مریم رجوی چهره تروریستی و مزدوری خود را دوباره به نمایش گذاشت.

مریم رجوی چهره تروریستی و مزدوری خود را دوباره به نمایش گذاشت.
وبلاگ ادوارد
20/09/2017
اولین سخنرانی آقای ترامپ در سازمان ملل،که نه به زبان دیپلماسی بلکه به زبان بازاری و دور از شآن یک ریئس جمهور بود دل مریم رجوی را با خود برد، بطوریکه هنوز ترامپ عرق پیشانی خود را خشک نکرده بود، مریم رجوی از سر شوق و ذوق سراسیمه با صدور بیانیه ای مزدوری خود را اعلام و وقیحانه از امریکا خواست تا سلاح ها و قرارگاه های تروریستی خود در عراق را به آنان پس دهند، البته می گوییند ثنار بده آش، این در خواست مریم یا مجاهدین این پیام را به دنبال دارد که، اولآ سازمان مجاهدین تمام مزخرفاتی را که بعد از سرنگون شدن اربابش صدام مبنی بر اینکه سازمان از 2003 هیچگونه عملیاتی انجام نداده نشخواری بیش نبوده،و تنها برای فریب افکار عمومی و دولت های اروپائی بلغور کرده و تا کنون ماهیت تروریستی خود را در لفافه حفظ نموده، ما اعضای جدا شده بارها ماهیت تروریستی این سازمان مخوف را افشا کرده و گفته ایم که سازمان بدون خونریزی هرگز نمی تواند، این البته ماهیت سازمانی است که تشکیلات خود را در چند دهه گذشته با خون جوانان ایران آبیاری کرده و سر پا بوده.
دوم اینکه با سخنرانی ترامپ آب از لب و لوچه خانم براه افتاد و با این گمان که امریکا برای سازمانش تره خورد می کند مزدوری خود را که تا کنون پنهان می کرد برملا کرد و جای هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشت.
سازمان مجاهدین از سال 2003 که صدام یا پدر خوانده خود را از دست داد دربدر و بیکس مانده و برای بازگشت به شرایط سابق یعنی مسلح شدن از هیچگونه تلاشی دریغ نکرده، هم به دامن عربستان ضد ایرانی چنگ زده و هم به دامن اسرائیل و هم برای امریکائی های جنگ طلب خوش رقصی نموده، البته ملاقات چندی پیش امریکائی های جنگ طلب را با مریم رجوی در پاریس بایستی مد نظر داشت، که در همان دیدار به این خانم حتمآ در مورد سخنرانی ترامپ در سازمان ملل گوشزد شده و خانم هم سرسپردگی خود را همانجا اعلام نموده.
امریکا و سعودی و اسرائیل سالهاست که به دنبال فروپاشی نه تنها رژیم ایران بلکه خود ایران هستند، چرا که ایران پهناور امروز و فردا در منطقه تامیین کننده منافع امریکا مانند چهار دهه قبل نیست و نخواهد بود، و برعکس برای امریکا دردسرساز هم هست و خواهد بود، پس همانطوریکه قبل از به هم زدن سوریه پنتاگون نقشه خاورمیانه جدید را طراحی کرده بود که در آن از ایران امروزی هم خبری نبود، هنوز به دنبال از هم پاشیدن کشور عزیز ما هستند، مجاهدین اما که سالهاست رویای حکومت کردن در ایران را خواب می بینند، برای به قدرت رسیدن از هیچ خیانت و جنایتی کوتاهی نکرده ا ند، از مشغول کردن نیروی رزمی ایران در سال 1360 که کشور را در بحران فرو برد، تا بمب گذاری و کشتار مردم و بعد هم گریختن به دامن صدام یاغی، همگام شدن مجاهدین با ترامپ دیوانه و ناتانیاهو و سعودی، که مجاهدین باز هم تصور حکومت کردن را در آن می بینند نوع جدیدی از خیانت به کشور و مردم ایران است، چرا که در شرایط امروزی منطقه ما، هر گونه جرقه جنگ که مجاهدین برای برپائی آن از امریکا و ترامپ خواهان قرارگاه و سلاح شده اند کشور را تبدیل به کشوری بدتر از سوریه خواهد نمود و این البته این خواست همان مثل شوم یعنی امریکا و اسرائیل و سعودی است.
مردم شریف ایران با تمام مشکلاتی که امروزه دارند هرگز به خیانتکار و اجنبی روی خوش نشان نداده و نخواهند داد، همین مثلث شوم که امروزه با مجاهدین تبدیل به چهارگوش شوم شده اند بخوبی می دانند که اگر قرار به جنگ و تجاوز به خاک ایران باشد مردم ایران از پیروجوان تا خرد و کلان با چنگ و دندان از شرف و کشور خود دفاع خواهند نمود، دفاعی که دودش مستقیم به چشم دشمن و مزدورانشان خواهد رفت و مطمعنآ اول از همه در چشم مجاهدین، موتور سوار ناعقل و آنکه به ترکش می نشیند ناعقلتر،ترامپ یک فرد خام غیر سیاسی، دنباله روی او هم احمق.

Advertisements

مجاهدین در پنجاه و دو سالگی

مجاهدین در پنجاه و دو سالگی
وبلاگ ادوارد
11/09/2017

شهریور امسال پنجاه و دومین سالگرد سازمان مجاهدین در شرایطی برگزار می شود که پس از بیش از نیم قرنی که از تاسیس سازمان می گذرد به دلیل کج روی ها و خیانت های پی در پی شخص مسعود رجوی برای حفظ جان خود و منافع شخصی خود، سازمان در پایین ترین نقطه زیر صفر قرار دارد و در حال فروپاشی تمام عیار به سر می برد.
سازمان مجاهدین می توانست در جایگاه بالاتری قرار بگیرد که برای کشور و مردم تایین کننده باشد اگر مسعود رجوی دست به خیانت نمیزد و اگر به آرمان های انقلابی سازمان آنطوری که پایه گذاری شده بود پایبند می بود، اما متاسفانه نه تنها نتوانست یا نخواست دنباله روی آرمان های انقلابی سازمان باشد بلکه برای حفظ جان خود و برای ادامه حیات ننگین خود با راه اندازی جنگ مسلحانه در زمانی که صدام ملعون خاک ایران را برای کشورگشائی اشغال کرده بود نیروی ایران را در درون شهرهای ایران مشغول کرد و باعث کشته شدن تعداد زیادی از شهروندان کشورمان شد.
خیانت رجوی به کشور و سازمانش زمانی به اوج خود می رسد که رجوی فرانسه را ترک کرده و به دست بوسی صدام جنایتکار در بغداد می شتابد تا با صدام اشغالگر و ضد ایران و ایرانی قدم در راه خیانتی بزرگتر از قبل بگذارد، سرسپردگی رجوی و دارودسته اش به صدام و خیانت آشکار به ایران پس از سقوط صدام با نمایش فیلم هائی که توسط استخبارات صدام مخفیانه از ملاقات های خود مسعود رجوی و بقیه کادرهای بالای سازمان با مقامت عراقی گرفته شده برای همه واضع و روشن است و سازمان مجاهدین در این رابطه تا کنون هیچ توضیحی هم نداده و حتی به روی مبارکشان هم نیاورده.
پس از سقوط ارباب ضد ایران و ایرانی یعنی صدام سازمان روند سرسپردگی و مزدوری خود را ادامه داد و در همین راستا از شکاف بین رژیم ایران و عربستان سعودی که همواره ضدیت خود را با ایران و مردم ایران آشکار کرده استفاده کرد و به سرعت زیرعبای سعودی های وهابی خزید،زمانی هم که همین سعودی ها داعش را برپا کردند و در آن زمان که داعش عراق را هدف قرار داد همین مجاهدین برای انحراف اذهان عمومی از داعش با عنوان عشایر انقلابی عراق یاد می کردند.
سزمان مجاهدین امروز در حال فروپاشی است و اعضای سازمان امروزه در خاک اروپا همانگونه که پیشبینی کرده بودیم در حال جدا شدن از این سازمان و تشکیلات عنکبوتی هستند، سران سازمان گمان می کردند با دعوت از جمهوری خواهان جنگ طلب امریکا می توانند از ریزش نیرو جلوگیری کنند اما همانگونه که قبل از ورود اعضای سازمان به آلبانی گفته بودیم هر روز روند جدا شدن افرادی که چشمشان به حقیقت باز شده شتاب بیشتری می گیرد، در واقع امروز در درون تشکیلات مجاهدین در تیرانا خبر چندانی از نیروی جوان نیست و همین تعدادی هم که باقی مانده اند در حال جداشدن هستند و با جدا شدن از سازمان گروگانگیر مجاهدین به دنبال تشکیل زندگی نوینی می باشند، با جدا شدن اندک نیروی جوان از سازمان و ماندن مابقی که عده ای پیر و از کار افتاده هستند بزودی سازمان مجاهدین تبدیل به آسایشگاه سالمندان مجاهدین خواهد شد.
نتیجه خیانت به خلق و میهن همین است که دست آخر در خفت خاری حتی در برابر اعضای خود هم جوابی نداشته باشند چه رسد به خلق قهرمان ایران.

