تبریک به محمد میش مست برای رهائی از چنگال ارتجاعی و تشکیلات عنکبوتی رجوی

تبریک به محمد میش مست برای رهائی از چنگال ارتجاعی و تشکیلات عنکبوتی رجوی

وبلاگ ادوارد 18/10/2018

به دوست قدیمی دوران اسارت محمد میش مست که روزگار سختی را در دوران سخت اسارت درعراق ه مدر رمادی و هم در اردوگاه موصل را با هم و دیگر دوستانمان تحمل کردیم برای آزادی و رسیدن به دنیای آزاد و رهائی از دام ارتجاع تبریک و درود می گویم، و همچنین به خانواده چشم انتظاری که روزهای سختی را به دلیل خودخواهی رجوی ها تحمل کرده اند نیز هزار بار تبریک می فرستم، محمد جان خبر جدا شدنت از این فرقه بسته ارتجاعی که تمام آزادی ها و حقوق اولیه اعضای فریب خورده خود را با دروغ و شانتاژ از آنان سلب کرده مرا خوشحال کرد، آرزو دارم که در دنیای آزاد که بدون آقا و خانم بالا سر تشکیلاتی است بتوانی زندگی نوینی را برای خود بسازی و البته همانگونه که خودت هم نوشتی از افشای این فرقه پلید و ضد ایرانی برای آگاهی نسل امروزی از هیچ کوششی دریغ نکنی، بدان که ما اعضای سابق در کنار تو و هر آنکسی که از این افعی ها جدا شود هستیم، جدا شدن هر نفر از فرقه منحوس و ارتجاعی ضربه سختی بر پیکر لرزان تشکیلاتی است که سالیان سال جوانان ما را در چمبره عنکبوتی خود با دروغ و تزویر و ریا به اسارت گرفته و با بودن من و تو و ما، تغذیه کرده، اما امروز شاهد فرو ریختن دیوارهای تشکیلات عقب مانده و درمانده فرقه هستیم و با خارج شدن تو از این اردوگاه مرگ که البته تو آخرین نیستی پایان عمر تشکیلاتی را شاهد خواهیم بود که مردم ایران بیش از سی سال است که نفرین و لعنتش می کنند.
موفق باشی
ادوارد آلمان 18/10/2018

Advertisements

نامه سرگشاده ادوارد به آقای داشمار شهی عضو پارلمان آلبانی

نامه سرگشاده ادوارد به آقای داشمار شهی عضو پارلمان آلبانی
وبلاگ ادوارد 18/10/2018

با درود فراوان به شما آقای داشمار شهی عضو محترم پارلمان آلبانی،من یک ایرانی مسیحی هستم که در دوران جنگ هشت ساله بین ایران و عراق سرباز بودم و پس از زخمی شدن در جبهه جنگ توسط ارتش عراق به اسارت برده شدم و مدت نه سال در ارودوگاه های اسیران ایرانی درعراق اسیر جنگی بوده ام، پس از آتش بس بین ایران و عراق متآسفانه از بازگشت به کشورم امتناع کردم و به امید رسیدن به آزادی و دمکراسی که برای مردم خود آرزو می کردم به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوستم و 12 سال در سازمان مزبور بودم، لیکن پس از گذشت چند سال برایم مشخص شد که این یک سازمان تروریستی است که دارای تشکیلات فرقه گرایانه می باشد، سازمان مجاهدین اینک در اروپا مستقر است و مقر اصلی سران این فرقه در اورسورواز در حومه پاریس می باشد، و البته در کشور شما هم مقر و زندان اصلی خود را برپا کرده، همان زندانی که شما را هم در آنجا فریب دادند و زندان را به جای بهشت به شما معرفی نمودند، این فرقه به دلیل عملیات های تروریستی، پیشتر در لیست گروه های تروریستی امریکا و اتحادیه اروپا قرار داشت که متآسفانه در بازی های سیاسی و مماشات و با لابی گری عده ای از لیست تروریستی هم امریکا و هم اروپا خارج شد، البته از نظر امریکا هم این سازمان هیچگونه پایگاه مردمی در درون ایران ندارد و این هم آخرین موضعگیری سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا است.

آقای داشمار شهی، اینکه شما در دوم ماه اکتبر۲۰۱۸ به مقر فرقه ای رجوی در دورس رفتید و از آنجا بازدید کردید و پس از بازدید از اردوگاه ایزوله شده مجاهدین با آب و تاب از تشکیلات ضد بشری مجاهدین تعریف کردید شخصآ به شما خرده نمی گیرم چون بخوبی می دانم که مجاهدین چگونه از شما اسقبال کرده اند و خوب می دانم که به چه شکلی افرادی که شما با آنها دیدار کرده اید را آماده کرده بودند و هر آنچه را که بایستی به شما بگویند از قبل به آنان دیکته کرده بودند، ما اعضای جدا شده از این فرقه ضد بشری و ضد ایرانی که اکنون هم قدم با امریکا و عربستان سعودی برای تحریم مردم ایران تلاش می کند را هزاران بار بهتر از شما و دیگر مسئولین کشورتان میشناسیم و آنان را سالهای سال تجربه کرده ایم،با تمام ترفند های و دروغ و دغل های این فرقه آشنا هستیم، می دانید چرا؟ چونکه خودمان هم در دورانی که در دام این فرقه گرفتا بودیم همین پروژه هارا بر سر مهمانان یا کسانی که برای دید و بازدید به اردوگاه اشرف می آمدند اجرا می کردیم، حال اگر شما فکر می کنید که چون نماینده مجلس در آلبانی هستید و مجاهدین نمی توانند شما را گمراه کنند پس بایستی بگویم متآسفانه ساده هستید.

ما اعضای جدا شده از این فرقه منحوس نامه های فراوانی را برای مقامات کشور شما ارسال کرده ایم و در آن کاملآ مقامات شما را با این فرقه خونخوار آشنا کرده ایم اما شما به عنوان نماینده مردمتان در دیدار از اردوگاه مجاهدین موضع بیطرفانه اتخاذ نکردید، کسی که میخواهد با حقیقت روبرو شود بایستی هم با موافق و هم با مخالف دیدار کند تا بتواند در موضعگیری بر سر جریان مربوطه تصمیم بگیرد، اما این کار شما یکطرفه پیش قاضی رفتن بود.

