مجاهدین و کوروش بزرگ

مجاهدین و کوروش بزرگ
وبلاگ ادوارد
03/11/2017

آیا میتوان حتی سر سوزنی مجاهدین و راه و روش خیانتکارانه و جنایتکارانه مجاهدین را با راه و روش کوروش بزرک و فرهنگ باستانی ایران گره زد؟

سازمان مجاهدین یا در اصل همان فرقه نکبت بار تاریخ ایران در طول بیش از سه دهه برای به قدرت رسیدن با کمال روداری و دریوزگی با تمام کسانی که دشمن ایران و ایرانی بوده اند دست به دست بوده،تا دیروز با صدام جنایتکار و امروز هم بطوریکه برای همگان روشن است با جنگ طلبان امریکا و سعودی هم پیمان و همراه شده، مجاهدین برای رسیدن به حکومت هزاران نفر را با فریب و نیرنگ هم به کام مرگ کشانده اند و هم اینکه تا کنون در بند اسارت تشکیلاتی منحوس خود دارند،مجاهدین به اجبار در تشکیلات خود خانواد ها را از هم پاشیدند، مجاهدین در قرارگاه های خود در دوران صدام با فشار روحی روانی به افراد خود باعث خودکشی ها شدند، مجاهدین اطلاعات نظامی کشور را در دوران جنگ به صدام می دادند، مجاهدین برای بقای خود هنوز هم آماده هستند تا از کیسه مردم ایران بخشش کنند و حاضرند برای به قدرت رسیدن دست به هر جنایتی بزنند، مجاهدین اجازه نمی دهند خانواده های اعضای دربندشان با آنان ملاقات کنند ووو هزاران جنایت و خیانت و رفتارهای ضد انسانی دیگر که تنها در مجاهدینی یافت میشود که سودای حکومت کردن بر ایران را دارند که البته خواب پنبه دانه است.
اما سئوال اینجاست،کوروش بزرگی که شماها در سایت خود با نام کوروش کبیر نام برده اید کدام رفتاری را داشته که در بالا گفته شد؟
کوروش چکمه لیس دشمنان ایران نبوده، کوروش اطلاعات فروش هم نبوده، کوروش همسران را از هم جدا نکرده، کوروش شورای رهبری زنانه هم نداشته تا با آنان تحت عناوین مختلف هر کاری انجام دهد.
اگر به منشور کوروش بزرگ باور داریم نبایستی اجازه دهیم کسانی که سالها به ایران و ایرانی خیانت کرده اند نام کوروش را به زبان بیاورند، کوروش بزرگ قسمت مثبت تاریخ ایران را از آن خود کرده در حالیکه مجاهدین قسمت بزرگ منفی و تاریک تاریخ این مرزو بوم هستند، مجاهدین در واقع به کوروش و فرهنگ باستانی ایران هیچگونه بارو ندارند، اما برای سو استفاده از روز کوروش در سایت های خود تلاش دارند تا خود را ایرانی جلوه کنند که فرهنگ و تمدن باستان ایران را باور دارند، غافل از اینکه برای تمام مردم ایران ضد ایرانی بودنشان سالهاست اثبات شده،همان بهتر که نام هلاکو و مغول را با نام سازمان خود گره بزنند، چون تاریخ ایران از شما هم نفرت دارد.

Advertisements

آزادی سمیه محمدی تو دهنی محکمی به تشکیلات کذائی

آزادی سمیه محمدی تو دهنی محکمی به تشکیلات کذائی
وبلاگ ادوارد
19/10/2017

شنیدن خبر آزادی سمیه محمدی برایم بسیار خوشحال کننده بود، آزادی سمیه را ابتدا به پدر سمیه، آقای مصطفی محمدی و به خانواده ایشان که برای دودهه صدای اعتراض خود به زندانی شدن دخترشان سمیه در تشکیلات رجوی را به اشکال گوناگون به گوش جهانیان رساندند تبریک می گویم و سپس بازگشت سمیه را به دنیای آزاد و به آغوش خانواده، به خودش که شجاعانه عمل کرد خوش آمد می گویم و برایش بهترین ها را آرزومند هستم.

خانواده محمدی برای آزادی فرزند خود از چنگال رجوی ها رنج فراوان کشید و آقای مصطفی محمدی بارها و بارها مورد ضرب و شتم مزدوران فرقه ای چه درعراق و چه در فرانسه قرار گرفت، در همین راستا فرقه رجوی تا می توانست تهمت و افترا زد و رزیلانه تلاش داشت تا خانواده محمدی را از تلاش برای رهایی فرزندشان بازدارد، اما با ایستادگی و مقاومت خانواده محمدی، سمیه آزادی خود را بازیافت و فرقه رجوی برای بار چند هزارم بور شد،این بورشدن بر تشکیلاتتان مبارک باد.

اما جدایی سمیه برای سازمان مجاهدین و برای تمام کسانی که عزیزانشان گرفتار فرقه در تشکیلات مخوف رجوی هستند هم پیامی دارد و هم تو دهنی محکمی است بر دهان فرقه ای که تمام تلاشش را برای در بند نگهداشتن افراد در تشکیلات اجباری خود دارد، برای خانواده های اعضای گرفتار پیامی روشن که می توانند فرقه رجوی و پوز منحوسش را با مقاومت بر زمین بکوبند و عزیزشان را از چنگال اهریمن نجات دهند، سازمان مجاهدین امروز توانایی هیچگونه مقاومتی را در برابر فشار خانواده ها ندارد و در شرایط سقوط و از بین رفتن قرار گرفته، مقاومتی را که خانواده محمدی در برابر فرقه رجوی انجام داد قابل تحسین است، پس بایستی از این حرکت شجاعانه درس گرفت و عمل نمود.
آزادی سمیه محمدی برای تشکیلات فرقه این پیام را دارد که برای به بند کشیدن انسان هر چه سرکوب کنید، هر چه تهمت بزنید و هر چقدر هم که خشونت به خرج بدید منطق با آزادی است و نمی توانید با زور وفشار مهارش کنید، و همین هم تضمین کننده سقوط فرقه و تشکیلاتتان است که اکنون شاهدش هستید، با آرزوی موفقیت و شروع زندگی تازه در دنیای آزاد برای سمیه و با آرزوی آزادی دیگر عزیزان از قید و بند اسارت و بندگی از فرقه مجاهدین.