ملاقات جنگ طلبان امریکا با مریم رجوی حمایت بی چون و چرا از تروریست است.

ملاقات جنگ طلبان امریکا با مریم رجوی حمایت بی چون و چرا از تروریست است.
وبلاگ ادوارد
16/08/2017

هر چه زمان می گذرد هم چهره امریکا و هم وابستگی مجاهدین به امریکا و مزدوران منطقه برای جهانیان آشکارتر می شود.
ملاقات اخیر تعدادی از جنگ طلبان امریکا با مریم رجوی که امروزه خود را همه کاره فرقه تروریستی می داند، تنها می تواند حمایت امریکا از تروریست جهانی تفسیر شود، زیرا امریکا خوب می داند که مجاهدین دارای چه سابقه ای هستند و دستشان حتی به خون مستآشاران امریکائی هم آلوده است، اما آیا این دیوانگان که در امریکا به قدرت رسیده اند ترور هم میهنان خود را فراموش کرده اند؟

البته که نه و هرگز هم فراموش نخواهند کرد، امریکا برای منافع خود در همه جای دنیا خصوصآ در منطقه ثروتمند خاورمیانه حاضر است تمام مردم منطقه را به خاک و خون بکشد، نمونه آن تربیت کردن طالبان و القاعده و داعش می باشد که با دست امریکا برای برهم زدن منطقه تربیت شدند و باعث کشتار مردم بی گناه و بی دفاع و به دنبال آن بی ثباتی منطقه و جهان را که خواست امریکا بود رقم زدند، تربیت گروه های تروریستی کاری است که خانم هیلاری کلینتون به آن اعتراف کرده، القاعده را در برابر شوروی سابق در جنگ سرد بین شرق و غرب قرار دادند که پس از فروپاشی شوروی پایش را در جنگ و کشتار منطقه باز کردند.

از قدیم گفته اند موش گرفتن گربه محض رضای خدا نیست، دلسوزی امریکا برای مردم ما یا کشورهای دیگر هم محض خاطر مردم آن کشورها نیست، تمام جنگ ها و کشتارها که امروز منطقه ما درگیرش هست به نوعی زیر سر امریکا برای رسیدن به منافع خود می باشد.

در دوران صدام به بهانه اورانیوم واینکه صدام در پی ساخت بمب اتم است و با بهانه نقض حقوق بشر و وعده های سرخرمن به مردم عراق صدام را سرنگون کردند که حتی به اعتراف خودشان یک گرم اورانیم هم درعراق پیدا نکردند، در آن دوران هم عده ای فکر می کردند که امریکا درهای بهشت را به روی مردم عراق باز خواهد کرد اما طولی نکشید که دروازههای جهنم را به روی مردم عراق باز کرد و بعد هم که متوجه شد ایران پایش را در عراق بازکرده قاعده بازی را با وارد کردن داعش به عراق عوض کرد تا به کشتار و بی ثباتی دامن بزند، نمونه دیگر هم سوریه است که با همان تاکتیک و کلک سوریه را به ویرانه تبدیل کرد،این سیاست امریکاست که کشورهای نفت خیزی که منافع امریکا را تآمین نمی کنند را به ویرانه تبدیل کند تا با چنگ اندازی به ثروت آن کشور برای سالیان دراز منافع خود را تآمین کند، اما سالهاست که همین سیاست را در قبال ایران دنبال میکند که به شکر پروردگار تا کنون انگشتش به آنجایش مانده و برای به کرسی نشاندن این بازی مرگبار به سراغ فرقه مجاهدین رفته که در دورانی دست به کشتار مستآشاران امریکا در ایران زده اند، همان کسانی که پس از فروپاشی اردوگاه اشرف حتی به یک اعضای مجاهد هم اجازه ورود به خاک خود را نداد چرا که امریکا مجاهدین را تروریست می داند اما برای پیشبرد هدف اتفاقآ به همین تروریست ها نیاز دارد تا بتواند به خیال خود آرامش داخلی کشور ما را هم مانند عراق و سوریه به هم بزند، اتفاقآ فرقه مجاهدین پتانسیل خوبی هم در مزدوری و هم در کشتار دارند و امریکا هم به این امر واقف است، بایستی هوشیار بود و مردم ایران البته هوشیار هستند و چون از مجاهدین تنفر دارند پس جای نگرانی نیست انگشت مجاهدین هم در آنجایشان خواهد ماند.

درگذشت تآسف انگیز خانم مریم میزاخانی اولین ریاضیدان زن ایرانی و سکوت مریم رجوی،چرا؟

درگذشت تآسف انگیز خانم مریم میزاخانی اولین ریاضیدان زن ایرانی و سکوت مریم رجوی،چرا؟

وبلاگ ادوارد

18/07/2017

با تسلیت از صمیم قلب به بازماندگان خانم مریم میرزاخانی و مردم شریف ایران.

خانم مریم میرزاخانی یکی از بزرگترین افتخارات این مرز و بوم و اولین زن برنده جایزه فیلد بود که متآسفانه چند روز پیش درگذشت، این برای دنیای علم فاجعه و برای مردم ایران و جهان بسیار غم انگیز است، دراین چند روز اساتید بسیاری از دانشگاه شریف درون کشوراز ایشان تجلیل کرده و وی را ستودند و ابراز تآسف از مرگ این بانوی افتخار آفرین ایرانی را ابراز داشتند، دانشگاه شریف همان دانشگاهی است که مریم قجر (رجوی) هم از آن فارغ التحصیل شده، اما این کجا و آن کجا.

