آیا هیاهوی مجاهدین تآثیری بر انتخابات ایران دارد؟

آیا هیاهوی مجاهدین تآثیری بر انتخابات ایران دارد؟
وبلاگ ادوارد
17/05/2017

دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری در ایران روز جمعه یعنی دو روز دیگر برگزار می شود،از مدتها پیش مجاهدین کارزار تبلیغاتی خود را برای تحریک افکار عمومی جهت تحریم انتخابات به راه انداخته اند و برای بیشبرد این موضوع هم با فتو شاپ تلاش کرده اند تا وانمود کنند در تهران بنرهای مریم رجوی پخش شده، این تلاش مجاهدین برای برهم زدن انتخابات در تمام دروه ها وجود داشته و مجاهدین با دروغپردازی های مختلف در هر دوره ای تلاش کرده اند طوری وانمود کنند که در درون ایران دارای پایگاه مردمی هستند،اما برای همه روشن است که چنین چیزی اساسآ واقعیت ندارد و اتفاقآ مردم ایران از سازمانی که در دوران جنگ هشت ساله به آغوش دشمن ایران خزید متنفرند، سازمانی که برای رسیدن به قدرت و حاکمیت با بمب گذاری و آدمکشی و جنایت کار خود را پیش برده از نظر مردم ایران هیچگونه مشروعیتی ندارد.
مناظره ها در بین کاندیداها نشان از این دارد که انتخابات در ایران رقابتی است، گذشته از این که کاندیداها خوب یا بد باشند، دارای صلاحیت باشند یا نه، اما هیاهو و جست و خیز مجاهدین و تلاششان برای تحریک مردم به عدم حضور در پای صندوق رآی یک حرکت غیر دمکراتیک بشمار می رود زیرا هر چه حضور مردم در پای صندوق رآی پررنگتر باشد روند رسیدن به دمکراسی سرعت می گیرد، این آن چیزی است که مجاهدین از آن دور هستند و به همین دلیل هم در درون تشکیلات خود انتخابات نمایشی و زوری برگزار می کنند،بطوری که تنها یک نفر را به عنوان کاندید معرفی می کنند که انتخاب خود رجوی هاست و صندوقی هم برای رآی گیری مخفی وجود ندارد، اتنخابات با دست بلند کردن است و کسی هم جرآت ندارد دست خود را بلند نکند چون برایش مشکل تشکیلاتی خواهد شد و در نهایت به عنوان مخالف عقیده رهبری مارک خائن بر پیشانی مبارک مهر می کنند،البته دلیل برگزاری اینگونه انتخابات معلوم است چون مجاهدین نمی خواهند روند رسیدن به دمکراسی در درون تشکیلات شکل بگیرد و این شیوه انتخابات دقیقآ همان شکلی است که دیکتاتورهای تاریخ انجام داده اند ،مثل صدام یا مبارک یا قذافی.
طوری که در این چند روز از حضور مردم در تجمعات کاندیداهای دوره دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران مشاهده میشود به روشنی پیداست که هیاهوی مجاهدین و دم و دمبالچه های بی خاصیتشان نه تنها تآثیر منفی بر انتخابات نداشته بلکه اثرات مثبت هم دارد، به این دلیل که و قتی ملتی از یک جریان سیاسی و یا حزب و سازمانی متنفر باشد دقیقآ خلاف جهت آن جریان حرکت می کند و مردم ایران هم با حرکت در خلاف جهت مجاهدین سالهاست که انزجار و تنفر خود را نسبت به مجاهدین با حضور در تمام دروه های انتخاباتی نشان داده اند.

پیام نوروزی مریم رجوی چیزی نیست به غیر از تلاش برای ماستمالی شکست های فرقه

پیام نوروزی مریم رجوی چیزی نیست به غیر از تلاش برای ماستمالی شکست های فرقه

وبلاگ ادوارد

23/03/2017
مدتی است که مریم رجوی فرانسه را ترک کرده و در تیرانا لنگر انداخته تا بتواند در حساسترین روزهای عمر فرقه که پس از انتقال به آلبانی لرزان لرزلنتر شده، برای جلوگیری از فروپاشی فرقه کاری صورت دهد.
در این مدت به طوری که اطلاع حاصل شده نشستهای فشرده توسط خانم رجوی برای قانع کردن افراد به ستوه آمده در جریان بوده و تمام تلاش بر این بوده تا کسی از فرقه جدا نشود،قبل از خروج از عراق پیوسته نوشته بودم که خروج مجاهدین از عراق به معنی از هم پاشیدگی تمام عیار فرقه است، برای همین هم خانم مریم رجوی و مسعود رجوی( تا زمانی که زنده بود) تمام تلاش خود را برای جلوگیری خروج اعضایشان از عراق بکار گرفتند که قیمت این تلاشهای جنایتکارانه را البته اعضای دربند در عراق با خون خود پرداخت کردند،یعنی اینکه رجوی ها با سنگ اندازی جلوی طرح ها و پیشنهادهای مختلف برای خروج از عراق باعث کشته شدن تعدادی بسیاری از اعضای خود چه در اشرف و چه در کمپ لیبرتی شدند.

خوشبختانه تمام تلاش های مزبوحانه رجوی ها برای به اصطلاح ماندن درعراق با فشار امریکا و البته با افشاگری های بی وقفه اعضای جدا شده، فرقه شکست خورد و اعضای اسیر در تشکیلات عنکبوتی مجاهدین به آلبانی منتقل شدند.

البته همانگونه که اشاره کردم سران مجاهدین خوب می دانستند که با خروج از عراق بایستی با دردسرهای تازه ای روبرو شوند،چون افراد به هر حال راهی اروپا می شوند و با گذشت زمانی کوتاه وبا آب و هوا عوض کردن تن به ماندن در تشکیلات قرون وسطائی مجاهدین نخواهند داد، برای همین هم سران مجاهدین تا آنجا که توانستند اعضای خود را در عراق نگهداشتند که البته به قیمت جان تعدای از آنها تمام شد. این در حالی بود که سران فرقه در فرانسه با خیال راحت و در امنیت کامل کیفور بودند و ککشان هم نمی گزید که در عراق چه بر سر افراد میاید.

اما امسال عید نوروز ۹۶ بهانه ای شد برای خانم رجوی که باز هم چرندیات سالهای قبل را در جمع کسانی در تیرانا تکرار کند که اکنون هم پیر و هم مریض و هم از کار افتاده با روحیه ای داغان و به اجبار در سالن محل سخنرانی گرد هم آورده بودند، شاید هم ماندن در تیرانا را خود مخصوصآ کش داده باشد تا به بهانه نوروز بتواند باز هم اعضای بیچاره را در بند گرفتار کند و باز به بهانه نوروز بتواند دستگاه مغزشوئی خود را فعال کند.