فروپاشی تشکیلات دیکتاتوری نزدیک است

فروپاشی تشکیلات دیکتاتوری نزدیک است.
وبلاگ ادوارد
05/10/2017

بی اندازه خوشحال شدم وقتی که ویدیو ورود محمد تورنگ دوست عزیزم را به نزد خانواده اش دیدم، همین دو روز پیش بود که این ویدیو را تماشا کردم و هنگام روبرو شدن محمد تورنگ با مادرش بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر شد،نمی دانم، شاید به یاد مادرم افتادم که در لحضه دیدار پس از از بیست و یک سال دوری بیهوش نقش بر زمین شد، در لحضه در دلم به رجوی و تشکیلات کثیفش صد لعنت فرستادم که کارگردان چنین صحنه های آزار دهنده ای است، براستی چه مادران و پدرانی که چشم به در دوختند تا فرزندشان از اسارت رجوی خلاص شوند اما از بی رحمی رجوی ها در انتظار دیدار فرزند خود از دنیا رفتند و در لحضه بستن چشم خود رجوی ها را هزاران بار لعنت کردند.
هنوز هم مادران سالخورده و پدران رنجوری که فرزندی در بند رجوی دارند چشم خود را به در دوخته اند تا شاید روزی فرزند و جگرگوشه خود را آزاد شده از چنگال اهریمن ببینند.

اما از اینکه دوستم محمد تورنگ هم توانست از بند اسارت خلاص شود و به آغوش خانواده باز گردد بسیار خوشحالم و این خود خاری است به چشم نحس رجوی که مخالف خانواده است و هرگز تحمل دیدن پیوند خانوادگی کسی را ندارد، با جدا شدن محمد تورنگ و تورنگ ها، و صل مجدد به خانواده، بر تشکیلات رجوی لرزه ای شدید وارد می شود و نوید فروریزی تشکیلات مخوفش را سر می دهد، باشد تا دیگر دوستانمان که هنوز دربند تشکیلات هستند با شنیدن خبر بازگشت محمد تورنگ به کانون گرم خانواده به خود آیند و سقف تشکیلات مخوف رجوی را بر سر سرانش فرو ریزند و به دنیای آزاد بازگردند،آری به همین روال فروپاشی تشکیلات دیکتاتوری نزدیک است.

مریم رجوی چهره تروریستی و مزدوری خود را دوباره به نمایش گذاشت.

مریم رجوی چهره تروریستی و مزدوری خود را دوباره به نمایش گذاشت.
وبلاگ ادوارد
20/09/2017
اولین سخنرانی آقای ترامپ در سازمان ملل،که نه به زبان دیپلماسی بلکه به زبان بازاری و دور از شآن یک ریئس جمهور بود دل مریم رجوی را با خود برد، بطوریکه هنوز ترامپ عرق پیشانی خود را خشک نکرده بود، مریم رجوی از سر شوق و ذوق سراسیمه با صدور بیانیه ای مزدوری خود را اعلام و وقیحانه از امریکا خواست تا سلاح ها و قرارگاه های تروریستی خود در عراق را به آنان پس دهند، البته می گوییند ثنار بده آش، این در خواست مریم یا مجاهدین این پیام را به دنبال دارد که، اولآ سازمان مجاهدین تمام مزخرفاتی را که بعد از سرنگون شدن اربابش صدام مبنی بر اینکه سازمان از 2003 هیچگونه عملیاتی انجام نداده نشخواری بیش نبوده،و تنها برای فریب افکار عمومی و دولت های اروپائی بلغور کرده و تا کنون ماهیت تروریستی خود را در لفافه حفظ نموده، ما اعضای جدا شده بارها ماهیت تروریستی این سازمان مخوف را افشا کرده و گفته ایم که سازمان بدون خونریزی هرگز نمی تواند، این البته ماهیت سازمانی است که تشکیلات خود را در چند دهه گذشته با خون جوانان ایران آبیاری کرده و سر پا بوده.
دوم اینکه با سخنرانی ترامپ آب از لب و لوچه خانم براه افتاد و با این گمان که امریکا برای سازمانش تره خورد می کند مزدوری خود را که تا کنون پنهان می کرد برملا کرد و جای هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشت.
سازمان مجاهدین از سال 2003 که صدام یا پدر خوانده خود را از دست داد دربدر و بیکس مانده و برای بازگشت به شرایط سابق یعنی مسلح شدن از هیچگونه تلاشی دریغ نکرده، هم به دامن عربستان ضد ایرانی چنگ زده و هم به دامن اسرائیل و هم برای امریکائی های جنگ طلب خوش رقصی نموده، البته ملاقات چندی پیش امریکائی های جنگ طلب را با مریم رجوی در پاریس بایستی مد نظر داشت، که در همان دیدار به این خانم حتمآ در مورد سخنرانی ترامپ در سازمان ملل گوشزد شده و خانم هم سرسپردگی خود را همانجا اعلام نموده.
امریکا و سعودی و اسرائیل سالهاست که به دنبال فروپاشی نه تنها رژیم ایران بلکه خود ایران هستند، چرا که ایران پهناور امروز و فردا در منطقه تامیین کننده منافع امریکا مانند چهار دهه قبل نیست و نخواهد بود، و برعکس برای امریکا دردسرساز هم هست و خواهد بود، پس همانطوریکه قبل از به هم زدن سوریه پنتاگون نقشه خاورمیانه جدید را طراحی کرده بود که در آن از ایران امروزی هم خبری نبود، هنوز به دنبال از هم پاشیدن کشور عزیز ما هستند، مجاهدین اما که سالهاست رویای حکومت کردن در ایران را خواب می بینند، برای به قدرت رسیدن از هیچ خیانت و جنایتی کوتاهی نکرده ا ند، از مشغول کردن نیروی رزمی ایران در سال 1360 که کشور را در بحران فرو برد، تا بمب گذاری و کشتار مردم و بعد هم گریختن به دامن صدام یاغی، همگام شدن مجاهدین با ترامپ دیوانه و ناتانیاهو و سعودی، که مجاهدین باز هم تصور حکومت کردن را در آن می بینند نوع جدیدی از خیانت به کشور و مردم ایران است، چرا که در شرایط امروزی منطقه ما، هر گونه جرقه جنگ که مجاهدین برای برپائی آن از امریکا و ترامپ خواهان قرارگاه و سلاح شده اند کشور را تبدیل به کشوری بدتر از سوریه خواهد نمود و این البته این خواست همان مثل شوم یعنی امریکا و اسرائیل و سعودی است.
مردم شریف ایران با تمام مشکلاتی که امروزه دارند هرگز به خیانتکار و اجنبی روی خوش نشان نداده و نخواهند داد، همین مثلث شوم که امروزه با مجاهدین تبدیل به چهارگوش شوم شده اند بخوبی می دانند که اگر قرار به جنگ و تجاوز به خاک ایران باشد مردم ایران از پیروجوان تا خرد و کلان با چنگ و دندان از شرف و کشور خود دفاع خواهند نمود، دفاعی که دودش مستقیم به چشم دشمن و مزدورانشان خواهد رفت و مطمعنآ اول از همه در چشم مجاهدین، موتور سوار ناعقل و آنکه به ترکش می نشیند ناعقلتر،ترامپ یک فرد خام غیر سیاسی، دنباله روی او هم احمق.