مرگ چنین بانوی پرافتخاری که نام ایران وایرانی را در جهان پیچیده علم ریاضی به عرش برد برای تمام ایرانیان میهن پرست باور نکردنی وغم انگیز است و مطمعنآ درچنین مواقعی اشک تمامی مردم ما برای ایشان برگونه چکیده.
اما چرا مریم قجر(رجوی) که در خارج کشورسالیانه چندین بار برای لاشخورهای کشورهائی که چشم دیدن ایران و ایرانی را ندارند سفره هفت رنگ پهن می کند و برای سخنرانی های آنان مثل نقل و نبات پول پخش می کند و اگر کسی از همین سران عرب بمیرد خود ماتم میگیرد و بقیه اعضای سازمان راهم وادار به ماتم و سوک میکند (نمونه مرگ یاسر عرفات در سال ۱۳۸۳) هیچ واکنشی حتی یک تسلیت ساده به زبان نیاورد و تنها به کمسیون زنان که اساسآ معلوم نیست چه صیغه ای است واگذار کرد که آن هم گویا کمسیون معلوم الحال اجبارآ تنها در چند سطر کوتاه تسلیت گفت.
البته برای بانوی نابغه ای چون خانم میرزاخانی همان بهتر که اسمشان از دهان گندیدگانی چون مجاهدینشنیده نشود.

اما داستان چیست و چرا مریم رجوی خود شخصآ تسلیت نگفت و آنرا به کمسیون معلوم الحالش پاس داد؟ واقعیت این است که هر کس که با مجاهدین از نزدیک آشنائی داشته باشد بخوبی می داند که برای مجاهدین تخصص و هنر، متخصص و هنرمند ارزشی ندارد، تنها کسانی در مجاهدین از آنان یاد میشود که رهبران آنان را ستایش کنند و در برابرشان تعظیم نمایند، برای نمونه به دو مورد اردوگاه اشرف اشاره می کنم دندان پزشکی که جراح بود و از امریکا فارغ التحصیل بود (از نام بردن معذورم) پس از مدتی کار دندان پزشکی دربهداری اشرف به دلیل اینکه در تشکیلات استسماری رجوی باب میل سران سازمان عمل نکرده بود از بهداری به محور پنجم منتقل شد و در سالن غذا خوری مسؤل صنفی شد، این در حالی بود که در اردوگاه اشرف کمبود شدید دندان پزشک بیداد می کرد و بعدآ دندان پزشک از بغداد اعزام می کردند، نمونه بعدی کسی که تخصص هسته ای و شیمیائی داشت که او هم به دلیل لنگیدن در تشکیلات به بهداری محور منتقل شد تا نظافتچی بهداری باشد اما از همان فرد در زمانی که عراق تحت بازدیدهای هسته ای از سوی سازمان ملل قرار داشت و چند بار هم برای بازدید به اشرف آمدند استفاده میشد تا با ماموران سازمان ملل گفتگو کند چون مسؤلین سازمان، هر از بر تشخیص نمی دادند.
بیاد داریم هنگامی که چند خوننده سرشناس پایشان به محفل های مجاهدین باز شده بود در درون سازمان از آنان چقدر تعریف تمجید میشد اما همان که به خود آمدند و راهشان را از تروریست ها جدا کردند و به سوی مردم خود بازگشتند از سوی سران سازمان چه تهمت هائی که نثارشان نشد، مثل زنده یاد خانم الهه و زنده یاد ویگن.
بطور کلی از منظر مجاهدین کسی به حساب میاید که در خدمت رهبری سازمان تروریستی مجاهدین باشد و البته با در دست داشتن یک دستمال نرم، تخصص این کار را در سازمان می تواند دریافت کند.
مجاهدین اوج گرفتن ایرانیان را درعرصه های علمی و تخصصی و هنری یا سیاسی بر نمتابند، به این دلیل که خود هیچ عمل درستی در کارنامه خود در این بیش از پنج دهه نداشته اند، اگر یک ایرانی که در هر عرصه ای چه هنری و چه علمی در دنیا معروف و محبوب باشد اما به ایران سفر کند این تنفر در درون سازمان نسبت به آن فرد ضریب می خورد که چرا علم خود را به ایران انتقال می دهد، آیا تا کنون در نشریه ها و رسانه های مجاهدین دیده و یا خوانده اید که نامی از اسطورهای ایرانی که در جهان علمی یا پزشکی یا تتخصصی در دنیا شاخص هستند و دنیای پیچیده علم را درنوردیده اند و باعث عزت ایران و ایرانی بوده اند برده شود؟ نه هرگز، چون تا زمانی که اینگونه افراد در برابر رهبران مجاهدین سر خم نکنند اساسآ برای مجاهدین ارزشی ندارند، البته مجاهدین ارزش این را ندارند نام کسانی که مایع افتخار کشورمان هستند را ببرند. پاینده باد ایران

یکصدهزار نفر در تجمع مجاهدین از کجا؟

یکصدهزار نفر در تجمع مجاهدین از کجا؟

وبلاگ ادوارد
05/07/2017

روز شنبه هفته گذشته در پاریس مجاهدین تجمعی را طبق روال هر سال به مناسبت ۳۰ خرداد سال 1360، روز اعلام جنگ مسلحانه که بر علیه ایران و ایرانی بود بر پا کردند، این روز ننگین نه تنها هرگز از تاریخ ایران و از ذهن هیچ ایرانی پاک نخواهد شد، بلکه و به عنوان یکی از خیانتکارانه ترین عملکردهای سازمان خبیث مجاهدین ثبت شده در تاریخ ایران باقی خواهد ماند،در زمانی که ارتش جنایتکار صدام خاک ایران را لوث کرده بود مجاهدین با اعلام جنگ مسلحانه که به گفته خودشان علیه حکومت بود، اما در اصل باعث قفل کردن نیروهای نظامی ایران در درون شدند تا صدام بتواند مواضع خود را در مناطق اشغالی محکم کند.
این عمل که خیانت بارزی بر علیه کشور و تمامی ایرانیان است برای مجاهدین افتخار تلقی میشود به طوریکه بارها خود از زبان رجوی ها مستقیمآ شنیده ام.
اما با افشاگری های بی امان اعضای جداشده در بیش از یک دهه اخیر وبا بازکردن و توضیح در رابطه با این خیانت آشکار، مجاهدین در رابطه با روز برگزاری مراسم سی خرداد که هر ساله دقیقآ در همان روز سی خرداد برگزار می کردند تجدید نظر کرده و همان مراسم را در روز دهم تیر برگزار میکنند تا در افکار عمومی خیانت و جنایت سی تیر 1360 را کمرنگ کنند.
در این مراسم وتجمع هر ساله تعدای از عجوبه های جنگ طلب امریکائی که چشم دیدن ایران ایرانی را ندارند با دریافت پول های هنگفت دراین مراسم حاضر می شوند تا بر طبل جنگ بکوبند تا شاید راهی برای کشاندن ایران به معرکه ای مانند سوریه و عراق پیدا کنند و کشور را به ویرانه تبدیل کرده و مردم ایران را دربدر کنند، سیاست امریکا امروز در منطقه ما برای منافع خود همین است و مجاهدین با نزدیکی به سعودی و دعوت مکرر از ترکی فیصل شاهزاده سعودی و رئیس سابق استخبارات مخوف سعودی گویای رهروی مجاهدین از همین خط می باشد، دشمنی سعودی و امریکا با ایران و ایرانی بر کسی پوشیده نیست .

در مقابله با گردهمائی مجاهدین البته اعضای جدا شده نیز در پاریس حضور داشتیم تا چهره مجاهدین را با تجمع و افشاگری فاش و برملا کنیم، اتفاقآ تجمع ما اعضای جدا شده امسال بسیار هیجان انگیزتر هم برگزار شد، تا خاری باشد در چشم هر آنکس که ضد ایران وایرانی قدمی برمیدارد.