در پیام امسال خانم رجوی بوضوع پیداست که تلاش دارد مانند همیشه شکست های خود و فرقه اش را ماستمالی کند و با بکار بردن کلماتی چون برپائی اشرف سوم و اینکه مجاهدین خود را برای تهاجم حداکثر و کسب پیروزی های پی در پی آماده کرده اند سعی بر این دارد تا روحیه افراد را با دغلکاری بالا ببرد تا از خروج آنان به هر ترتیبی جلوگیری کند، این کلمات برای افراد در درون هم خنده دار است و طبعآ باعث تمسخر آنان نیز خواهد شد.

بیان این کلمات برای اعضای گرفتار آیا این پرسش را مطرح نمی کند که در دورانی که درعراق در کنار مرزهای کشور بودید و با داشتن انواع سلاح ها و حتی هلیکوپتر، توپ و تانک و پول های اهدائی صدام و با داشتن قرارگاه های مختلف و تمام امکانات که تا کنون در تاریخ ایران هیچ گروهی نداشته چه کارامدی داشته اید و چه کاری به غیر از مزدوری و خیانت انجام داده اید که امروز از آلبانی که ۳۵۰۰ کیلومتر از تهران فاصله دارد انجام بدهید؟ تازه آن بی لیاقتی شما هم در دورانی بود که نیروی جوان داشتید حالا که تمامآ از کار افتاده و بیمار هستند.

خانم رجوی برای شیره مالی بر سر میهمانان پولکی خود هم تحلیل تازه ای از عید نوروز ارائه کرده که در هیچ قوطی عطاری پیدا نمی شود، خانم رجوی نوروز باستانی ایران زمین را که سمبل آشتی بوده و اتفاقآ روزی است که مردم کدورت ها را کنار می گذراند و با هم آشتی می کنند را مجاهدگونه تفسیر کرده و تلاش می کند نوروز را به گونه ای تفسیر کند که روز خونریزی و کشتار و قهر است، ایشان می گوید:
نوروز در وجدان جمعی و تاریخی ملت ایران، ترجمان همین کلمات خجسته است: آزادی و دمکراسی.
و مگر فلسفة نوروز چیست؟ این را برای میهمانان عزیزمان از آلبانی و فرانسه و آمریکا می‌گویم:
نوروز در اساطیر باستانی ایران، مظهر سرنگونی یک حکمران اهریمن‌گونه است که حکومتش بر اعدام روزانه جوانان ایران متکی بود و زمانی که با نیروی قیام عمومی سرنگون شد و جای او را حاکمیت تازه‌یی بر اساس عدل و داد و آزادی گرفت، نوروز شد.

اگر این معجمن نوروزی را عطاریها پیدا کردید؟

می بینید که تمام ذهن مجاهدین هنوز هم که نه سرپیاز هستند و نه ته پیاز و هم در عراق خلع سلاح شده اند و هم با اردنگی ۳۵۰۰ کیلومتر شوت شدند همان خون و کشتار است و ترور و مرگ آفرینی و ایجاد بلوا وآشوب، میهمانان خارجی حاضر البته چون گذشته عده ای با پول تشریف آورده اند و عده ای هم به هوای شکم پرکردن برایشان حرف و گفتار واقعی یا غیر واقعی اهمیتی نداشته و ندارد، مابقی هم که از افراد خودشان باشند به این چرندیات عادت دارند، یعنی در مجموع کسی در آن سالن نبوده که کلمه ای از صحبت های خانم را باور داشته باشد، آیا توقع دارید مردم درون ایران کلمات ایشان را زرنویسی کند؟ اما خانم رجوی هر چقدر هم حضورآ با اعضای دربند و گرفتار دیدار کند و هر چقدر هم تلاش کند فرقه خود را سرپا نشان دهد بایستی قبول کند که آن دوران تمام شد و رفت اکنون در سراشیبی تندی قرار دارید که دیر یا زود بایستی غزل خداحافظی را بخوانید.

شارلاتان بازی بنام ستاد داخلی

شارلاتان بازی بنام ستاد داخلی
وبلاگ ادوارد

06/03/2017
هر ساله در آستانه فرارسیدن بهار و آخرین چهارشنبه سال، یعنی چهارشنبه سوری، مجاهدین سمپاشی خود را شروع می کنند و با دروغ و دغل تلاش می کنند تا این جشن ملی و باستانی را در دل مردم تبدیل به زهر کنند.
امسال هم درست مانند شارلاتان بازی های سی و چند سال گذشته از اورسورواز در حومه پاریس ستاد داخلی مجاهدین اطلاعیه ای سرتاپا مسخره صادر کرده و از مردم شریف ایران خواسته تا در چهارشنبه سوری امسال مثلآ چه ها کنند، اما چرا مسخره؟
همه خوب می دانیم که در درون ایران چیزی بنام ستاد داخلی مجاهدین وجود نداشته و ندارد، اگر وجود داشت به هر حال دراین سالیان که یکی دو سال هم نیست حداقل یک حرکت کوچکی انجام می داد، این ستاد اسمی در درون تشکسلات و در اورسورواز می باشد که وجود آن هم برای تقسیم کار و رده و درجه می باشد نه چیز دیگری.
اما اطلاعیه کذائی شامل کلماتی است که تنها دردرون تشکیلات مجاهدین بکار گرفته می شود و در خارج از تشکیلات نیاز به مترجم می باشد که آنرا برای خواننده ترجمه کرده و توضیع دهد که منظورشان چیست، البته این از بی توجهی سران مجاهدین نیست این چرند نویسی ها به این دلیل است که اینان از جامعه ایران و ایرانی خصوصآ در درون ایران آنقدر پرت هستند که هنوز گمانشان براین است که در سالهای ابتدائی انقلاب بسر می بریم،غافل از اینکه برای جوانان ایران و نسل جدید این مزخرفات بار کمدی و تمسخر دارد،باور نمی کنید تلفنتان را بردارید و با کد تهران شماره گیری کنید
و به مخاطبتان در تهران بگوئید سلام آقای اشرف نشان، یا سراغی ازتیمها، دسته ها و یکانهای ارتش آزادی بخش در ایران بگیرید، آنوقت خواهید دید که چند تا فحش آبدار نسیبتان میشود، البته مسؤلیتش پای خودتان، این ساده ترین راه برای اثبات دروغهای مجاهدین است، بجرآت می توان گفت در درون ایران مجاهدین نتها گروهی هستند که جوانان ایران اصلآ آنان را نمیشناسند و از دیدگاه نسل قبلی هم منفور و تروریست وضد بشر و خائن می باشند.
خود مجاهدین بر این امر واقف هستند که در درون ایران برای هیچ قشری از مردم ایران اهمیت ندارند و مردم ایران هم از این گروه متنفر هستند، اما باز هم با همان شارلاتانیسم همیشگی و با خوشرقصی برای کشورهای پولده وپولدار منتطقه و غرب البته، در اطلاعیه خود به افشای سایت های اتمی ایران اشاره می کنند که از نظر هر ایرانی وطن پرست خیانت به کشور و مردم و منافع ملی است که البته این خیانت ها در درون خودشان جزئی از افتخاراتشان می باشد.