آقای شهی محترم، اگر از نظر شما مجاهدین برای حقوق انسانها احترام قائل هستند، اگر شما به درد دل ما اعضای جدا شده گوش می دادید و اگر شما میخواستید مطمعآ شوید که مجاهدین حقوق اعضای خود را زیر پا نمی گذارند آیا بهتر نبود خانم سمیه محمدی را با خودتان به خارج از ارودگاه منتقل می کردید تا با پدر و مادر خود روبرو شود و خودتان هم شاهد صحبت های آنان باشید؟ و یا اینکه در تماس با اعضای جدا شده آدرس کسانی را به شما می دادند که در اردوگاه مرگ به زور نگهداری می شوند؟ آیا اگر پس یا قبل از بازدید با چند تن از اعضای جدا شده در همان کشور شما که در زیر تهدید مجاهدین هستند تماس می گرفتید برای درک شما در رابطه با مجاهدین بهتر نبود؟ شما نماینده مردم هستید اینگونه موارد را هم خوب می دانید اما چرا هیچ اقدامی برای شناخت بهتر جریان مجاهدین انجام ندادید جای سئوال است، مجاهدین جریان بسیار پیچیده ای هستند که با تجربه بیش از پنج دهه با فریب و حقه بازی های خود پس از این همه آدمکشی و بمب گذاری و همکاری با دشمن در زمان جنگ توانسته اند هم شما و هم مقامات کشورهای دیگر را فریب داده و خود را در کشور شما به عنوان گروه مسلمان البته با مظلوم نمائی جای دهند و امروز هم متآسفانه کسی مانند شما از این گروه که در میان مردم ایران منفور هست حمایت کند، آقای داشمار شهی نماینده محترم مردم، پیشنهاد اینجانب به شما این است که برای مدتی در آلمان مهمان ما اعضای جدا شده از این فرقه مرگ باشید تا چشمتان را به حقایق روشن سازیم، موفق باشید

با احترام ادوارد آلمان

18/10/2018

نگاهی به پیام اخیر مریم رجوی به کنفرانس موج جدید تروریسم رژیم ایران- واکنش اروپا و آمریکا

نگاهی به پیام اخیر مریم رجوی به کنفرانس موج جدید تروریسم رژیم ایران- واکنش اروپا و آمریکا

وبلاگ ادوارد 08/10/018

اخیرا در بروکسل کنفرانسی تحت عنوان ( موج جدید تروریسم رژیم ایران) برگزار شده که مریم رجوی با زیرکی وبرای فریب افکار عمومی و مقامات کشورهای اروپائی پیام ویدئویی خطاب به برگزار کنندگان کنفرانس ارسال کرد که در آن تمام تلاش خود را بکار گرفته تا هم گام با سران امریکا و اسرائیل و سعودی تروریزم را تنها متوجه رژیم نماید، بایستی به خانم رجوی یاداروی کنم که، چه زود فراموش کرده اید دورانی را که از اردوگاه مرگ در اشرف عملیات تروریستی داخل کشور به راه انداخته بودید و وقتی که با اعتراض بعضی مقامات اروپائی روبرو شدید نه تنها عملیات تروریستی خود را متوقف نکردید بلکه مسعود رجوی در یکی از نشست ها در باقرزاده گفت: اگر اروپائی ها می گویند نکنید یعنی بیشتر عملیات کنید، خانم رجوی واقعآ فراموش کرده اید یا اینکه خودتان را به راه دیگری زده اید؟ اگر شما ضد تروریست هستید، اگر شما و تشکیلات شما در زمان برگزاری چنین کنفرانس هائی سریعآ پیام ضد تروریستی ارسال می کنید، آیا بهتر نیست که ابتدا از عملکرد تروریستی خودتان که هم ژنرال های امریکائی و هم ملت ایران را هدف گرفت ابراز انزجار و پشیمانی کنید و بعد از آن موضع ضد تروریستی بگیرید؟

راستی شما چگونه موضع ضد تروریستی در کنفرانس مزبور گرفتید در حالیکه عمل تروریستی اخیر در اهواز را که مردم عادی از جمله کودک بی گناه چهار ساله را هم هدف گرفت محکوم نکردید؟

شما با حرف های مقامات رژیم ایران که گفته اند: مجاهدین در آشوب های داخلی دست داشتند قره نشوید، این سیاست رژیم بهترین شیوه برای فرو نشاندن آشوب هاست و اگر کسی را هم به جرم مجاهد بودن در آشوب ها دستگیر کنند هر حکمی هم به او بدهند مردم ایران اعتراض نمی کنند چون کسی در ایران برایتان تره هم خرد نمی کند، در ضمن خودتان خوب می دانید که در درون ایران شما پایگاه اجتماعی ندارید، این را تنها ما نمی گوئیم بلکه اخیرآ سخنگوی وزارت خارجه امریکا که شما برای فشار بر مردم ایران دمبشان را ول نمی کنید با صدای بلند گفت، و خود به خوبی می دانید که مردم ایران از شما متنفر هستند، باور ندارید؟ سری به دنیای مجازی بزنید آنوقت متوجه می شوید که به محض نام بردن از شما سیل توهین ها از طرف مردم ایران به سوی شما سرازیر می شود، آیا همین برای نظرسنجی کافی نیست؟
براستی که شرم را خورده اید و حیا را پس داده اید،ذره ای شرم هم چیز خوبی است،شما گمان کرده اید که ایرانیان و خصوصآ نسل امروزی فریب شما و چرندیات شما را خواهد خورد؟ نه، آن نسلی که شماها توانستید فریب بدهید و با هزار حقه بازی دینی و غیره از گرده شان بکشید نسل ماها بود، نسل امروزی هوشیار است و هرگز فریب دغلبازی های شما را تحت عنوان آزادی و دمکراسی نخواهد خورد، فرقه شما تمام تلاش خود را در راه به ثمر رساندن تحریم های امریکا بکار گرفته در حالیکه همه می دانند هر گونه تحریمی مستقیم مردم ایران را هدف می گیرد، تا کنون کدام کشوری که مورد تحریم واقع شده سران آن کشور تحت فشار تحریم بوده اند؟ هرگونه تحریمی مستقیم بر سفره مردم ایران تآثیر دارد و خودتان هم این را به خوبی می دانید، اما چون برای شما مردم ایران مهم نیسنتد و مهم همانا به قدرت رسیدن شماست برای اعمال تحریم ها به ملت ایران از هیچگونه هرزگی و خوش رقصی برای دشمنان ایران فروگذار نیستید، مردم ایران نیک می دانند که شما اهل آزادی و این حرف ها نیستید، اگر بودید آلبانی را تبدیل به زندان نمی کردید، البته شما با آن افکار قرون وسطائی بدون زندان تاب نخواهید آورد، مگر در اردوگاه مرگ اشرف در آن فضا برای پنج هزار نفر چندین زندان بر پا نکرده بودید؟ مگر همین الان آلبانی زندان اعضای شما نیست؟ آیا شما به عنوان کسی که در محافل بین المللی پز ضد تروریسم و آزادی خواه و مدافع حقوق بشر می دهد از حقوق انسانها چبزی می فهمید؟ اگر می فهمید چگونه جرآت نمی کنید برای ملاقات خانواده های اعضای دربند که در چنبره تشکیلات عنکبوتی شما گرفتار هستند یک برنامه ریزی انسانی کنید تا پدران و مادران زجر کشده بتوانند فرزندان دزدیده شده خود را ملاقات کنند، آیا ملاقات پدران و مادران سالخورده با فرزندانشان جزء حقوق انسانها به شمار نمیاید؟ پس چگونه در پیامتان برای همین کنفرانس کرکری حقوق بشر می خوانید، به نظر می رسد که شما چند صد سال از همین رژیم عقب مانده اید، چون به هر ترتیبی در درون ایران کم و بیش زندانی هم ملاقاتی دارد و هم به مرخصی می رود، اما گویا افراد شما از حق و حقوق زندانی هم محروم هستند، به یاد دوران اسارت درعراق می افتم که ملاقات ممنوع بودیم اما به هر حال صدام پلید و منفور همان ارباب قدیم شما، پدر خوانده تان را می گویم حداقل برای تبلیغ پیشنهاد ملاقات خانواده های اسیران را مطرح کرد، حال ببینید شما تا چه اندازه دیکتاتور تر از صدام هستید، اربابتان این یکی را به شما نیاموخت؟ اما بدانید که سرنوشت شما هم مثل اربابتان همان صدام دیکتاتور سقوط حتمی است.