اما گذشته از اینها، مجاهدین هر ساله اعلام می کنند که در گردهمائی کذائیشان یکصدهزار ایرانی شرکت کردند، آیا این رقم درست است؟ آیا کسانی که در این سالن در تلویزیون مجاهدین و یا در محدود رسانه ها دیده میشوند ایرانی هستند؟ اگر مجاهدین قدرت این را داشتند که یکصدهزار ایرانی را در سالن خود جمع کنند، البته فقط ایرانی را باور کنید تا کنون در تهران بودند و حکومت می کردند،اما ایهات که در دروغگوئی و حقه بازی دست گوبلیز را از پشت طناب پیچ کرده اند، در رابطه با جمع کردن مردم غیر ایرانی در تجمعات مجاهیدین مقالات زیادی نوشته شده و همه می دانند که نیروی حاضر در سالن های مجاهدین تشکیل شده از پناهندگان سوری و افغانی و حتی گاهآ از سیاه پوستان و تعدادی زیادی هم از اروپای شرقی با وعده گردش در پاریس و خوابیدن درهتل.
اما در هفته گذشته هنگامی که با دوستان خود از پاریس به شهر خود در آلمان برمی گشتم از سوی یکی از دوستان ارمنی که اهل ارمنستان هستند و از دوستان نزدیک من و در ضمن پناهنده در کشور آلمان و بلاتکلیف و بدون پاسخ و هنوز پناهندگیشان پذیرفته نشده تلفنی دریافت نمودم که متوجه شدم پسر و دختر ایشان در پاریس هستند،دوستم،پدر آنان می گفت که بچه هایش را کلیسا برای گردش به پاریس برده،در لحضه متوجه موضوع شدم که به تجمع مجاهدین برده شدند، گوشی را قطع کردم تا به خانه رسیدم، ساعت دوازده شب از خانه با دوستم تماس گرفتم و جویای موضوع شدم، پدر آنان گفت، چند روز پیش یکی از دوستانشان به آنان گفته که کلیسا برای گردش در پاریس برنامه دارد اگر مایل هستید می توانید شرکت کنید اما هر فردی بایستی معادل بیست و پنج یورو بپردازد،بچه ها قبول می کنند و پدر و مادرشان هم با این خیال که پای کلیسا در میان است و موضوع حتمآ قانونی است قبول می کنند، روز دوشنبه به خانه آنها رفتم و دختر و پسرشان را دیدم و جویای موضوع شدم، آنان میگفتند که یک فرد روس این پیشنهاد را آورده و نفری بیست و پنج یورو هم برای کرایه اتوبوس پول گرفته اما آن فرد روس گفته که این برنامه از سوی کلیسا است ولی خرج خورد و خوراک پای خودتان است.
دختر و پسر جوانیکه در واقع فریب مجاهدین و پفیوز بازی آنها را خورده بودند می گفتند وقتی که به پاریس رسیدند آنان را به سالن برده و تا ساعت نه شب بدون هیچ مواد غذائی در سالنی که به گفته آنان بسیار گرم بودن با دهان خشک نشسته و منتظر تا خانمی که روی سن بود هیاهو کند اینان کلمه ای هم از بیانات شیرین خانم رجوی را نفهمیدند، دختر جوان میگفت پس از چندساعت انتظار در سالن چند زن چچنی که همراهشان از کلن آلمان برده شده بودند دادو بیداد سر می دهند که این چه گردشی در پاریس است مگر ما آمده این اینجا در سالن بنشینیم، ساعت نه شب با اتوبوس همین سیاهی لشکر را به هتلی در خارج از پاریس بردند که بچه ها توانسته بودند با پول خود شام تهیه کنند، آنطوری که این دختر و پسر می گفتند آنان دو اتوبوس بوده اند که تمامآ از ارامنه ارمنستان، روس، چچنی، و افغانی بوده که تمامآ پناهندگانی بوده اند که پرونده شان در حال بررسی در آلمان است و همگی بلاتکلیف.

بی وجدانی مجاهدین را ببینید، همین خانواده ای که دوست خانوادگی ما هستند برای رسیدن به آلمان و شروع زندگی تازه خانه و کاشانه خود را فروخته و هر آنچه را که داشتند خرج راه کرده و حتی بچه ها تحصیلات خود را نیمه رها کرده اند تا بتوانند در این کشور ادامه دهند و در حال حاضر کیس پناهندگیشان با مشکل مواجه شده و برایشان وکیل گرفته ام، اما مجاهدین برایشان مهم نیست که با خارج کردن غیر قانونی پناهندگان چه به سرشان خواهد آمد، اگر عکسی از این افراد در چنین تجمعی خارج از محدوده پناهندگی برای کشوری که پناهندگی داده به دستشان بیفتد به سادگی فرد یا افرادی که بدون مجوز از کشور خارج شده اند را دیپرت خواهند کرد، آنموقع است که همین افراد تا آخر عمرشان مجاهدین لعنت شده را باز لعنت کنند.
اما وقتی که برایشان عملکرد مجاهدین و گذشته آنان را توضیح دادم و گفتم که خود دوازده سال در درون همین جماعت فریبکار بودم، وقتی که از ترورها و بمب گذاری هایشان گفتم، وقتی که از خودسوزی های تشکیلاتی در برابر چشم مردم اروپا در خیابانهای اروپا گفتم رنگ از رخسارشان رفت و با ابراز پشیمانی از کرده ناآگاهانه خود گریستند.
اما تا اینجا که خود پیگیر منبع اصلی و دلال غیر ایرانی مجاهدین بوده ام تا کنون کلیسائی در کار نبوده اما هنوز دنبال همان فرد روس هستم که البته دلال و کارچاقکن مجاهدین برای جمع کردن افراد هست و مطمعنآ پیدایش خواهم کرد و بایستی برای کار غیر قانونی خود در برابر قانون پاسخگو باشد.
از شیوه فریبکارانه مجاهدین با استخدام دلال های روس وغیر ایرانی برای پر کردن سالنهایشان بوضوع می توان دریافت که مجاهدین در میان ایرانیان خارج از کشور سوخته و مانند درون ایران هیچ پایگاه مردمی ندارند، بهتر است مجاهدین انقلاب خود را با غیرایرانیان ادامه دهند.