یکی دیگر از مزخرفات این گروه در اطلاعیه مزبور موضوع اخراج گروه از عراق است که تلاش می کنند آنرا یک پیروزی جلوه دهند، واقعآ کدام پیروزی؟ شما سالیان زور زدید که درعراق لنگرگاه خود را از دست ندهید و حتی با به کشتن دادن اعضای خود هم حاضر به ترک عراق نبودید و برای سازمان ملل شرط می گذاشتید که از لیبرتی به اشرف بازگردید،حالا که نتوانستید و با اردنگی ازعراق اخراج شدید کجای این داستان پیروزی است؟
البته برای درون مناسبات ممکن است این دروغ کاربردی داشته باشد اما برای کسانی که اطلاعاتی از این گروه دارند آشکار است که هم دروغ می گوییند و هم اینکه اخراجشان شکست بزرگ و جبران ناپذیری بود بر پیکر پوسیده سازمانی که با سیاست های مسعود رجوی فلج شد و اکنون هم در حال فروپاشی است.
برخورد غیر انسانی مجاهدین در چند سال اخیر که هنوز درعراق کنگر خورده و لنگر انداخته بودند را با پدران و مادران سالخورده، و بی حرمتی هایشان را کسی فراموش نکرده، همین کافی است که خانواده ها وقتی رفتار وحشیگرانه (مجاهد خلق) را در ورودی زندان اشرف با خود دیدند برای مابقی فامیل و همسایگانشان تعریف کنند تا کسانی هم که این گروه ضد بشری را نمی شناسند خوب به افکار داعش واررشان اشراف پیدا کنند، پس قابل فهم نیست که برای چه قشری از ملت ایران اطلاعیه صادر می کنید؟ خودتان سرکار هستید یا فکر می کنید می توانید با تمام لجنزاری که برای عده ای ساخته اید و در آن دست وپا می زنید ملتی را هم با فریب و دغل به درون لجنزارتان فرو ببرید،زهی خیال باطل، و البته خواهیم دید که در شب چهارشنبه سوری ستاد داخلی کذائی شما هم همچون سالیان قبل روسیاه خواهد شد، به کوری چشم تفرقه افکنان چهارشنبه سوری با شکوهی هم خواهیم داشت.

لاپوشانی مرگ مسعود رجوی، با بهانه مرگ جابرزاده

لاپوشانی مرگ مسعود رجوی، با بهانه مرگ جابرزاده

وبلاگ ادوارد20/02/2017

چند روز پیش جابرزاده یکی از مسئولین قدیمی و سابقه دار مجاهدین درگذشت، خود شخصآ با جابرزاده برخوردی در تشکیلات نداشتم، تنها برخورد ما روزی بود که نسرین مرا به اتاق کار خود صدا کرد تا در حضور زنان شورای رهبری مثلآ تایین تکلیف کند یا بهتر بگوییم مرا از اخراج بترساند، اما قبل از اجرای سناریو توسط نسرین، گفتم میخواهم برم و نمی خواهم در سازمانتان بمانم، محمود عطائی و جابرزاده هم حضور داشتند، واقعیت این بود که نسرین می خواست با اعلام اخراج مرا بترساند، اما وقتی من زودتر رفتنم را بیان کردم گیج و منگ ماند، در اینجا جابرزاده وارد بحث شد و پیشنهاد داد که در گوشه ای از اردوگاه اشرف یک تعمیرگاه ماشین به من بدهند و من هم داخل مناسبات نشوم، یعنی کاری به کارم نداشته باشند من هم به آنان کاری نداشته باشم،نسرین که بازی را باخته بود با صورتی سرخ پاسخ داد،خودش می داند،همین برخورد را داشتیم و بس، اما تلاش جابرزاده این بود که از سازمان جدا نشوم چون خوب می دانست و بهتر نسرین می دانست که برای سازمان خوب نخواهد شد، حرفی که در همان اتاق چند لحضه بعد نسرین به من گفت، که خروج تو برای سازمان خوب نیست.
با مرگ جابرزاده مجاهدین در فضای مجازی هیاهو براه انداختند و پشت سرهم اطلاعیه صادر کردند و دست به چاپ پیام های تسلیتی زده که گوئی از سرتاسر دنیا به آنان ارسال گشته، و تلاش کردند تا مرگ او را بزرگنمائی کنند، در حالیکه قبل اینها سازمان با چنین رویدادهائی بارها مواجه شده،اما به این صورت دست بکار راه اندازی چنین کارزاری نشده بود، اگر چه همیشه در سازمان مراسم مرگ افراد پایینی با مرگ کاردها تفاوت داشته، همیشه وقتی کسی از بچه های پایینی فوت می کرد چنان مراسمی در پی نداشت.
مرگ جابر زاده در زمان خاصی اتفاق افتاده، منظورم این است که جابرزاده در زمانی فوت کرد که سازمان هنوز در رابطه با مرگ مسعود رجوی سکوت کرده و از جواب سریع شانه خالی میکند، البته برای عموم روشن است که مسعود رجوی مرده، و جای هیچگونه ابهامی هم وجود ندارد، نظر شخصی خودم این است که مسعود رجوی درعربستان مرده و همانجا در جوار ارباب جدید هم دفن شده، اما چرا مریم رجوی مرگ جابرزاده را به یک مرده تسلیت می گوید؟ پاسخ البته روشن است، مریم رجوی با این کار تلاش دارد تا به افراد در بند که در آلبانی گرفتار هستند بقبولاند که مسعود زنده است و با تحمیل این دروغ بزرگ از فروپاشی تشکیلات لرزان و پوسیده که از همان مسعود به ارث برده جلوگیری کند.

اما این ترفند در درون تشکیلات امروز پس از گذشت سالیان افشاگری اعضای جدا شده و روی آب افتادن دروغهای بیشمار سازمان که سالیان وعده داد و هیچدام عملی نشد ترفندی لو رفته است و تمام نفرات حاضر در آلبانی بخوبی به این موضوع واقف هستند.
ترکی الفیصل رئیس سابق سازمان امنیت عربستان که از خاندان ال سعود هم هست بدون هیچ مکثی در تجمع مجاهدین در پاریس و در برابر تمام شرکت کنندگان که اتفاقآ چند تن از جنگ طلبان امریکا هم حضور داشتند مرگ مسعود رجوی را اعلام کرد و خبرگزاری ها هم بطور گسترده آنرا انعکاس دادند، معمولآ چنین اشخاصی وقتی به جائی دعوت می شوند که سخنرانی کنند، متن سخنرانی آنان بارها توشط مشاورینشان چک و کنترل میشود، پس نمی توان آنرا اشتباه تلقی کرد و برای همین خاطر هم تا مدتی سازمان با تمامیت خود سردرگم و گیج بود و تا کنون هم در این رابطه ابهام زدائی نکرده، حالا برای رد گم کردن این ترفند را بکار می برد که مرگ کادرهایش را به یک مرده تسلیت می گوید، پس یادتان نرود صد در صد عید نوروز را هم به مسعود نیست در جهان تبریک بگوئید.