وزن مجاهدین در عملیات تروریستی اخیر در اهواز سنجیده شد

وزن مجاهدین در عملیات تروریستی اخیر در اهواز سنجیده شد
وبلاگ ادوارد، 23/09/2018

عملیات مزدورانه تروریستی گروهی وطن فروش دراهوازمورد استقبال فرقه تروریستی رجوی قرار گرفته و سایت سرسپرده همبستگی فرقه رجوی خبر را با تآخیر اعلام نمود، آنهم با سرهم کردن اخبار رسانه ها و اضافه کردن مشتی ارجیف سازمان خودش.
مجاهدین این عملیات ننگین را که تعدادی غیر نظامی و حتی کودک چهار ساله هم خونشان به زمین ریخته محکوم نکردند، و تنها به درج خبر که از رسانه های داخلی اعلام شده بسنده نمودند. چرا؟ زیرا این گروه از اینگونه عملیات کثیف و مزورانه نه تنها ناراحت نمی شوند که بسیار هم استقبال می کنند چون خودشان و ماهیتشان هم همین است، گروه مزدور وطن فروش الاحواز هم مانند خود فرقه مجاهدین از بیرون کشور حمایت و هدایت می شود، درست مثل زمانی که صدام جنایتکار علنآ از همین فرقه و عملیات ضد ایرانی فرقه حمایت مالی و تسلیحاتی و لجستگی می نمود و مجاهدین هم بدون ذره ای خجالت با همان حمایت های صدام در درون کشور آدمکشی می کردند و عمل کتیف خود را مبارزه با رژیم اعلام می کردند و در مقابل برای حکومت صدام جاسوسی کرده تا از شرمندگی صدام درآیند، البته امروز بر کسی پوشیده نیست که همین فرقه از سعودی تغذیه می کند و اگر چنین عملیات ضد ایرانی و ضد انسانی را محکوم نمی کنند به این دلیل است که هر دو گروه مزدور یک کشور ضد ایرانی در منطقه هستندو در این هم شکی نیست.
برای سازمانی که ادعای آلترناتیو حکومت را در بوغ و کرنا کرده و گوش جهانیان را کر کرده شرم آور و خجالت آور است که در برابر تروریست هائی که قصد تجزیه ایران را در سر دارند چنین منفعل باشد و حتی از عمل شنیع این بی وطنان استقبال کند، در حالیکه وزارت خارجه امریکا که امروز با همین جمهوری اسلامی در منطقه چنگ در چنگ است به سرعت این حرکت شنیع را محکوم می کند اگر چه ظاهری اما این نشانگر شعور وزارتخانه را به نمایش می گذارد، از طرف دیگر آپوزاسیون دیگر در خارج از کشور همان سپاه را که بیشترین تلفات را در روز شنبه متحمل شده سربازان کشور می نامد و تفاوتی بین نظامی و غیر نظامی قائل نمی شود و این حرکت کثیف را محکوم می کند، همین برخورد مجاهدین برای سنجش وزن سازمان مزدور در درون ایران کافی است تا رفیع زاده ها ببینند و در رسانه های بین المللی واقعیت ها را بیان کنند نه اینکه با دریافت پول های کلان واقعیت ها را کتمان کنند، مجاهدین همین هستند که امروز می بینیم و نیازی به نظرسنجی در درون ایران هم نیست، خودشان ماهیت خودشان را بخوبی نشان می دهند.

آیا سازمان مجاهدین در ایران وزنی دارد؟

آیا سازمان مجاهدین در ایران وزنی دارد؟

وبلاگ ادوراد،18/09/2018

همین موضوع در برنامه پرگار بی بی سی مورد بحث قرار گرفت،اما با شرکت تنها دو تن که یکی خانم محترم ملیحه محمدی تحلیلگر سیاسی و روزنامه نگار مستقل و دیگری آقای مجید رفیع زاده تحلیلگر سیاسی و مشاور نشریه مطالعات هاروارد که در واقع نقش کسی را ایفا می کرد که سینه زن همان سازمان مجاهدین یا فرقه رجوی بود، شخصآ برعکس دیگر دوستانم انتقادی به مجری برنامه ندارم اما به حق می توان گفت که جای یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین یا همان فرقه مزدور رجوی در این برنامه خالی بود و برنامه پرگار با نبود یکی از اعضای سابق و منتقد سازمان مجاهدین هم حق مردم ایران را زیر پا گذاشت و هم حق هزاران تن از کسانی که بهترین دوران جوانی خود را در تشکیلات استالینی مجاهدین تلف کرده اند.

