نامه سرگشاده به آقای ایلیر متا ریئس جمهور آلبانی

وبلاگ ادوارد 10/10/2919

نامه سرگشاده به آقای ایلیر متا ریئس جمهور آلبانی

آقای ایلیر متا ریئس جمهور محترم آلبانی، اینجانب یکی از اعضای سابق ارتش مجاهدین هستم که در سال 2001 و پس از سالها تلاش توانستم خود را از تشکیلات مخوف مجاهدین رها سازم و به دنیای آزاد برسم، در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله بین ایران و عراق سرباز بودم ودر جبهه های جنگ زخمی شدم و توسط ارتش متجاوز صدام اسیر گشتم، در همان دوران اسارت با سازمان نامیمون مجاهدین آشنا شدم و متآسفانه با تبلیغات دروغین این سازمان غیر دمکراتیک خام گشته و با این خیال که این سازمان می تواند در آینده برای کشورم یک حکومت دمکراتیک و آزاد برپا کند پس از پایان جنگ و پس از تحمل حدود ده سال اسارت در عراق به ارتش موسوم به آزادیبخششان پیوستم، در درون تشکیلات مجاهدین ما تنها چند نفر مسیحی بودیم که خوشبختانه هیچکدام عضو سازمان مجاهدین نبوده و تنها عضو ارتش بودیم.

آقای ریئس جمهور:

در دورازده سالی که در تشکیلات مجاهدین بودم شاهد روزگار بسیار سختی چه برای خود و چه برای دیگران، تحمیلات، اجبارات، بیگاری، استسمار، برخوردهای فیزیکی، خورد کردن شخصیت انسانی،و پایمال کردن ابتدائی ترین حقوق اعضای سازمان توسط رهبری سازمان بودم، همان کسی که چندی پیش با شما ملاقات داشت و تا توانست با دروغ و نیرنگ و حیله تلاش کرد تا حمایت شما را در کشورتان پشت سر خود داشته باشد.

بازدید شما از کمپ مجاهدین در کشورتان البته یکی از مسئولیت های دولت آلبانی است و این کار البته بسیار ضروری می باشد، اما باور دروغ های خانم رجوی نه اجبار است و نه انجام مسئولیت، خانم رجوی در تمام دورانی که زمام امور فرقه مجاهدین را به دست گرفته تلاش نموده تا همان خط همسر مفقود خود را که تمامآ بر پایه های دروغ سوار بود پیش ببرد، چه بسا در دورانی هم که مسعود رجوی در صحنه بود همین خانم رجوی تمام عقاید ارتجاعی رجوی را با نام کذائی انقلاب ائدولوژیک به اعضای خود با مغزشوئی تمام وقت تحمیل نمود و همه را وادار کرد تا به رجوی تمکین کنند.

آقای ریئس جمهور محترم:
همین خانم که تلاش می کند طرح دروغین دوازده ماده ای خود را به شما و تمام دنیا به عنوان طرحی دمکراتیک و قابل اجرا تحمیل کند باعث و بانی از هم پاشیده شدن خانواده های فراوانی است که با همان انقلاب ائدولوژیک دروغین خود در اردوگاه اشرف اعضای خود را وادار به طلاق اجباری کردو فرزندان آنان را که 850 کودک بودند از والدین خود گرفت و برای مسلح کردن این کودکان معصوم در آینده به هوادارن خود در اروپا سپرد، این خانم با مغزشوئی دائمی که در اردوگاه اشرف برپا کرده بود تمام عواطف مادرانه را در درون زنان از بین برد و آنان را تبدیل به کنیز همسر خود نمود، پس از سالها همان کودکان را از درس و مدرسه در اروپا و امریکا محروم کرد و به بهانه دیدار با مادران و پدران خود که دیگر خالی از عاطفه بودند کشاند و در ارتش مزدور و وابسته خود سازماندهی کرد که اکنون تعداد زیادی از همان بچه ها به دلیل سیاست های تروریستی رجوی کشته شده اند.

آقای ریئس جمهور محترم آلبانی:

کشور شما هم عضو ناتو است و هم اینکه برای پیوستن به اتحادیه اروپا از سال 2009 درخواست کرده، اما از شما به عنوان ریئس جمهور کشوری که مایل به پیوستن به اتحادیه اروپا است سئوال میکنم آیا شما موافق تهدید کردن به قتل و تهمت زدن به منتقیدن و یا مخالفین خود هستید؟ آیا شما موافق حمله به منتقیدین یا مخالفین خود هستید؟ و آیا اینگونه اعمال را تآیید می کنید؟ البته که پاسختان منفی است و مطمعنآ اینگونه موارد را محکوم می کنید، اما همسر همین خانمی که تلاش کرده مغز شما را هم مانند اعضای خود شستشو دهد سالهاست که تمام این موارد را در را رابطه با اعضای سابق و منتقدین فرقه اش درهمین اروپای آزاد که کشور شما قصد ورود به اتحادیه آنرا دارد به اجرا گذاشته، همین خانم اکنون در درون کشور شما بزرگترین زندان را برای ایرانیان ایجاد کرده و خود نیز به بزرگترین زندانبان تبدیل گشته، حق ملاقات اعضای در بند را از آنان و خانواده های آنان گرفته، حق انتخاب آزاد را از آنان سلب کرده و آنان را از یک زندگی ساده محروم کرده تا بتواند آنگونه که خود میخواهد بر آنان مسلط شود، تفتیش عقاید در تشکیلات فرقه ای مجاهدین به شدت ادامه دارد و با نشست های مضحکی با عناوین مختلف درهمان کشور شما افراد را وادار می کنند تا در جمع چند ده نفره به گناهان خود اعتراف کنند، گوئی هنوز در دوران قرون وسطا و تسلط کشیشان کاتولیک هستیم، رفتار فرقه مجاهدین با اعضای خود ما را بیاد این گفته نیچه می اندازد که می گوید: کسی نمی تواند کسی را برده سازد مگر اینکه وادارش کند که خود را گناهکار احساس کند، دقیقآ کاری که مجاهدین با اعضای خود انجام داده و هنوز هم انجام می دهند و اعضای دربند و اسیر را تبدیل به برده و بنده کرده اند.

آقای رئیس جمهور محترم:

آیا این رفتا و اینگونه اعمال از نظر شما که در رآس قدرت در کشور آلبانی هستید رفتار و برخورد دمکراتیک است؟ مجاهدین فرقه ای است که هیچگونه انتقادی را بر نمی تابند و به تمام منتقدان و مخالفان خود تهمت می زنند، در نظر داشته باشید که هنوز فاقد قدرت هستند، به همین دلیل هم هیچ اعتقادی به طرح دوازده ماده ای خود ندارند چرا که تا آزادی و دمکراسی هزاران سال نوری فاصله دارند، تمام توضیحاتی که خانم مریم رجوی در مورد آزادی و برابری و دمکراسی به شما داده یا شما در مورد آنان شنیده اید تمامآ زبانبازی بیش نیست و تمامآ دروغ محض است و تنها بخاطر رسیدن به قدرت درایران است مجاهدین دارای یک ائدولوژی عقب مانده و ارتجاعی هستند که از نظر آنان رهبرشان جایگاه مقدسی دارد و دردرون تشکیلاتشان فرد پرستی را رونق داده اند و قصد دارند همین فرد پرستی که دروانش به سر آمده را به جامعه ما تحمیل کنند، مجاهدین نوعی دیکتاتوری مدرن را بنا نهاده اند که می توانند با کلام دروغ همه را بفریبند.