سئوال اینجاست که آیا این فرار به جلوهای مریم رجوی و با بکار بردن ترفندهائی از این نوع بیش از پیش و بطور ناخاسته مهر تآیید بر مرگ مسعود رجوی نیست؟

دوستان ما در آلبانی که هنوز گرفتار دروغ و دغل بازی های سازمان و سران آن هستند بدانند و آگاه باشند، رهبرانی که با نیرو و اعضای خود روراست نیستند و در چند دهه اخیر تمامآ با دروغ و خقه بازی و سشتشوی مغزی توانسته اند تشکیلات خود را حفظ کنند چگونه می توانند با مردم عادی جامعه روراست و خالص باشند،سرانی که رفتار غیر انسانی با پدران و مادران سالخورده شما در ورودی اردوگاه اشرف داشنتد و آنان را که برای دیدار شما با روی گشاده و آغوش باز آمده بودند به تیر و کمان و سنگ می بستند آیا اگر در قدرت باشند مردم عادی را به دلیل اعتراضات و ووو مسائل اجتماعی به گلوله نمی بندند؟ حتمآ این کار را خواهند کرد.

یکی از بزرگترین دروغ های رجوی که همیشه برای ترساندن افراد در تشکیلات بکار می برد این بود که می گفت اگر از مناسبات خارج شوید در جامعه فاسد خواهید شد، این حرف را دقیقآ حسن ابریشمچی و قدرت حیدری به خود من هم گفته اند، اما امروز به شکر خدا نه تنها فاسد نشدم بلکه همراه با خانواده و فرزندانم زندگی شیرینی هم دارم و از زندگی خود با بودن فرزندانم لذت می برم، افرادی که در بند و گرفتار در آلبانی بیخود و بی جهت زندگی خود را فنای این سازمان و سران آنان کرده اند لااقل دراین مقطع بخود بیایند و با ترک تشکیلات بی حاصل زندگی تازه ای را آغاز کنند، شما در عراق نیستید و کسی امروز نمی تواند بر سرنوشت شما چیره شود، این اجازه را دیگر به دروغگویانی که جوانی شما را در بیابانهای عراق به باد دادند ندهید و خود را هر چه سریعتر از تارهای عنکبوتی نجات دهید، واقعیت این است اگر شما سران سازمان را تحت فشار قرار دهید آنان اجبارآ به مرگ مسعود اعتراف خواهند کرد آنوقت خواهید دید که حق با ماست.

سکوت معنی دار مجاهدین در برابر تصمیم غیرقانونی ترامپ

وبلاگ ادوارد
01/02/2017

ترامپ رئیس جمهور جدید امریکا با یک تصمیم غیر انسانی و غیر قانونی از ورود اتباع هفت کشور به امریکا جلوگیری کرد،یکی از این کشورها هم ایران است،خوشبختانه این فرمان هدفمند ترامپ با محکومیت جهانی روبرو شده، چرا که عاقبت کار تنها به تشنج و اعمال خوشونت در کل جهان خواهد انجامید، البته این همان چیزی است که امریکا و اسرائیل و مجاهدین به دنبالش هستند، مقابله با تروریست چه در امریکا و یاهر جای دیگر با بستن مرز کشوری مثل امریکا به روی اتباع چند کشور و اعمال محدودیت ورود به کشور امکان پذیر نیست، انهم دراین مقطع که بسیاری از اعضای تروریست داعش از چچن و کشورهای اسلامی قفقاز به سوریه وعراق سرازیر شده اند، و یا تعداد تروریست های یازده سپتامبر که پانزده نفرشان از سعودی بودند، اگر هدف ترامپ جلوگیری از تروریست است پس چرا مردم چنین کشورهائی را از ورود به کشورش منع نمی کند؟، دم خروس از لای عبای ترامپ بیرون زده، این محدودیت حتی ایرانیان ارمنی را که ماهاست برای رفتن به امریکا در اطریش منتظر ویزاهستند شامل شده که اکثر آنها عزیزانشان قبلآ به امریکا رفته اند.

مقابله با تروریست که ترامپ وعده آنرا داده چیزی نیست به غیر از انحراف افکار عمومی از هدف اصلی امریکا و اسرائیل که ایران و سوریه را هدف قرار داده اند، سیاستمداران اروپائی خیلی زود به قصد شوم ترامپ و نوچه دستمال به دستش پی بردند و برای همین هم تمام کشورهای اروپائی تصمیم جنگ طلبانه ترامپ را محکوم کرده و به او توصیه می کنند که برجام را محترم شمارد،به غیراز اروپا امروز شاهد اعتراضات گسترده در درون امریکا هم از سوی مردم امریکا و هم سیاستمدارن دمکرات و یا اساتید دانشکاهها و دانشمندان هستیم،کار به جائی رسیده که دولت ترامپ از کارکنان وزارت خارجه خواسته یا دستور ترامپ مبنی بر عدم ورود اتباع هفت کشور را انجام دهند یا وزارت خارجه را ترک کنند،حرکت انسانی قضات امریکا هم جای تحسین دارد.

در این مقطع محکوم کردن چنین اقدامی از سوی هر فرد یا جریان و سازمانی کاربرد اساسی داشته و تآثیرات خود را خواهد داشت، اما در چنین برهه ای است که نقاب خائنین پس می رود و چهره پلیدشان نمایان می شود، مثل مجاهدین که تا کنون واکنشی نشان ندادند و کسانی که جایزه اسکارشان را با بدنام کردن مردم ایران به دست آورده اند سکوت کرده اند، ننگ بر شمایان باد.

البته مجاهدین که سالهاست در پی جنگ افروزی در درون ایران هستند و از این پدیده شوم صد در صد خوشحال به نظر می رسند و به همین دلیل هم سکوتشان معنی دار است، اینها سالهاست که دستمال به دست برای چنین روزی لحضه شماری می کردند و به همین آشغال کله هائی که امروز دور و بر ترامپ را پر کرده اند پول های کلان می دادند تا در وزارت خارجه لابی گر جنگ افروزی باشند، تنها واکنش مجاهدین در این رابطه تاختن به سازمانهای ایرانی در امریکا بوده که به قانون ترامپ ساخته اعتراض کرده اند, باشد تا مردم ایران تکلیفتان را روشن کنند.

اگر به دقت اخبار حول این موضوع را دنبال کنیم متوجه می شویم که در تمام دنیا تنها تعداد انگشت شماری هستند که تا کنون واکنشی سر این جریان نداشته و یا تعداد انگشت شماری از ترامپ و دستور جنگ طلبانه او حمایت کرده اند، حتی عده زیادی از مردم اسرائیل هم به این دلیل که ایرانی هستند و اکنون برای ورود به امریکا با مشکل روبرو شده اند اعتراض خود را نشان دادند.