مجاهدین در پنجاه و دو سالگی

مجاهدین در پنجاه و دو سالگی
وبلاگ ادوارد
11/09/2017

شهریور امسال پنجاه و دومین سالگرد سازمان مجاهدین در شرایطی برگزار می شود که پس از بیش از نیم قرنی که از تاسیس سازمان می گذرد به دلیل کج روی ها و خیانت های پی در پی شخص مسعود رجوی برای حفظ جان خود و منافع شخصی خود، سازمان در پایین ترین نقطه زیر صفر قرار دارد و در حال فروپاشی تمام عیار به سر می برد.
سازمان مجاهدین می توانست در جایگاه بالاتری قرار بگیرد که برای کشور و مردم تایین کننده باشد اگر مسعود رجوی دست به خیانت نمیزد و اگر به آرمان های انقلابی سازمان آنطوری که پایه گذاری شده بود پایبند می بود، اما متاسفانه نه تنها نتوانست یا نخواست دنباله روی آرمان های انقلابی سازمان باشد بلکه برای حفظ جان خود و برای ادامه حیات ننگین خود با راه اندازی جنگ مسلحانه در زمانی که صدام ملعون خاک ایران را برای کشورگشائی اشغال کرده بود نیروی ایران را در درون شهرهای ایران مشغول کرد و باعث کشته شدن تعداد زیادی از شهروندان کشورمان شد.
خیانت رجوی به کشور و سازمانش زمانی به اوج خود می رسد که رجوی فرانسه را ترک کرده و به دست بوسی صدام جنایتکار در بغداد می شتابد تا با صدام اشغالگر و ضد ایران و ایرانی قدم در راه خیانتی بزرگتر از قبل بگذارد، سرسپردگی رجوی و دارودسته اش به صدام و خیانت آشکار به ایران پس از سقوط صدام با نمایش فیلم هائی که توسط استخبارات صدام مخفیانه از ملاقات های خود مسعود رجوی و بقیه کادرهای بالای سازمان با مقامت عراقی گرفته شده برای همه واضع و روشن است و سازمان مجاهدین در این رابطه تا کنون هیچ توضیحی هم نداده و حتی به روی مبارکشان هم نیاورده.
پس از سقوط ارباب ضد ایران و ایرانی یعنی صدام سازمان روند سرسپردگی و مزدوری خود را ادامه داد و در همین راستا از شکاف بین رژیم ایران و عربستان سعودی که همواره ضدیت خود را با ایران و مردم ایران آشکار کرده استفاده کرد و به سرعت زیرعبای سعودی های وهابی خزید،زمانی هم که همین سعودی ها داعش را برپا کردند و در آن زمان که داعش عراق را هدف قرار داد همین مجاهدین برای انحراف اذهان عمومی از داعش با عنوان عشایر انقلابی عراق یاد می کردند.
سزمان مجاهدین امروز در حال فروپاشی است و اعضای سازمان امروزه در خاک اروپا همانگونه که پیشبینی کرده بودیم در حال جدا شدن از این سازمان و تشکیلات عنکبوتی هستند، سران سازمان گمان می کردند با دعوت از جمهوری خواهان جنگ طلب امریکا می توانند از ریزش نیرو جلوگیری کنند اما همانگونه که قبل از ورود اعضای سازمان به آلبانی گفته بودیم هر روز روند جدا شدن افرادی که چشمشان به حقیقت باز شده شتاب بیشتری می گیرد، در واقع امروز در درون تشکیلات مجاهدین در تیرانا خبر چندانی از نیروی جوان نیست و همین تعدادی هم که باقی مانده اند در حال جداشدن هستند و با جدا شدن از سازمان گروگانگیر مجاهدین به دنبال تشکیل زندگی نوینی می باشند، با جدا شدن اندک نیروی جوان از سازمان و ماندن مابقی که عده ای پیر و از کار افتاده هستند بزودی سازمان مجاهدین تبدیل به آسایشگاه سالمندان مجاهدین خواهد شد.
نتیجه خیانت به خلق و میهن همین است که دست آخر در خفت خاری حتی در برابر اعضای خود هم جوابی نداشته باشند چه رسد به خلق قهرمان ایران.

ملاقات جنگ طلبان امریکا با مریم رجوی حمایت بی چون و چرا از تروریست است.

ملاقات جنگ طلبان امریکا با مریم رجوی حمایت بی چون و چرا از تروریست است.
وبلاگ ادوارد
16/08/2017

هر چه زمان می گذرد هم چهره امریکا و هم وابستگی مجاهدین به امریکا و مزدوران منطقه برای جهانیان آشکارتر می شود.
ملاقات اخیر تعدادی از جنگ طلبان امریکا با مریم رجوی که امروزه خود را همه کاره فرقه تروریستی می داند، تنها می تواند حمایت امریکا از تروریست جهانی تفسیر شود، زیرا امریکا خوب می داند که مجاهدین دارای چه سابقه ای هستند و دستشان حتی به خون مستآشاران امریکائی هم آلوده است، اما آیا این دیوانگان که در امریکا به قدرت رسیده اند ترور هم میهنان خود را فراموش کرده اند؟

البته که نه و هرگز هم فراموش نخواهند کرد، امریکا برای منافع خود در همه جای دنیا خصوصآ در منطقه ثروتمند خاورمیانه حاضر است تمام مردم منطقه را به خاک و خون بکشد، نمونه آن تربیت کردن طالبان و القاعده و داعش می باشد که با دست امریکا برای برهم زدن منطقه تربیت شدند و باعث کشتار مردم بی گناه و بی دفاع و به دنبال آن بی ثباتی منطقه و جهان را که خواست امریکا بود رقم زدند، تربیت گروه های تروریستی کاری است که خانم هیلاری کلینتون به آن اعتراف کرده، القاعده را در برابر شوروی سابق در جنگ سرد بین شرق و غرب قرار دادند که پس از فروپاشی شوروی پایش را در جنگ و کشتار منطقه باز کردند.

