خوشحالی رجوی از کشتار مردم سوریه

خوشحالی رجوی از کشتار مردم سوریه

ادوارد

28.03.2016

isis_maryam_abubakr_60_60.jpg

به نظر می رسد که رجوی ها و دارو دسته آنها از آنچه که در سوریه می گذرد آنقدر هم ناراحت نیستند، منظورم کشتار مردم در سوریه است که به نام انقلاب از سوی بعضی قدرت ها  به مردم سوریه تحمیل شد و باعث بوجود آمدن جنایتکاران داعش گردید که البته تا چندی پیش هم مجاهدین با عنوان انقلابیون و عشایر غیور از همین داعشی ها حمایت می کردند.

جنگ داخلی در سوریه که از ۲۶ ژانویه ۲۰۱۱ ( ۶ بهمن ۱۳۸۹ ) شروع شده‌است تاکنون بیش از 250000 هزار نفر کشته و میلیون ها تن آواره در بر داشته که در همین اوروپا شاهد حضور چشمگیر آنان هستیم، شش سال جنگ داخلی سوریه زندگی را به کام مردم نه تنها سوری بلکه مردم منطقه و جهان هم تلخ کرده،این همان چیزی است که مجاهدین و دارودسته رجوی در درون ایران برای رقم زدن آن تلاش می کنند.

اخیرآ یک تلویزیون مسخره ای به نام اورینت با عنوان تلویزیون اپوزسیون سوریه مصاحبه ای با مریم رجوی انجام داده که در آن مریم رجوی خوشحالی خود را از کشتار مردم سوریه ابراز داشته و آوارگی و مرگ و دربدری مردم سوریه را پایداری و نبرد مردم این کشور نامگذاری کرده و آنرا ستوده.

در بحرانی که منجر به کشته شدن بیش از 250000 انسان گشته و میلیون ها انسان خانه و کاشانه خود را از دست داده و برای یک زندگی به دور از جنگ و خونریزی با به جان خریدن انواع خطر ها خود و فرزندان خود را به آب و آتش می زنند تا به مکانی امن برسند و در این راه هم تا کنون متحمل تلفات بسیاری شده اند، واژه پایداری و نبرد مردم در دنیای سیاسی معنی ساده ای دارد و به زبان سیاسی یعنی مهر تآیید گذاشتن بر تمام آنچه بر سر مردم آن کشور آمده، اما چون بیان کننده خود را اپوزاسین یک حکومتی هم می داند یعنی این خانم و دارودسته شکست خورده ایشان آماده پذیرش همین وضعیتی هستند که بر سر مردم سوریه آمده و این راه کار راهم آخرین راه کار برای به قدرت رسیدن خود می دانند که بیش از سه دهه برای آن خود را دامن هر کس و ناکسی انداختند، این خود می تواند در دنیای سیاسی چراغ سبزی باشد برای آن دسته از جنگ طلبانی مانند بعضی از چهره های سیاسی درامریکا و تلاویو یا عربستان سعودی که چشم دیدن ایران و ایرانی را ندارند، در واقع خانم رجوی وقتی که در مصاحبه خود با تلویزیون خود ساخته اورینت کشتار و خونریزی و جنایت را پایداری و نبرد مردم می داند  به  معنی اعلام آمادگی برای برپا کردن همان بحران سوریه در ایران است و از اینکه مردم ایران چه بر سرشان خواهد آمد هیچ غمی هم بر دل راه نمی دهد، برای رجوی ها تنها به قدرت رسیدن با هر قیمتی مهم است.

 اما اشتباه محاسباتی که این گروه به حاشیه رانده شده دارد این است که مردم ایرن مردم عراق و سوریه نیستند که با سم پاشی و تخم نفاق پراکنی عده ای کشورو مردم خود را به باد فنا بدهند، مردم ایران دارای فرهنگ و شعور بالائی هستند که در برابر تمام حرکت های ضد ملی و میهنی با درک و شعور لازم ایستادگی کرده و خواهند کرد، اینگونه مصاحبه ها نه تنها دردی از میلیونها درد مجاهدین دوا نمی کند بلکه در دیدگاه مردم آگاه ایران منفورتر از قبل می شوند، ای کاش خانم رجوی که تلاش می کند خود را مردمی و انسان نمونه بر دنیا قالب کند به جای خوشحالی از کشتار و خونریزی در سوریه در مناسبات تشکیلاتی خود تحولی ایجاد می کرد که منجر به آزادی بیان و انتخاب آزاد برای ادامه زندگی آزاد و بدون آقا بالا سر می شد، یا درهای آهنین تشکیلات دیکتاتوری را باز می کرد تا خانواده های اعضایش بتوانند با عزیزان خود دیدار کنند نه اینکه تلاش کند کشوری را به اشوب و بلوا بکشاند.