نزدیکی ترامپ به روسیه هم دقیقآ برای همین منظور است که با خام کردن روسیه شاید بتواند به هدف خود که جنگ افروزی در درون ایران است برسد که البته خیال باطل است، تکلیف مجاهدین که از نظر مردم ایران منفور هستند روشن است اما در عاقبت این راه شخص ترامپ و کابینه اش دو راه بیشتر ندارند،یا باعث و بانی جنگ خونینی در منطقه خواهند شد که البته سودی برای امریکا و اسرائیل ندارد یا اینکه ترامپ با مخ به زمین خواهد خورد و کنارش می گذارند.
روسیاهی هم به زغال که معلوم است چه کسانی هستند.

درگذشت هاشمی رفسنجانی، دستاویزی برای فریبکاری رجوی

درگذشت هاشمی رفسنجانی، دستاویزی برای فریبکاری رجوی

وبلاگ ادوارد
16/01/2017

در مدتی که سازمان مجاهدین را شناخته ام، سازمان مجاهدین همیشه و همیشه برای دروغ ودغلکاری های خود به دنبال سوژه ای بوده تا با آن سوژه اعضای بیچاره درون تشکیلات مخوف خود را به بفریبد و برای چند صباحی سوار بر همان سوژه مانور کند، برای فریب دادن و دروغ سر هم کردن هم تحلیل های کشککی رجوی مشهور هستند،
دقیقآ به خاطر دارم که در قرارگاه باقرزاده در بغداد مسعود رجوی با دپ وکپ فراوان می گفت:
بوضوح آن روزی را می بینم که رفسنجانی با پای پیاده به دستبوسی صدام بیاید، اما دیدیم نه تنها این تحلیلک رجوی عملی نشد بلکه صدام به زباله دان تاریخ کله پا شد و تازه پس از درگذشت آقای هاشمی نامه های صدام پس از آتش بس به وی چاپ شدند که رادیوهای بین المللی به دلیل همان نامه ها از آقای هاشمی به عنوان نویسنده نامه های بدون سلام نام می برند، این به این معنی است که همین آقای هاشمی که از نظر مسعود رجوی بایستی با پای برهنه به دستبوسی صدام می رفت اساسآ صدام را آدم حساب نکرده و حتی برایش ارزش یک سلام دیپلماتیک هم قائل نشده، البته کافر همه را به کیش خود پندارد، رجوی خود چون به دستبوسی و آستانبوسی صدام جانی رفته بود همین دیدگاه را هم نسبت به دیگران داشت.
امروز مسعود رجوی هم نیست، اما مثل اینکه خانم رجوی همان خط مشی همسر مفقود خود را به ارث برده یا اینکه در مکتب استاد شیاد همان درس ها را بخوبی آموخته، تحلیل ها و دیدگاه های مریم رجوی دقیقآ همان شکلی است که مسعود رجوی سالیان سال گفت و هیچکدام عملی نشد حتی یکی از تحلیل هایش، واقعیت این است که آقای هاشمی یکی از پایه گذاران جمهوری اسلامی بوده و درعرصه سیاسی جمهوری اسلامی هم یکی از کارکشته ترین ها، اما مرگ وی دلیل بر سرنگون شدن حکومت نیست، خانم رجوی شما یا خودتان را گم کردید یا اینکه از مرحله دنیای امروز پرت شده اید، حضور بیش از دوملیون نفر از مردم ایران در مراسم خاکسپاری آقای هاشمی برایتان معنی نداشت؟ آیا این حضور تحلیل ها و نظریه های شما را خنثی نمی کند؟ وعکس آنچیزی را که شما تا کنون گفته اید ثابت نمی کند؟

مریم رجوی البته اینها را خوب می داند اما تفسیر وی از درگذشت آقای هاشمی دستاویزی است برای خودنمائی و همانگونه که گفتم تنها برای فریب دادن اعضای درون تشکیلات و برای چند صباحی مانور کردن، چرا که مجاهدین پس از برجام چنته پری ندارند و همین اتفاقات طبیعی مثل مرگ آقای هاشمی باعث می شود تا میدانی برای چرندبافی های تکراری پیدا کنند، قافل از اینکه اعضای در بند خودشان هم به این تحلیل های آبکی توجهی ندارند، چراکه گوش های تمام اعضای دربندی که در آلبانی حضور دارند پراست ازاین حرف های ناربط، تمام اعضای موجود در آلبانی و ما که از دست این تشکیلات مخوف رها شده ایم سالیان شاهد بودیم که هر سال حداقل دو مرتبه رجوی حکومت را سرنگون می کرد و مریم هم خود را در تهران احساس می کرد،آنموقع هم به همین منوال پیش می بردند که اگردرایران کسی از سران حکومت به دلیل سرماخوردگی اطسه می کرد رجوی فورآ تحلیل سرنگونی ارائه مینمود، با در گذشت آقای هاشمی رفسنجانی خانم رجوی تنها کسی بود که تحلیل سرنگونی داد اما بایستی به ایشان گفت: شما با عملیات های تروریستی خود و زدن به قول خودتان سرانگشتان رژیم که مسعود رجوی همیشه آنرا توجیه می کرد مگر توانستید حکومت را سرنگون کنید که با مرگ طبیعی یک فرد در درون یک حکومت حکومتی سرنگون شود؟ فراموش نکنید که آقای هاشمی همان کسی است که همسر شما برای او نامه نوشت و از سر استیصال مطلق دست به دامن وی شد، دست به دامن کسی که از نظر همسر شما قرار بود با پای برهنه به خدمت صدام بیاید.

توصیه اینجانب به خانم رجوی این است که حداقل از گذشته درس بگیرید و همان شیوه فریبکارانه همسر خود را ادامه ندهید، دیدید که آن راه و روش به بن بست خورد و سرتان را به سنگ کوبید، پس این چه مرضی است که درهمان جاده سنگلاخ ساخت همسرتان قدم بر میدارید؟ واقعآ شما از تکرار حرف های تکراری سی و چند ساله خودتان که تمامآ دروغ است خجالت نمی کشید؟.

ریاست جمهوری ترامپ و سرنوشت مجاهدین

ریاست جمهوری ترامپ و سرنوشت مجاهدین

وبلاگ ادوارد
04/01/2017

با تبریک سال نو میلادی 2017 به تمام هم میهنان عزیزم، آرزو دارم که سال نو فصل تازه ای را با صلح و آرامش برای تمام جهان همراه داشته باشد.

شانزده روز تا شروع کار دولت جدید امریکا مانده، این فکر که در دوران ریاست جمهوری فردی مانند دونالت ترامپ چه اتفاقی در دنیا خواهد افتاد مشغله ذهنی بسیاری است، چرا که پیروزی آقای ترامپ در مقابل هیلاری کلینتن همه را غافلگیر کرد و کسی بر این باور نبود که کلینتن بازنده شود، اما شد و در اصل همه را غافلگیر کرد.
حالا همه در انتظار عملکرد دولت آینده امریکا با دول جهان و گروه های مختلف سیاسی و تروریستی و برخورد با پدیده جنگ و حتی پناه جویانی هستیم که از کشت و کشتار به کشورهای اروپایی و امریکا پناه آورده اند.