در پرسش و پاسخی که مابین مجری برنامه آقای کریمی و شرکت کنندگاه صورت گرفت بوضوع پیدا بود که خانم ملیحه محمدی اطلاعات قدیمی و کمی در مورد سازمان مجاهدین دارند با توجه به اینکه ایشان تمام تلاش خود را جهت افشای چهره مجاهدین انجام دادند و واقعیت های زیادی را هم بیان نمودند اما اطلاعات ایشان کم و قدیمی بود، با این حال شخصآ به عنوان یکی از اعضای سابق فرقه مجاهدین و یکی از منتقدین فرقه از ایشان تشکر می کنم و به ایشان توصیه می کنم برای شناخت بهتر فرقه رجوی و برای تکمیل اطلاعات خودشان بهتر که تماس خود را با اعضای جدا شده در اروپا محکم تر کرده تا در مورد فرقه رجوی بروزتر شوند.

اما آقای مجید رفیع زاده تحلیلگر سیاسی و مشاور نشریه مطالعات هاروارد که دائم از تحقیقات خود در رابطه با مجاهدین دم می زد، اما حتی اشاره ای هم به شیوه تحقیقات خود ننمود باید بپرسم که شما به عنوان مشاور نشریه مطالعات هاروارد درمحل کار خود در دیگر زمینه ها هم به همین شکل مشاوره می دهید و تحقیق می کنید؟
اگر اینطور است آن نشریه هاروارد هم بایستی با مشاوره شما بی محتوا باشد،چون سخنان شما در برنامه پرگار هم جنبدارانه بود و هم بی پایه و اساس، معمولآ افرادی که در مورد موضوعی تحقیق می کنند هم با موافق و هم با مخالف جریان تماس می گیرند تا بتوانند از توضیحات هر دو طرف به نتیجه درستی دست پیدا کنند، اما شما تنها به تحقیقاتی بسنده کردید که به قول خودتان با اعضا و فرماندهان مزدور مجاهدین صحبت کرده اید، خوب طبیعتآ هیچ ماست فروشی نیست که بگویید ماست من ترش است.

آقای رفیع زاده برای شما هم توصیه ای دوستانه دارم آنهم اینکه جهت تکمیل تحقیقات خود سری به یوتیوب زده و فیلمی را که توسط نه ماها بلکه استخبارات عراق در حین معامله ننگین بین ژنرال حبوش رئیس وقت استخبارات صدام و رجوی و دارودسته اش انجام می شود تماشا کنید که البته می دانم که فیلم مزبور را دیده اید و بعد صحبت از خرج های میلیونی مجاهدین نمایید، پولهائی را که مجاهدین خرج تجمعات خود در پاریس می کنند و گویا ترکشش به جیب جنابعالی هم خورده خرج های نیست که با کمک های دوقران دهشاهی مردمی تآمین شود خودتان حتمآ تحقیق کرده اید و می دانید که تنها برای چند دقدقه سخنرانی جمهوری خواهان پیرو کفتارهای جنگ طلب امریکائی هر کدام حداقل پنجاه هزار دلار پرداخت می شود طبعآ چنین اشخاصی در هتل های ایبس ارزان قیمت هم اقامت نمی کنند و هتل های چندین و چند ستاره برایشان مهیا میشود لطفآ تا یادم نرفته یک تحقیقی هم در مورد آن بنیادی که درانگلستان تحت نام کمک به کودکان پولشوئی می کرد و تعطیل شد انجام بدهید.

مجاهدین در روزهای ابتدائی انقلاب وزن داشتند، اما با سیاست های اشتباه و با تندروی های آقای رجوی از وزنش کاسته شد و به پایان رسید، در واقع بایستی برای اینکه بهتر فهم کنید گفت مجاهدین ریق مرگ را خیلی وقت پیش سرکشیده اند و نه تنها با حضور فردی مثل شما که مشخصآ مجاهدین هوای جیب شما را دارند در برنامه ای مثل پرگار و پرگارها که با بولتون ها و جولیانی های جیب بر هم در ایران وزنی بدست نخواهند آورد،چرا؟ چون این جماعت خبیث در برابر تاریخ و مردم ایران امتحان خود را پس داده اند و مردم ایران علیرقم مشکلاتی که با نظام دارند چند برابر بیشتر با این سازمان و فرقه مشکل دارند و از این جماعتی که زمانی ارتش دوم صدام را تشکیل دادند آنهم در زمان جنگ متنفر و بیزار هستند،شما می فرمایید نمی توان نظر سنجی کرد؟ من راهش را یادتان می دهم، خودتان شخصآ اقدام کنید و در همین یوتیوب یک عکس از رجوی ها قرار دهید و یک تیتر خوب هم بنویسید، دو روز بعد سری بزنید و ببینید با چه کلمات رکیکی در رابطه با آنان روبرو می شوید، این را هم به تحقیقات نازنین خود اضافه کنید آنوقت سواد مجاهدشناسی خودتان بالا می رود و از این چرند بافی دست بر می دارید، راستی آقای محقق شما در درون تشکیلات مجاهدین بوده اید؟ شما در قرارگاه اشرف بوده اید؟ آیا مجاهدین شما را مانند هزاران نفر از اعضای خود وادار به طلاق از همسرتان کرده اند؟ آیا شما از نشست های موسوم به انقلاب ائدولوژیک شان که خرد کننده شخصیت انسانی است خبر دارید؟ آیا از برخورد های فیزیکی و تحقیر کردن اعضا در جمع چند ده نفره در نشست های مسخره حوض خبر دارید؟ و هزاران موارد دیگر…… پس لطفآ تحقیق کنید، امیدوارم که پس از تحقیقاتتان دوباره مزخرف نبافید.

همدلی مجاهدین با عاملین فاجعه ۱۱ سپتامبر

همدلی مجاهدین با عاملین فاجعه ۱۱ سپتامبر

وبلاگ ادوارد
12/09/2018

هفده سال از فاجعه دردناک یازده سپتامبر که با عملیاتی وحشیانه از سوی عده ای حیوان صفت خون هزاران بیگناه بر زمین ریخت می گذرد،این فاجعه دردناک را به تمام بشریت و بازماندگان این حادثه تروریستی تسلیت می گویم و امیدوارم که جهان چشم خود را باز کند با نگاهی به گذشته سازمان های تروریستی، گروه هائی مثل مجاهدین که پرونده سیاه تروریستی آنان برای همه روشن است را در یک دادگاه مردمی در برابر عدالت قرار دهد.