شادی و استقبال مجاهدین از عملیات هم خطی های داعشی خود

شادی و استقبال مجاهدین از عملیات هم خطی های داعشی خود

وبلاگ ادوارد

11/06/2017
چرا سازمان مجاهدین که نام آپوزاسیون جمهوری اسلامی را یدک می کشد عملیات ننکین مزدوران داعشی را که روز چهارشنبه در تهران رخ داد محکوم نکردند؟ چه سری در پشت پرده پنهان است، و آیا مجاهدین از این عملیات احمقانه خوشحال نیستند؟
پس ازحرکت احمقانه مزدوران داعشی در تهران درهفته گذشته، همه شاهد محکوم کردن آن در سطح جهان بودیم، از امریکا تا اروپا و مقامات کشورهای همجوار، شورای امنیت و سازمان ملل و حتی سخنگوی حزب دمکرات کردستان ایران نیز عملیات تروریستی را از سوی هر فرد یا جریانی محکوم کرد،در این میان تنها عربستان و چند کشور هم پیمانش که خود دست اندرکار بودند صدایشان در نیامد، و یا پس از سکوتی طولانی ماهیت ارتجاعی خود را نشان دادند اما در این میان مجاهدین چه کردند؟ مجاهدین نه تنها این عمل و حرکت ضد میهنی را که جان 17 تن از هموطنانمان را گرفت محکوم نکردند بلکه قلم به دستانشان را بسیج کردند تا این موضوع را با قلم کثیف و ضد میهنی خود لوث کنند، موضعگیری مریم رجوی که حتی از ابراز همدردی با خانواده های داغدار هم خودداری نمود نشان از آن دارد که این حرکت مزدوران داعشی بر دل مجاهدین نشسته و آنان از این جریان استقبال کردند، همین که در درون ایران چنین برخوردهائی رخ دهد مجاهدین اولین کسانی هستند که سرمست می شوند.
اگر این جریان در کشور دیگری رخ می داد که دولت و حکومتش دارای یک آپوزاسیون واقعی، مستقل و میهن پرست بود،بطور طبیعی آپوزاسیون مربوطه آنرا به شدت محکوم می کرد، اما مجاهدین اپوزاسیون نیستند، اینان تنها برای کسب قدرت تلاش می کنند و خود دم و دنبالچه کسانی هستند که دست اندرکاران این قضیه در درون ایران بودند، و یکی از دلایلی هم که به مجاهدین اجازه محکوم کردن این جریان را نمی دهد همین است که دست اندکاران این حمله بزدلانه ارباب سازمان مجاهدین هم هستند، اگر چه سازمان تروریستی مجاهدین که خود در ترور و خونریزی استاد هست از عملیات تروریستی طبعآ و قلبآ استقبال می کند، اتفاقآ در چنین مواقعی است که دم خروس بیرون می زند و چهره پلید مدعیان دروغی حقوق بشر که برای قدرت دست به هر جنایتی زده ومی زنند را رسوا می نماید،مجاهدین در دهه شصت در درون ایران آنهم در زمان جنگ با عراق دریای خون و کشتار به راه انداختند، با این گمان که نیروهای نظامی ایران درگیر جنگ با عراق هستند و گمان می کردند که می توانند سایه شوم خود را با همکاری صدام بر میهن مسلط کنند و برای خود حکومتی برپا کنند، حرکت ضد میهنی مجاهدین در دهه شصت باعث شد سازمانی که در درون ایران پس از حزب جمهوری اسلامی در جایگاه دوم جا داشت از نظر مردم ایران منفور گردد و تمام سران بزدل سازمان دست از پا درازتر یکی پس از دیگری از ایران فرار کنند که تا کنون هم آوره و دربدر هستند، عملیات احمقانه و جنایتکارانه ای که هفته گذشته در تهران رخ داد در مقابل عملیاتهای جنایتکارانه مجاهدین در دهه شصت مثل روش کردن یک چوب کبریت بود، اما مهم و مهمتر موضعگیریهای سران و رهبران و حتی احزاب و سازمان های سیاسی ایران بود که با موضعگیری قاطع و محکوم کردن این حرکت جنایتکارانه بر مبارزه با تروریسم تآکید کنند، کاری که مجاهدین نه تنها از محکوم کردن مستقیم خودداری کرد بلکه با اعطلاعیه و موضعگیری دو پهلو از آن استقبال هم نمود، باشد تا تاریخ و مردم ایران در موقع مناسبی پاسخی قاطع تر بدهند.

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به رئیس جمهور آلبانی

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به رئیس جمهور آلبانی

وبلاگ ادوارد
06/06/2017
رئیس جمهور محترم کشور آلبانی جناب آقای متا، انتخاب شدن شما را به عنوان رئیس جمهور کشور آلبانی تبریک می گوییم و امیدوارم که در مسؤلیت جدید خود،در راه پیشبرد کشورتان موفق باشید.
اینجانب یکی از ایرانیان مسیحی و از ارامنه ای میباشم که در دوران جنگ ایران و عراق مدت 9 سال اسیر جنگی درعراق بوده ام و پس از پایان جنگ با هدف مبارزه برای آزادی و دمکراسی از بازگشت به کشورم امتناع کرده و به سازمان مجاهدین خلق درعراق پیوستم و مدت دوازده سال در درون تشکیلات مجاهدین درعراق بوده ام.
متآسفانه در دوران اسارت با بمباران تبلیغاتی مجاهدین در تلویزیون اهدائی صدام در اردوگاه های اسیران مواجه بودیم، در تبلیغات مجاهدین از ما اسیران دعوت می شد که به سازمان مجاهدین بپیوندیم تا در راه آزادی و دمکراسی برای ایران مبارزه نمائیم،آنها، مجاهدین کرارآ در تلویزیون خود اعلام می کردند که اگر پس از پیوستن به مجاهدین با مناسباتشان همخوانی نداشتید می توانید به هر کجای دنیا که مایل بودید رفته و در آنجا زندگی نمائید وسازمان مجاهدین به شما کمک خواهد کرد تا به کشور دلخواه خود بروید ونیزتبلیغ می کردند که مجاهدین به هر کس که تمایل ماندن در تشکیلات را نداشته باشد برای رفتن به کشور ثالث کمک خواهند نمود.
اما اینها متآسفانه تنها و تنها تبلیقاتی بود که برای کشاندن نه تنها ما اسیران از اردوگاه های اسیران درعراق بلکه دامی بود که برای تمام جوانان ایرانی چه در داخل و چه در خارج ایران که هوای آزادی و دمکراسی در سر داشتند.
چهره اصلی مجاهدین تنها پس از مدت کوتاهی آشکار شد که در درون عراق دست به عملیات نظامی بر علیه مردم کرد عراق زدند که در برابر بیدادگری های صدام قیام کرده بودند، دوستان ما که مستقیمآ در عملیات جنگی شرکت داشتند می گفتند هنگامیکه کردها سلاح خود را بر زمین می گذاشتند تا خود را تسلیم کنند فرماندهان مجاهدین به رانندگان نفربرها دستور می دادند تا از روی افراد بی سلاح و بی دفاع با نفربرهای خود عبور کنند، در همان روزها خود که در یکی از یکانهای پشتیبانی بودم، وقتی که برای اپراتور مخابرات صنفی برده بودم متوجه تماس بی سیمی از سوی افراد مجاهدین شدم که از صحنه جنگ تماس گرفته بودند و می گفتند محاصره شان کرده ایم و برای تآیین تکلیف از فرمانده هان بالا فرمان می خواستند، در کنار بی سیم یکی از فرماندهان مجاهدین به نام مهدی مددی با نام مستعار جلیل با فحش و ناسزا به محاصره شدگان با دهان کف آلود فریاد می کرد تمامشان را بکشید به هیچکدام رحم نکنید.