از قدیم گفته اند موش گرفتن گربه محض رضای خدا نیست، دلسوزی امریکا برای مردم ما یا کشورهای دیگر هم محض خاطر مردم آن کشورها نیست، تمام جنگ ها و کشتارها که امروز منطقه ما درگیرش هست به نوعی زیر سر امریکا برای رسیدن به منافع خود می باشد.

در دوران صدام به بهانه اورانیوم واینکه صدام در پی ساخت بمب اتم است و با بهانه نقض حقوق بشر و وعده های سرخرمن به مردم عراق صدام را سرنگون کردند که حتی به اعتراف خودشان یک گرم اورانیم هم درعراق پیدا نکردند، در آن دوران هم عده ای فکر می کردند که امریکا درهای بهشت را به روی مردم عراق باز خواهد کرد اما طولی نکشید که دروازههای جهنم را به روی مردم عراق باز کرد و بعد هم که متوجه شد ایران پایش را در عراق بازکرده قاعده بازی را با وارد کردن داعش به عراق عوض کرد تا به کشتار و بی ثباتی دامن بزند، نمونه دیگر هم سوریه است که با همان تاکتیک و کلک سوریه را به ویرانه تبدیل کرد،این سیاست امریکاست که کشورهای نفت خیزی که منافع امریکا را تآمین نمی کنند را به ویرانه تبدیل کند تا با چنگ اندازی به ثروت آن کشور برای سالیان دراز منافع خود را تآمین کند، اما سالهاست که همین سیاست را در قبال ایران دنبال میکند که به شکر پروردگار تا کنون انگشتش به آنجایش مانده و برای به کرسی نشاندن این بازی مرگبار به سراغ فرقه مجاهدین رفته که در دورانی دست به کشتار مستآشاران امریکا در ایران زده اند، همان کسانی که پس از فروپاشی اردوگاه اشرف حتی به یک اعضای مجاهد هم اجازه ورود به خاک خود را نداد چرا که امریکا مجاهدین را تروریست می داند اما برای پیشبرد هدف اتفاقآ به همین تروریست ها نیاز دارد تا بتواند به خیال خود آرامش داخلی کشور ما را هم مانند عراق و سوریه به هم بزند، اتفاقآ فرقه مجاهدین پتانسیل خوبی هم در مزدوری و هم در کشتار دارند و امریکا هم به این امر واقف است، بایستی هوشیار بود و مردم ایران البته هوشیار هستند و چون از مجاهدین تنفر دارند پس جای نگرانی نیست انگشت مجاهدین هم در آنجایشان خواهد ماند.

درگذشت تآسف انگیز خانم مریم میزاخانی اولین ریاضیدان زن ایرانی و سکوت مریم رجوی،چرا؟

درگذشت تآسف انگیز خانم مریم میزاخانی اولین ریاضیدان زن ایرانی و سکوت مریم رجوی،چرا؟

وبلاگ ادوارد

18/07/2017

با تسلیت از صمیم قلب به بازماندگان خانم مریم میرزاخانی و مردم شریف ایران.

خانم مریم میرزاخانی یکی از بزرگترین افتخارات این مرز و بوم و اولین زن برنده جایزه فیلد بود که متآسفانه چند روز پیش درگذشت، این برای دنیای علم فاجعه و برای مردم ایران و جهان بسیار غم انگیز است، دراین چند روز اساتید بسیاری از دانشگاه شریف درون کشوراز ایشان تجلیل کرده و وی را ستودند و ابراز تآسف از مرگ این بانوی افتخار آفرین ایرانی را ابراز داشتند، دانشگاه شریف همان دانشگاهی است که مریم قجر (رجوی) هم از آن فارغ التحصیل شده، اما این کجا و آن کجا.

مرگ چنین بانوی پرافتخاری که نام ایران وایرانی را در جهان پیچیده علم ریاضی به عرش برد برای تمام ایرانیان میهن پرست باور نکردنی وغم انگیز است و مطمعنآ درچنین مواقعی اشک تمامی مردم ما برای ایشان برگونه چکیده.
اما چرا مریم قجر(رجوی) که در خارج کشورسالیانه چندین بار برای لاشخورهای کشورهائی که چشم دیدن ایران و ایرانی را ندارند سفره هفت رنگ پهن می کند و برای سخنرانی های آنان مثل نقل و نبات پول پخش می کند و اگر کسی از همین سران عرب بمیرد خود ماتم میگیرد و بقیه اعضای سازمان راهم وادار به ماتم و سوک میکند (نمونه مرگ یاسر عرفات در سال ۱۳۸۳) هیچ واکنشی حتی یک تسلیت ساده به زبان نیاورد و تنها به کمسیون زنان که اساسآ معلوم نیست چه صیغه ای است واگذار کرد که آن هم گویا کمسیون معلوم الحال اجبارآ تنها در چند سطر کوتاه تسلیت گفت.
البته برای بانوی نابغه ای چون خانم میرزاخانی همان بهتر که اسمشان از دهان گندیدگانی چون مجاهدینشنیده نشود.

