پذیرش مرجان در مجاهدین برای استفاده تبلیغی بود

وبلاگ ادوارد15/06/2020

پذیرش مرجان در مجاهدین برای استفاده تبلیغی بود

هفته پیش مرجان هنرپیشه و خواننده معروف ایرانی به دلیل ایست قلبی درگذشت، مرجان هنرمندی بود که نسل ما با فیلم های او آشناست و می دانیم که در تمام فیلم ها با درخششی بسیار هنرمندانه ایفای نقش می نمود، او دارای صدای بسیار گرم و جذاب هم بود که می توان از او به عنوان یکی از خوانندگان پرطرفدار ایران خصوصآ قبل از انقلاب نام برد، با ترانه های خاطره انگیزی که نسل دوران ما را با گذشته و خاطراتمان گره می زند.

اما متاسفانه مرجان هم با نزدیک شدن به فرقه مجاهدین مثل هر هنرمندی که به این جریان پیوسته، هم مورد استفاده تبلیغاتی قرار گرفت و هم اینکه سابقه هنری خود را با پیوستن به فرقه رجوی به خاک سپرد، فرقه مجاهدین هرگز برای هنرمندان ارزشی قائل نبوده و نیست و اگر سران این فرقه توانسته اند چند هنرمندی را دور خود گرد آورند تمامآبا هدف سواستفاده و تبلیغ است و تمامآ برای جلب توجه هواداران آن هنرمند در جامعه، که البته پس از مرگ هم سوز و گدازشان کاربرد تبلیغی دارد.

هنرمند زمانی برای مجاهدین ارزش دارد که تنها از مسعود و مریم غضدانلو بخواند و در ترانه هایش از آنان تعریف و تمحید نماید، درغیر اینصورت برایشان ارزشی ندارد به همین دلیل هم مرجان را که عاشفانه می خواند وادار کردند تا در ترانه هایش مریم را مدنظر قرار دهد و این کار یعنی یک کار فرقه ای نه هنری، اما وای به روزی که همان هنرمند تعریف و تمجید کننده روزی روزگاری دهان به انتقاد بگشاید به سرعت تبدیل به مزدور رژیم می شود مثل آقای وفایغمائی که بیشترین سروده های فرقه را سروده و امروز که از آنان جدا شده از نظر فرقه رجوی هم مزدور قلمداد می شود و هم حکم مرگ برایش صادر می کنند، این منطق فرقه رجوی در مورد هنر و هنرمند است.

مرجان هم به نوعی برای مجاهدین ابزار تبلیغاتی بیش نبوده، البته باید یاداوری کرد که اگر چه مرجان هنرمند بسیار خوبی بود اما هرگز به اندازه زنده یاد خانم مرضیه در جامعه ایران محبوب نبوده و هرگز چه با هنرنمائی در سینما به عنوان هنرپیشه ای معروف و چه در کار خوانندگی اثرگذاری خانم مرضیه را در هنر ایران نداشته، اما دیدیم که این فرقه ضد ایرانی با بانوی آواز ایران مرضیه چه کرد، به چه روزگاری در آورد تا در گوشه ای در تنهائی دق مرگ شد، فرقه رجوی تا زمان مرگ خانم مرضیه چنگال های خون آلود خود را به دور او کشید که حتی پسرش هم نتوانست مادر خود را ببیند، چون بیم آن داشت که مرضیه با دیدن فرزند خود ممکن بود از مجاهدین جدا شود و چون وجود مرضیه دستگاه تبلیغاتی مجاهدین را در آن دوران می چرخاند از ملاقات و دیدار با فرزندش منع شد، همین کاری که امروز با اعضای خودش در زندان مانز در آلبانی انجام می دهند.

دقیقآ به یاد دارم در یکی از نشست ها در باقرزاده درعراق در همان دورانی که مرضیه در اوج بود و فرقه رجوی پشت سر هم برایش در کشورهای مختلف کنسرت برگذار می کرد تا هر چه بیشتر شیره جانش را بدوشد، مسعود رجوی در باقرزاده روی سن ایستاده بود و خطاب به اعضای حاضر در سالن می گفت: مرضیه کیه،الهه کیه اینها همه بهانه است من میخواهم مریم را به تهران ببرم، این حرف رجوی در مورد هنرمندانی بود که با فریب و حقه بازی با فرقه رجوی اعلام همبستگی کرده بودند، واین موضع و دیدگاه مجاهدین در مورد هنرمندان دقیقآ بیانگر این است که هنرمند در مجاهدین تنها برای دوشیدن و تبلیغات است و بس.

البته هنرمندانی هم بودند که مدتی کوتاهی پس از پیوستن به این دایره شوم زود متوجه اشتباه خود شدند و سریعآ راه خود را از این فرقه ضد ایرانی جدا کردند و دوباره به آغوش ملت خود بازگشتند، مثل زنده یاد ویگن سلطان جاز ایران، عارف سلطان قلبها، زنده یاد الهه، الهه دلها، اما متاسفانه در این میان کسانی هم مانند مرجان و منوچهر سخائی و عماد رام فریب فرقه رجوی را خوردند و راه خود را از مردم جدا کرده و تمام سابقه هنری خود را فدای هیچ و پوچ کردند.

فرقه مجاهدین زمانی تلاش فراوان می کرد تا هنرمندان نامدار ایرانی را به هر شکلی به خود جذب کند، اما بودند نامداران دنیای هنری که مشت محکمی به دهان فرقه مجاهدین زدند و خود را آلوده این بازار برده داری ننمودند، مثل بهروز وثوقی عزیز که قاطعانه دست رد به پیشنهاد ابریشمچی زده و بهروز هم باقی ماند.

آندرانیک آساتوریان یکی دیگر از هنرمندانی بود که با فریب جذب فرقه رجوی شده بود و برای ترغیب دیگر هنرمندان او را به عضویت شورای کذائی درآورده بودند، وی برای شرکت در نشست شورا به بغداد آمده بود و یکی از اعضای شورا که خود از مسئولین مجاهدین بود و با هم در یک یکان بودیم در سالن نشست شورا در بغداد به وی گفته بود که در ارتش مجاهدین یک ارمنی هم هست ( منظورش نگارنده بوده) او آندرانیک برای دیدار با اینجانب ابراز تمایل می کند و وقتی که به فرمانده هان مجاهدین برای هماهنگی رجوع می کند به دروغ به وی می گویند که فلانی یعنی اینجانب در قرارگاه اشرف نیست و در مرز در حال مآموریت می باشد، در حالیکه اینجانب هرگز در هیچ مرزی حضور نداشته ام، ترس مجاهین از دیدار آقای آندرانیک با اینجانب از چه بود؟ حتی چند ماه بعد در دور بعدی نشست شورا در بغداد وی دوباره برای دیدار با اینجانب به فرمانده هان رجوع می کند که دوباره همان دروغ قبلی را تحویل وی می دهند که وی بسیار آشفته می شود و می گوید هنوز از مرز بازنگشته؟ واقعیت این است که مجاهدین نمی خواستند و هنوز هم نمی خواهند که اعضای خود با بیرون و جامعه ارتباط داشته باشند، فکر می کردند اگر بنده با آندرانیک دیدار کنم ممکن است مناسبات شیادانه آنها را برایش بازگو کنم.