اما آن چیزی را که شخصآ از سخنان آقای ترامپ برداشت کرده ام این است که در دوران ریاست آقای ترامپ حال گروه های تروریستی منجمله مجاهدین خوب نخواهد بود،مواضع آقای ترامپ تا اینجا تماما به ضرر گروه هایی است که سابقه تروریستی دارند، البته برای سازمانی مثل مجاهدین این ضرر ضریب می خورد چرا که اینها ( مجاهدین) ترور مستشاران امریکایی را در دوران شاه در پرونده خود دارند، دوم اینکه نزدیکی ترامپ به پوتین باعث خواهد شد تا آقای ترامپ در مقابل گروه هائی چون مجاهدین خصوصآ کوتاه نیامده و زمینه برای مانور های سیاسی این گروه خشن تنگتر خواهد شد.

البته دلخوشی مجاهدین به این است که وزرای آینده کابینه آقای ترامپ کسانی باشند که عمری مجاهدین سیبیل های آنان را چرب کرده اند، یعنی دلالانی که برای هر سخنرانی در فرانسه پولهای کلان از مجاهدین دریافت کرده اند مانند رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک که در اخاذی از مجاهدین سابقه طولانی دارد و کاندید پست وزارت امور خارجه هم بود اما پر واضع است همین آقایان اگر در سمتی هم قرار بگیرند دیگر نه اجازه هواداری از گروهی را خواهند داشت نه می توانند با دست باز با دریافت پول برایشان سخنرانی کنند، در هر حال باد به هر سمتی هم که بوزد به ضرر مجاهدین و گروه هائی مثل آنان است و هیچ راه گریزی هم نیست، در دنیای سیاست اولویت منافع کلان برای یک دولت است و طبعآ برای امریکا هم چنین است، اما مجاهدین همیشه در خواب پنبه دانه خود و رویاهای پوچ گذرعمر کرده اند و هرگز نخواسته اند که واقیت ها را بپذیرند، مثلآ اگر آقای ترامپ بر تعققیر دادن برجام اشاره کرده مجاهدین بر همین موضوع سوار می شوند و گمان می کنند که همین که فلانی گفت اجرا خواهد شد و همین موضوع را در تشکیلات خود به عنوان پیروزی تحلیل و در نهایت تحمیل اعضای خود می کنند، که البته بعید به نظر می رسد آقای ترامپ چنین کاری را انجام دهد چون هم اروپا و هم خود امریکا برجام برایشان ضروری است و هم الان هم آقای ترامپ هم از سوی اروپا و هم از سوی امریکا و دانشمندان امریکائی بر سر موضوع برجام تحت فشار است.

در هر حال در آینده ای نه چندان دور شرایط نه تنها برای مجاهدین بلکه برای خیلی از گروه های تروریستی بسیار بدترازاین خواهد شد و ما به عنوان اعضای جدا شده که از درون این گروه ضد بشری خود را رها کرده ایم بایستی برای آزادی دیگر اعضای گرفتار از چنگال استسماری مجاهدین تلاش سختی را آغاز کنیم.

بمناسبت زادروز عیسی مسیح پیام آور صلح و آزادی نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به عالیجناب پاپ فرانسیس

بمناسبت زادروز عیسی مسیح پیام آور صلح و آزادی

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به عالیجناب پاپ فرانسیس

وبلاگ ادوارد
7.12,2016
عید میلاد عیسی مسیح پیام آور صلح و آزادی و سال نو میلادی 2017 را به جنابعالی به عنوان رهبر جهان کاتولیک ، تمام مسیحیان و دیگر مردمان جهان تبریک می گویم و امیدوارم که با همت و پشتکار رهبران جهان، در سال نو میلادی شاهد صلح و آرامش و همزیستی مسالمت آمیز تمام ادیان در کنار یگدیگر باشیم.

عالیجناب، سال 2016 را در حالی پشت سر می گذاریم که متآسفانه سال خون و کشتار بود و متآسفانه هنوز هم ادامه دارد، جهان شاهد عملیات شنیع تروریستی عده ای کور دل که برای به قدرت رسیدن خود، خون مردم بی گناه را ریخته و بدون هیچگونه ترحم به شکل وحشیانه ای دست به قتل عام کودکان و زنان و سالخوردگان می زنند، البته این شیوه کار تمام فرقه های مذهبی در دنیاست که تنها به فکر منافع خود می باشند و برای همین منافع حقیر حاضر هستند که دریای خون به راه بیاندازند تا چند صباحی به قدرت چنگ بزنند تا بتوانند با در دست گرفتن قدرت افکار شیطانی خود را به مردم تحمیل کنند و به اهداف شوم خود برسند.

عالیجناب:
این دومین نامه ای است که برای جنابعالی می نویسم و همانگونه که در نامه قبلی توضیع دادم خود شخصآ دوازده سال در یک چنین فرقه مذهبی در عراق گرفتار بودم که با شعار صلح و آزادی و دمکراسی در درون تشکیلات مخوف استالینیستی خود با نام دین و مذهب جوانان را فریب میدادند و راهی عملیات تروریستی در درون خاک ایران می نمودند و پس از کشته شدن آنان سوگواری را هم حتی برای نزدیکترین خویشاوندانشان ممنوع می کردند با این ترفند مذهبی که رهبر فرقه مسعود رجوی بیان می کرد که اینان شهید هستند و تمام شهیدان متعلق به رهبر می باشد و کسی اجازه ندارد حتی برایشان گریه کند و با وعده رفتن به بهشت گروه بعدی را آماده قربانگاه می نمود.
همین فرقه مجاهدین که در لیست تروریستی امریکا و اروپا بود متآسفانه در بازی سیاسی چه در امریکا و چه در اروپا از لیست تروریستی خارج شد و اکنون که پس از سالیان به زور از عراق خارج شده و افرادش را با فشار امریکا در کشور آلبانی مستقر نموده، تلاششان بر این است که در کشور آلبانی هم اردوگاهی به شکل اردوگاه استسماری اشرف که در عراق داشتند راه اندازی کنند که تا کنون تا اندازه ای هم موفق بوده اند.
عالیجناب پاپ فرانسیس:
فرقه مجاهدین فرماندهی خود را در قلب اروپا مستقر کرده و از همین مقر هم تلاش می کند تا در اروپای آزاد دهان منتقدین خود را ببندد و برای اینکار حتی رهبرشان مسعود رجوی در پیام صوتی خود ما جدا شدگان و اعضای سابق که در اروپا همراه خانوادهای خود زندگی می کنیم را به مرگ در هر کجای جهان که باشیم تهدید کرده، این پیام صوتی تهدید آمیز که دقیقآ از سوی رهبر مجاهدین ارسال شد نشان از آن دارد که فرقه مجاهدین هرگز از ائیدولوژی خونین خود دست نکشیده و این عقیده خود را حتی در اروپای آزاد هم بروز می دهد و هیچگونه انتقادی را هم بر نمی تابد، این فرقه تلاش دارد تا در اروپا با ظاهری مردمی و دمکراتیک خود را در نظر سیاستمداران اروپا آلترناتیو رژیم ایران جابزند، در حالیکه هم الان در آلبانی اعضای خود را به شکلی و با سیاستی مستقر کرده که هیچکدام از آنان نتوانند مستقلآ برای زندگی خود تصمیم بگیرند و به گونه ای پناهندگی آنان را سازماندهی کرده که اگر کسی از فرقه جدا شد در آلبانی هیچگونه امکانات و مزایائی از سوی دولت آن کشور نصیبش نشود که ناچارآ دوباره به درون تشکیلات دیکتاتوری فرقه بازگردد، با این کار در اصل این فرقه تروریستی پس از شکست در عراق، هم اینک تمام تشکیلات ضد بشری خود را به اروپا منتقل کرده و در اروپا زندانی برپا کرده که انسانهای درون آن محکوم به مرگ تدریجی هستند.