آقای رئیس جمهور محترم:
امروزه کشور شما با فشار مقامات امریکا کسانی را در خود جا داده که در دهه های گذشته در درون ایران دست به کشتار مستآشاران امریکائی زده و به این عملیات ننگین خود نیز می بالند و برایشان کشتار امریکائی ها هنوز هم جزء افتخارتشان است، مجاهدین خلق که امروز در خاک کشور شما خود را آزادیخواه و دمکرات جا می زنند چهره خود را پشت بزک سنکین سیاسی پنهان نموده اند، روز فاجعه یازده سپتامبر را هرگز فراموش نمی کنم روزی که دنیا را به لرزه در آورد و بی شک قلب میلیونها انسان را به درد آورد،در بازداشتگاه انفرادی مجاهدین بودم که ناگاه از بلندگوهای قرارگاه اشرف صدای موزیک شاد محوطه را پر کرد، ابتدا گمان کردم مجاهدین دست به عملیات در درون ایران زده اند و آنرا جشن می گیرند،چون هر گاه که حرکتی حتی ایزائی در درون ایران انجام می دادند برای فریب و گمراه کردن افراد آنرا یک عملیات بزرگ جا می زدند و تا چند روز هم جشن وپایکوبی می نمودند که بقیه افراد هم تحت تآثیر قرار گرفته و درخواست عملیات بنویسند،اما ناگهان صدای نگهبان را از محوطه شنیدم که فریاد می زد،تمام شد،تمام شد، امریکا از درون منفجر شد هزاران نفر در انفجاری در امریکا کشته شدند،پس از چند لحضه درب اتاقم را باز کرد و با ظرف شیرینی وارد شد و با صدای بلند گفت تبریک امریکا از درون منفجر شد و ظرف شیرینی را به سمت من دراز کرد، مجاهدین گروهی است که همیشه از کشتار و خون استقبال نموده و هنوز هم اگر میدان مسلح شدن را داشته باشد باز همان خون و خونریزی را احیا خواهد نمود.

آقای متا رئیس جمهور محترم آلبانی،
چگونه می توان به کسانی اعتماد کرد که برای پیشبرد اهداف خود هزاران زن و مرد را وادار به ترک فرزندان خود کرده اند و با طلاق های اجباری که توسط مسعود رجوی طراحی و به اعضای سازمان تحمیل شد ناگزیر شاهد فروپاشی خانواده های خود شدند، سازمان مجاهدین در زمینه حقوق بشر هم دارای پرونده ای کاملآ مخدوشی است و نغض حقوق بشر در سازمان مجاهدین همیشه بوده و اکنون هم متآسفانه در کشور شما همان راه و روش و نغض حقوق بشر را ادامه می دهند، همین رهبرانی که امروز در کشور شما آزادی و دمکراسی را در بوغ و کرنا فریاد میکنند همان کسانی هستند که در درون تشکیلات خود اجازه هیجگونه ایراد و انتقادی را به اعضای خود نمی دهند و حتی امروز هم در اروپای آزاد و دمکراتیک اعضای جدا شده و منتقدین خود را مستقیمآ به مرگ تهدید می کنند،واقعیت این است که سازمان مجاهدین آنطوری که در ظاهر جلوه می نماید در باطن آنطور نیست و دارای تشکیلاتی دیکتاتوری است که به هیچ کسی در درون تشکیلات اجازه خرده گیری از رهبری تحمیلی خود را نمی دهد.

آقای رئیس جمهور محترم: شما خود بهتر می دانید که اگر کسی در کشور خود عامل بمب گذاری و عامل به کشتن دادن مردم کشورش شود، اگر فردی یا گروهی تحت عنوان آپوزاسیون اطلاعات کشور خود را درز دهد چه جرم سنگین و نابخشودنی است، شما خود قوانین بین المللی را هم بخوبی می دانید که اگر کسی عملیاتی چون مجاهدین که به کشتار مستآشاران امریکائی منجر شد انجام دهد تا آخر خط تحت تعقیب خواهد بود،اما امروز می بینیم که مقامات امریکا چگونه چوب حراج به خون مستآشاران خود می زنند تا در این دنیای آشوب زده سیاست خود و منفعت خود را از دست ندهند،سؤال اینجانب از شما این است، آیا اگر گروه یا سازمانی از یک کشور بیگانه در کشور خود دست به کشتار شهروندان شما بزند آیا شما به عنوان رئیس جمهور کشور خودتان چنین جنایتی را خواهید بخشید و آنرا فراموش خواهید کرد؟ طبیعتآ پاسخ منفی است،
اما متآسفانه امروز تعدادی از مقامات امریکائی که اگثرآ از مقامات سابق می باشند هزاران جنایت را می بینند و به آن آگاه هستند اما منافع خود را بر حق و حقیقت ترجیح می دهند، آنان برخوردهای ضد انسانی مجاهدین با اعضای خود را می دانند و دم نمی زنند،تهدیدات سازمان نسبت به اعضای سابق و منتقد در اروپا را با گوش خود می شنوند ولی خم به ابرو نمی اورند، آیا همین فاکت ها نغض حقوق انسانی نیست؟
مجاهدین متآسفانه در کشور شما هم تشکیلات عنکبوتی خود را بنا نموده اند و آزادی و زندگی را با بهانه مبارزه با جمهوری اسلامی از افرادی که سالیان تحت مغزشوئی تشکیلاتی بوده اند گرفته اند،واقعیت این است که مجاهدین در درون ایران هیچگونه پایگاه مردمی ندارند و امیدشان برای به قدرت رسیدن همانگونه که خودتان شاهد هستید سرسپردگی به امریکاست، در حالیکه مردم ایران ازاین گروه خاطرات خوبی در اذهان خود ندارند، پس سرمایه گذاری روی چنین سازمانی از سوی هر کس یا هر کشوری که باشد بیفایده است، مردم ایران در درون ایران می توانند آینده خود را رقم بزنند، هیچ گروهی خارج از مرزهای ایران ولو با حمایت غرب در درون ایران تآثیر گذار نبوده و نیست.

آقای رئیس جمهور محترم:
به نظر اینجانب که یکی از اعضای جدا شده از مجاهدین می باشم و در این چندسال نیز مانند دیگر اعضای جدا شده مورد تهمت و تهدیدات سازمان مجاهدین بوده ام، اکنون فرصت را مقتنم می شمارم و اعلام آمادگی می نمایم تا در حضور نمایندگان شما به تمام سؤالات شما پاسخ دهم و چهره مجاهدین را برای شما و دولت شما آنچنان که هست نمایان نمایم.
موفق باشید.
ادوارد ترمادو.
آلمان

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به عالیجناب اسقف گایو

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به عالیجناب اسقف گایو

gayu.jpg

وبلاگ ادوارد
27/05/2017

عالیجناب اسقف گایو، اینجانب یکی از ایرانیان مسیحی و از ارامنه ای میباشم که در دوران جنگ ایران و عراق مدت 9 سال اسیر جنگی در عراق بوده ام و پس از پایان جنگ با هدف مبارزه برای آزادی و دمکراسی از بازگشت به کشورم امتناع کرده و به سازمان مجاهدین خلق درعراق پیوستم و مدت دوازده سال در درون تشکیلات مجاهدین درعراق بوده ام، در دورانی که با مجاهدین بودم چهره واقعی مجاهدین را بطوری که هستند شناختم و برایم روشن شد که این تشکیلات با هیچ دین و آیین خداوندی ارتباط ندارد و تمامآ برای رسیدن به قدرت و حکومت از نام دین سؤ استفاده می کند،این گروه امروزه اگر نزد کسانی مانند شما مظلومانه ظاهر می شود تنها به دو دلیل است، یکی دارای قدرتی که در دوران صدام از آن بهره مند بود نیست، و دوم از اوضاع برهم منطقه خاورمیانه سؤ استفاده می کند تا خود را اسلام مدرن جا بزند، در حالیکه رفتار و برخورد مجاهدین در درون تشکیلات نه تنها با آنچه می گویند تناقض دارد بلکه برخوردی کاملآ فرقه گرایانه و دیکتاتوریسم است.