آقای ایلیر متا ریئس جمهور محترم آلبانی

یادوری می کنم که مجاهدین در درون جامعه ایران نه تنها هیچگونه هواداری ندارند بلکه به عنوان تروریست و ستون پنجم صدام در دوران جنگ هشت ساله بین ایران وعراق، منفور مردم ایران هستند، حمایت شما از مجاهدین دردی از دردهای آنان را درمان نخواهد کرد، مجاهدین کسانی هستند که اگر پایه های خود را در کشوری محکم کنند برای منفعت خود زیرکانه درامور داخلی آن کشور دخالت می کنند و ثبات آن کشور را برهم می زنند، همانگونه که پس از سرنگونی صدام این کار را درعراق انجام دادند.

با احترام:
ادوارد ترمادو
آلمان 11/10/2019

Werbeanzeigen

بسیج کردن رهبران جهان توسط ترامپ، ادا و اطوار دلال مجاهدین

بسیج کردن رهبران جهان توسط ترامپ، ادا و اطوار دلال مجاهدین

وبلاگ ادوارد، 25/09/2019

با حضور روحانی در هفتاد و چهارمین مجمع عمومی سازمان ملل ، دونالت ترامپ با بسیج رهبران جهان ازعمران خان گرفته تا مرکل و مکرون و بوریس جانسون و شینزو آبه، تلاش نموده تا به هر صورتی با روحانی حتی برای چند لحضه دیداری دست و پا کند تا شاید بتواند وی را برای مزاکره راضی کند تا از تنش در منطقه بپرهیزد، اگر چه این موضوع را شخص ترامپ بوضوع بیان نمی کند اما بسیج کردن رهبران جهان حکایت از تلاش ترامپ برای دیدار با روحانی دارد، آنطوری هم که عمران خان صریحآ گفت، ترامپ از وی خواسته تا پاکستان بین ایران و امریکا میانجیگری کند.

تا اینجای قضیه تلاش ریئس جمهور امریکا برای آرام کردن منطقه و مزاکره با ایران این پیام را دارد که امریکا که خود باعث بهم خوردن ثبات در منطقه بوده تا خرخره در باتلاق خود ساخته در منطقه فرو رفته و اکنون تلاش دارد تا به هر شکلی خود و متحدان مزرورش را از این باتلاق بیرون بکشد چون بخوبی می داند که اگر با ایران تنش نظامی آغاز گردد منجر به جنگی فراتر از منطقه خواهد بود واین با منافع امریکا و البته متحدینش سازگار نیست، زدن دو نقطه نفتی سعودی هم این پیام را داشت که با وقوع جنگ در منطقه، جهان دچار کمبود شدید نفت و انرژی خواهد شد.
بماند که نگارنده هم امیدوار هستم تا مشکل بین ایران و امریکا بصورت مسالمت آمیز حل شود و آرزو دارم ملت بزرگ ایران با سربلندی به زندگی خود در صلح و آرامش ادامه دهند.

اما کمی آنطرفتر فرقه مجاهدین با پول پخش کردن و اجاره کردن دلال های رنگارنگ تلاش دارد تا میزی را که ترامپ چیده برهم بزند، البته این کار را در چهار دهه گذشته هم بارها و در مقاطع مختلف انجام داده و باز هم ادامه خواهد داد اما مطمعنآ کار به جایی نخواهد برد چون کسانی مثل دونالت ترامپ برای فرقه رجوی ارزشی قائل نیستند و تنها مواقعی از آنان استفاده می کنند که جریان مهمی مثل خیانت به وطن یا ترور و خونریزی و گردن گرفتن درز اطلاعات سری کشور در کار باشد، چون اینان خودفرشی سیاسی را برای رسیدن به حاکمیت مشرع می دانند.

اما فرقه رجوی بدون در نظر گرفتن مسایل سیاسی و جو موجود امروز در نیویورک که در بالا به آن اشاره شد، عنتر خود رودی جولیانی را به میدان آورده و باز هم با پر کردن جیب های این دلال سابقه دار داد و فغان سر داده که روحانی را از امریکا اخراج کنید، ببینید این جولیانی چقدر زرنگ تشریف دارند و سران فرقه چقدر پپه و ببو، جولیانی در حالیکه خود وکیل ترامپ است از مواضع موکل خود بخوبی آگاه است و چون یک فرد سیاسی است خوب می داند و می بیند که ترامپ دربه در در راهرو های سازمان ملل با بسیج کردن رهبران جهان و شلوغ کاری در اطراف روحانی تلاش دارد تا باب گفتگو را با او باز کند اما این عنتر پیر برای کاسبی و سرکیسه کرن سران فرقه تمام مواضع موکل خود را فراموش کرده و در تجمع یک فرقه دیکتاتور شعر و شعارهای فرقه جنایتکار رجوی را سر میدهد، البته این جست و خیز میمون وار دلال پیر جای تعجب ندارد، این اطوراها را هم بولتون و هم مک کین هم و چند تیغ زن دیگر برای فرقه به گل نشسته رجوی با دریافت پنجاه هزار دلار پول بی زبان انجام داده اند اما یکیشان مرد و دیگری هم از بقل ترامپ با اردنگی اخراج شد، رودی جون هم بداند اگر زیادی ترامپ را انگولک کند جایش کنار بولتون سیبیلو خواهد بود و بس، این میان می ماند فرقه رجوی که روز به روز یتیم تر از قبل بایستی دنبال دلال های دیگر بگردد.
فرقه رجوی بهتر است که به جای پخش پول و استخدام دلال، موقعیت سیاسی خود را بازبینی کند و رفتار خود را با افراد گرفتار در اردوگاه مانز تعقییر دهد، به جای شارلاتان بازی بهتر است که با بیانیه ای از تمام خانواده های افراد گرفتار در تشکیلات خود دعوت کند تا با خرج خود فرقه برای ملاقات با عزیزان خود راهی آلبانی شوند، نه اینکه جیب های جنگ طلبان امریکایی را پر کند و لعنت مردم ایران را برای خود بخرد.

هم مجاهدین بور شدند هم مرد پنجاه هزار دلاریشان

هم مجاهدین بور شدند هم مرد پنجاه هزار دلاریشان

وبلاگ ادوراد، 14/09/2019

جان بولتون نقش مرد پنجاه هزار دلاری را برای مجاهدین ایفا می کرد که در دوران قبل از انقلاب استیو آستین نقش مرد شش میلیون دلاری را، البته آن یکی فیلم اکشن و سرگرم کننده و خالیبندی بود واما این یکی واقعی، آن یکی جسمی قوی داشت این یکی پیزوری و پوک، آن یکی کارهای خیر انجام می داد این یکی شر و دنبال جنگ و ویرانی و بمباران بود و برای هارت و پورتهای بی معنی بر ضد ایران در حضور سران مجاهدین پنجاه هزار پنجاه هزار دلار می گرفت، با این حال فرقه رجوی روی این یکی امیدوار بود که با ورودش به کاخ سیاه در امریکا بتواند زمینه جنگ امریکا با ایران را فراهم کند تا در گیرو دار جنگ چلبی های ایرانی نما به قدرت برسند، یکی از یاران بولتون هم جان مک کین بود که او هم همین نقش را ایفا می کرد اما ناگهانی به آن دنیا دعوت شد و هر چه بر علیه ایران و مردم ایران بافته بود پنبه شد،چند روز پیش هم با اخراج بولتون از کاخ ترامپ تمام بافته های فرقه رجوی پنبه شد و سران فرقه را در سوک بزرگی فرو برد، هم مرد پنجاه هزار دلاری و هم فرقه رجوی بور شدند.