در قرارگاه باقرزاده در بغداد بودیم، برای نشست رجوی ما را به آنجا برده بودند، در همان روزها بود که قبل از شروع نشستها از تشکیلات مجاهدین جدا شدم،مرا با ماشین از باقرزاده به اردوگاه اشرف منتقل کردند.
در انتهای اردوگاه خانه هائی بود که قبل از زورچپانی انقلاب ننگین ایدولوژیک کسانی که متاهل بودند حداقل درآخر هفته زن و مرد با فرزندان خود بوی خانواده را احساس می کردند و عواطف خود را نثار یکدیگر می نمودند که رجوی آنرا تحمل نکرد و با همان انقلاب کذا تمام خانواده ها را از هم پاشید و بعد از آن هم آنجا را تبدیل به زندان انفرادی نمود.
مرا به یکی از همان خانه ها که اکنون انفرادی بود بردند، به در و دیوار که نگاه می کردم با خودم می گفتم، چگونه می شود باور کرد خانه ای که زمانی کانون گرم خانواده ای بوده اکنون زندان انفرادی باشد؟ آیا رجوی هم این احساس را دارد یا نه؟ اما وقتی حرفهای رجوی را به یاد می اودرم که می گفت خانواده کانون فساد است به خود می گفتم رجوی اصلآ نمی داند عشق و عاطفه چیست، احساس به فرزند چیست، و البته وقتی کسی از خود بت بسازد احساسات انسانی در او خواهد مرد و تبدیل به موجودی می شود که همه چیز را تنها برای خود می خواهد و برای رسیدن به آن هم حاضر است همه را سر ببرد.

بگذریم، یکی دو هفته یا کمی بیشتر بود که از تشکیلات مجاهدین جدا شده بودم، مسئول انفرادی من کسی به نام رضا یکی از کادرهای قدیمی سازمان بود، از برخورد و رفتار او در این مکان دورافتاده و دور از چشم تشکیلات روشن بود که دل پری از سازمان دارد و اگر می توانست از من زودتر از تشکیلات جدا می شد،رضا برایم تلویزیون آورده بود، من هم کانال عراق را تماشا می کردم که پر از رقص و اواز عربی بود،رضا عصرها میامد پیش من و جلوی تلویزیون روی زمین دراز می کشید و با نوشیدن یک فنجان چای، با تماشای رقص های عربی هم روزش را به سر میاورد و هم اینکه اعتراض خود به تشکیلات را نشان می داد، به هر حال، روی تختخوابم دراز کشیده بودم و به آینده خود فکر میکردم آینده ای که در آن زمان هنوز برایم روشن و واضع نبود، نمی دانستم چه خواهد شد اما به این امید داشتم که از چنگال عنکبوتی تشکیلات مجاهدین خلاص خواهم شد و زندگی رنگ دیگری خواهد داشت، ناگهان صدای پخش موزیک شاد که از بلندگوهای اردوگاه اشرف پخش می شد به گوشم رسید،ترانه هائی از خود سازمان که در هنگام انجام عملیات تروریستی خودشان در درون میهن و یا در مرزهای ایران انجام می دادند معمولآ پخش می کردند تا برای عملیات ننگین و ضد وطنی پایکوبی کنند، با خودم گفتم حتمآ باز هم دست به یک کار تروریستی زده اند با اینکه در اقدامی تروریستی در درون ایران تلفات داده اند ولی برای فریب اعضاء جشن می گیرند، اما ناگهان صدای رضا را شنیدم که فریاد زنان به سمت بازداشتکاه من میامد، فریاد میزد امریکا نابود شد، امریکا نابود شد، امریکا را منفجر کردند هزاران هزار نفر کشته شدند وووو…..
نمی دانستم چه اتفاقی افتاده اما از صدای بلند پخش موزیک معلوم بود خبر مهمی هست، رضا وارد شد و گفت فهمیدی که برجهای دوقلو امریکا را منفجر کردند و هزاران نفر کشته شدند؟ تبریک تبریک و از آنجا دور شد.
مات و مبهوت ماندم بدون اینکه پاسخی بدهم سیگاری روشن کردم و با خود گفتم: یعنی چی رضا میگه هزاران نفر کشته شدند آنوقت مجاهدین جشن و پایکوبی می کنند؟ چطور ممکن است؟
نمیدانم چقدر گذشت که ناگهان دوباره رضا بازگشت اما این بار با ظرفی پر ازشیرینی، شیرینی را جلویم گرفت و گفت بردار امریکا نابود شد، بردار امریکا از درون منفجر شد.
مات و مبهوت از این عمل شرم آور بهش گفتم کشته شدن این همه انسان شیرینی خوردن نداره رضا، اما او باخنده و بی اعتناء برگشت و رفت.

صدای جشن و پایکوبی در اردوگاه اشرف تا ساعتی ادامه داشت، در همان دقایق که رهبران مجاهدین از ریخته شدن خون آنهمه انسان بی گناه که به دست عده ای تروریست مثل مجاهدین پرپر شده بودند، این گروه به ظاهر مردمی از ریخته شدن خون انسان ها سرمست بود و با شادی و تبریک شیرینی پخش می کردند، زمانیکه دنیا در شوک بی سابقه فرو رفته بود و در حالیکه مردم در سراسر دنیا با ابراز همدردی با بازماندگان این حادثه دردناک همدردی می کردند و برای کشته شدن بی دلیل آنهمه انسان اشک می ریختند، اما واقعیت این است که مجاهدین گروهی است که که خود همین کاره است و از چنین عملیات های تروریستی در هر جا هم که انجام شود از آن استقبال می کنند، چرا که پایه و اساس سازمانش بر خون استوار است.

اما برخورد آنروز مجاهدین با واقعه دردناک یازده سپتامبر و برخورد امروزشان با امریکا برخوردی است که بایستی برای رهبران و سیاستمداران جهان روشن باشد تا بدانند و آگاه باشند که سازمان مجاهدین و رهبران آن با عاملین و آمرین این حادثه یک دل و یک صدا بوده و هستند، امروز هم به دامن کسانی پناه برده اند که عاملین حادثه خونبار یازده سپتامبر را از نظر مالی تآمین می کردند، از سر دربه دری و آوارگی با دجالیت خود را به دامن همان امریکائی انداخته اند که در واقعه یازده سپتامبر در اردوگاه اشرفشان برای ریخته شدن خون مردم شیرینی پخش می کردند.
البته دراین میان بایستی تف بزرگ و محکمی نثار بولتون و رودی جولیانی و اینگونه جنایتکاران کرد که چنین جانورانی را که در دوران شاه مستشارهای امریکائی را در تهران ترور کردند در آغوش خود جا داده اند و هم اینان چونان فرقه در گل نشسته رجوی به مردم خودشان خیانت می کنند، وقتی برای بولتون ها خون مردم خودشان ارزشی نداشته باشد آیا خون مردم ایران برایشان ارزشی خواهد داشت و آیا نابودی مردم ایران برایشان مهم است؟ هرگز.
برای امریکا منافع حقیروکثیفش مهم است و برای مجاهدین به دست گرفتن قدرت و حکومت،مردم و منافع ملی کشور برایشان بی اهمیت است، چرا چون خودفروخته و شیفته قدرت و حاکمیت هستند.