اما داستان چیست و چرا مریم رجوی خود شخصآ تسلیت نگفت و آنرا به کمسیون معلوم الحالش پاس داد؟ واقعیت این است که هر کس که با مجاهدین از نزدیک آشنائی داشته باشد بخوبی می داند که برای مجاهدین تخصص و هنر، متخصص و هنرمند ارزشی ندارد، تنها کسانی در مجاهدین از آنان یاد میشود که رهبران آنان را ستایش کنند و در برابرشان تعظیم نمایند، برای نمونه به دو مورد اردوگاه اشرف اشاره می کنم دندان پزشکی که جراح بود و از امریکا فارغ التحصیل بود (از نام بردن معذورم) پس از مدتی کار دندان پزشکی دربهداری اشرف به دلیل اینکه در تشکیلات استسماری رجوی باب میل سران سازمان عمل نکرده بود از بهداری به محور پنجم منتقل شد و در سالن غذا خوری مسؤل صنفی شد، این در حالی بود که در اردوگاه اشرف کمبود شدید دندان پزشک بیداد می کرد و بعدآ دندان پزشک از بغداد اعزام می کردند، نمونه بعدی کسی که تخصص هسته ای و شیمیائی داشت که او هم به دلیل لنگیدن در تشکیلات به بهداری محور منتقل شد تا نظافتچی بهداری باشد اما از همان فرد در زمانی که عراق تحت بازدیدهای هسته ای از سوی سازمان ملل قرار داشت و چند بار هم برای بازدید به اشرف آمدند استفاده میشد تا با ماموران سازمان ملل گفتگو کند چون مسؤلین سازمان، هر از بر تشخیص نمی دادند.
بیاد داریم هنگامی که چند خوننده سرشناس پایشان به محفل های مجاهدین باز شده بود در درون سازمان از آنان چقدر تعریف تمجید میشد اما همان که به خود آمدند و راهشان را از تروریست ها جدا کردند و به سوی مردم خود بازگشتند از سوی سران سازمان چه تهمت هائی که نثارشان نشد، مثل زنده یاد خانم الهه و زنده یاد ویگن.
بطور کلی از منظر مجاهدین کسی به حساب میاید که در خدمت رهبری سازمان تروریستی مجاهدین باشد و البته با در دست داشتن یک دستمال نرم، تخصص این کار را در سازمان می تواند دریافت کند.
مجاهدین اوج گرفتن ایرانیان را درعرصه های علمی و تخصصی و هنری یا سیاسی بر نمتابند، به این دلیل که خود هیچ عمل درستی در کارنامه خود در این بیش از پنج دهه نداشته اند، اگر یک ایرانی که در هر عرصه ای چه هنری و چه علمی در دنیا معروف و محبوب باشد اما به ایران سفر کند این تنفر در درون سازمان نسبت به آن فرد ضریب می خورد که چرا علم خود را به ایران انتقال می دهد، آیا تا کنون در نشریه ها و رسانه های مجاهدین دیده و یا خوانده اید که نامی از اسطورهای ایرانی که در جهان علمی یا پزشکی یا تتخصصی در دنیا شاخص هستند و دنیای پیچیده علم را درنوردیده اند و باعث عزت ایران و ایرانی بوده اند برده شود؟ نه هرگز، چون تا زمانی که اینگونه افراد در برابر رهبران مجاهدین سر خم نکنند اساسآ برای مجاهدین ارزشی ندارند، البته مجاهدین ارزش این را ندارند نام کسانی که مایع افتخار کشورمان هستند را ببرند. پاینده باد ایران

یکصدهزار نفر در تجمع مجاهدین از کجا؟

یکصدهزار نفر در تجمع مجاهدین از کجا؟

وبلاگ ادوارد
05/07/2017

روز شنبه هفته گذشته در پاریس مجاهدین تجمعی را طبق روال هر سال به مناسبت ۳۰ خرداد سال 1360، روز اعلام جنگ مسلحانه که بر علیه ایران و ایرانی بود بر پا کردند، این روز ننگین نه تنها هرگز از تاریخ ایران و از ذهن هیچ ایرانی پاک نخواهد شد، بلکه و به عنوان یکی از خیانتکارانه ترین عملکردهای سازمان خبیث مجاهدین ثبت شده در تاریخ ایران باقی خواهد ماند،در زمانی که ارتش جنایتکار صدام خاک ایران را لوث کرده بود مجاهدین با اعلام جنگ مسلحانه که به گفته خودشان علیه حکومت بود، اما در اصل باعث قفل کردن نیروهای نظامی ایران در درون شدند تا صدام بتواند مواضع خود را در مناطق اشغالی محکم کند.
این عمل که خیانت بارزی بر علیه کشور و تمامی ایرانیان است برای مجاهدین افتخار تلقی میشود به طوریکه بارها خود از زبان رجوی ها مستقیمآ شنیده ام.
اما با افشاگری های بی امان اعضای جداشده در بیش از یک دهه اخیر وبا بازکردن و توضیح در رابطه با این خیانت آشکار، مجاهدین در رابطه با روز برگزاری مراسم سی خرداد که هر ساله دقیقآ در همان روز سی خرداد برگزار می کردند تجدید نظر کرده و همان مراسم را در روز دهم تیر برگزار میکنند تا در افکار عمومی خیانت و جنایت سی تیر 1360 را کمرنگ کنند.
در این مراسم وتجمع هر ساله تعدای از عجوبه های جنگ طلب امریکائی که چشم دیدن ایران ایرانی را ندارند با دریافت پول های هنگفت دراین مراسم حاضر می شوند تا بر طبل جنگ بکوبند تا شاید راهی برای کشاندن ایران به معرکه ای مانند سوریه و عراق پیدا کنند و کشور را به ویرانه تبدیل کرده و مردم ایران را دربدر کنند، سیاست امریکا امروز در منطقه ما برای منافع خود همین است و مجاهدین با نزدیکی به سعودی و دعوت مکرر از ترکی فیصل شاهزاده سعودی و رئیس سابق استخبارات مخوف سعودی گویای رهروی مجاهدین از همین خط می باشد، دشمنی سعودی و امریکا با ایران و ایرانی بر کسی پوشیده نیست .

در مقابله با گردهمائی مجاهدین البته اعضای جدا شده نیز در پاریس حضور داشتیم تا چهره مجاهدین را با تجمع و افشاگری فاش و برملا کنیم، اتفاقآ تجمع ما اعضای جدا شده امسال بسیار هیجان انگیزتر هم برگزار شد، تا خاری باشد در چشم هر آنکس که ضد ایران وایرانی قدمی برمیدارد.