عالیجناب: خانم رجوی آنچه را که برای شما درباره سازمانش بیان نموده کاملآ کذب است و در پشت چهره خندان این خانم خوی انتقام گیری و درندگی از نوع اسلام داعشی قرار دارد،زیرا همین سازمان و رهبرش مسعود رجوی که همسر همین خانم هم می باشد در این چند سال اخیر چندین بار اعضای جدا شده از سازمانش و منتقدین خود را تهدید به مرگ کرده، آن هم نه در درون ایران و نه در دورانی که خود حاکم هستند، بلکه به عنوان آپوزاسیون و مهمتر اینکه در درون اروپای آزاد و دمکراتیک، حال خود قضاوت کنید سازمانی که قبل از به قدرت رسیدن، در دوران تبعید تحمل مخالف و یا منتقد خود را ندارد و آنان را در آزادترین کشورهای اروپائی تهدید به مرگ می کند آیا تضمینی دارد که پس از به قدرت رسیدن دست به تصفیه مخالفین و منتقدین خود در داخل و خارج نزند؟ و آیا این برخورد و رفتار مجاهدین با مخالف یا منتقد خود هیچ سنخیتی با مسیحیت یا اسلام واقعی که شما بر آن تآکید کرده اید دارد؟ از شما به عنوان یک رهبر مذهبی مسیحی سؤال می کنم و توقع بنده این است که همین رفتار مجاهدین را با مسیحیتی که شما و اینجانب رهروی آن هستم و یا همان اسلامی که شما توضیح دادید مطابقت بدهید و نتیجه گیری کنید.

گمان نکنید که مجاهدین دارای افکار اسلامی مدرن هستند، خیر، به هیچ عنوان اینان کسانی هستند که در نشست های خود در درون عراق بارها بحث دمکراسی در اروپا را به چالش کشیده و به باد تمسخر می گرفتند که کشورهای غربی برای ادامه حکومت خود سکس و اعتیاد را به جوانان خود تحمیل نموده اند و اسمش را دمکراسی و آزادی گذاشته اند، این کلمات را دقیقآ خانم رجوی در یکی از نشست هائی که خود شخصآ در آن حضور داشتم بیان نموده،
واقعیت این است که مجاهدین در نشست های خود هنگامیکه از اروپا صحبت می کردند بجای به کار بردن اسم کشور مزبور از کلمه بلاد کفر نام می بردند، دقیقآ همان عنوانی که داعش امروز در مورد اروپا و مردم مسیحی به کار میبرد.

عالیجناب اسقف گایو:
در اخبار مجاهدین ملاقات شما و خانم رجوی را مشاهده کردم و آنچه درکلام بین شما و ایشان رد و بدل شده بود را گوش دادم، آنچه شما از اسلام و دین برادری و صلح برای ایشان گفتید بطور طبیعی دیدگاه خود را از یک دین الهی ابراز نمودید، اما آنچه خانم رجوی در مورد اسلام بیان نمود تنها در کلام از ایشان مورد قبول است چون در عمل هیچ باوری به همان ادعاهای خود ندارند، اینان کسانی هستند که حتی به قوانینی که خود در شورای ملی مقاومتشان تصبیت کرده اند باور ندارند و در درون تشکیلات خود همان اعضای شورای ملی خود را هم به تمسخر می گیرند.

عالیجناب اسقف گایو: به عنوان یک مسیحی که سالیان نو جوانی و بهترین دوران عمر خود را با دروغ های مجاهدین از دست داده ام، از صمیم قلب آماده هستم تا در حضور شما به عنوان یک رهبر مذهبی خود، بر گفته هایم شهادت بدهم و در دیدار رودر رو مجاهدین را بهتر به حضور شما معرفی نمایم تا مبادا حمایت و پشتیبانی شما در فردای تاریخ ایران باعث شود که از سوی مردم ایران مورد رنجش قرار بگیرید.
نبایستی اجازه دهیم تا مجاهدین و گروه های افراطی دیگر با چهره فریبنده و آرایش شده از مسیحیت سؤ استفاده کنند و با حمایت مقامات صادقی مانند شما در فردا و فرداها دست به سرکوب و کشتار مخالفین و منتقدین خود بزنند، حمایت و پستیبانی از چنین گروه های خشن طبعآ بدون مسؤلیت نیست، با تقدیم احترام.

ادوارد ترمادو،
آلمان

آیا هیاهوی مجاهدین تآثیری بر انتخابات ایران دارد؟

آیا هیاهوی مجاهدین تآثیری بر انتخابات ایران دارد؟
وبلاگ ادوارد
17/05/2017

دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری در ایران روز جمعه یعنی دو روز دیگر برگزار می شود،از مدتها پیش مجاهدین کارزار تبلیغاتی خود را برای تحریک افکار عمومی جهت تحریم انتخابات به راه انداخته اند و برای بیشبرد این موضوع هم با فتو شاپ تلاش کرده اند تا وانمود کنند در تهران بنرهای مریم رجوی پخش شده، این تلاش مجاهدین برای برهم زدن انتخابات در تمام دروه ها وجود داشته و مجاهدین با دروغپردازی های مختلف در هر دوره ای تلاش کرده اند طوری وانمود کنند که در درون ایران دارای پایگاه مردمی هستند،اما برای همه روشن است که چنین چیزی اساسآ واقعیت ندارد و اتفاقآ مردم ایران از سازمانی که در دوران جنگ هشت ساله به آغوش دشمن ایران خزید متنفرند، سازمانی که برای رسیدن به قدرت و حاکمیت با بمب گذاری و آدمکشی و جنایت کار خود را پیش برده از نظر مردم ایران هیچگونه مشروعیتی ندارد.
مناظره ها در بین کاندیداها نشان از این دارد که انتخابات در ایران رقابتی است، گذشته از این که کاندیداها خوب یا بد باشند، دارای صلاحیت باشند یا نه، اما هیاهو و جست و خیز مجاهدین و تلاششان برای تحریک مردم به عدم حضور در پای صندوق رآی یک حرکت غیر دمکراتیک بشمار می رود زیرا هر چه حضور مردم در پای صندوق رآی پررنگتر باشد روند رسیدن به دمکراسی سرعت می گیرد، این آن چیزی است که مجاهدین از آن دور هستند و به همین دلیل هم در درون تشکیلات خود انتخابات نمایشی و زوری برگزار می کنند،بطوری که تنها یک نفر را به عنوان کاندید معرفی می کنند که انتخاب خود رجوی هاست و صندوقی هم برای رآی گیری مخفی وجود ندارد، اتنخابات با دست بلند کردن است و کسی هم جرآت ندارد دست خود را بلند نکند چون برایش مشکل تشکیلاتی خواهد شد و در نهایت به عنوان مخالف عقیده رهبری مارک خائن بر پیشانی مبارک مهر می کنند،البته دلیل برگزاری اینگونه انتخابات معلوم است چون مجاهدین نمی خواهند روند رسیدن به دمکراسی در درون تشکیلات شکل بگیرد و این شیوه انتخابات دقیقآ همان شکلی است که دیکتاتورهای تاریخ انجام داده اند ،مثل صدام یا مبارک یا قذافی.
طوری که در این چند روز از حضور مردم در تجمعات کاندیداهای دوره دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران مشاهده میشود به روشنی پیداست که هیاهوی مجاهدین و دم و دمبالچه های بی خاصیتشان نه تنها تآثیر منفی بر انتخابات نداشته بلکه اثرات مثبت هم دارد، به این دلیل که و قتی ملتی از یک جریان سیاسی و یا حزب و سازمانی متنفر باشد دقیقآ خلاف جهت آن جریان حرکت می کند و مردم ایران هم با حرکت در خلاف جهت مجاهدین سالهاست که انزجار و تنفر خود را نسبت به مجاهدین با حضور در تمام دروه های انتخاباتی نشان داده اند.