دلخوشی فرقه رجوی به راه اندازی رادیوی دروغپردازش

دلخوشی فرقه رجوی به راه اندازی رادیوی دروغپردازش

وبلاگ ادوارد 10/09/2018

خانم زهرا مریخی در سالگرد تآسیس پنجاه و سومین سال سازمان به گل نشسته مجاهدین که امروزه مورد تنفر مردم ایران می باشد از آغاز به کار رادیوی منفور و دروغپرداز مجاهد خبر داد، رادیوئی که مسئولیت سمپاشی و دروغپردازی و اغفال جوانان ایران را سالها به دوش کشید و با اخبار سرتا پا دورغ باعث شد تا عده ای جوان پاک و خوش خیال به امید رسیدن به دمکراسی سر از فرقه دیکتاتوری و خودکامه رجوی دربیاورند، کسانی که سالیان عمر و جوانی خود را در راهی پوچ به باد دادند، یابا فریب و نیرنگ رجوی به کام مرگ رفتند یا در چنگال اهریمن خود شیفته هنوز هم گرفتار هستند.
خانم زهرا مریخی به عنوان مسئول اول فرقه رجوی خود بخوبی می داند که در گذشته همین رادیو مجاهد و دروغپرداز چه اطلاعیه های دروغی در مورد تیم های عملیاتی پخش می کرد که از اردوگاه اشرف برای عملیات به داخل کشور اعزام می شدند وتمامی اعضای تیم را عنوان شهید معرفی می کرد، با این سیاست که در درون تشکیلات دیگران را نیز تحت تآثیر روانی قرار داده و راهی عملیات های تروریستی نمایند، در حالیکه بعد ها دروغشان روی آب افتاد و دیدیم تمام کسانی که نامشان را همین رادیو دروغپرداز شهید اعلام نموده زنده هستند و در عملیات های گوناگون دستگیر شده بودند، رادیو مجاهد یک رسانه مستقل نبوده و نیست و نخواهد بود و چون وابسته به فرقه منحوس رجوی است در واقع صدای تحت امر فرقه محسوب می شود که تمامآ سیاست های همین فرقه را پیش می برد، چه با اخبار دروغ و چه با جعلیاتی که دستپخت سران ماتم زده مجاهدین می باشد، و در تمامی جنایت های فرقه رجوی هم شریک بوده و هست.

تا همین امروز هم وقتی به سایت های فرقه در دنیای مجازی مراجعه می کنیم، شاهد اخباری هستیم که در هیچ قوطی عطاری پیدا نمی شود به غیر از همان سایت های چرندباف مجاهدین، بابا مردم ایران از شمایان بیزار هستند، مگر شما چقدر رودار هستید آیا متوجه نیستید که تا در دنیای مجازی اخباری از شما پخش میشود یک دنیا فحش و ناسزا از طرف مردم ایران نثارتان می شود؟ البته راه اندازی رادیو صدای دروغپرداز شما برای فرار از همین فحش و ناسزاگوئی های است که مردم ایران در فضای مجازی نثارتان میکنند چون رادیو زیرنویس ندارد تا پاسخ دریافت کنید.

خانم مریخی بهتر است که چشمان خود را بمالد تا بهتر متوجه اوضاع امروزی هم درون ایران و هم درون فرقه شود، جوانان امروز ایران، خام خیالان دیروز نیستند که فریب صدای رایوی ناهنجار فرقه شما را بخورند.

این خانم مسئول گویا خود را در کره مریخ احساس می کند و گمان می برد که مردم کره زمین هم مانند خودش فکر می کنند، بایستی به خانم مریخی از کره زمین پیامی فرستاد که: ای مریخی اینجا زمین است و مردم زمین هم چشم دارند هم گوش و عقل، دروغپردازی و حقه بازی های قدیمی فرقه مجاهدین در کره زمین تاریخش تمام شده و دیگر با رادیو و تلویزیون که بودجه سعودی دارد زنده نخواهد شد، بهتر آنکه اربابان خودفروخته ات را که قوزبالاقوز مردم ایران هستند و سی و هشت سال هم به مردم و هم به میهن ما خیانت کرده اند را به مریخ ببری تا شرشان از سر مردم ایران زمین کنده شود.

مک کین مرد، دیدید که هیچ گ……ی نخورد!

مک کین مرد، دیدید که هیچ گ……ی نخورد!

وبلگ ادوارد 31/08/2018

بمب،بمب،بمب، شعار سناتور جنگ طلب و ضد ایرانی آخر سر خودش را راهی گور کرد، کسی که آرزوی بمباران ایران و مردم دلیر سرزمینم را داشت اما مرگ امانش را برید و راهی دیاری کرد که مطمعنآ بزودی دیگر دشمنان ایران هم به همانجا راهی خواهند شد، اینان فراموش نکنند که نفرین مردم ایران گیرائی دارد و به موقع یقه تمامی کسانی را که برای ایران و ایرانی نقشه شومی در سر دارند می گیرد، مثل صدام منفور که از موشک باران و بمباران ایران و مردم ایران لذت می برد و در تلویزیون قهقه سر می داد، مثل فرقه رجوی که از کجا به ناکجا آباد رسیدند و امروز هم بازیچه دست امریکا و سعودی شده و روز به روز هم با نابودی و فروپاشی درونی روبرو هستند، این نفرین مردم ایران است که هر کسی بایستی از آن درس عبرت بگیرد، البته همه ما رفتنی هستیم، مک کین هم روزی رفتنی بود،اما اینکه در آستانه فشار بر ایران از سوی امریکای قلدور او و امثال او برای نابودی مردم ایران هل هله می کردند فرا رسیدن مرگش جالب بود و دیدیم که مرد و هیچ گ….ی هم نخورد، مطمعنآ بولتن و بولتون ها هم به همین سرنوشت دچار خواهند شد و آرزوی بمباران و نابودی ایران عزیز را به گور تنگ و تاریک خواهند برد، این عاقبت هر کس وناکسی هم هست که به خاک پاک ایران زمین خیانت کند.
مک کین مرد، خرج مجاهدین کمتر شد اما یک پایشان هم چلاق شد، یکی از اربابان اصلی فرقه مجاهدین که در تجمعات فرقه در پاریس میمون وار جست خیز می کرد و با صدای نکره فریاد بمب بمب بمب سر می داد و مجاهدین هم وی را تشویق می کرند، حالا نوبت به دیگران هم خواهد رسید، هر کسی که بر علیه مردم ایران قدمی بر دارد آرزویش را با جسم منفورش به گور ابدی خواهد بر، فرقی نمی کند ترامپ باشد یا بولتون یا مک کین یا سران فرقه ای که همگام با آنان در نقشه شوم شان شریک هستند، این نفرین مردم پاک ایران زمین است.
پاینده باد ایران عزیز.