اما گذشته از اینها، مجاهدین هر ساله اعلام می کنند که در گردهمائی کذائیشان یکصدهزار ایرانی شرکت کردند، آیا این رقم درست است؟ آیا کسانی که در این سالن در تلویزیون مجاهدین و یا در محدود رسانه ها دیده میشوند ایرانی هستند؟ اگر مجاهدین قدرت این را داشتند که یکصدهزار ایرانی را در سالن خود جمع کنند، البته فقط ایرانی را باور کنید تا کنون در تهران بودند و حکومت می کردند،اما ایهات که در دروغگوئی و حقه بازی دست گوبلیز را از پشت طناب پیچ کرده اند، در رابطه با جمع کردن مردم غیر ایرانی در تجمعات مجاهیدین مقالات زیادی نوشته شده و همه می دانند که نیروی حاضر در سالن های مجاهدین تشکیل شده از پناهندگان سوری و افغانی و حتی گاهآ از سیاه پوستان و تعدادی زیادی هم از اروپای شرقی با وعده گردش در پاریس و خوابیدن درهتل.
اما در هفته گذشته هنگامی که با دوستان خود از پاریس به شهر خود در آلمان برمی گشتم از سوی یکی از دوستان ارمنی که اهل ارمنستان هستند و از دوستان نزدیک من و در ضمن پناهنده در کشور آلمان و بلاتکلیف و بدون پاسخ و هنوز پناهندگیشان پذیرفته نشده تلفنی دریافت نمودم که متوجه شدم پسر و دختر ایشان در پاریس هستند،دوستم،پدر آنان می گفت که بچه هایش را کلیسا برای گردش به پاریس برده،در لحضه متوجه موضوع شدم که به تجمع مجاهدین برده شدند، گوشی را قطع کردم تا به خانه رسیدم، ساعت دوازده شب از خانه با دوستم تماس گرفتم و جویای موضوع شدم، پدر آنان گفت، چند روز پیش یکی از دوستانشان به آنان گفته که کلیسا برای گردش در پاریس برنامه دارد اگر مایل هستید می توانید شرکت کنید اما هر فردی بایستی معادل بیست و پنج یورو بپردازد،بچه ها قبول می کنند و پدر و مادرشان هم با این خیال که پای کلیسا در میان است و موضوع حتمآ قانونی است قبول می کنند، روز دوشنبه به خانه آنها رفتم و دختر و پسرشان را دیدم و جویای موضوع شدم، آنان میگفتند که یک فرد روس این پیشنهاد را آورده و نفری بیست و پنج یورو هم برای کرایه اتوبوس پول گرفته اما آن فرد روس گفته که این برنامه از سوی کلیسا است ولی خرج خورد و خوراک پای خودتان است.
دختر و پسر جوانیکه در واقع فریب مجاهدین و پفیوز بازی آنها را خورده بودند می گفتند وقتی که به پاریس رسیدند آنان را به سالن برده و تا ساعت نه شب بدون هیچ مواد غذائی در سالنی که به گفته آنان بسیار گرم بودن با دهان خشک نشسته و منتظر تا خانمی که روی سن بود هیاهو کند اینان کلمه ای هم از بیانات شیرین خانم رجوی را نفهمیدند، دختر جوان میگفت پس از چندساعت انتظار در سالن چند زن چچنی که همراهشان از کلن آلمان برده شده بودند دادو بیداد سر می دهند که این چه گردشی در پاریس است مگر ما آمده این اینجا در سالن بنشینیم، ساعت نه شب با اتوبوس همین سیاهی لشکر را به هتلی در خارج از پاریس بردند که بچه ها توانسته بودند با پول خود شام تهیه کنند، آنطوری که این دختر و پسر می گفتند آنان دو اتوبوس بوده اند که تمامآ از ارامنه ارمنستان، روس، چچنی، و افغانی بوده که تمامآ پناهندگانی بوده اند که پرونده شان در حال بررسی در آلمان است و همگی بلاتکلیف.

بی وجدانی مجاهدین را ببینید، همین خانواده ای که دوست خانوادگی ما هستند برای رسیدن به آلمان و شروع زندگی تازه خانه و کاشانه خود را فروخته و هر آنچه را که داشتند خرج راه کرده و حتی بچه ها تحصیلات خود را نیمه رها کرده اند تا بتوانند در این کشور ادامه دهند و در حال حاضر کیس پناهندگیشان با مشکل مواجه شده و برایشان وکیل گرفته ام، اما مجاهدین برایشان مهم نیست که با خارج کردن غیر قانونی پناهندگان چه به سرشان خواهد آمد، اگر عکسی از این افراد در چنین تجمعی خارج از محدوده پناهندگی برای کشوری که پناهندگی داده به دستشان بیفتد به سادگی فرد یا افرادی که بدون مجوز از کشور خارج شده اند را دیپرت خواهند کرد، آنموقع است که همین افراد تا آخر عمرشان مجاهدین لعنت شده را باز لعنت کنند.
اما وقتی که برایشان عملکرد مجاهدین و گذشته آنان را توضیح دادم و گفتم که خود دوازده سال در درون همین جماعت فریبکار بودم، وقتی که از ترورها و بمب گذاری هایشان گفتم، وقتی که از خودسوزی های تشکیلاتی در برابر چشم مردم اروپا در خیابانهای اروپا گفتم رنگ از رخسارشان رفت و با ابراز پشیمانی از کرده ناآگاهانه خود گریستند.
اما تا اینجا که خود پیگیر منبع اصلی و دلال غیر ایرانی مجاهدین بوده ام تا کنون کلیسائی در کار نبوده اما هنوز دنبال همان فرد روس هستم که البته دلال و کارچاقکن مجاهدین برای جمع کردن افراد هست و مطمعنآ پیدایش خواهم کرد و بایستی برای کار غیر قانونی خود در برابر قانون پاسخگو باشد.
از شیوه فریبکارانه مجاهدین با استخدام دلال های روس وغیر ایرانی برای پر کردن سالنهایشان بوضوع می توان دریافت که مجاهدین در میان ایرانیان خارج از کشور سوخته و مانند درون ایران هیچ پایگاه مردمی ندارند، بهتر است مجاهدین انقلاب خود را با غیرایرانیان ادامه دهند.