هم بولتون و هم ناتانیاهو و بن سلمان و فرقه رجوی در وادار کردن ترامپ به بمباران و حمله نظامی به ایران ناکام ماندند، بولتون سیاست مداری قهار است، به حدی که در جریان حمله امریکا به عراق نقش اساسی و مخربی داشت، اگر در جمع فرقه مجاهدین فریاد می زد که سال آینده را در ایران با هم جشن می گیریم خود می دانست که عملی نیست اما برای اینکه دل سران فرقه رجوی را خوش کند و بتواند بیشتر از پنجاه هزار تیغ بزند این موضع گیری را برای دلخوشی سران مجاهدین در حضورشان با شور و شوق اعلام کرد، البته ناگفته نماند که در دورانی که جان بولتون مشاور ترامپ بود تمام تلاشش را برای عملی کردن حرفش انجام داد اما موفق نشد، خانم رجوی برای اینکه بتواند از نفوذ جنگ طلبان امریکائی برای حمله به ایران و به قدرت رسیدن استفاده کند خود و فرقه اش را تا خرخره آلوده کرده، البته این آلودگی سیاسی ارثیه همسر مفقود شده اش است که به ایشان رسیده زیرا همسرشان وقتی که به پابوسی صدام رفت این عمل را برای وارثان و دیگر سران فرقه نهادینه کرد.

هر سیاست مداری خوب می داند که در شرایط فعلی جنگ با ایران جنگی خواهد بود که تمام منطقه را در آتش فرو خواهد برد و خواهد بلعید و به تروریست بین المللی دست باز خواهد داد، اما برای فرقه رجوی این موضوع مهمی نیست، شاید هم تنها کسانی که نمی دانند در جنگ با ایران چه بلائی بر سر منطقه و بعد تمام دنیا میاید همین مجاهدین باشند،این را از تجربه سالیانی که با این جمع بودم می گوییم چون تمام تحلیل هایشان اشتباه و غلط بود، رجوی تحلیل می داد و بعد که عملی نمی شد می ماند توی گل اما با حقه بازی و شارلاتانیزم خاصی که داشت موضوع را وارونه می کرد و به خورد اعضای خود می داد، و امروز هم روزی است که تمام شرط بندی فرقه رجوی هم غلط از آب درآمد یعنی همان تحلیل هائی که برای اعضای دربند در رابطه با بولتون و جنگ امریکا با ایران ووو کرده بودند مثل قبل پوچ و بی اساس بود، جان بولتونی که وعده سرنگونی رژیم را تا قبل از عید سال قبل داده بود خود سرنگون شد، حالا باز هم می تواند در تجمعات فرقه شرکت کند و دکان و بازار خود را دوباره برای سرکیسه کردن فرقه باز نموده و با گرد و غبار و مشتی چرندیات مثل قبل رژیم را در رویای فرقه سرنگون کند تا دل خانم رجوی را به دست بیاورد وجیب های گشادش را پرکند، فرقه رجوی بداند که با توسل به مشتی یاوه گو و ضد ایرانی و جنگ طلب و پول پرست هرگز قادر نخواهد شد حتی یک میلیمتر رژیم را از جایش تکان دهد و باز بداند که هرگونه تعقییر و تحولات درونی تنها با خواست مردم ایران انجام خواهد شد و کسانی که در خارج از کشور به یاوه گوئی و خودفروشی سیاسی مشغول هستند و دستشان در دست جنایتکاران و دشمنان ایران و ایرانی است سرنوشتشان مانند مک کین و بولتون خواهد بود، یعنی آرزوی به حکومت رسیدن را با خود به گور خواهند برد.

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره. قسمت دوم

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره. قسمت دوم

11/09/2019

واقعآ وقتی که متن سخنرانی خانم رجوی را می خواندم از طرفی برایم مسخره و خنده اور بود و از طرفی حالت عصبی پیدا می کردم، مسخره برای اینکه تمام این چرندیات تکرار تمام سالیانی بود که بارها از دهان رجوی ها شنیده ام و خوب می دانم که خودشان حتی به یکی از گفته های خودشان باور ندارند، هدف اول و آخر مجاهدین سوار شدن بر قدرت است و برای این کار هم حاضر هستند دست به هرگونه عمل ضد ملی و میهنی بزنند کما اینکه تا کنون هزاران با برای رسیدن به قدرت خود را به دشمنان مردم ایران فروخته اند، از صدام ضد ایرانی گرفته تا سعودی و اسرائیل و امریکا، و عصبی می شدم به این دلیل که تمام بیانات ایشان بدون هیچگونه اعتقاد و تنها برای فریب دادن جوانان ایران ادا شده، مجاهدین یک فرقه ای است که تاب و تحمل مخالف خود را ندارد و حتی منتقد را هم تحمل نمی کند آنوقت دم از آزادی و دمکراسی می زند، در همین اروپا که مهد دمکراسی و آزادی است هزاران بار ما اعضای سابق را تهدید به مرگ کرده اند، این دستور مستقیم مسعود رجوی است که در قرارگاه باقرزاده درعراق به نفراتش فرمان داد تا در صورتی که موفق به سرنگون کردن رژیم نشدند بروند اروپا و تمام اعضای جدا شده را بکشند، آنموقع خودم در درون ارتششان بودم و در نشست مزبور حضور داشتم، آیا با این حساب این فرقه با این همه قیل و قال دمکراتیک است و اعتقادی به دمکراسی دارد؟ آیا می توان روی حرف های سرانش حساب باز کرد، وقتی که تحمل یک انتقاد را ندارند و در مقابل منتقد را تهدید به مرگ می کنند؟ اینها هنوز در قدرت نیستند، در اروپا منتقدین خود را تهدید به مرگ می کنند و خانواده های اعضای خود را که برای دیدار عزیزانشان به اردوگاه کار اجباری اشرف رفته بودند مورد ضرب و شتم قرار می دهند وای به روزی که در ایران حاکم باشند، آهای جوانان نازنین ایران مواظب باشید و حساب کار خود را داشته باشید اینان گرگ های درنده در لباش میش هستند، اینان دیکتاتورهائی هستند در لباس مدرن دمکراسی و کلماتشان را با سس آزادی بیان می کنند در حالیکه هیچ اعتقادی به آزادی و دمکراسی ندارند، اینها ابتدائی ترین حقوق اعضای خود را که حق انتخاب زندگی است از آنان سلب کرده اند و هیچ اعتقادی به منشور حقوق بشر ندارند، اینان هنوز در دروان عصر حجر به سر می برند در اردوگاه و تشکیلات این آدمخواران زن و مرد اجازه صحبت کردن با هم را ندارند، در درون تشکیلات مخوف اینان اگر کسی عاشق کسی شد او را خائن تلقی می کنند، اگر کسی به سیاست های اینان خرده گرفت خائن می پندارند، اگر کسی درخواست رفتن از تشکیلات را داد با ضرب و شتم توهین و تهمت و زندان روبرو می شود، در این تشکیلات مخوف رجوی میگوید همه بایستی عاشق رهبر باشند، فرقه رجوی با افراد خود مانند حکومت کره شمالی رفتار می کند، کسی اجازه انتخاب نوع زندگی خود را ندارد، کسی در درون تشکیلات حق بیان نظر خود را ندارد، کسی نمی تواند انتقادی به سران سازمان داشته باشد اگر انتقاد کرد تا ماها در درون نشست ها فحش و ناسزا نثارش می شود با او برخورد فیزیکی می شود تا زمانی که به غلط کردم بیفتد.