در یک کلام هنرمند متعلق به مردم خود می باشد، اما وقتی هنرمندی وارد این فرقه ضد ایرانی می شود طبیعی است که یک عمر تلاش خود را به فنا داده و محبوبیت خود را در جامعه از دست می دهد واین بسیار دردناک است، به هر حال مرجان هم رفت و مجاهدین دستشان در این زمینه خالی تر شد، اما هنرمندان عزیزمان بدانند که بایستی خود را از این فرقه دور نگهدارند تا مبادا به محبوبیت و موقعیت خود در میان مردم آسیب رسانند و زحمات خود را به باد فنا دهند.

مجاهدین روح اعضای خود را به شیطان واگزار کرده اند

وبلاگ ادوارد، 01/06/2020

مجاهدین روح اعضای خود را به شیطان واگزار کرده اند

اگر کسی در مناسبات فرقه مجاهدین بوده باشد برخورده ها و شیوه حکومت و زمامداری فرقه رجوی را می تواند در ذهن خود از یک جمع چند هزار نفره به یک کشور چند ده میلیون نفره برده و حساب کار مردم آن کشور را ارزیابی کند، مناسبات مجاهدین مرا به یاد فیلم های ترسناک آلفرد هیچکاک می اندازد که در دورانی در ایران بسیار رواج داشت و نسل ما با اینگونه فیلم ها آشنائی دارد، فیلم هائی که در آن شیطان بر انسان غلبه می کرد و با وی بر سر روحش معامله می کرد و در واقع به نوعی روح انسان را می خرید و پس از آن این شیطان بود که بر آن فرد مسلط می شد و هر چه که اراده می کرد او هم بایستی انجام می داد.

امروزهمین صحنه های هولناک فیلم های آلفرد هیچکان توسط فرقه رجوی روی اکران قرار گرفته و در حال نمایش است و همه دنیا هم تماشاچی، صحنه های تسلط شیطان به روح و روان و جان عده ای که توسط فرقه رجوی در گوشه پرتی از جهان به تسخیر در آمده و انسان را چونان مومی در دست خود به هر کاری وا می دارند تا خود بتوانند از این اعمال شیطانی ارتزاق کنند.

یکی از شنیعترین صحنه ها مادری است که روح خود را به شیطان واگزار کرده و او را وادار به ظاهر شدن در سیمای ارتجاعی نموده اند تا فرزند خود را آماج کلمات و تهمت های ناپسندی قرار دهد که در دنیای انسانی هیچ مادر و یا پدری چنین کاری نخواهد کرد، اما هیولائی در درون فرقه رجوی وجود دارد که آن را برای فریب اعضای خود و عامه مردم انقلاب اایدولوژیک نامگذاری کرده اند و همین انقلاب عقیدتی واسطی است برای واگزاری روح انسان به شیطان.

مگر در دنیای عادی و انسانی مادری گوشت تن جگرگوشه خود که از خودش زاده شده را می جود؟ مگر در دنیای عادی مادر همیشه فدا کننده و پرداخت کننده بدون چشم داشت نیست؟ مگر در دنیای انسانی مادران دنیای گذشت و عاطفه نیستند؟ مگر مادر فرزند خود را با شیر خود و با شیره جان خود تغذیه نمی کند؟ در دنیای انسانی مادران از همان دوران بارداری عشق و عاطفه خود را نصار فرزند می کنند و تا لحضه مرگ هم اگر فرزند و یا فرزندان او اشتباهاتی انجام داده باشند می بخشند و در بستر مرگ هم باز دلواپس فرزندان خود هستند، عشق مادر به فرزند بزرگترین هدیه پروردگار به انسان است، اما امروز شاهد هستیم و به چشم می بینیم که فرقه رجوی این عشق و عاطفه مادری را که خدادای است چگونه تبدیل به نفرت کرده و چگونه مادر را در برابر فرزند خود قرار می دهد،آیا این همان ایستادن شیطان در برابر پروردگار نیست؟

فرقه رجوی چرا از ملاقات فرزندی با مادر خود این همه ترسان است که برای جلوگیری از آن این همه انرژی صرف می کند و حتی خود را در دنیا انگشت نما کرده و هر کسی که اقدامی برای ملاقات با پدر و مادر یا فرزند و یا عزیز خود که در دوزخ آلبانی گرفتار هستند می کند به او تهمت مزدوری می زند؟ آیا اگر روزی روزگاری فرزند مشترک خانم رجوی و آقای مهدی ابریشمچی هم از تشکیلات جدا شد و به دنیای آزاد پیوست در صورت ملاقات با مادر یا پدر خود از سوی فرقه رجوی مارک مزدوری خواهد خورد؟ طبیعتآ هرگز چنین برخوردی با وی نخواهد شد زیرا او فرزند خانم رجوی است، همانگونه که وقتی فرزند رجوی از مناسبات جدا شد نه تنها فرقه رجوی حرفی در مورد او نمی زند بلکه از لحاظ مال هم حمایت می کند.

البته این استثناها همیشه در مجاهدین بوده، خودی و غیر خودی، هنگامی که مادر خانم مریم رجوی فوت کردند در اردوگاه اشرف مراسمی برای دفن ایشان برگزار شد که گوئی یکی از بالاترین مقامات نه مجاهدین که دنیا فوت کرده، تمام یکان ها با لباس فرم و البته با حضور مسعود و مریم در قبرستان اشرف و با شرکت گارد تشریفات و دسته موزیک و دسته گلهای گرانقیمت ووووو البته با چشمان گریان خانم مریم رجوی بخاک سپرده شد، چرا چون ایشان مادر خانم رجوی بودند اما وقتی یکی از اعضای مجاهدین فوت می کرد با یک خاکسپاری معمولی و ساده دفن می شد و کسی هم اجازه نداشت چه در مراسم خاکسپاری برای متوفی و چه برای کسانی که درعملیلت کشته می شدند اشکی بریزد، گریه گردن برای متوفی ممنوع بود اما برای مرگ مادر خانم مریم رجوی نه، چرا؟ خوب ایشان در هر امری آزاد بودند، عاطفه را در درون انسان ها می کشند و اما وقتی نوبت به خودشان می رسد موضوع فرق می کند، این یعنی خودی و غیر خودی.