شادی و استقبال مجاهدین از عملیات هم خطی های داعشی خود

شادی و استقبال مجاهدین از عملیات هم خطی های داعشی خود

وبلاگ ادوارد

11/06/2017
چرا سازمان مجاهدین که نام آپوزاسیون جمهوری اسلامی را یدک می کشد عملیات ننکین مزدوران داعشی را که روز چهارشنبه در تهران رخ داد محکوم نکردند؟ چه سری در پشت پرده پنهان است، و آیا مجاهدین از این عملیات احمقانه خوشحال نیستند؟
پس ازحرکت احمقانه مزدوران داعشی در تهران درهفته گذشته، همه شاهد محکوم کردن آن در سطح جهان بودیم، از امریکا تا اروپا و مقامات کشورهای همجوار، شورای امنیت و سازمان ملل و حتی سخنگوی حزب دمکرات کردستان ایران نیز عملیات تروریستی را از سوی هر فرد یا جریانی محکوم کرد،در این میان تنها عربستان و چند کشور هم پیمانش که خود دست اندرکار بودند صدایشان در نیامد، و یا پس از سکوتی طولانی ماهیت ارتجاعی خود را نشان دادند اما در این میان مجاهدین چه کردند؟ مجاهدین نه تنها این عمل و حرکت ضد میهنی را که جان 17 تن از هموطنانمان را گرفت محکوم نکردند بلکه قلم به دستانشان را بسیج کردند تا این موضوع را با قلم کثیف و ضد میهنی خود لوث کنند، موضعگیری مریم رجوی که حتی از ابراز همدردی با خانواده های داغدار هم خودداری نمود نشان از آن دارد که این حرکت مزدوران داعشی بر دل مجاهدین نشسته و آنان از این جریان استقبال کردند، همین که در درون ایران چنین برخوردهائی رخ دهد مجاهدین اولین کسانی هستند که سرمست می شوند.
اگر این جریان در کشور دیگری رخ می داد که دولت و حکومتش دارای یک آپوزاسیون واقعی، مستقل و میهن پرست بود،بطور طبیعی آپوزاسیون مربوطه آنرا به شدت محکوم می کرد، اما مجاهدین اپوزاسیون نیستند، اینان تنها برای کسب قدرت تلاش می کنند و خود دم و دنبالچه کسانی هستند که دست اندرکاران این قضیه در درون ایران بودند، و یکی از دلایلی هم که به مجاهدین اجازه محکوم کردن این جریان را نمی دهد همین است که دست اندکاران این حمله بزدلانه ارباب سازمان مجاهدین هم هستند، اگر چه سازمان تروریستی مجاهدین که خود در ترور و خونریزی استاد هست از عملیات تروریستی طبعآ و قلبآ استقبال می کند، اتفاقآ در چنین مواقعی است که دم خروس بیرون می زند و چهره پلید مدعیان دروغی حقوق بشر که برای قدرت دست به هر جنایتی زده ومی زنند را رسوا می نماید،مجاهدین در دهه شصت در درون ایران آنهم در زمان جنگ با عراق دریای خون و کشتار به راه انداختند، با این گمان که نیروهای نظامی ایران درگیر جنگ با عراق هستند و گمان می کردند که می توانند سایه شوم خود را با همکاری صدام بر میهن مسلط کنند و برای خود حکومتی برپا کنند، حرکت ضد میهنی مجاهدین در دهه شصت باعث شد سازمانی که در درون ایران پس از حزب جمهوری اسلامی در جایگاه دوم جا داشت از نظر مردم ایران منفور گردد و تمام سران بزدل سازمان دست از پا درازتر یکی پس از دیگری از ایران فرار کنند که تا کنون هم آوره و دربدر هستند، عملیات احمقانه و جنایتکارانه ای که هفته گذشته در تهران رخ داد در مقابل عملیاتهای جنایتکارانه مجاهدین در دهه شصت مثل روش کردن یک چوب کبریت بود، اما مهم و مهمتر موضعگیریهای سران و رهبران و حتی احزاب و سازمان های سیاسی ایران بود که با موضعگیری قاطع و محکوم کردن این حرکت جنایتکارانه بر مبارزه با تروریسم تآکید کنند، کاری که مجاهدین نه تنها از محکوم کردن مستقیم خودداری کرد بلکه با اعطلاعیه و موضعگیری دو پهلو از آن استقبال هم نمود، باشد تا تاریخ و مردم ایران در موقع مناسبی پاسخی قاطع تر بدهند.

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به رئیس جمهور آلبانی

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به رئیس جمهور آلبانی

وبلاگ ادوارد
06/06/2017
رئیس جمهور محترم کشور آلبانی جناب آقای متا، انتخاب شدن شما را به عنوان رئیس جمهور کشور آلبانی تبریک می گوییم و امیدوارم که در مسؤلیت جدید خود،در راه پیشبرد کشورتان موفق باشید.
اینجانب یکی از ایرانیان مسیحی و از ارامنه ای میباشم که در دوران جنگ ایران و عراق مدت 9 سال اسیر جنگی درعراق بوده ام و پس از پایان جنگ با هدف مبارزه برای آزادی و دمکراسی از بازگشت به کشورم امتناع کرده و به سازمان مجاهدین خلق درعراق پیوستم و مدت دوازده سال در درون تشکیلات مجاهدین درعراق بوده ام.
متآسفانه در دوران اسارت با بمباران تبلیغاتی مجاهدین در تلویزیون اهدائی صدام در اردوگاه های اسیران مواجه بودیم، در تبلیغات مجاهدین از ما اسیران دعوت می شد که به سازمان مجاهدین بپیوندیم تا در راه آزادی و دمکراسی برای ایران مبارزه نمائیم،آنها، مجاهدین کرارآ در تلویزیون خود اعلام می کردند که اگر پس از پیوستن به مجاهدین با مناسباتشان همخوانی نداشتید می توانید به هر کجای دنیا که مایل بودید رفته و در آنجا زندگی نمائید وسازمان مجاهدین به شما کمک خواهد کرد تا به کشور دلخواه خود بروید ونیزتبلیغ می کردند که مجاهدین به هر کس که تمایل ماندن در تشکیلات را نداشته باشد برای رفتن به کشور ثالث کمک خواهند نمود.
اما اینها متآسفانه تنها و تنها تبلیقاتی بود که برای کشاندن نه تنها ما اسیران از اردوگاه های اسیران درعراق بلکه دامی بود که برای تمام جوانان ایرانی چه در داخل و چه در خارج ایران که هوای آزادی و دمکراسی در سر داشتند.
چهره اصلی مجاهدین تنها پس از مدت کوتاهی آشکار شد که در درون عراق دست به عملیات نظامی بر علیه مردم کرد عراق زدند که در برابر بیدادگری های صدام قیام کرده بودند، دوستان ما که مستقیمآ در عملیات جنگی شرکت داشتند می گفتند هنگامیکه کردها سلاح خود را بر زمین می گذاشتند تا خود را تسلیم کنند فرماندهان مجاهدین به رانندگان نفربرها دستور می دادند تا از روی افراد بی سلاح و بی دفاع با نفربرهای خود عبور کنند، در همان روزها خود که در یکی از یکانهای پشتیبانی بودم، وقتی که برای اپراتور مخابرات صنفی برده بودم متوجه تماس بی سیمی از سوی افراد مجاهدین شدم که از صحنه جنگ تماس گرفته بودند و می گفتند محاصره شان کرده ایم و برای تآیین تکلیف از فرمانده هان بالا فرمان می خواستند، در کنار بی سیم یکی از فرماندهان مجاهدین به نام مهدی مددی با نام مستعار جلیل با فحش و ناسزا به محاصره شدگان با دهان کف آلود فریاد می کرد تمامشان را بکشید به هیچکدام رحم نکنید.