مردم دلیر ایران اینان گوشه ای بود از تجربه دوازده سال در درون فرقه رجوی که عمر و جوانی امثال مرا به باد فنا دادند و اکنون هم که واقعیت ها را برای مردم ایران بازگو می کنیم با تهدید و تهمت روبرو هستیم، این فرقه خطرناک هنوز اعضای خود را از دیدار با عزیزانشان محروم می کند، در حالیکه اگر آزادیخواه و مردمی بود و اگر گوشه ای از بیانات خانم رجوی درست بود دروازه های زندان اشرف سه را به روی همه باز می گذاشت تا خانواده ها بتوانند با عزیزانشان دیدار کنند، اما دلیل منع ملاقات خانواده ها با اعضای دربند و گرفتار دقیقآ از ترس فروپاشی است، ترس از جرقه عاطفی بین مادر و فرزند، بین پدر و فرزند، بین خواهر و برادر و بین فرزند با والدین خود است، و این قطع کردن ریشه های عواطف در درون انسان در تمام فرقه های ارتجاعی بوده و هست.

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره قسمت اول

سخنرانی مریم رجوی برای اعضای اسیر، شیره مالی صد باره
قسمت اول
وبلاگ ادوارد 07/09/2019

بمناسبت پنجاه و پنجمین سالگرد تآسیس سازمان مجاهدین که البته امروزه سازمان مجاهدین ربطی به فرقه رجوی ندارد و در اصل محتوائی از سازمان مجاهدین باقی نمانده مریم رجوی در زندان آلبانی در جمع اعضای دربند سخنانی را به زبان آورد ، تعریف و تمجیدی از فرقه رجوی نموده که اتفاقآ هیچکدامش واقعی نیست و تمامآ دروغ محض است و البته برای شیره مالیدن چند صد باره بر سر اعضای در بند هم که سالیان سال گوششان از این چرندیات پر است کاربرد سابق را ندارد.

خانم ریئس جمهور مادام العمر و خودخوانده پیامش را با درود به پدران و ماردان شروع کرده، اما منظورش کدام پدران و مادران هستند معلوم نیست؟ آیا منظور ایشان همان پدران و مادرانی هستند که در ورودی اردوگاه اشرف با سنگ و چوب و تیروکمان و توهین و تهمت از سوی فرقه رجوی و به دستور مستقیم ایشان از اورسورواز پذیرائی شدند و تا الان هم از دیدار با عزیزانشان محروم هستند می باشد یا نه منظورشان پدران و مادران امریکائی یا جائی غیر از ایران؟ چرا که تا آنجا که در سینه تاریخ ایران ثبت شده رفتار و برخورد فرقه مجاهدین با پدران و ماردان و دیگر اعضای خانواده های نفراتشان وحشیانه و غیر انسانی بوده طوری که می توان آینده خلق قهرمان ایران را در صورت به قدرت رسیدن این جماعت غیر اجتماعی تصور کرد.
خانم رجوی شما به پدران و مادران و دیگر عزیزان اعضایتان در خالی وحشیانه حمله ور شدید که سلاح نداشتید وای اگر در قدرت باشید و مسلح تکلیف بقیه مردم ایران روشن است، درود و پیام شما به پدران و مادرانی که به دستور خود شما مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و از عمق قلب خود شما را لعن ونفرین می کنند فایده ای ندراد و حتی اعضای گرفتار در تشکیلاتتان هم شما را مورد تمسخر قرار می دهند.

بخش دیگر سخنان ایشان در تعریف و تمجید از سازمان مجاهدین خلق ایران بود که به یمن سیاست های جاه طلبانه مسعود رجوی در چهار دهه اخیر از بین رفت و امروزه تبدیل به فرقه ای شده که حتی اعضای خود را هم می بلعد چه رسد به مردم عادی یا منتقدین یا مخالفینش، ایشان می فرمایند: امروز حنیف کبیر حاضر و ناظر است که از بذری که کاشت چه جنگل سرسبز و شکوفائی روییده، بایستی به ایشان برای این حرف مدال داد، محمد حنیف هم به شما لعنت می فرستد چون سازمانی را که او و یارانش بنا گذاشتند قرار نبود دستمال دست امریکا و کشورهای پولدار منطقه باشد، هدف حنیف نژاد از بنیانگزاری سازمان مجاهدین خلق مبارزه با امپریالیسم جهانخوار بود، اگر حنیف نژاد رجوی را از همان ابتدا می شناخت در همان اولین روز ورود رجوی یه درون تشکیلات با اردنگی بیرونش می کرد تا سازمان مجاهدین را به گند نکشد و از پابوسی صدام به دستبوسی امریکا نرود، بزگترین خیانت را همین رجوی به حنیف نژاد و دیگر بنیانگزاران کرده و الان هم شما خانم ریئس جمهور خودخوانده همان راه رجوی فراری را برای فریب اعضای در بند و مردم ایران ادامه می دهید، شما همان راهی را دنیال می کنید که در چهار دهه گذشته با سیاست های خودخواهانه همسر مفقودتان جواب نداده و تنها کینه مردم ایران را هر چه بیشتر بر علیه شما برافروخته

خانم رجوی از تعریف و تمجید دست بردار نبوده و در قسمت دیگری از زنان و مردان می گوید و از عده ای نام می برد که در درون تشکیلات منفور همه هستند مثل مهوش سپهری معروف به نسرین که عامل سرکوب روحی تمامی مردان و زنان در درون تشکیلات بود و بارها شاهد بودم که بچه ها پس از نشست های سرکوبگرانه و مغز شوئی همین نسرین تا می توانستند فحش و ناسزا بارش می کردند چون زنی بود که با دهان چاله میدانی با افراد صحبت می کرد و هیچ شرمی از بکار بردن کلمات رکیک نداشت، البته ناگفته نماند زنان در فرقه رجوی توسط مسعود رجوی تبدیل به عوامل سرکوب شده اند، رجوی احساس و عاطفه مادری را که طبیعتآ در زنان نهفته است از آنان گرفت تا رباتی باشند تحت کنترل تشکیلات مخوفش، البته همین زنان و مردانی که خانم رجوی این همه آسمان و ریسمان به نام آنان به هم بافته امروز پوشک استفاده می کنند و احتیاج به پرستار دارند، این گنده کردن برای کسانی است که از درون تشکیلات خبر ندارند و شاید فکر کنند کسانی که ایشان از آنان یاد می کنند یال و کوپال دارند.
ادامه دارد

سخنرانان خارجی توجیه شده در زندان اشرف 3

سخنرانان خارجی توجیه شده در زندان اشرف 3

براستی سران فرقه رجوی فکر می کنند که با مردمی ساده لو طرف هستند؟ مردم ایران نه تنها ساده اندیش نیستند بلکه مردمی با هوش بالا می باشند که با تمام ترفند های فرقه ای شما آشنا هستند، پس برگزاری تجمع و گردهمائی که شرکت کنندگانش حرف شما را می زند مردم ایران را هرگز فریب نخواهد داد بلکه نفرت و تنفر آنان نسبت به فرقه شما را بیشتر می کند.