پرسش این است که تا چه زمانی می توانید از حضور خانوادها و دیدار با اعضای در بند و گرفتار جلوگیری کنید؟ تا کی می خواهید با تهمت افترا تخم کین بپاشید؟ تا کی این اعضای بیمار و فرتوت برای شما زنده خواهند ماند تا شما از وجودشان در اماکن بین المللی ارتزاق کنید؟ و تا کی با واگزاری روح اعضای خود به شیطان می توانید آنان را بر علیه مادران و پدران و عزیزان خود بشورانید؟ آیا این است آن نسخه ای که شما برای مردم ایران می پیچید؟ اما مردم ایران آگاه تر از آن است که شمایان فکر میکنید، مردم این از دیرباز شما و عقیده و راه شما را زیر خروارها خاک چال کرده اند.

ممانعت خانواده ها از دیدار با عزیزانشان، نقض فاحش حقوق بشر

ممانعت خانواده ها از دیدار با عزیزانشان، نقض فاحش حقوق بشر

در منطق سران فرقه رجوی احساس و عاطفه هیچ جایی نداشته و ندارد، مجاهدین از دورانی که مسعود رجوی بر آن مسلط شد، با بی رحمی و شکستن حرمت های انسانی تشکیلات خود را ادراه کرده و اکنون که خود غایب است وارثین او همین سیاست بی رحمانه را در قبال اعضای دربند خود اجرا می کنند.

در تمام دنیا، در زندان ها و حتی در بدترین زندان های دنیا، زندانی حق ملاقات دارد و می تواند حداقل هفته ای یکبار با اعضای خانواده خود دیدار و ملاقات داشته باشد حتی اگر فرد زندانی جنایتکارترین باشد، این قانون را حتی دیکتاتورترین حکومت ها در مورد زندانیان خود اجرا می کنند، بماند که امروزه در کشورهای پیشرفته زندانی در رفاه و آرامش دوران محکویت خود را با تمام امکانات حتی ادامه تحصیل می گذراند، در ایران نیز برای زندانی مرخصی های مشخصی تآیین شده تا بتوانند گاهآ در کنار خانواده و عزیزان خود باشند.

در دورانی که خود شخصآ در زندان بدنام ابوغریب در دوران صدام درعراق بودم، افرادی که از سازمان مجاهدین جدا شده بودیم و توسط سران فرقه با بی رحمی به آنجا تحویل داده شده بودیم با زندانیانی که از کشورهای دیگر عربی و غیرعراقی بودند در یک بخش هم بند بودیم، ابوغریب یکی از بدنام ترین زندان های دنیا بشمار می رفت که در آن مزدوران صدام از هیچ جنایتی در حق زندانی خصوصآ زندانیان ایرانی دریغ نمی کردند، البته به کسانیکه از فرقه رجوی به آنجا منتقل شده بودیم لقب امانتی داده بودند، اما به سفارش فرقه مجاهدین تا می توانستند اذیت و آزار می کردند که مجبور شویم به فرقه رجوع کرده و با التماس از دارودسته رجوی بخواهیم ما را از ابوغریب نجات دهند و دوباره به اردوگاه فرقه رجوی بازگردانند.

اما در همان زندان بدنام ابوغریب درعراق و دیکتاتوری صدام، روزهای سه شنبه روز ملاقات بود و زندانیان غیر ایرانی که خانواده یا فامیلی درعراق داشتند به ملاقاتشان می آمدند و حتی بعضآ ملاقات کنندگان از کشورهای لبنان و یا اردن بودند، بطوریکه ما زندانیان ایرانی قبل از آمدن ملاقات کنندگان به سوله ای برده می شدیم تا با آنان تماس نداشته باشیم.

اما در فرقه رجوی ملاقات خانواده ها با عزیزانشان بطور کلی قدغن است، چرا و به چه دلیلی؟ ترس سران فرقه از دیدار خانواده ها با اعضایشان که اکنون در دوران میانسالی و بیشترشان پیری بسر می برند چیست؟ چرا فرقه رجوی پایش را در یک کفش کرده و سالهاست فریاد مرغ یک پا دارد سر می دهد؟ آیا وجدان صدام دیکتاور را هم ندارند؟ البته بایستی گفت و تآکید کرد که نه، ندارند، اینان از همان روزهایی که رجوی بر سازمان مجاهدین چمره زد تمام تلاششان قطع بندهای عاطفی و سرکوب عشق در درون اعضایشان بوده تا از همین روش بتوانند از انسان ربات فرمانبر بسازند و در این راه هم موفق بوده اند، بطوریکه می توانند مادرانی را که در تشکیلات فرقه مغزشوئی و تربیت کرده اند برعلیه فرزند و دلبند خود بشورانند و می توانند از مادر، این کلمه مقدس و دنیای عشق و عاطفه، اژدهایی بسازند که آماده بلعیدن فرزند یا فرزندان خود است، وای بر شما که با بی حرمتی و لگد مال کردن حق مادران و پدران سالخورده باعث زمین خوردن خود و تشکیلات خود شدید، بدانید که از لعن و نفرین همین مادران و پدران خلاصی نخواهید داشت و روزهای بدتری در انتظارتان است.

راه اندازی بازار شام در تلویزیون ضد مردمی و ضد ایرانی و وادار کردن مادرران به مزدور خواندن فرزند خود دردی از میلیون درد بی درمان شما را دوا نخواهد کرد، این کار نه تنها برای شما منفعتی ندارد بلکه چهره دیکتاتورمابانه خودتان را بیشتر و بهتر به نمایش می گذارد و کار ما اعضای جدا شده از تشکیلات قرون وسطائی شما را در جهت افشای واقعیت ها آسانتر می کند.

رجوی در روزهای اوج خود در دوران پدرخوانده اش صدام در قرارگاه باقرزاده خطاب یه اعضای حاضر در نسشت می گفت: درود بر ماردان و پدرانی که شما را در دامان خود پرورش دادند که امروز شما اینجا هستید، چه شد؟ این خانواده ها همان مادران و پدران هستند اینان همان هایی هستند که فرزندان خود را با بدبختی در دامان خود پرورش داده اند، چه شد که ناگهان مزدور رژیم شدند؟ اگر پدران و مادران اعضای جان بر کف تو مزدور رژیم هستند که بقیه مردم به طریق اولا، نه، اینان مزدور هیچکس نیستند اینان مادر و پدر هستند که عشق فرزندان خود را در سینه دارند و در ایران کسی تلاش نکرده تا در درونشان عشق و عاطفه را بکشد، اما در عوض در درون تشکیلات شما انسان حرمتی ندارد، پدر حرمتی ندارد، مادر حرمتی ندارد حتی همان کسانی که در درون تشکیلات شما آنان را مادر فلانی یا پدر فلانی خطاب می کنید هیچ ارزشی به لحاظ عاطفی برای شما ندارد و برخوردتان با آنان نیز سوری و غیر انسانی است چون شما خودتان هیچگونه احساس انسانی ندارید و برای به قدرت رسیدن تبدیل به زالوهای خونخوار شده اید.

