در سازمان بوده و مایه عذاب تمامی کسانی هم بود که با فریب و دروغگوئی ها رجوی از کمپ اسیران به مجاهدین پیوسته بودیم.

عباس عزیز دوران اسارتی را با هم تحمل کردیم هرگز فراموشم نمیشود و تمام لحضه هائی را که با هم سر کرده ایم در خاطرات من خواهد ماند، آخر تو بودی بهترین دوست دوران اسارت کسی که همیشه یار و یاور من در تمام لحضه های سخت اسارت بوده، آیا بخاطر داری که در لشگر پانزدهم مجاهدین به خاطر دوستی و صمیمیت بین ما چقدر مسؤلین و فرماندهان مجاهدین تلاش کردند تا دوستی گرم ما را سرد کنند اما نتوانستند، آخر سر مجبور شدند دست از پا درازتر دست از سر ماها بردارند، دوستی و صمیمیت ما تا اندازه ای بود که بتول معصومی که مسؤل من بود به من و تو می گفت دوقولوهای بهم چسبیده.

عباس عزیز: از اینکه از عراق بالاخره خارج شدی خوشحالم اما از اینکه هنوز در بند و اسارت رجوی و تشکیلات دیکتاتوری مجاهدین هستی برایم اصلآ خوشایند نیست، اما برای اینکه آگاه باشی و برای اینکه با قوانین اروپا آشنا شوی فکر می کنم بهتر است بدانی که در اروپا در زندگی فردی هیچ اجباری نیست واکنون بهترین وقت است تا خودت را از چنگ فرقه رجوی نجات دهی و زندگی خود را در محیطی آزاد ادامه دهی، اکنون تو و دیگران در اروپا هستید و هیچکسی نمی تواند در زندگی فردی کسی دخالت کند، اینجا عراق نیست، اینجا قانون حرف اول را می زند، اینجا یاغیگری جائی ندارد و قانون از شما حمایت می کند، می توانی در فرصتی مناسب خود را به دفاتر یکی از سازمان های حقوق بشری یا سفارت های کشور های اروپائی برسانی و درخواست پناهندگی کنی، بدون ترس و واهمه، اطمینان داشته باش که دست مزدوران رجوی هرگز به تو نخواهد رسید چون تمام دنیا این فرقه و تاریخچه دیکتاتوری آن را بخوبی می دانند.

ش اما از آنجائی که دخالت در امور فردی افراد جزئی از منطق رجوی است پس اطمینان دارم که در آلبانی هم بساط دیکتاتوری خود را پهن کرده تا اجازه ندهد زندگی آزادانه ای برای خود ایجاد کنید، اما این شماها هستید که بایستی برای آزاد شدن از چنگال کسی که جوانی تک تک شما و ما را بر باد داده در برابرش ایستادگی کنید و حباب توخالی تشکیلات را منفجر کنید و خود را از تمام حصاری که در راه فردی و قدرت طلبی به دور شما کشیده شده رها کنید، هم تو و هم دیگرانی که در وضیت تو قرار دارند، مثل نعمت نظری و رضا صادقی وووو….. دیگران که اطلاعی از وضعیت آنان ندارم اما با شناختی که از شما دوستان دوران اسارت دارم می دانم که در تشکیلات عنکبوتی با زور و اجبار مانده اید اما از این پس تو خودت در شرایطی قرار داری که می توانی با یک تصمیم و حرکت خود را رها کنی و دوران اسارت و بندگی و حقیر شدن را برای همان مسؤلینی بگذاری که با داشتن پرونده های جنائی از شما برای خود به دربردن استفاده کرده اند، از این پس بایستی بلند شوی و به سوی آزادی و دنیای آزاد قدم برداری بندگی کافی است،
عباس عزیز به چرندیات سران فرقه و مزدوران آنان گوش نکنید، اکنون در شرایط سنی بالای پنجاه سال هستی و نیاز به یک زندگی ساکت و راحتی که خودت برای خودت تصمیم بگیری،من هم قبل از خروج از تشکیلات بسته خیلی مسائل را مد نظر داشتم و راستش از بیرون می ترسیدم اما حالا به شکر خدا دارای سه فرزند هستم و زندگی راحتی هم دارم و خدا را هم شاکر هستم.
به امید آزادی و رهائی تو دوست عزیز و قدیمی و دیگر دوستان دوران اسارت برایتان دعا می کنم که هر چه زودتر بر دهان یاغیان بکوبید و خود را به دنیای آزاد برسانید،

Advertisements

Ein Gedanke zu “نامه ای به عباس قدرتی در زندان لیبرتی

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

w

Verbinde mit %s