در زندان اشرف ۳ در آلبانی و در گرد همایی سالانه فرقه دیکتاتوری مجاهدین، باز هم عده ای از کشورهای دیگر توسط مجاهدین به آلبانی آورده شدند تا با سخنرانی در جمع اسیران تحت ستم در اردوگاه فرقه در آلبانی سر افراد به ستوه آمده در تشکیلات را شیره مالی کنند.

البته احتمال اینکه این افراد هم با دریافت پول به این گردهمائی آمده باشند هست اما می توانم با جدیت بگویم که چند روزی قبل از سخنرانی در سالن مخصوصی کاملآ توجیه شده بودند، چون وقتی که سخنرانی این آدمکها را دقیقآ می خوانیم و کلماتشان را کنار هم قرار می دهیم به این نتیجه می رسیم که متن تمام سخنرانی ها یکی است البته با جابجا کردن کلمات، بیاد دارم زمانی در اردوگاه اشرف درعراق، وقتی که خبرنگاری پس از بازدید از اردوگاه اشرف نوشته بود: حرف های مجاهدین تمامآ یکی است و همه یک جور حرف می زنند، این نوشته رجوی را به وجد آورده بود و می گفت بله مجاهدین همینطور هستند، خوب حالا چه دلیلی دارد که چند هزار آدم یک جور حرف بزنند؟ این یعنی افراد در تشکیلات اجازه ندارند نظر خود را بیان کنند و بایستی همگی هر چرندی را که رهبر گفت همان را تکرار کنند، همینطور هم بود و هنوز هم در تشکیلات دیکتاتوری رجوی همین روال جریان دارد که شامل حال میهمانان پولکی هم می شود، دیکتاتوری هم همین است.

در صحبتهای میهمانان گرانقدر مجاهدین اگر دقت کنید شبیه شوئی می ماند که شرکت کنندگان تلاش دارند تا دل برگزار کننده را بدست بیاورند تا برنده شو باشند، متاسفانه تمامآ با دلجوئی از مریم رجوی در همین راستا تلاششان را کردند، البته با انواع سس های حقوق بشری و برابری زن و مرد که هیچکدام هم در تشکیلات مجاهدین رعایت نمی شود و اولین حقوق انسانی که همانا حق انتخاب نوع زندگی است در فرقه رجوی لگدمال شده، این را می توان در طلاق های اجباری و وادار کردن افراد به زندگی شبیه ربات در تشکیلات فرقه دید، نقض حقوق بشر را می توان در ممنوع کردن ملاقات افراد با خانواده هایشان دید و لمس کرد، می توان در تهمت به منتقدین تشکیلات دید و لمس کرد، می توان در تهدید به مرگ مخالفان و منتقیدن فرقه که از زبان مسعود رجوی بیان شده دید و لمس کرد، می توان در بهره کشی از زن و مرد خصوصآ زنان در فرقه توسط سران فرقه با سؤاستفاده از عقاید مذهبی افراد دید و لمس کرد، میتوان در ممنوع بودن حتی صحبت کردن زن و مرد در تشکیلات مخوف رجوی دید و لمس کرد و هزاران موضوع دیگر که در حوصله این مقاله نیست، اما متآسفانه میهمانان فرقه از سراسر دنیا هم کور هستند و هم کر و تنها موتور زبانشان کار می کند آن هم با سوخت پول.

در میان همین شرکت کنندگان هستند کسانی که کشورشان هزاران بار بیشتر از ایران نیاز به مبارزه برای برابری زن و مرد دارد مانند هندستان، اما خانم رانجانا کماری تجاوز وحشت انگیز جمعی به دختران در هندوستان را رها کرده و سنگ زنان ایران را آن هم در حضور بدبخت کنندگان زنان ایرانی به سینه مبارکش می زند، بهتر بود مبارزه خود را برای جلوگیری از آتش زدن دختران هندوستان بکار گیرد که اخیرآ در فضای مجازی باعث خشم مردم در سراسر جهان شد، آیا بهتر نبود به جای خوشرقصی برای خانم رجوی برای کشور خودش قدم برمی داشت؟

در این که این سخنرانان از قبل در اتاقی دیگر کاملآ توجیه شده بودند شکی نیست اما خانم رجوی و دیگر سران فرقه فراموش نکنند که اینگونه نمیشنامه ها تنها برای مدتی جواب دارد آنهم نه برای مردم ایران بلکه برای شیره مالیدن سر افرادی که مجبور هستید برای جلوگیری از سقوط خود با هر حقه بازی سرشان را گرم کنیدد و به هیچ و پوچ دلخوششان کنید تا اجبارآ در تشکیلات شما بمانند و شما هم از وجود آنان در تبلیغات اینچنینی استفاده کنید، اما این هم تاریخی دارد که به پایان خواهد رسید.

ترس مجاهدین از منتقدین چیست

وبلاگ ادوارد 27/06/2019

ترس مجاهدین از منتقدین چیست

اولین درسی که پس از ورود به سازمان مجاهدین یا همان فرقه رجوی به فرد تازه وارد داده می شود همانا انتقاد و انتقاد از خود است، روی این اصل هم در تشکیلات فرقه ای رجوی پافشاری شدیدی می شود،تا آنجائی که اگر فرد انتقادی را نپذیرفت بایستی آماده نشست های آنچنانی باشد، یعنی نشستی که با شرکت تعداد زیادی برای فرد مزبور گذاشته می شود و تعدادی مزدور از قبل آماده شده فضای نشست را به شکلی پیش می برند که از فحش های مودبانه به فحش های رکیک و سپس به برخورد فیزیکی می انجامد، خوب، در قدم اول پس از ورود به تشکیلات استالینی رجوی انسان گمان می برد که این انتقاد و انتقاد از خود بایستی با اهمیت باشد و از فرد یا افراد زیر اتنقاد مسئله مهمی را حل و فصل کند.