ترس سران فرقه رجوی از خانواده ها البته قابل درک است، دیدار خانواده ها با اعضای خود بطورطبیعی باعث زنده شدن احساسات و عواطف در درون اعضا خواهد شد همان چیزهایی که سالها برای از بین بردنشان سرمایه گذاری کرده اند و همین باعث متلاشی شدن فرقه خواهد شد، البته این امر دیر و زود دارد اما سوخت و سوز نه.
اگر فرقه رجوی ذره ای در جهت منافع مردم ایران حرکت می کرد و اگر سرسوزنی برای مردم ایران ارزش قائل بود و اگر یک جریان سیاسی واقعی بود اتفاقآ در وحله اول دلسوز خانواده های اعضای خود می شد و آنان را با آغوش باز می پذیرفت وطوری رفتار می کرد که برای خود درمیان مردم ایران آبروی رفته خود را باز یابد، اما متآسفانه چون یک جریان وابسته است تنها برای منفعت خود تلاش می کند، اما تا به کی می تواند این راه را برای بقای ننگین خود ادامه بدهد؟

ممانعت خانواده ها از دیدار با عزیزانشان نقض فاحش حقوق بشر و یک عملکرد وقیحانه ضد انسانی بشمار می رود ک در هیچ دین و آیینی پذیرفته نیست الی در ایدئولوژی عقب مانده فرقه مجاهدین، همانگونه که در بالا اشاره شد عملی که دیکتاتورترین حکومت ها از آن دوری می کنند و برای زندانی هایشان امکان ملاقات و دیدار با خانواده را قانوانی و انسانی می دانند، اما این تنها فرقه بسته و مغز دگم رجوی هاست که با بیرحمی تمام از این عمل انسانی جلوگیری می کند زیرا ترسوترین جریان سیاسی در تاریخ ایران است، ترس هم برادر مرگ است.

سخنگوی بی نام و نشان مجاهدین چه می گوید؟

وبلاگ ادوارد،03/04/2020

سخنگوی بی نام و نشان مجاهدین چه می گوید؟

فرقه رجوی در این روزها که ویروس کرونا دنیا را در کام خود فرو برده شروع به پرت و پلاگویی کرده و برای اینکه در درون ایران مردم را به کام مرگ و نیستی بکشاند هر با یک بهانه تلاش می کند که با پیام های بی منطق مردم را به خیابان بکشاند تا شاید بتواند به اهداف پلید خود دست یابد ، از نظر مردم ایران البته که این پیام ها محتوایی نداشته و به شکرانه خداوند تا کنون کسی کشکی برای فرقه نسائیده.

یک روز از سوی رهبر گمشده پیام صادر می کند که آهای مردم بریزید به خیابان ها و از در و دیوار انبارهای فلان جا بالا بروید و وسایل پزشکی را غارت کنید، این در حالی است که تمام دولت های دنیا از مردم خود می خواهند تا برای در امان ماندن از ابتلا به ویروس در خانه بمانند، یک روز خانم رجوی برای قربانیان کرونا اشک تمساح می ریزد، اما مانند حوادث قبل دست به آمارسازی می زند و تلاش می کند تا افکار عمومی را مخدوش کند، لازم به ذکر است که امروزه در تمام دنیا در رابطه با مبتلایان به این ویروس شفاف سازی درستی وجود ندارد، از امریکا تا اروپا و دیگر نقاط دنیا،.

همانگونه که در بالا اشاره شد به شکرانه خداوند تا کنون کسی چه در درون ایران و چه در خارج از کشور نه کشکی برای فرقه کشتی به گل نشسته رجوی سائیده و نه تره ای خرد کرده، اما دوباره و دوباره این فرقه به تاریخ پیوسته با روداری تمام ناشدنی و وقیحانه دست به انتشار اطلاعیه می زنند آنهم به اسم سخنگوی مجاهدین که نه نامی دارد نه نشانی، احتمالآ هر کسی که هست از زیر بته به عمل آمده البته قصدم بی ادبی نیست اما هر آدمیزادی نام نشانی دارد.

این سخنگوی کاذب مجاهدین این بار به ارتش ایران بند کرده واز سربازان و پرسنل ارتش خواسته که از پادگان ها فرار کنند و در ضمن تآکید کرده هر چقدر می توانند با خود سلاح هم ببرند، واقعآ مغز معیوب اینها را ببینید تا چه اندازه در زمان گذشته کار می کند، اینها خیال کردند که پادگان هم مثل مغازه میوه فروشی سلاح ها را مثل سیب و پرتغال جلوی ورودی چیده و هر کسی هم رد شد حالا یواشکی هم که شده میشود یک دانه ای کش رفت، البته این درخواست بی دلیل هم نیست، در این شرایطی که ویروس کرونا بی وقفه به پیش می تازد ارتش ایران دست بکار شده و به کمک دیگر نیروها آمده و تاثیر فراوانی هم در حمایت از مردم و مبارزه با ویروس مرگبار کرونا داشته، اما مغز سران فرقه هنوز در دروان سالهای قبل از انقلاب کار می کند، اعضای جدا شده از این فرقه همیشه نوشته و تآکید کرده اند که این فرقه هیچگونه اطلاعاتی از درون جامعه ایران ندارد و این مزخرفات سخنگوی بی نام و نشان مجاهدین هم ثابت کننده همین واقعیت است، فرقه رجوی وقتی که می بیند ارتش ایران هم مانند مردم ایران برای فرقه رجوی پشیزی ارزش قائل نیست تلاش می کند تا در صفوف ارتش هم آشوب برپا کند، اما خوشبختانه امروز می بینیم که ارتش در کنار مردم ایران در حال انجام وظیفه است و پرسنل ارتش هم به این فرقه متزلزل وقهی نمی گذارد، البته فرقه رجوی و سرانش دشمن درجه یک ارتش ایران هستند و مسعود رجوی همان کسی است که در ابتدای انقلاب به انحلال ارتش ایران اصرار داشت.

در یک کلام تمام تلاش فرقه رجوی در این شرایط که مردم و تمام کادر پزشکی و دیگر ارگان ها در گیر مبارزه با ویروس کرونا هستند قصدش برپا کردن آشوب در درون ایران است تا با این کار مردم بیشتری از بین بروند ، با این سیاست کثیف که تلاش می کند مردم را به خیابان ها بکشاند قصدش به کشتن دادن بیشتر مردم است چه با ویروس وچه با ایجاد درگیری بین مردم و نیروهای انتظامی تا با این بهانه بتواند در اروپا مانور سیاسی برپا کند و تقصیرها را گردن رژیم بیندازد، اما بایستی بداند که مردم همه می دانند که در اروپا نه آخوندی حاکم است نه رژیم اسلامی اما شاهد از بین رفتن مردم توسط این ویروس مرگبار هستیم، خصوصآ در ایتالیا، در نقاط دیگر اروپا و جهان هم همینطور، اما فرقه رجوی در تمام اتفاقات از سیل و یا زلزله گرفته تا دیگر حوادث طبیعی تلاش کرده و می کند که بهره برداری غیر انسانی از حوادث کرده و برای خود از نمد نبوده در این جریانات و حوادث کلاهی بدوزد.