پیام نوروزی مریم رجوی چیزی نیست به غیر از تلاش برای ماستمالی شکست های فرقه

پیام نوروزی مریم رجوی چیزی نیست به غیر از تلاش برای ماستمالی شکست های فرقه

وبلاگ ادوارد

23/03/2017
مدتی است که مریم رجوی فرانسه را ترک کرده و در تیرانا لنگر انداخته تا بتواند در حساسترین روزهای عمر فرقه که پس از انتقال به آلبانی لرزان لرزلنتر شده، برای جلوگیری از فروپاشی فرقه کاری صورت دهد.
در این مدت به طوری که اطلاع حاصل شده نشستهای فشرده توسط خانم رجوی برای قانع کردن افراد به ستوه آمده در جریان بوده و تمام تلاش بر این بوده تا کسی از فرقه جدا نشود،قبل از خروج از عراق پیوسته نوشته بودم که خروج مجاهدین از عراق به معنی از هم پاشیدگی تمام عیار فرقه است، برای همین هم خانم مریم رجوی و مسعود رجوی( تا زمانی که زنده بود) تمام تلاش خود را برای جلوگیری خروج اعضایشان از عراق بکار گرفتند که قیمت این تلاشهای جنایتکارانه را البته اعضای دربند در عراق با خون خود پرداخت کردند،یعنی اینکه رجوی ها با سنگ اندازی جلوی طرح ها و پیشنهادهای مختلف برای خروج از عراق باعث کشته شدن تعدادی بسیاری از اعضای خود چه در اشرف و چه در کمپ لیبرتی شدند.

خوشبختانه تمام تلاش های مزبوحانه رجوی ها برای به اصطلاح ماندن درعراق با فشار امریکا و البته با افشاگری های بی وقفه اعضای جدا شده، فرقه شکست خورد و اعضای اسیر در تشکیلات عنکبوتی مجاهدین به آلبانی منتقل شدند.

البته همانگونه که اشاره کردم سران مجاهدین خوب می دانستند که با خروج از عراق بایستی با دردسرهای تازه ای روبرو شوند،چون افراد به هر حال راهی اروپا می شوند و با گذشت زمانی کوتاه وبا آب و هوا عوض کردن تن به ماندن در تشکیلات قرون وسطائی مجاهدین نخواهند داد، برای همین هم سران مجاهدین تا آنجا که توانستند اعضای خود را در عراق نگهداشتند که البته به قیمت جان تعدای از آنها تمام شد. این در حالی بود که سران فرقه در فرانسه با خیال راحت و در امنیت کامل کیفور بودند و ککشان هم نمی گزید که در عراق چه بر سر افراد میاید.

اما امسال عید نوروز ۹۶ بهانه ای شد برای خانم رجوی که باز هم چرندیات سالهای قبل را در جمع کسانی در تیرانا تکرار کند که اکنون هم پیر و هم مریض و هم از کار افتاده با روحیه ای داغان و به اجبار در سالن محل سخنرانی گرد هم آورده بودند، شاید هم ماندن در تیرانا را خود مخصوصآ کش داده باشد تا به بهانه نوروز بتواند باز هم اعضای بیچاره را در بند گرفتار کند و باز به بهانه نوروز بتواند دستگاه مغزشوئی خود را فعال کند.

در پیام امسال خانم رجوی بوضوع پیداست که تلاش دارد مانند همیشه شکست های خود و فرقه اش را ماستمالی کند و با بکار بردن کلماتی چون برپائی اشرف سوم و اینکه مجاهدین خود را برای تهاجم حداکثر و کسب پیروزی های پی در پی آماده کرده اند سعی بر این دارد تا روحیه افراد را با دغلکاری بالا ببرد تا از خروج آنان به هر ترتیبی جلوگیری کند، این کلمات برای افراد در درون هم خنده دار است و طبعآ باعث تمسخر آنان نیز خواهد شد.

بیان این کلمات برای اعضای گرفتار آیا این پرسش را مطرح نمی کند که در دورانی که درعراق در کنار مرزهای کشور بودید و با داشتن انواع سلاح ها و حتی هلیکوپتر، توپ و تانک و پول های اهدائی صدام و با داشتن قرارگاه های مختلف و تمام امکانات که تا کنون در تاریخ ایران هیچ گروهی نداشته چه کارامدی داشته اید و چه کاری به غیر از مزدوری و خیانت انجام داده اید که امروز از آلبانی که ۳۵۰۰ کیلومتر از تهران فاصله دارد انجام بدهید؟ تازه آن بی لیاقتی شما هم در دورانی بود که نیروی جوان داشتید حالا که تمامآ از کار افتاده و بیمار هستند.

خانم رجوی برای شیره مالی بر سر میهمانان پولکی خود هم تحلیل تازه ای از عید نوروز ارائه کرده که در هیچ قوطی عطاری پیدا نمی شود، خانم رجوی نوروز باستانی ایران زمین را که سمبل آشتی بوده و اتفاقآ روزی است که مردم کدورت ها را کنار می گذراند و با هم آشتی می کنند را مجاهدگونه تفسیر کرده و تلاش می کند نوروز را به گونه ای تفسیر کند که روز خونریزی و کشتار و قهر است، ایشان می گوید:
نوروز در وجدان جمعی و تاریخی ملت ایران، ترجمان همین کلمات خجسته است: آزادی و دمکراسی.
و مگر فلسفة نوروز چیست؟ این را برای میهمانان عزیزمان از آلبانی و فرانسه و آمریکا می‌گویم:
نوروز در اساطیر باستانی ایران، مظهر سرنگونی یک حکمران اهریمن‌گونه است که حکومتش بر اعدام روزانه جوانان ایران متکی بود و زمانی که با نیروی قیام عمومی سرنگون شد و جای او را حاکمیت تازه‌یی بر اساس عدل و داد و آزادی گرفت، نوروز شد.

اگر این معجمن نوروزی را عطاریها پیدا کردید؟

می بینید که تمام ذهن مجاهدین هنوز هم که نه سرپیاز هستند و نه ته پیاز و هم در عراق خلع سلاح شده اند و هم با اردنگی ۳۵۰۰ کیلومتر شوت شدند همان خون و کشتار است و ترور و مرگ آفرینی و ایجاد بلوا وآشوب، میهمانان خارجی حاضر البته چون گذشته عده ای با پول تشریف آورده اند و عده ای هم به هوای شکم پرکردن برایشان حرف و گفتار واقعی یا غیر واقعی اهمیتی نداشته و ندارد، مابقی هم که از افراد خودشان باشند به این چرندیات عادت دارند، یعنی در مجموع کسی در آن سالن نبوده که کلمه ای از صحبت های خانم را باور داشته باشد، آیا توقع دارید مردم درون ایران کلمات ایشان را زرنویسی کند؟ اما خانم رجوی هر چقدر هم حضورآ با اعضای دربند و گرفتار دیدار کند و هر چقدر هم تلاش کند فرقه خود را سرپا نشان دهد بایستی قبول کند که آن دوران تمام شد و رفت اکنون در سراشیبی تندی قرار دارید که دیر یا زود بایستی غزل خداحافظی را بخوانید.