اما دراصل انتقاد کردن و انتقاد پذیرفتن در یک فضای سالم و درعالم واقعی خیلی خوب ، مهم و مسئله حل کن است اما نه با فحش و ناسزا و کلمات رکیک یا حمله فیزیکی مانند گرگی که قصد دریدن کسی را دارد، به شکلی که در فرقه رجوی پایه ریزی شده تا انسان را به جای ساختن ویران کتتد، در منطق نداشته تشکیلات مجاهدین فرد یا بایستی انتقاد را بپذیرد یا با فحش و ناسزا و کتک خورن خواهد پذیرفت اما اگر حتی با برخورد فیزیکی هم طرف قبول نکرد، چون مجاهدین زرنگ تشریف دارند راه دیگری را هم برای تسلیم و وادار کردن فرد به قبول انتقاد دارند، راه ساده ای که تنها نیاز به کمی بیشرفی دارد و کار هرکسی هم نیست و اتفاقآ این هنر تنها در مجاهدین وجود دارد و گمان می کنم که کاشف و بنیانگزارش هم خود مسعود رجوی باشد، این هنر رذیلانه که آخرین تیر در ترکش فرقه رجوی برای به زانو در آوردن افراد مشکل دار به کار می رود همان تهمت زدن است، انواع تهمت ها در سازمان مجاهدین وجود دارد که برای هر فردی متفاوت است و در تشکیلات هم از قبل برای هر شخصی با توجه به وزن تشکیلاتی اش اندازه گیری و پرو شده و آماده است تا با آن در موقع مناسب لباس فرد را بدوزند و به ضرب فحش و کتک تنش کنند، تشکیلات دیکتاتوری رجوی بر علیه افراد شاکی، فرمان ناپذیر، غیر تشکیلاتی، یا خواهان جدائی و رهائی از این ترفند استفاده می کند، در نهایت اگر حریف فرد نشدند از ترفند تهمت و افترا بهره می گیرند، در این کار بسیار ورزیده هستند و با بیرحمی تمام هم وارد می شوند، آنقدر طرف را در نشست ها تقیر می کنند و آنقدر تو سری و تف مالی می کنند تا با این شکنجه روحی وادار به اعتراف دروغی کند و وادارش می کنند تا با دست خود بنویسد و امضاء کند که بله همان که شما می گوذید درست است، این نوشته هم در بایگانی می ماند تا هر وقت طرف جیک زد به رخش بکشند و دهانش را ببندند.

البته در مورد کسانی که فکر جدا شدن از سازمان را در سر داشته باشند با در نظر گرفتن رده و اطلاعاتی که دارد موضوع کمی فرق می کند، یا اعتراف یا اینکه پس از چند روز غیب می شود و جوی هم که بر تشکیلات حاکم کرده اند جوی است که کسی نمی تواند سراغ کسی را بگیرد که فلانی کجاست (جو اختناق واقعی) چون سؤال کننده هم به دردسر خواهد افتاد.

حالا باز برگردیم به بحث انتقاد و انتقاد از خود، همانگونه که در بالا اشاره شد، اولین درس تشکیلاتی برای هر فرد تازه وارد ناپخته و ساده.

اما همین چیزی را که خودشان به ماها و به بقیه آموزش داده اند و در درون تشکیلاتشان هم شدیدآ پافشاری می کنند، به حدی که طرف انتقاد شونده را تا مرز خودکشی می برند که گاهآ هم به واقعیت می پیوندد، خودشان نه تنها اجرا نمی کنند و نمی پذیرند بلکه به هر کسی که کوچکترین انتقادی به سازمان یا فرقه رجوی داشته باشند با تهمت و افترا زدن تلاش می کنند تا وادار به سکوتش کنند، یعنی در خارج از کشور و در اروپا هم همان سیاست درون اردوگاه تشکیلاتی و دیکتاتوری خود را به اجرا می گذارند، این یعنی دمکراسی از نوع مجاهدین، همان دمکراسی و آزادی که می خواهند برای خلق قهرمان ایران به ارمغان بیاورند، در منطق فرقه رجوی دمکراسی یعنی تحمیل عقاید رجوی به دیگران و همین منطق غیر انسانی که از آن چیزی به غیر از تفتیش عقاید بیرون نمیاید را با نام انقلاب کذائی مریم و انقلاب ایدولوژیک به بقیه اعضای خود طی سالیان تزریق نموده و توانسته اعضای خود را تبدیل به ماشین های فرمانبر کند.

ترس مجاهدین از اعضای جدا شده ای که در خارج از ایران هستند بیشتر از ترسشان از بمب و موشک است، اما چرا و برای چی؟ برای اینکه اعضای جدا شده به تمام ترفندهای غیر انسانی و به تمام قوانین ضد دمکراتیک مجاهدین و به فضای درون تشکیلات که با حرف های سرانشان در بیرون تشکیلات فرق دارد اشراف کامل دارند و در جاجای هرگونه موضعگیری از سوی فرقه دست به افشاگری می زنند و پته سران فرقه را روی آب می ریزند، این کار اعضای سابق و جدا شده از غار رجوی برای رجوی ها قابل هضم نیست و در برابر آن هم تنها از ترفند تهمت و تهدید به مرگ استفاده می کنند، در این سالیان با افشاگری اعضای سابق فرقه رجوی، بر همگان چه ایرانی و چه خارجی روشن شده که فرقه رجوی، اولآ تاب و تحمل هیچگونه انتقادی را ندارد و این از اصول غیردمکراتیک حاکم بر تشکیلاتش سرچشمه می گیرد، دوم اینکه وقتی برای به سکوت کشاندن متنقد از تهدید استفاده می کند ماهیت تروریستی خود را به نمایش می گذارد، پس این فرقه هم ضد آزادی است یعنی یک فرقه غیر دمکراتیک و هم تروریستی و در کنار تمام اینها فرقه ای است که همین امروز با انگشت کردن به فلان جای پمپئو و ترامپ از کانال فرد جنگ طلب ضد ایرانی قصی القلبی مثل بولتون تمام تلاش خود را برای تحریم بیشتر مردم ایران و تحریک به بمباران ایران بکار گرفته و گمان می کنند که با وقوع جنگ می توانند به حاکمیت دست پیدا کنند که البته ماهیت مجاهدین چنین است که حاضر هستند بیش از نیمی از مردم ایران کشته شوند اما خود به حاکمیت ننگینشان برسند و برای این هدف هم دست به هرعمل ضد ملی زده و هنوز هم آماده خدمت به دشمنان ایران کما مثل سابق هستند، اما مردم شریف و آگاه ایران از این فرقه و یرانشان متنفر هستند و این را بارها در اعتراضات خیابانی به نمایش گذاشته اند اما چه کنیم که رو نیست و سنگ پای قزوین است.

مک کین مرد کندی جانشین شد

وبلاگ ادوارد،08/07/2019

مک کین مرد کندی جانشین شد

روز شنبه فرقه رجوی که از برگزاری مراسم روز ترور سی خرداد در پاریس منع شده و اقدام به برگزاری تجمع خیابانی در چند نقطه از اروپا گشته یک گردهمائی در برلین برپا نمود که در آن جانشین مک کین یعنی پاتریک کندی با رادیو فردا مصاحبه ای آنچنانی نموده و بیاناتی را ایراد نمودند و یادی هم از عمویشان کرده و با تعریف و تمجید از ابوی خود تلاش نموده تا از هم پاشیده شدن آپارتاید در افریقای جنوبی را به تحریم های امریکا در آن دوران ربط دهد و هم با مرتبط کردن این موضوع یعنی تحریم های افریقای جنوبی تحریم های ظالمانه امریکا علیه مردم ایران را در راستای آزادی مردم ایران توجیه کند، راستی مگر کندی و کندی ها عاشق مردم ایران هستند که کار و زندگی خود را رها می کنند و هزاران کیلومتر از کشور خود دور می شوند تا برای مجاهدین تره خورد کنند یا به قول خودشان دلسوز ملت ایران باشند؟ عجب آدم های دلسوزی، به هر حال ایشان در سخنرانی خود انگشت روی نکته ای نهاده که مجاهدین شدیدآ دنبالش هستند، تحریم هر چه بیشتر مردم ایران، همانگونه که مک کین و بولتون شعار بمب بمب می دادند.