خانم رجوی حالتان خوب است؟

وبلاگ ادوارد،19/03/2020

خانم رجوی حالتان خوب است؟

تمام دنیا درگیر ویروسی است که جان خیلی از مردم دنیا را گرفته و عده زیاری هم در سرتاسر دنیا با ابتلا به این ویروس بی رحم درگیر و در حال دست و پنجه نرم کردن هستند، از پیشرفته ترین کشورها، از امریکا که ثروتمندترین کشور دنیاست و اروپای آزاد و دمکراتیک گرفته تا دور افتاده ترین کشورها هر کدام به نوبه خود با ویروس کرونا که مشخصآ ساخت دست انسان هست درگیر می باشند.

دولت ها از ریز و درشت، از دیکتاتور وغیر دیکاتور و انقلابی و غیر انقلابی وووو تمام تلاش خود را برای مهار این ویروس مهاجم بکار گرفته اند تا بتوانند با کمترین تلفات این فاجعه را از سر بگذرانند، کشوری مانند امریکا البته به گفته مقامات امریکایی با کمبودهای امکانات پزشکی مواجه هستند و بر اساس تاکیدات خودشان فعلآ امکان مهار ویروس کرونا را ندارند، کشور ایتالیا در قلب اروپا تا کنون بعد از چین بیشترین تلفات را داده تا هم اکنون بالغ بر ۲۹۷۸ نفر فوتی.

ایران تحت شدیدترین تحریم های ظالمانه امریکا هم در گیر همین موضوع است و تا کنون علیرقم تمام تلاشهای کادر شریف پزشکی کشور نتوانسته این ویروس را مهار کند، دلایل زیادی هم وجود دارد، از شل کاری مسئولین گرفته تا برخورد مردم با این موضوع، و اصلی ترین دلیل هم تحریم های غیر انسانی امریکاست که تاثیر زیادی در مبارزه با ویروس کرونا در ایران دارد.

اما در این گوشه دنیا یک عده ای بیرون گود نشسته و می گویند لنگش کن، خانم رجوی از شما می پرسم حالتان خوب است؟ و منظور شما در این شرایط بحرانی که نه ایران و رژیم، بلکه تمام کشورها از مردم خود می خواهند که در خانه بمانند و شما و همسر غایبتان تشویق به بیرون آمدن و شورش کردن و حمله به این مکان و آن مکان می کنید چیست؟ شما یا حالتان خوش نیست یا در رویا بسر می برید و گمان می کنید تا بگید بیرون همه می دوند و از دیوار سپاه پاسداران و دیگر مکان هایی که اشاره کرده اید بالا میروند و کار تمام می شود و شما هم با هواپیمای اربابانتان به تهران تشریف فرما می شوید و آنوقت ویروس کرونا از ایران رخت بر خواهد بست؟ البته چون شما ویروسی خطرناکتر از کرونا هستید شاید با دیدن شما فرار کند اما وای به حال مردمی که فرقه شما به جانشان بیفتد آن موقع به ویروس کرونا راضی خواهند بود.

اگر مقصر تمام و کمال شیوع ویروس در ایران مقامات رژیم هستند لطفآ بگویید در ایتالیا یا المان چه کسانی هستند؟ چرا در اروپای پیشرفته و دمکراتیک که خبری از حکومت ملا ها نیست ویروس کرونا تاخت تاز می کند؟ البته ناکرده های مسئولین رژیم جای خود و بایستی پاسخگوی نکرده های خود در برابر مردم شریف ایران باشند.

واقعیت این است که فرقه رجوی همیشه در هر سرفصلی که در درون کشور اتفاقی افتاده تلاش کرده تا شکافی ایجاد کند و در این شکاف به حیات ننگین خود ادامه دهد، از جاری شدن سیل و وقوع زلزله که دست کسی به غیر از طبیعت در آن دخیل نیست گرفته تا همین امروز با حمله ویروس کرونا، همیشه در این اتفاقات فرقه رجوی در صف دشمن قرار گرفته و تلاش نموده تا با دروغ و نیرنگ روحیه مردم را تضعیف کند و بتواند در جامعه با ایجاد شکاف بین مردم و بین مردم و مقامات، خود را به هر شکلی در آن جا دهد، بایستی به خانم رجوی گفت کادر دلسوز پزشکی ایران نیازی به تشویق کسانی مثل شما ندارد، همان بهتر که شما از آن کادر پزشکی تشکر کنید که با پول از امریکا برای خود شیرینی به آلبانی آوردید تا مردم آلبانی را معاینه کنند تا شاید بتوانید با این کارها خود را به جامعه آلبانی تحمیل کنید، در حالیکه با قمپز درکردن و ادعا به افرادتان در درون کشور که البته وجود خارجی ندارند پیام می دهید که به داد مردم مبتلا به ویروس برسند می توانستید از طریق سازمان های بین المللی به مردم ایران کمک کنید، کمک کردم از صمیم قلب نیاز به این نیست که مردم بدانند چه کسی کمک کرده البته از همان پول هایی که به بولتون ها و مک کین ها می دادید تا در تجمع شما در پاریس فریاد بمب بمب سر دهند و از امریکا و اسرائیل بخواهند تا مردم ایران را بمباران کنند آنهم در میان هورا کشیدن شما.

البته کمک به مردم ایران دقدقه شما نبوده و نیست و تنها به کسانی که فکر نمی کنید همانا مردم ایران است، اما در عوض برای به قدرت رسیدن و حکومت کردن هم خوتان را جر می دهید و هم اینکه حاضر هستید به هر کار ضد ایرانی و ضد میهنی دست بزنید، این را هم از دورانی که به پابوسی صدام ضد ایرانی رفتید به همه ثابت کردید، و نمونه دیگر همین است که در این بهبوهه که تمام دولت های دنیا از مردم خود می خواهند تا در خانه بمانند تا از این اپیدمی در امان باشد شما تلاش دارید مردم را به کوچه و خیابان بکشانید و خوب می دانید که امروز ریسک بیرون آمدن بالاست اما برای شما جان مردم نیست مهم آن است که خون مردم ریخته شود و کشور با هرج و مرج روبرو شود تا با خون مردم ایران بتوانید ارتزاق کنید، آینطور که پیداست شما و فرقه شما از شیوع ویروس کرونا در بین مردم ایران خوشحال و خندان هم هستید وگرنه در پیامتان از مردم می خواستید که در خانه بمانند و یا حداقل مثل آقای رضا پهلوی پیام می دادید که امسال عید برگزار نکنند تا باعث شیوع بیشتر این ویروس نباشند، اما شما کجا و درد مردم ایران کجا.