پرت و پلا گوئی مهدی ابریشمچی اثرات مصرف قرص ترامادول است، قسمت آخر

پرت و پلا گوئی مهدی ابریشمچی اثرات مصرف قرص ترامادول است، قسمت آخر

ویلاگ ادوارد. 20/08/2018

آقای ابریشمچی بدون خجالت اخراج مجاهدین از عراق را هجرت بزرگ و پیچیده نامگذاری کرده و اکنون که خود در گوشه دنجی از فرانسه لمیده و درعالم نشئه  می فرماید:
ابریشمچی
ولیکن سپاهیان آزادی، ازامواج دریاها ، امواج پرتلاطم که برای شکستن کشتی مستحکم بسیاری از مقاومت ها و درهم کوبیدن آنها کافی بود، از دریاها عبور کردند و به پایگاه امن رسیدند.
البته بایستی از ایشان پرسید اگر آلبانی برایتان پایگاه امن است پس چرا در همان ابتدا که دولت عراق از شما خواست که عراق را ترک کنید این همه لنگ و لگد زدید ؟ و چرا این همه از نیروی خود را به کشتن دادید؟ آیا پاسخی برای آن خونهائی که باعثش شما بودید دارید؟
چیزی که در این میان گم است این است که امروز در چه مدار بالاتری قرار دارید، آنهم در چندین هزار کیلومتر دورتر از مکان قبلی و با دست خالی؟ با عده ای آدم از کار افتاده و اکثرآ سر در گم در زندانی که در یکی از دورترین کشورهای اروپائی برایشان برپا کرده اید؟
منظورم این قسمت از هذیان گوئی این آقاست توجه کنید:
ابریشمچی:
چون که خدا در اندیشه آنها بود. و حالا بار دیگر این ارتش بعد از گذار از یک دوران طولانی دفاع و ایستادگی برای ماندگاری، برای ماندن، سرافراز ، سروقامت ، مثل روزهای قبل از فروغ جاویدان و البته در مدار بسا بالاتر، با بهترین فرصت برای آغاز تهاجم روبروست.
خوب پس مجاهدین در مداری بالاتر آماده تهاجم هستند، احتمالآ ایران بایستی خود را برای جنگ با آلبانی هم آمده کند، این بار مجاهدین میخواهند از تیرانا حمله کنند.
البته برداشت دیگری که میتوان کرد این است که اینان هنوز چشم به امریکا و عربستان سعودی برای گرفتن سلاح و زمین و پول و امکانات دوخته اند تا به گمان خود اشرف دیگری را در کشوری نزیک در ایران راه اندازی کنند و دوباره امپراتوری رجوی را برای ادامه حیات خود راه اندازی کنند و باز دوباره دست به سینه در برابر خواسته های میزبان جدید خود چون غلام حلقه به گوش آماده اجرای ارمر صاحبخانه باشند، اما نمی دانند که بازنده بازی تا اینجا خودشان هستند چون با رو شدن دروغ های استاد رجوی با ریزش شدید نیرو مواجه هستد که این ریزش نیرو هر روز شدیدتر هم می شود
.
اما چرا مجاهدین هنوز هم که از مرزهای کشور سه هزار و سیصد کیلومتر دور هستند تحلیل های خود را روی دروغ و دجالیت سوار می کنند؟ آیا در دورانی که با در دست داشتن تمامی امکانات نظامی و حمایت مالی صدام دیوانه و حمایت های بی دریغ سیاسی محافل اروپائی آنهم در دوران جنگ ایران و عراق که البته برای ایران در حال جنگ بسیار خطرناک بود توانستند کاری از پیش ببرند به غیر از خیانت وبه کشور و به کشتن دادن جوانان میهن با ریختن آب به آسیاب دشمن؟ تحلیل های رجوی همیشه بر پایه دروغ سوار بوده و هنوز هم همان روال ادامه دارد، اینان گمان می کنند که مردم ایران همان مردم اول انقلاب هستند و گمان می کنند که می توانند با سرهم کردن دروغ و همان تحلیل های شیادانه رجویسم که حدود چهاردهه اعضای خود را با آن دروغ ها مشغول کرده مردم ایران را هم فریب دهد، اما غاقل از اینکه مردم ایران و نسل جدید هم از اسم مجاهدین حالش بهم می خورد و هم اینکه آگاه به مسائل سیاسی روز هستند و گریزان از خونریزی که البته خط باطل مجاهدین باطل شده است، تاریخ ایران هرگز عملکرد این فرقه را در تاریخ این میهن که در همراهی با دشمن تکتاز بوده فراموش نخواهد کرد، آقای ابریشمچی و دیگر کله گنده های فرقه بدانند که ملت ایران از شما بیزار هستند، و شمایان روزی بایستی در برابر ملت بزرگ ایران پاسخگوی عملکردتان باشید، البته در آرزوی رسیدن به حکومت و قلدری همانجا در آلبانی روزگار سرکنید تامرگ به سراغتان بیاید برایتان بهتر است، برای برنامه سخنرانی آینده تان هم تلاش کنید از مصرف قرص های مخدر پرهیز کنید تا به پرت و پلاگوئی دچار نشوید.

پرت و پلا گوئی مهدی ابرشمچی اثرات مصرف قرص ترامادول است

پرت و پلا گوئی مهدی ابرشمچی اثرات مصرف قرص ترامادول است
قسمت دوم

وبلاگ ادوارد 14/08/2018

آقای ابریشمچی در بخش دیگری می فرماید که بعد از عملیات فروع ارتششان آماده عملیات سرنگونی شد، و تآکید می کند:
چه از نظر ایدولوژیک که اصلی ترین سرمایه کیفی این  نسل و منشا توانایی های این نسل هست و در واقع انقلاب ایدئولوژیک  منشا آن بود و چه به لحاظ ساختاری وسلاح و تبدیل شدن به یک ارتش زرهی  تمام عیار آموزش دیده و آماده نبرد.