عالجناب:
به عنوان یک مسیحی ازشما درخواست دارم تا برای آزادی افرادی که اکثرآ تمایل به ماندن در تشکیلات مجاهدین را ندارند اما برحسب زوروترس در تشکیلاتی مخوف گرفتار هستند اقدام انسانی نمایید،برداشتن یک قدم جنابعالی می تواند دروازه ای رو به آینده ای آزاد برای هزاران انسان فریب خورده باشد.
هر اقدام بشر دوستانه ای که از سوی جنابعالی و یا هر کس دیگر دراین مسیر و برای آزادی این افراد که بعضآ بیش از25 سال است که از جامعه عادی دور مانده اند برداشته شود مطمعنآ قابل تحسین است و مردم ایران هرگز این اقدام بشر دوستانه را فراموش نخواهند کرد، اینجانب با کمال افتخار آماده هستم که در راه آزادی دوستانم که در تشکیلات گرفتار هستند در حضور جنابعالی گزارش کاملی از شرایط درون فرقه و پایمال شدن مستمر ابتدائی ترین حقوق بشر که در درون تشکیلات شاهد بودم را ارائه نمایم.

مجددآ میلاد عیسی مسیح و سال نو میلادی 2017 را به جنابعالی و تمام صلح دوستان در سرتاسر جهان تبریک می گویم.

با آرزوی سلامتی برای جنابعالی و موفقیت درمسئولیت هایتان و با آرزوی نابودی تروریسم و استقرار صلح و آزادی در تمام جهان .
ارادتمند:
ادوارد ترمادو
آلمان

روز دانشجو و توهم فرقه رجوی

روز دانشجو و توهم فرقه رجوی

وبلاگ ادوارد
24/11/2016

مجاهدین برای چهاردهم آذز ماه یعنی روز دانشجو پیام مضحکی صادر کرده اند تا با خیال خام خود دانشجویان و به دنبال آنان مردم ایران را به حمایت از خود به خیابان ها بکشانند،مضحک بودن پیام در اینجاست که این فرقه جانی این بار تلاش نموده تا از نام کورش کبیر استفاده کند تا شاید با بکار گیری نام کورش بزرگ خود را در صف کسانی قرار دهد که در پاسارگاد تجمع کرده بودند.
جهت اطلاع نواده های هلاکو باید به چند نکته اشاره کنم،اولآ کورش کبیر نیست و کورش بزرگ است، دومآ پایه گذار سلسله هخامنشیان خائنین را فرزندان خود نمی داند که شمایان در اطلاعیه خود به افشاگری وطن فروشانه خود به آن افتخار کردید، سومآ اگر کورش بزرگ زنده می بود هم الان شمشیر خود را بر میکشید واورسورواز را بر سرتان ویرانه می نمود چرا که کورش بزرگ ایرانی بود و هرگز خیانت به میهن را بر نمی تابید.

کورش بزرگ شاه شاهان بود که شما انگلها در ائیدولوژی خود اساسآ شاهان را قبول ندارید، کورش بزرگ هرگز برای قبضه کردن قدرت چکمه دشمنان ایران زمین را نبوسید و هرگز در برابر دشمنان ایران سر خم نکرد، اما شما چی؟ هم در برابر صدام حسین ضد ایرانی و اکنون هم در برابر سعودی های ضد ایران و ایرانی هم دست بوسی کرده اید و هم رقص میمون وار، پس سعی کنید خودتان را به کورش بزرگ نمالید چون کورش بزرگ روحش از وجود عناصری مانند شما در عذاب است و همانگونه که گفتم اگر اکنون می بود از شما آواری بیش باقی نمی گذاشت.
مجاهدین با فریب و شارلاتان بازی تعدادی دانشجو را از خارج به اردوگاه اشرف منتقل کرده بودند، هر کدام از آنان اگر تحصیلات خود را ادامه داده بودند برای جامعه سرمایه ای بشمار می رفتند اما در اردوگاه اشرف هر کدام از آنان که با تشکیلات مجاهدین قدم بر نمی داشت بدترین کارها را به او واگذار می کردند تنها برای اینکه تحقیرش کنند تا اجبارآ تن به خواست فرقه دهد، حال باید گفت مگر شما در درون تشکیلات خود قدر دانشجو جماعت را می دانستید که به خود اجازه می دهید برای دانشجویان در درون ایران پیام دهید، البته که دانشجویان شریف و آزاده میهن برای چنین فرقه ای پشیزی ارزش قائل نشده و نخواهند شد.

اما اصل ماجرا این است که مجاهدین در توهم به سر می برند، و گمان می کنند که دانشجویان ایرانی منتظر نشسته اند تا با دریافت پیام از مشتی فراری که در حساسترین شرایط کشور به مردم و میهن پشت کردند به خیابان ها می ریزند و برای همان فرای ها که با پشت پا زدن به ایران و ایرانی به دامان دشمن قدار ایران صدام خون آشام پناه برند جانفشانی خواهند کرد، در حالیکه دانشجویان شریف و آزاده ایرانی در قیاس با سران فرقه مجاهدین و اعضای آنان در درک و فهم مسائل سیاسی هزار پله بالاتر قرار دارند، اما این فرقه به بن بست نسشته هنوز دانشجویان امروزی را با دانشجویان سالهای اول انقلاب مقایسه می کند چون خود فرقه و سرانش هنوز هم در توهمات اول انقلاب به سر می برند و واقعیتهای جامعه ایران را نه می دانند و نه اطلاعات درستی از آن دارند.

اما نگارنده برای صدمین بار از سران فرقه رجوی درخواست می کنم که اگر به ادعای خودتان معتقد هستید و در درون ایران پایگاه مردمی دارید و اگر گمان می برید که تیغتان در درون ایران و در میان مردم ایران برا است خواهشآ یک فراخوان برای تظاهرات چند صد نفری بدهید تا بنده و امثال بنده از رو برویم، ذهی خیال باطل.
شما بایستی در همان توهماتی که اشاره کردم دار دنیا را وداع گوئید.