ویروس کرونا و ویروسی به نام مجاهدین

وبلاگ ادوارد ،08/03/2020

ویروس کرونا و ویروسی به نام مجاهدین

چنان که همه می دانیم در دو ماه اخیر ویروس کرونا یکه تاز میدان است و تاکنون جان هزاران تن در دنیا را گرفته و هزاران نفر هم به این ویروس مبتلا گشته و با این ویروس بی رحم در حال مبارزه هستند، در کل می توان گفت که این ویروس در حال حاضر تمام مردم دنیا را تهدید می کند و روزانه هم در حال گسترش می باشد.

اما بحث ویروس و تهدیدات آن یک گوشه ماجراست، روی دیگر آن برخورد با آن می باشد و عملکردی که هر دولتی در قبال حفاظت از شهروندانش اتخاذ می کند، انتقاداتی که به حکومت ایران و مسئولینش وارد است از نظر اینجانب نبایستی نادیده گرفته شود اما در فضای مجازی هستند کسانی که تلاش می کنند از این موقعیتی که این ویروس مخرب در جامعه ایجاد کرده سواستفاده کرده و در قالب مخالفین جمهوری اسلامی دست به سمپاشی و تضعیف روحیه مردم بپردازند و تمامی آسیبی که کرونا در ایران بوجود آورده را به جمهوری اسلامی ربط دهند، در حالیکه کشورهای دیگری هستند که تلفاتشان از ایران بیشتر است، همانگونه که در بالا اشاره کردم انتقاداتی که به مسئولین ایران وارد است را نبایستی نادیده گرفت اما نبایستی اجازه داد تا عده ای فرصت طلب با استفاده از فضای مجازی دست به تخرب روحیه مردم شریف ایران بزنند.

یکی از این گروه هایی که با استفاده از فضای مجازی به جان مردم افتاده مثل همیشه فرقه مخرب رجوی است، این فرقه با تمام توان تلاش می کند تا ایران را عامل شیوع این بیماری جلوه دهد، اما همه دنیا می دانند که این ویروس از چین شروع شد و چین هم به دلیل پرجمعیت بودنش و رابطه گسترده ای که با جهان دارد ویروس را به کشور ما هم منتقل کرد.

بایستی قبول کرد که نه تنها دولت ایران که خیلی از دول جهان هم گاهآ چنین مواردی را ابتدا پنهان می کنند و دلیش هم این است که مردم را نهراسانند، اگر گسترده شدن این ویروس را در سطح جهان بنگریم ایران در رده سوم و چهارم قرار دارد حال سئوال این است آیا برخورد گروه های آپوزاسیون کره ای که در رده دوم قرار دارد یا ایتالیا که در رده سوم چهارم قرار دارد هم همینطور است؟، آیا در فضای مجازی بجای روحیه دادن به مردم خود، کره ای ها یا ایتالیا یی ها هم تلاش می کنند در بین مردم ترس ایجاد کنند؟ طبیعتآ اینطور نیست و اتفاقآ آنها مردم خود را تشویق میکنند تا دستورات وزارت بهداشت کشور خود را گوش کرده و به آن عمل نمایند.

اما چرا مجاهدین تلاش دارند تا مردم را بترسانند و با نشر اخبار دروغ سعی می کنند تا هر چه می توانند بر ابعاد فاجعه در درون جامعه دامن بزنند؟
فرقه مجاهدین در هر فرصتی که مصیبت یا بلای طبیعی پیش آمده تمام تلاش خود را به کار گرفته تا از آب گل آلود ماهی بگیرد و از آن مصیبت بدون در نظر گرفتن مردم ایران به سود خود بهره برداری کند، از سیل و زلزله تا همین ویروس امروز، برایش تفاوتی نمی کند که دروغ ها و تبلیغات دروغش ممکن است جان مردم را بگیرد هر اندازه که بتوانند برای خود از بار مصیبت مردم دستمایه دست و پا می کنند، اما واقعیت این است که فرقه مجاهدین خود خطرناکتر از ویروس کرونا است و با نفوذ به جامعه می تواند تلفاتی چند برابر کرونای چینی از مردم ایران بگیرد، اینان خود آلوده ترین و کشنده ترین ویروسی هستند که در تاریخ ایران تاکنون سر برآورده واگرامروز نمی تواند از مردم ایران چونان گذشته تلفات بگیرد دلیش این است که مردم ایران هم این ویرس کثیف را شناخته اند و هم اینکه با نفرتی که نسبت به این فرقه در دل دارند خود را واکسینه نموده اند.

به جوانان ایران که با فضای مجازی سروکار دارند بایستی گفت که در این برهه از زمان مراقب نفوذ ویروسی به نام فرقه مجاهد باشید که با عناوین مختلف در فضای مجازی ظاهر شده و تلاش میکنند تا با فریب و چاچولبازی شما را از دنیای آزاد به دنیای بردگی خود بکشانند و بازهم تلاش می کنند تا برای به قدرت رسیدن خود سینه شماها را آماج گلوله قرار دهند، برایشان کشته شدن مردم ایران مهم نیست، مهم برایشان رسیدن به قدرت و پایه گزاری یک دیکتاتوری مذهبی در ایران است، مواظب نیرنگ های این ویروس خطرناک باشید و در همان لحضه اول بحسابش برسید تا نتواند شما را زمینگیر کند.

به این نکته توجه واشته باشیم که بسیاری از نمایندگان مجلس در ایران و تعدای هم از روحانیون شهر قم مبتلا به این ویروس شده اند و حتی چند تن از آنان هم به همین علت درگذشته اند، پس آنطوریکه این فرقه مخرب رجوی بیان می کند شیوع این بیماری نمی تواند کار مقامات رژیم باشد هدف فرقه رجوی هراس افکنی در میان مردم ایران است تا بتواند با ایجاد ترس و وحشت در میان مردم ،مردم را به نافرمانی از وزارت بهداشت وادارد، حالا با این کار چقدر کشته خواهند شد برایش اصلآ مهم نیست، همانگونه که در بالا اشاره کردم برای فرقه رجوی مهم رسیدن به قدرت و پایه گذاری یک دیکتاتوری مذهبی است.

پیام شماره 20 منتسب به رجوی، نه پیام بلکه تهدیدی پوچ

وبلاگ ادوارد 23/02/2020

پیام شماره 20 منتسب به رجوی، نه پیام بلکه تهدیدی پوچ

در سایت رسمی فرقه رجوی در رابطه با انتخابات اخیر در ایران، پیامی درج شده که گویی رجوی برای مردم ایران صادر نموده، این پیام که پیام صوتی است مشخصآ یک صدا گذاری حرفه ای است که از شیوه ضبظ آن کاملآ مشخص است، رجوی صد درصد زنده نیست و تمامی پیام های صوتی منتسب به وی یا صدا گذاری شده یا تقلید صدای حرفه ای، اما اگر هم زنده است گویا در غار زندگی می کند و هنوز گمان می کند که ارتشش بسان قبل مجهز به توپ و تانک صدام است، چون چنان از ارتش آزادی دم میزند که انگار در تیرانای آلبانی اعضای سالخورده گرفتار در فرقه هر روز مانور جنگی اجرا می کنند و هر لحضه آماده فرمانش هستند تا از تیرانا یکراست به تهران حمله کنند.