 

 

Advertisements

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به عالیجناب آناستاسیوس یانولاتوس اسقف اعظم کلیسای ارتودوکس آلبانی

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به عالیجناب آناستاسیوس یانولاتوس اسقف اعظم کلیسای ارتودوکس آلبانی

photo_verybig_13968.jpg

عالیجناب آناستاسیوس یانولاتوس اسقف اعظم کلیسای ارتودوکس در کشور آلبانی، اینجانب ادوارد ترمادو از مسیحیان ارمنی ایران می باشم که اکنون همراه خانواده خود در آلمان زندگی می کنم.

در سال 1980 که جنگ ایران و عراق شروع شد سرباز ارتش ایران بودم که پس از مجروح شدن به دست نیروهای عراقی اسیر شدم، تا پایان جنگ در اسارت عراق بودم، پس از آتش بس بین ایرن و عراق متآسفانه از بازگشت به کشورم امتناع کردم و به امید رسیدن به آزادی و دمکراسی که برای مردم خود آرزو می کردم به سازمان مجاهدین پیوستم و 12 سال در تشکیلات فرقه گرایانه مجاهدین بودم اما اکنون مدت 15 سال است که از این سازمان دیکتاتوری جدا شده ام و در دنیای آزاد زندگی می کنم، سازمان مجاهدین همواره در تبلیغات خود از آزادی و دمکراسی برای مردم ایران دم میزد،سازمانی که آزادی زن را در تبلیغات خود در تمام جهان فریاد می زد و سازمانی که برابری و آزادی ادیان را در تبلیغات خود فراوان بکار می برد و با همین شعارها بود که توانست تعدادی از اسیران را فریب داده که من هم جزء فریب خوردگان بودم،  اما پس از مدتی که در تشکیلات مجاهدین بودم آقای مسعود رجوی رهبر مجاهدین که از سال 2003 پس از سرنگون شدن صدام حسین دیکتاتورعراق در مخفیگاه زندگی می کند بطور ناباورانه فرمان طلاق های اجباری در مناسبت مجاهدین صادر کرد و تمامی خانواده هائی که در اردوگاه اشرف با محدودیت زندگی می کردند را از هم پاشید و با تزویر و ریا با بهانه خطرناک بودن موقعیت عراق کودکان آنان را از والدین خود جدا کرد و حدود 800 کودک را به اروپا و امریکا فرستاد، در نگاه اول این یک عمل انساندوستانه بنظر می رسید اما پس از چند سال که همان کودکان  رشد کرده و بزرگتر شده بودند را با بهانه دیدار با پدرو مادرانشان به اردوگاه اشرف درعراق کشاند و مانع خروج مجدد آنان شد در حالیکه آن کودکان در اروپا و امریکا مشغول تحصیل بودند و اکثر آنان نیز سن قانونی نداشتند، تعدادی از آنان را هم با مغز شوئی به عملیات در داخل ایران فرستاد که کشته شدند.

 

عایجناب:

در هفته گذشته مطلع شدم که مجاهدین قصد داشتند تا در کلیسای تیرانا برنامه ای تحت عنوان دفاع از حقوق از دست رفته زنان برگزار کند، که هوشیاری روزنامه های محلی چهره سازمان مردم فریب را افشا کرده و نهایتآ  مقامات دولتی در تیرانا از برگزاری این جلسه جلوگیری کرده اند.

یاد آوری می کنم که این سازمان در تمام مقاطع برای پیشبرد اهداف خود که همانا بدست آوردن قدرت می باشد از نام زن سواستفاده کرده و با شعار دفاع ار حقوق زنان تا امروز بیش از یکهزار زن را در اردوگاه اشرف در اسارت اهریمنی خود نگهداشته تا باز هم با در دست داشتن آنان در نقاط مختلف جهان ماشین تبلیقات خود را به حرکت در آورد، واقعیت این است که در تشکیلات فرقه ای مجاهدین نه زنان و نه مردان هیچگونه ارزشی ندارند و انسان و انسانیتی هم وجود ندارد، تنها کسانی که دارای ارزش هستند رهبری مجاهدین می باشد، همان رهبری که از طرفی دم از آزادی و دمکراسی می زند و از طرف دیگر تمام افراد را با مغزشوئی وادار می کند تا خود را بطور کامل در اختیار رهبر قرار دهند تا وی به هر شکلی که مایل باشد از آنان و عواطشان استفاده کند.