نامه سرگشاده به خانم عاصمه جهانگیر،گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل

22_22_218.jpg

نامه سرگشاده به خانم عاصمه جهانگیر،گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل

وبلاگ ادوارد
04/11/2016

خانم عاصمه جهانگیر محترم:
مسؤلیت جدیدتان را به شما تبریک می کوییم و امیدوارم که در کارتان همواره موفق باشید.
حقوق بشر همواره در جهان معضلی لاعلاج بوده و هست و نغض حقوق بشر نیز همواره در جهان از گذشته تا به امروز ادامه دارد، اما متآسفانه گاهی از بحث حقوق بشر در مبادلات سیاسی استفاده شده که همین امر باعث پیچیدگی بیشتر در حل موضوع حق و حقوق انسانها گشته و در نهایت به داد و ستد سیاسی تبدیل شده که قیمت همین داد و ستد را هم مردم می پردازند.

در دورانی که آقای احمد شهید مسؤلیت گزارشگری حقوق بشر سازمان ملل را به عهده داشت این موضوع متآسفانه بسیار پررنگ بود.
مسؤلیتی که اکنون از سوی سازمان ملل بر دوش شما نهاده شده مسؤلیتی مقدس است که البته خود چون از کشوری پر آشوب هستید مطمعنآ آنرا بخوبی درک می کنید.

خانم عاصمه جهانگیر محترم
نغص حقوق بشر امروزه در جهان گسترده شده و روز بروز هم گسترده تر می شود، اما یک نکته مهم این است که اگر دولت کشوری در رابطه با نغض حقوق بشر بایستی پاسخگوی جهانیان باشد که بایستی هم باشد، پس به موازات همان دولت یا حکومت مخالف یا اپوزلسیون آن حکومت در رابطه با نغض حقوق بشر در درون مناسبات خود هم بایستی پاسخگو باشد، چرا که تمام جریانات سیاسی مخالف هر حکومتی برای رسیدن به هدف خود که همانا قبضه قدرت است تحت نام مبارزه با دیکتاتوری یا مبارزه با نغض حقوق بشر از نام حقوق بشر بهره برده و در درون تشکیلات خود نغض کننده ابتدایی ترین حقوق افراد خود می باشند.

اینجانب به عنوان یک ایرانی مسیحی در جنک هشت ساله بین ایران و عراق زخمی شدم و مدت ۹ سال در اسارت نیروهای عراقی بودم، پس از آتش بس و پایان جنگ با هدف مبارزه برای مردم ایران و با هدف رسیدن به آزادی و دمکراسی به سازمان مجاهدین خلق پیوستم و مدت دوازده سال از عمر و جوانی خود را در راه مجاهدین به بادفنا دادم، در راهی پوچ و بی ارزش که با دروغ و شارلاتان بازی بنای آنرا نهاده بودند.
در سازمانی که تمام شعارهای خود را بر روی موضوع حقوق بشر متمرکز کرده بود و هنوز هم از همین راه نان می خورد شاهد پایمال شدن ابتدایی ترین حقوق انسانهائی بودم که اکثرآ برای رسیدن به آزادی و دمکراسی و برای اعمال همین حقوق بشر جان و مال و همه چیز چیز خود را کف دست گذاشته بودند تا به هدف خود برسند،اما متآسفانه باند رجوی برای بقای خود و برای سرپا ماندن دست به استسمار تمامی افراد خود زد و تا می توانست تسمه از گرده افراد خود کشید.
خانم عاصمه جهانگیر محترم:
همانگونه که اشاره کردم نغض حقوق بشر بطور گسترده در تمام دنیا متآسفانه در حال گسترش است و کشور من هم از این جریان مستثنی نیست، اما این مهم همیشه برای محکم کاری باید در نظر گرفته شود که چه کسی در برابر همین حکومت ها خود را آپوزاسیون می نامد؟ و آیا این آپوزاسیون خود در راستای تحقق حقوق بشر و قوانین بین المللی قدم مثبتی بر می دارد؟ و یا ارزشی برای انسانیت قائل است یا نه؟
متآسفانه آقای احمد شهید تحت تآثیر تبلیقات سازمان مجاهدین به هیچ عنوان اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین را تحت بررسی قرار نداده و به رسمیت نشناخت وبعضآ هم گزارشات خود را در خط مجاهدین ارائه می داد که این با ارزشهای شغلی و مسؤلیت در مقام شما مغایرت دارد.
نغض مستمر حقوق بشر در سازمان مجاهدین بوده و متآسفانه هنوز هم پس از خروج از عراق در آلبانی ادامه دارد، یکی از این موارد هم حتی در آلبانی که جزئی از قاره آزاد اروپاست این است که هنوز اعضای موجود در سازمان مجاهدین اجازه انتخاب نوع زندگی خود را ندارند و تشکیلات مجاهدین مانند گذشته برای آنان تصمیم می گیرد، آیا از نظر شما به عنوان یک فرد مسؤل در کانون حقوق بشر این نغض ابتدائی ترین قوانین نیست؟ آیا انسان در هر کجای دنیا که باشد خود نبایستی برای خود تصمیم گیری کند؟ آیا انسان آزادی انتخاب ندارد؟ آیا اگر کسی وارد یک سازمان سیاسی شد اما پس از مدتی تصمیم به خروج از سازمان مزبور را به هر دلیلی گرفت بایستی با وی برخورد شود یا مانع خروج او شوند ویا بایستی به او تهمت مزدوری زد؟
اینها تنها سر سوزنی است از آنچه در سازمان مجاهدین می گذرد و متآسفانه کسی هم از مقامات حقوق بشری نیست که به عنوان یک انسان مسؤل با این موارد ضد بشری برخورد کند و مانع ادامه آن شود، سازمان مجاهدین با شعار های گوناگون حقوق بشری همچنان در درون تشکیلات خود مشغول استسمار انسان هاست و تلاش می کند تا با ادامه همین سیاست بر ملت بزرگ ایران چیره شود و برای قبضه کردن قدرت از هیچگونه حرکت ضد انسانی دریغ نخواهد کرد،بمب گذاری ها و ترورهای سالهای اول انقلاب ایران را حتمآ بخاطر دارید، عملیات نظامی که از درون خاک عراق و با حمایت صدام دیکتاتور بر علیه سربازان ایرانی انجام می شد را هم حتمآ به یاد دارید، و هزاران حرکت و عمل ضد بشری دیگر که در این نامه نمی گنجد،اما امیدوار هستم که در راه اعمال مسؤلیت خود به هیچ عنوان تحت تآثیر اخبار دروغ و یکجانبه سازمان مجاهدین قرار نگیرید و برای اعلاعات بیشتر به مراجع مختلف منجمله اعضای سابق و جدا شده سازمان مجاهدین رجوع کنید.ما اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین شاهدین زنده از درون تشکیلات مجاهدین هستیم و می توانیم بهترین کمک کار شما برای رسیدن به واقعیت های درون تشکیلات مجاهدین باشیم، کما اینکه شما در مقام یک گزارشگر حقوق بشر بایستی صدای ما اعضای جدا شده را هم به گوش جهان برسانید زیرا ما هم به نوعی قربانی شده ایم.

با آرزوی موفقیت
ادوارد ترمادو آلمان
04/11/2016