دم از کانون های شورشی می زند که اساسآ وجود خارجی نداشته و فرقه برای فریبکاری همان اعضای سالخورده و مردم ایران اسم کانون های شورشی را سرزبان انداخته تا شاید بتواند از اعتراضات مردم برای خود جای پایی باز کند و دم از مردم ایرانی می زند که در تمام تجمعات اعتراضی جواب فرقه رجوی را با بی اعتنائی تمام داده اند.

اما از این کلاهبرداری که بگذریم متن پیام جالب است، پیام چند دقیقه بیشتر نیست آنهم به این دلیل که شنونده متوجه صداگذاری نشود، رجوی در حرافی بسیار استاد بود و کسی نبود که به پیام چند دقیقه ای بسنده کند.

اگر چه متن پیام وی انتخابات بود اما در اصل مایه اصلی پیام تهید پوچ و توخالی بیش نبود، رجوی در این پیام چند دقیقه ای سپاه پاسداران را تهدید کرده که بایستی نابود شود، اما توسط چه کسی و چطور؟ رجوی در پیامش مشخص نکرده که چگونه می میخواهد سپاه پاسداران را که تا بن استخوان مسلح است نابود کند، شاید منظور رجوی نابودی سپاه پاسداران توسط همان ارتش ازادیبخشش است که در پیامش به آن اشاره کرده؟ اگر چنین است، بایستی به شرایط و وضعیت کنونی ارتشیانش توجه کرد که هم اکنون در آلبانی در خانه سالمندان با پوشک گذر عمر می کنند، این ارتشی که رجوی با آن قمپز در می کند در گذشته نه چندان دور درعراق دارای توپ و تانک و انواع سلاح ها و هلیکوپتر و لجستیک و تمامی امکانات بود و در همان زمان هم نیرویش تقریبآ کاربرد نظامی هم داشت، هم جوانتر بودند و هم از نظر جسمی سرحال و در ضمن تنگ گوش ایران، اما نه تنها نتوانست ضربه ای به رژیم بزند بلکه صد ضربه هم خورد، پس از سرنگون شدن صدام هم که از عراق بیرون رانده شد و جوارخاک میهن را از دست داد، اکنون هم در 1350 کیلومتری ایران در آلبانی در زندان اشرف 3 گرفتار در تشکیلات دیکتاتوری هم پیر و از کار افتاده هستند هم بیمار روحی و جسمی، پس ارتش آزادی بخشی در کار نیست.

اما اگر منظورش نابودی سپاه پاسداران توسط مردم ایران هست، این را بایستی بپذیرد که در این چهاردهه هر چه پیام به مردم ایران فرستاده مردم ایران هم برای خودش و هم برای پیام هایش تره هم خورد نکرده اند زیرا مردم ایران از این فرقه متنفر هستند و اتفاقآ همین فرقه و در رآسش مسعود رجوی در این چهار دهه در هر مقطعی که مردم ایران برای رسیدن به ذره ای آزادی تلاش و تقلا کرده و قیمت داده اند با سبز شدن سر راه مبارزه مردم سد بزرگی ایجاد کرده و مبارزه مردم را به بیراهه کشانده.

در هر بزنگاهی که مردم ایران با هر بهانه ای که پیدا کرده اند و دست به اعتراض زده اند فرقه رجوی برای اینکه محصول اعتراضات را به جیب نامبارک خود بربزد با شانتاژ و هوچیگری تلاش کرده تا اعتراضات را به نام خود ثبت کند و همین موضوع و مداخله بی دلیل فرقه رجوی در مبارزه مردم ایران جنبش مردم را نابود کرده و از بین برده، در حالیکه تجمعات اعتراضی مردم ایران اساسآ به فرقه رجوی مربوط نمی شود و این فرقه نمی تواند در درون ایران هیچگونه حرکت اعتراضی را سازمان دهد، این برای همه مثل روز روشن است.

اما آنطوری که رجوی در پیام خود بیان نموده، اگر خواهان نابود کردن سپاه پاسداران است معلوم نیست چرا در خفا و پنهانی هر از گاهی از سوراخ سرک می کشد و بلغور می کند، (البته اگر زنده باشد) گویی صدایش از جای گرم بلند می شود، آقای رجوی، اگر خواهان از میان برداشتن سپاه پاسداران هستید بفرمایید این گوی و این هم میدان.

بارها گفته ام و باز هم تکرار می کنم به جای اینکه حضرات در اروپا در امنیت کامل با پیام های بی محتوا سعی کنید جوانان ایران را به کشتارگاه بفرستید بفرمایید خودتان از طریق کردستان یا دیگر مرزهای ایران وارد میدان شوید و از خون خودتان مایه بگذارید، شماها که ورودی مرزها را خوب می دانید، بروید درون کشور و خودتان جلودار باشید، اصلآ مستقیم بروید جلوی مقر اصلی سپاه پاسداران و نابودش کنید،چرا منتظر مانده اید که دیگران این کار را انجام دهند، خوب اگر هم کشته شدید به قول خودتان عاقبت بخیر خواهید شد و از شما به نیکی یاد خواهد شد، نشستن در پناه یک کشور خارجی در امنیت و آسایش به تحریک جوانان پراختن هنر نیست که خیانت است.

اما نه، شما اینکاره نیستید و معتقدید ( مرگ خوبه برای همسایه) به همین دلیل هم در چهل سال گذشته درهر بزنگاهی که خطری احساس کردید نیروی خود را رها کرده و الفرار به نقطه امن، چرا؟ چند مرتبه این کار را انجام داده اید؟
به نظر نگارنده مسعود رجوی دیگر وجود خارجی ندارد و سران فرقه یا با صداگذاری یا با تقلید صدای وی دست به ساخت چنین پیام هایی می زنند تا همین نیروی از کار افتاده را داشته باشد که حداقل بتواند در محافل بین المللی خود را یک سازمان معرفی کنند تا با این عنوان کسب درامد کرده و نان خوری خود را از دست ندهند، والا سران سازمان خوب می دانند که تاریخ مصرفشان تمام شده و هیچگونه کاربردی در رابطه با حال و آینده سیاسی ایران ندارند.