اما همانطوریکه در قسمت ا،ل این مقاله نوشتم رجوی خوب می دانست که با پایان جنگ بین ایران و عراق ارتشش درعراق کاملآ قفل خواهد شد و به همین دلیل هم به دست و پای صدام افتاد تا ارباب را برای عملیات فروغ راضی کند، ابریشمچی یا علنآ دروغ می گوید یا حرف های بی ربطش را بایستی به حساب اثرات همان قرص گذاشت،
پس از عملیات فروغ و تا قبل از اینکه من و امثال من از اردوگاه اسیران به این گروه دلقک صدام بپیوندیم در درون تشکیلات مجاهدین بخاطر شکست مفتضحانه ارتش رجوی غوغائی بوده که خیلی از افراد سازمان، رجوی را زیر سؤال برده بودند و ریزش نیرو هم شدت گرفته بود، آقای ابریشمچی نعل وارونه میزند، اتفاقآ رجوی در همان عملیات بعد فروغ بود که متوجه شد اگر دست و پای افراد را در تشکیلات نبندد بزودی لی لی می ماند و حوضش، پس تنها ابزاری که برای استسمار و بردگی زنان و مردان در دست داشت را بکار گرفت، که همانا انقلاب کذای ائیدولوژیک یا همان انقلاب عاطفه کش و ضد انسانی مریم بود، پس از جریانات کویت هم که موضوع برای همه روشن است، همان ارتش قفل شده در عملیاتی که در اصل تحت فرمان ارتش صدام انجام داد سرکوبی و کشتار کردها در شمال و شیعیان مخالف رژیم صدام را در جنوب عراق در پرونده خود دارد.
اما تحولات بعد از سرنگون شدن صدام را که آقای ابریشمچی از روی آن میپرد و می گوید:
من اینجا در صدد توضیح این ابتلائات نیستم ولی فقط ذکر می کنم و رد میشم، موضوع مهمی است که پراختن به آن برای فرقه و مسؤلینش به صرفه نیست برای همین هم آقای ابریشمچی تلاش کرده موضوع را ماستمالی کند و در همان حال خماری با یک جهش از روی آن رد شود، رجوی ادعا داشت که اگر امریکا به عراق حمله کند ما یعنی ارتتش راهی مرزهای ایران می شویم و رژیم را سرنگون خواهیم کرد، اما دیدیم که به محض ورود نیروهای امریکا به عراق چگونه در برابر ارتش امریکا زانو زد و دو دستی تمام سلاح های اهدائی صدام را تحویل داد و خودش مانند موشی در گوشه ای پنهان شد، پس از سرنگون شدن ارباب و پدرخوانده دولت جدید عراق بدون هیچ تعارفی عذر مجاهدین را خواست و به آنان ابلاغ کرد که خاک عراق را ترک کنند، اما مجاهدین با ادا و اطوار سربه مخالفت گذاشته و با دهن کجی به دولت قانونی جدید عراق اعلام کردند که اردوگاه اشرف خاک ما است و هیچکس نمی تواند ما را از اشرف تکان بدهد و هزاران دوز و کلک و بهانه تراشی دیگر، حتی بر حسب عادت همیشگی خود به مآموران سازمان ملل هم تهمت مزدوری زدند و مدعی شدند که مآموران سازمان ملل هم مزدور رژیم ایرانند، سران سازمان با هدف جنجال به پا کردن افراد خود را در اشرف نگداشت و به تمام توصیه ها مبنی بر ترک عراق بی توجهی نشان داد تا اینکه روزهای شوم شروع شد و حملاتیکه ارتش و پلیس عراق به اشرف نمود، البته هدف سران مجاهدین هم همین بود ،به کشتن دادن اعضا و مظلوم نمائی در دنیا، ترفند و بهانه بعدی هم این بود که خانم رجوی گفت دولت عراق بایستی دویست میلیون دلار به سازمانش غرامت بدهد، این بازار هم نگرفت و به ضرب و زور البته پس از تلفات بی جا که مسؤلیتش تمامآ بر عهده سران سازمان است به لیبرتی برده شدند، در لیبرتی هم زور زدند که به اشرف برگردند بازهم با بهانه تراشی تعدای را به کشتن دادند و بعد هم خانم رجوی گفت امریکا بایستی یک هواپیما بیاورد و اعضای ما را مستقیم به امریکا ببرد با این پیشنهاد مضحک معلوم بود که هدف اینان ماندن در عراقو به کشتن دادن بیشتر اعضای در بند است تا با خون آنان مانور سیاسی کنند،در طول وقوع تمام این وقایع ما اعضای جدا شده صدها مقاله نوشتیم و از ابتدا گفتیم که عراق جای ماندن نیست و تآکید کردیم که عراق برای مجاهدین قتلگاه است و توصیه کریم که هر چه زودتر عراق را ترک کنید اما گوش سران فرقه بدهکار نبود و همین سماجت هم باعث شد تا تعدای بیگناه در راه ناعقلی رهبران فرقه کشته شوند.
خارج کردن بقیه اعضا به آلبانی با پا در میانی امریکا انجام شد و خود سران سازمان هیچ نقشی در نجات جان افراد خود نداشتند بلکه برعکس اگر دست خودشان بود با تلفات بیشتر راضی بودند تا بتوانند در دنیا هم مظلوم نمائی کنند و هم اینکه از خون کشته ها تغذیه شوند، آقای ابریشمچی اکنون می گوید عملیات پیچیده خروج از عراق، اگر هم پیچیده بود شما پیچیده کرده بودید، خروج از عراق که به هر حال بایستی صورت می گرفت چرا که مجاهدین درعراق حامی مانند صدام را نداشتند،اما خروج از عراق و ورود به آلبانی یک شکست بزرگ برای مجاهدین بود که اکنون برای فریب افکار عمومی و اعضای دربند و اسیر در تشکیلات لرزان خود تلاش دارند تا آنرا یک عملیات پیروزمندانه جلوه دهند، البته به یک عنوان می توان آنرا عملیات پیچیده نامید آنهم اینکه هیچ کشوری در طول آن سالها در زمانیکه در عراق بعد صدام بودند علی رقم تلاشها و درخواست های سازمان ملل فرقه مجاهدین و اعضایشان را نپذیرفتند چون این فرقه هم در لیست تروریستی امریکا و هم اروپا بوده و دولت ها به هر حال با چشم تروریست بودن نگاهش می کنند، اما این مورد بیانش برای آقای ابریشمچی خیلی سخت است.