ایشان در قسمتی از مصاحبه با رادیو فردا می فرمایند: 
همان‌گونه که می‌دانید عموی من، رئیس جمهور جان اف کندی، در اوج دوران جنگ سرد، در برلین سخنرانی خطاب به مردمان سراسر جهان ایراد کرد و آن جمله معروف را گفت که من یک برلینی هستم. منظور اساسی‌اش این بود که برلین آزادی خود را به دست آورد و حق آزادی انسان باید در همه جهان به رسمیت شناخته شود. برای همین گفت که من یک برلینی هستم. امروز همین مبارزه برای کسب آزادی ادامه دارد.

چه خوب شد که مثل عمویش نگفت من یک ایرانی هستم، لابد خوب می داند که مردم ایران از برگزار کنندگان این تجمع تروریستی نفرت دارند و به همین دلیل هم افسارش را کشید و نقش عمویش را نیمه تمام گذاشت،اما ایشان با حضور در میان فرقه مجاهدین و با درخواست تحریم هر چه بیشتر مردم ایران، به اسم مردم ایران و با کلمات قلمبه سلمبه آزادی کاسبی خوبی راه انداخته و جای مک کین را هم پر کرد، تفاوت ایشان با عمویشان هم در همین است.

واقعیت این است که پاتریک کندی در دستگاه دولتی امریکا هیچ سمتی ندارد و تنها نماینده پیشین کنگره امریکا بوده و امروز هم مثل دیگر شرکت کنندگان امریکائی در تجمعات مجاهدین نه برای چشم و چال خوشگل مجاهدین بلکه برای جیب خود در اینگونه تجمعات شرکت می کند، اما مجاهدین برای اینکه ایشان نام خانوادگی کندی را یدک می کشد گمان می کنند که مردم ایران فریب نام کندی را خواهند خورد و گمان می کنند که چون کندی خواهان تحریم بیشتر مردم ایران شده بایستی از طرف مردم ایران هزاران احسنت و آفرین دریافت کند، عجب بی مغزهائی.

در قسمت دیگری آقای پاتریک کندی اشاره ای دارد به ستیزه جوئی و خشونت رژیم ایران اما اصلآ خشونت فرقه رجوی را که هم باعث کشته شدن مردم در درون ایران و هم باعث به کشتن دادن اعضای خود چه در بمب گذاری و چه در عملیات های مزدورانه از خاک عراق و یا خودسوزی های وحشیانه شده را به چشم مبارک نمی آورد، مایه تعجب است چنین اشخاصی هرگز به پایمال شده حقوق اولیه اعضای این فرقه دیکتاتوری اشاره ای نمی گنند، مگر کور هستند و مگر نمی دانند که اعضای دربند در آلبانی سالیان سال است که اجازه ملاقات با خانواده خود را ندارند؟ خوب هم می دانند که در درون فرقه زن و مرد اجازه ندارند با هم صحبت کنند چه رسد به رابطه دوستی و عاطفی، خوب می دانند که فرقه مجاهدین اهل آزادی و دمکراسی نیست، خوب می دانند که در درون تشکیلات فرقه رجوی چیزی به نام طلاق های اجباری بوده، خوب می دانند که فرقه رجوی انتقاد پذیر نیست و منتقدین خود را در اروپا تهدید به مرگ می کند و خوب می دانند که در درون فرقه مجاهدین روسری اجباری است و زنان در فرقه رجوی استسمار شده هستند و رجوی حق زندگی و حق انتخاب را چه از زنان و چه از مردان گرفته و از هزاران برخورد های غیر انسانی فرقه هم مطلع هستند اینها بر کسی پنهان نیست اما کسانی که در تجمعات فرقه رجوی سخنرانی می کنند چشم خود را آگاهانه روی این موارد می بندند و بدون ذره ای خجالت دم از آزادی و حقوق بشر و دمکراسی می زنند.

به قول آقای پاتریک کندی پدر ایشان ادوارد کندی رهبر حرکت اعمال تحریم ها علیه افریقای جنوبی بوده، خوب پر واضع است که فرزند چنین فردی در تجمع یک گروهی که از سوی ملت خود رانده شده است تلاش کند تا تحریم ها بر علیه مردم ایران بیشتر شود ، اما آقای کندی یک اشتباه دیگری هم می کند و آن اینکه رجوی نلسون ماندلا نیست، رجوی خودخواهی بیش نیست، رجوی زمانیکه توسط ساواک شاه دستگیر شد به سرعت رهبران خود را لو داد تا حکم اعدامش را به ابد تخفیف دهند، اما ماندلا تا آخر ایستاد و خود را آلوده نکرد، رجوی به پا بوس صدام ضد ایرانی رفت و خود را به دشمن ایران و ایرانی فروخت، اما ماندلا هرگز با دشمن خود بر علیه مردم و کشورش ائتلاف نکرد، پس همان بهتر که آقای کندی اسم نلسون ماندلا را در تجمعات این گروه بکار نبرد.
و اما در عالم واقع نه برای پاتریک کندی که البته در امریکای امروز عددی نیست و نه برای بولتون خونخوار و نه برای ترامپ مردم ایران و آزادی و دمکراسی مهم نیست، به همان اندازه که کشته شدن مردم خاورمیانه و گرسنگی دادن مردم برایشان مهم نیست، این وسط منافع حرف اول را می زند و بس، پاتریک کندی هم اگر بیاناتی فرمودند نه برای منافع ملی امریکا بلکه تنها برای منافع شخصی خودش بوده، اینها در یافته اند که با بیان چنین کلماتی خانم رجوی سرمست می شود و سر کیسه را بهتر شل می کند.