 

عایجناب:

هم اکنون در مقابل کمپ لیبرتی درعراق که اعضای مجاهدین در آن مستقر هستند تعداد زیادی از خانواده های اعضائی که درون کمپ می باشند برای دیدار فرزندان خود تجمع کرده اند تا بعضآ پس از 20 سال فرزندان خود را در آغوش بگیرند اما رهبری مجاهدین اجازه ملاقات نمی دهد و مسئولین کمپ با توهین و ناسزاگوئی به درخواست پدران و مادران پیر پاسخ می دهد، شرایطی که سازمان مجاهدین در درون تشکیلات خود ایجاد کرده شرایطی است که در هیچ دینی چه مسیحیت و چه اسلام وجود ندارد، این شرایط دست ساز رهبری مجاهدین است که بر اساس منافع فردی خود بر دیگران تحمیل کرده و دراروپا هم برای فریب دادن مقامات کشورهای اروپائی برای استفاده از امکانت دست به هر ترفندی منجمله دفاع از حقوق زنان می زند در حالیکه خود بزرگترین استثمار کننده زنان در تشکیلات فرقه ای مجاهدین می باشد.

 

عایجناب:

به عنوان یک مسیحی ارمنی که در تشکیلات مجاهدین مدت 12 سال از عمر خود را در راه شعارهای دروغین آنان از دست داده ام وظیفه خود می دانم که در یک دیدار و ملاقات کوتاه با جنابعالی آنچه که در مدت حضورم در تشکیلات مجاهدین دیده ام را برای آگاهی جنابعالی و مردم شریف کشور شما که اکنون تعدای از اعضای مجاهدین را در کشور شما اسکان داده اید را به اطلاع برسانم تا با شناخت بهتر از فرقه مجاهدین مواظب هر گونه ترفندی از جانب آنان باشید، امیدوارم افتخار ملاقات با شما را داشته باشم.

با آرزوی موفقیت برای جنابعالی و با آرزوی استقرار صلح در تمامی جهان

 

ادوارد ترمادو

14.3.2016  

پیام بی رمق نوروزی مریم رجوی

20.03.2016

 

مریم رجوی امسال بر عکس سالهای قبل پیام نوروزی بی رمفی را ارسال کرد که آدمی را به فکر فرو می برد، پیام بر عکس سالهای قبل بسیار کوتاه و بی معنی بود و در متن پیام هم انگیزه ای احساس نمی شد درست مثل اینکه کسی با چماق بالای سرش ایستاده و او را مجبور به نوشتن کرده باشد، البته در گوشه ای تلاش کرده تا با نام بردن از زرتشت که هیچ ربطی به مجاهدین ندارد بطور فرصت طلبانه ای وانمود کند که مثلآ مجاهدین برای زرتشتیان هم احترام قائل هستند، که البته به غیر از کشک چیزی دیگری نیست، زیرا در مناسبات و تشکیلات مجاهدین اگر قرار بود که تمام قومیت ها و مذاهب دیگر محترم باشند بایستی اهل حق هم با دیگران برابر باشد در حالیکه یکی از اعضاء سابق به نام شهاب که اهل حق و اهل کردستان بود در قرارگاه اشرف به دستور فرماندهان مجاهدین سبیلهایش تراشیده شد، همین حرکت ضد انسانی کافی است تا آدمی پی به افکار سران مجاهدین در رابطه با دیگر قومیت ها و مذاهب در کشورمان ببرد.

اما شخصآ برداشت دیگری از پیام نوروزی بی رمق ایشان دارم و آن اینکه با تجربیاتی که مجاهدین در این بیش از سه دهه در رابطه با پیام دادن به مردم ایران و دعوت به برپائی آشوب و بلوا و یا حتی در شب های چهارشبه سوری هر سال که بیشرمانه تلاش می کنند تا آتش بازی و شادی مردم را به انفجار و عذا تبدیل کنند و جوانان را به کشتن بدهند و با توجه به بی اعتنائی ملت بزرگ ایران در برابر این گروه منفور، سران مجاهدین دریافته اند که برای پیام هایشان در داخل کشور کسی تره هم خورد نمی کند پس برای چه خود را مسخره خاص و عام کنند.

شخصآ بر این باورم که راه درستی را انتخاب کرده ا ند البته اگر برداشتم درست باشد.

سال نو بر تمام هم میهنان عزیزم در تمام دنیا مبارک باشد.

ادوارد ترمادو