آقای رئیس جمهور محترم:
امروزه کشور شما با فشار مقامات امریکا کسانی را در خود جا داده که در دهه های گذشته در درون ایران دست به کشتار مستآشاران امریکائی زده و به این عملیات ننگین خود نیز می بالند و برایشان کشتار امریکائی ها هنوز هم جزء افتخارتشان است، مجاهدین خلق که امروز در خاک کشور شما خود را آزادیخواه و دمکرات جا می زنند چهره خود را پشت بزک سنکین سیاسی پنهان نموده اند، روز فاجعه یازده سپتامبر را هرگز فراموش نمی کنم روزی که دنیا را به لرزه در آورد و بی شک قلب میلیونها انسان را به درد آورد،در بازداشتگاه انفرادی مجاهدین بودم که ناگاه از بلندگوهای قرارگاه اشرف صدای موزیک شاد محوطه را پر کرد، ابتدا گمان کردم مجاهدین دست به عملیات در درون ایران زده اند و آنرا جشن می گیرند،چون هر گاه که حرکتی حتی ایزائی در درون ایران انجام می دادند برای فریب و گمراه کردن افراد آنرا یک عملیات بزرگ جا می زدند و تا چند روز هم جشن وپایکوبی می نمودند که بقیه افراد هم تحت تآثیر قرار گرفته و درخواست عملیات بنویسند،اما ناگهان صدای نگهبان را از محوطه شنیدم که فریاد می زد،تمام شد،تمام شد، امریکا از درون منفجر شد هزاران نفر در انفجاری در امریکا کشته شدند،پس از چند لحضه درب اتاقم را باز کرد و با ظرف شیرینی وارد شد و با صدای بلند گفت تبریک امریکا از درون منفجر شد و ظرف شیرینی را به سمت من دراز کرد، مجاهدین گروهی است که همیشه از کشتار و خون استقبال نموده و هنوز هم اگر میدان مسلح شدن را داشته باشد باز همان خون و خونریزی را احیا خواهد نمود.

آقای متا رئیس جمهور محترم آلبانی،
چگونه می توان به کسانی اعتماد کرد که برای پیشبرد اهداف خود هزاران زن و مرد را وادار به ترک فرزندان خود کرده اند و با طلاق های اجباری که توسط مسعود رجوی طراحی و به اعضای سازمان تحمیل شد ناگزیر شاهد فروپاشی خانواده های خود شدند، سازمان مجاهدین در زمینه حقوق بشر هم دارای پرونده ای کاملآ مخدوشی است و نغض حقوق بشر در سازمان مجاهدین همیشه بوده و اکنون هم متآسفانه در کشور شما همان راه و روش و نغض حقوق بشر را ادامه می دهند، همین رهبرانی که امروز در کشور شما آزادی و دمکراسی را در بوغ و کرنا فریاد میکنند همان کسانی هستند که در درون تشکیلات خود اجازه هیجگونه ایراد و انتقادی را به اعضای خود نمی دهند و حتی امروز هم در اروپای آزاد و دمکراتیک اعضای جدا شده و منتقدین خود را مستقیمآ به مرگ تهدید می کنند،واقعیت این است که سازمان مجاهدین آنطوری که در ظاهر جلوه می نماید در باطن آنطور نیست و دارای تشکیلاتی دیکتاتوری است که به هیچ کسی در درون تشکیلات اجازه خرده گیری از رهبری تحمیلی خود را نمی دهد.

آقای رئیس جمهور محترم: شما خود بهتر می دانید که اگر کسی در کشور خود عامل بمب گذاری و عامل به کشتن دادن مردم کشورش شود، اگر فردی یا گروهی تحت عنوان آپوزاسیون اطلاعات کشور خود را درز دهد چه جرم سنگین و نابخشودنی است، شما خود قوانین بین المللی را هم بخوبی می دانید که اگر کسی عملیاتی چون مجاهدین که به کشتار مستآشاران امریکائی منجر شد انجام دهد تا آخر خط تحت تعقیب خواهد بود،اما امروز می بینیم که مقامات امریکا چگونه چوب حراج به خون مستآشاران خود می زنند تا در این دنیای آشوب زده سیاست خود و منفعت خود را از دست ندهند،سؤال اینجانب از شما این است، آیا اگر گروه یا سازمانی از یک کشور بیگانه در کشور خود دست به کشتار شهروندان شما بزند آیا شما به عنوان رئیس جمهور کشور خودتان چنین جنایتی را خواهید بخشید و آنرا فراموش خواهید کرد؟ طبیعتآ پاسخ منفی است،
اما متآسفانه امروز تعدادی از مقامات امریکائی که اگثرآ از مقامات سابق می باشند هزاران جنایت را می بینند و به آن آگاه هستند اما منافع خود را بر حق و حقیقت ترجیح می دهند، آنان برخوردهای ضد انسانی مجاهدین با اعضای خود را می دانند و دم نمی زنند،تهدیدات سازمان نسبت به اعضای سابق و منتقد در اروپا را با گوش خود می شنوند ولی خم به ابرو نمی اورند، آیا همین فاکت ها نغض حقوق انسانی نیست؟
مجاهدین متآسفانه در کشور شما هم تشکیلات عنکبوتی خود را بنا نموده اند و آزادی و زندگی را با بهانه مبارزه با جمهوری اسلامی از افرادی که سالیان تحت مغزشوئی تشکیلاتی بوده اند گرفته اند،واقعیت این است که مجاهدین در درون ایران هیچگونه پایگاه مردمی ندارند و امیدشان برای به قدرت رسیدن همانگونه که خودتان شاهد هستید سرسپردگی به امریکاست، در حالیکه مردم ایران ازاین گروه خاطرات خوبی در اذهان خود ندارند، پس سرمایه گذاری روی چنین سازمانی از سوی هر کس یا هر کشوری که باشد بیفایده است، مردم ایران در درون ایران می توانند آینده خود را رقم بزنند، هیچ گروهی خارج از مرزهای ایران ولو با حمایت غرب در درون ایران تآثیر گذار نبوده و نیست.

آقای رئیس جمهور محترم:
به نظر اینجانب که یکی از اعضای جدا شده از مجاهدین می باشم و در این چندسال نیز مانند دیگر اعضای جدا شده مورد تهمت و تهدیدات سازمان مجاهدین بوده ام، اکنون فرصت را مقتنم می شمارم و اعلام آمادگی می نمایم تا در حضور نمایندگان شما به تمام سؤالات شما پاسخ دهم و چهره مجاهدین را برای شما و دولت شما آنچنان که هست نمایان نمایم.
موفق باشید.
ادوارد ترمادو.
آلمان