پیام شماره ۱۳ منتصب به مسعود رجوی، کد جنگ است

وبلاگ ادوارد 28/06/2019

پیام شماره ۱۳ منتصب به مسعود رجوی، کد جنگ است

فرقه مجاهدین در سایت های خود اقدام به چاپ پیامی نموده که گویا از سوی مسعود رجوی فراری ارسال شده، اما از طرز انشاء کاملآ مشخص است که پیام را کسی دیگر نوشته و با مهر مریم عضدانلو مورد تآیید قرار گرفته تا آنرا به نام مسعود رجوی به نیروی وارفته خویش در آلبانی قالب کنند، دراین پیام منتصب به رجوی مانند گچهار دهه پیش تلاش شده تا صحنه سیاسی ایران طوری جلوه راره شود که گویا همین فردا رژیم خواهد رفت و رجوی با سلام و صلوات بر تخت شاهی مادام العمر جلوس خواهد کرد، تحریم آیت الله خامنه ایو نهادهای تحت نظارت وی رجوی را به شوق واداشته و ایشان فرموده اند که:
برای آزادی ملت ایران، بیت‌العنکبوت باید منهدم گردد، اما مستقیم نگفته چه کسی باید منهدمش کند، البته قبل از این پیام جنگ طلبانه و پس از سرنگون کردن پهپاز تجاوزگر امریکا در خلیج فارس توسط پدافند ایران آنچیزی که در خبرهای روز در اخبار جهان پخش می شد دونالت ترامپ در نظر داشت تا سه نقطه در ایران را با بمب و موشک مورد حمله قراد دهد که یکی از این اهداف همان جائی بود که رجوی در پیام نامبارکش به آن اشاره کرده
البته که این قسمت پیام همانا درخواستی است که رهبر معلوم الحال از ارباب خود ترامپ برای بمباران و موشک باران ایران دارد، زهی خیال باطل،آقای رجوی اگر ترامپ اعلام کرد که قصد داشت به ایران حمله کند اما به دلیل اینکه ۱۵۰ نفر کشته می شدند حمله را متوقف کرد بدان که بلوف سیاسی بیش نبود،کشته شدن ایرانیان یا دیگر ملت ها در منطقه ما اصلآ برای ترامپ و دارو دسته خونخوارش مهم نیست، همانگونه که برای تو و فرقه تو هم مهم نیست، اما ترامپ و مشاورانش مثل جنابعالی تحلیل آبکی نمی کنند و فردآ هم تصمیم نمی گیرند، امریکا ئی ها و کاخ سیاه خوب می دانست که در صورت حمله ایران پاسخ خواهد داد و منطقه در جنگ ناخواسته فرو خواهد رفت به همین دلیل هم با یک بلوف موضوع پهپاد تجسسی سرنگون شده را از سر خود باز کرد، پس تو و دارو دسته از تاریخ مصرف گذشته ات صابون به دلتان نمالید که جنگی در بگیرد و شما در لابلای کشتار مودم ایران هود را به جامعه ما تحمیل کنی از این خبرها نیست که نیست.
هرگونه تعقییر و تحولات در ایران اگر قرار باشد رخ دهد این مردم ایران هستند که تصمیم می گیرند شما بدانید که در صحنه سیاسی ایران جائی ندارید و خود بهتر می دانی که مردم ایران شما را به چشم خائن و تروریست نگاه می کنند، پس بازار این شورشی های کذائی خود را که اساسآ وجود خارجی ندارند را جمع کن که امروز دیروز نیست و مردم ایران هم اعضای ساده لو تو نیستند که فریب این چرندیات را بخورند، البته از آنجائی که اعضای اسیر در مانز آلبانی پیرو فرتوت شده اند و حتی از پوشک استفاده می کند رجوی دیگر قمپز ارتش آزدی را در نمی کند، اما کانون های شورشی که در همان آلبانی عکس و فیلم تهیه می کنند و به جای درون ایران در فضای مجازی قالب می کنند را نماینده ارتش آزادی قرار داده،آخر موش چیست که کله پاچه اش چی باشد،ارتش مجهز شده از سوی اربابتان صدا م با تمام سلاح ها ، توپ و تانک و هلیکوپتر و پشتیبانی کامل ارتش عراق در کنار مرز ایران چه گلی به سرت زد که امروز پیر مردان و پیر زنان با چند عکس در مانز آلبانی آنهم در فاصله ۳۸۰۰ کیلومتری از ایران چه گلی به سرت خواهند زد
دوران قایم بوشک بازی تمام شده امروز صحنه صحنه واقعی نبردی است که جای هارت و پورت نیست، اگر مردش هستی بدو برو در درون ایران و در میدان پاستور یا میدان آزادی با همان کانون شورشی هات شلوغش کن، آنموقع معلوم خواهد شد که مبارز هستی،اما صادر کردن پیام از سوراخ موش مبارزه نیستیادت باشه ترس برادر مرگه.

کفگیر مجاهدین در سی خرداد ته دیگ خورد

کفگیر مجاهدین در سی خرداد ته دیگ خورد

وبلاگ ادوارد 17/06/2019

سایت نامبارک همبستگی ضد ملی فرقه رجوی از تظاهراتی که در بروکسل بمناسبت سی خرداد ( روز ترور،کشتار و وحشت) برگزار کرده با نام تظاهرات بزرگ ایرانیان در برکسل یاد کرده و در گزارش خود از این تظاهرات به قول خودش بزرگ چند عکس به نمایش گذاشته که با دیدن عکس های مزبور تظاهرات بزرگ زیر علامت سؤال قرار میگیرد،عکس ها بوضوع نشان می دهند که تعداد شرکت کننده ها را می توان شمرد، با کمی دقت و تمرکز روی همین عکسها می توان به دروغگوئی این فرقه سرتاپا دروغ در مورد تجمع یکصدهزارنفری در ویلپنت در سال های گذشته پی برد، در واقع پاریس با ممنوع کردن برگزاری تجمع مجاهدین در خاک خود باعث شد تا دروغ مجاهدین در مورد یکصدهزار ایرانی که هر ساله در بوق و کرنا می کرد روی آب بیفتد و این فرقه بیش از پیش رسوا گردد.

اما صفحه دیگری را تمامآ به سخنرانان این تظاهرات اختصاص داده تا بدین ترتیب با جداکردن تظاهرات و سخنرانی ها چند صفحه گزارش جداگانه داشته باشد تا از نظر خواننده بزرگ جلوه داده شود، جالبتر اینکه سخنرانان امسال هیچ کدام امریکائی نیستند چرا؟ چون شرایط ایران با امریکا در منطقه گوئی افسار پولپرست های هر ساله را کشیده و امسال جرآت نکرده اند که عربده جنگ جنگ و بمباران ایران را در حضور خانم رجوی و برای دلخوشی خانم رجوی سر بدهند، اگر امسال هم جنگ طلبان امریکا در تظاهرات مجاهدین عربده جنگ جنگ سر می دادند با سیاست ترامپ همخوانی نمی داشت و ایران هم بهانه ای داشت تا بگویید امریکا دنبال جنگ است، پس بدون تردید همان آقایان امریکائی پولپرست که هرساله تعزیه گردان تجمع یکصدهزارنفری مجاهدین بودند امسال اجازه حضور پیدا نکرده اند، دل خانم رئیس جمهور خود خوانده هم از عدم حضور دوستان صمیمی و جنگ طلبش پر خون است.

اما سخنرانان کسانی بودند که در اروپا دستشان به جائی بند نیست و در ضمن اگر منفعتی هم در کار نبوده باشد حتمآ در دستگاه کاری خود کارهای مهمتر دارند، ولی حضور چند سخنران خارجی که البته اجاره ای هستند اصلآ مهم نیست، مهم حضور ایرانیان است که تعدادشان اندک بود و این همان تودهنی محکم از طرف مردم شریف ایران به کسانی است که از صبح تا شام با دردست داشتن دستمال ابریشم کشمیری به دنبال شدیدکردن تحریم های ظالمانه امریکا علیه مردم ایران هستند و تمام تلاش و تبلیغات خود را بر آن داشته اند تا امریکا را با ایران وارد جنک کنند، تا مردم ایران را درگیر مسیبت دیگری نمایند تا جوانان میهن را بکشتن دهند تنها برای به قدرت رسیدن و استقرار یک حکومت دیکتاتوری از نوع مجاهدین که طمع و مزه آنرا در اردوگاه اشرف چشیده ایم، ایرانیان خارج از کشور هم به موضع کثیف این فرقه که همانا آتش افروزی و جنگ است پی برده اند، و کفگیرشان در سی خرداد هم به ته دیگ خورده.