فرقه مجاهدین از تبرئه ترامپ خوشحال است

وبلاگ ادوارد، 09/02/2020

فرقه مجاهدین از تبرئه ترامپ خوشحال است

در یک زدوبند بی سابقه در امریکا ودادگاهی که تمامآ در دست جمهوری خواهان جنگ طلب اداره می شد دونالت ترامپ با رای همکاران ضد ایرانی خود تبرئه شد، این سومین رئیس جمهور امریکاست که در تاریخ این کشور به عنوان رئیس دولت بی لیاقت مورد موخذه قرار می گیرد، در دوران قبل بیل کلینتون هم به همین منوال دادگاهی شد اما او حداقل پس از پایان کار از مردم امریکا بخاطر اشتباهاتش عذرخواهی کرد ، اما ترامپ با خودخواهی تمام تازه طلبکار هم شد و همین صبح دیروز دو تن از کارکنان کاخش را به دلیل شهادت بر علیه خودش اخراج کرد رجوی هم همین خاصیت را دارد با تمام گندی که تا کنون زده هرگز حاضر نشده تا از مردم شریف ایران عذرخواهی کند و تازه طلبکار هم هست، در درون فرقه رجوی هم اگر کسی در هر رده ای به رجوی اعتراض می کرد روز بعد از بالا به پایین سرنگونش میکرد، چقدر اینان هم خصلتند ( کبوتر با کبوتر)

لازم به یاداوری است که بیل کلینتون یکی از کسانی بود که مسعود رجوی ارادت خاصی به ایشان داشت و گویا باهم نامه نگاری هم داشتند (البته من از قول رجوی می گوییم که نامه کلینتون به خودش را در یکی از نشستها می خواند چه می دانم شاید دروغ می گفت چون محیط تشکیلاتی رجوی بسته بود و هست و هر دروغی را می تواند بگوید و تحمیل کند) خوب هر کس که تنش به مجاهدین مالید همین عاقبتش است، از روزی که ترامپ وارد کاخ سفید شد فرقه رجوی بخاطر مواضع ضد ایرانی ترامپ توسط جان بولتون ها و مک کین ها دنبال شکارش بود هر قدمی که ترامپ بر علیه کشور و مردم ایران برمی دارد اولین مشوق او فرقه رجوی است، فرقه ضد ایرانی و دارودسته رجوی مفت بازان در قماری هستند که خود را بی جهت وارد بازی کرده در حالیکه خود می دانند هیچ شانسی در این بازی برای برنده شدن ندارند و مثل همیشه بازنده اصلی هستند.

اگر چه دونالت ترامپ از این معرکه با زدوبند پرید اما به هر حال یک رئیس جمهوری است که توسط مجلس نمایندگان کشورش که نیمی از مردم امریکا را نمایندگی می کنند مفتضح شد و این در تاریخ امریکا ثبت خواهد شد، فرقه رجوی از این پس دنبال کسی است که از نظر نیمی از مردم خودش قابل اعتبار نیست و البته خود فرقه رجوی که در درون مردم ایران اصلآ قابل اعتبار و اعتماد نبوده و نیست.

براستی بایستی از فرقه رجوی و سرانشان پرسید چرا و با چه رویی هنوز به مواضع ضد ایرانی خود پایبند مانده اید و در هر گوشه ای از این دنیا هرگاه که قدمی بر علیه کشور و مردم ایران برداشته می شود تنها و تنها شما مشوق دشمنان ایران هستید؟ آیا از نظر شما مبارزه با یک حکومت در ضدیت با مردم آن کشور خلاصه می شود؟ آیا با دروغ و تزویر می توانید خود را به یک جامعه تحمیل کنید؟ و حتی اگر تحمیل هم کنید آیا می توانید یک حکومت مردمی تشکیل دهید و کشور را با دمکراسی اداره کنید؟ چون شما اساسآ به دمکراسی اعتقادی ندارید و البته مقصر خود شما نیستید، عدم پذیرش دمکراسی به ائیدولوژی ارتجاعی شما برمی گردد، در اصل شما در سال ۱۳۶۰ و اعلام جنگ مسلحانه از نظر مردم ایران تمام شدید.

فرقه رجوی بخاطر تبرئه شدن ترامپ طبیعتآ شاد و خوشحال است و این هم دقیقنآ بیانگر ضدیتشان با ایران و ایرانی است و البته که هیچ فایده ای برایشان به غیر از رسوایی هر چه بیشتر در پی نخواهد داشت، آپوزاسیون واقعی و مردمی کسی است که در حین مبارزه، در برابر بیگانگان مدافع مردم خود باشد و در همه جا از حق مردم خود دفاع کند، نه مثل فرقه رجوی که وقتی امریکا ایرانیان را از صد سوراخ تحریم می کند هم خوشحال می شوند و هم با لابی گری تلاش می کنند تا فشار بیشتری به مردم وارد کنند.

وقتی ایرانیان را از ورود به امریکا منع می کنند و در مرز هزاران توهین به ایرانیان میشود فرقه رجوی چشمانش کور نیست اما هیچ موضعی نمی گرد، حتی هنگامی که چند سال پیش در عربستان به نو جوان چهارده ساله ایرانی در فرودگاه سعودی تعرض جنسی شد فرقه رجوی از ترس ارباب سعودی لالمونی گرفت و هیچ حرفی نزد، آیا این است آپوزاسیونی که به قول خودش می خواهد بر هشتاد میلیون حکومت کند؟ وقتی که از سر ترس جرآت هیچگونه موضعگیری برای دفاع از مردم خودش ندارد و می ترسد که منافع مالی اش از بین برود، اگر واقعآ اینان مردمی بودند در قدم اول بایستی در مقابل امریکا می ایستادند و سر تحریم مردم ایران موضع مردمی میگرفتند، اما برعکس تشویق هم کردند و هنوز هم دنبال فشار بیشتر بر مردم ایران هستند و در هیچ تلاشی هم کوتاهی نمی کنند، تاریخ ایران جنین عجوبه هایی بخود ندیده، والبته که اینان در آخر راه هستند و امروز هم با این شرایط در آلبانی تنها بایستی در فکر دارو و دوا و درمان و پوشک افرادشان باشند، که خیر این کار بهتر از فریب مردم ایران و سر کار گذاشتن افراد در درون آسایشگاه سالمندان آلبانی است.

هرچه نابسامانی و بی عدالتی در یک سازمان بیشتر باشد، خیانت هم بیشتر خواهد شد

وبلاگ ادوارد 31/01/2020

هرچه نابسامانی و بی عدالتی در یک سازمان بیشتر باشد، خیانت هم بیشتر خواهد شد

این تیتر و جمله را به شکل دیگری یکی از قلم بدستان فرقه رجوی درسایت همبستگی ضد ملی آورده که خواندش برایم جالب بود و به نظرم آمد برای اینکه ایشان چون در اردوگاه اشرف نبوده اند و نمی دانند در آن جهنم چه بر اعضای نگون بخت می گذشت نظر خودشان را با مناسبات درون تشکیلاتی در برابر هم قرار دهم تا دوریالی ایشان بهتر بیفتد.
این آقای خوش قلم می نویسد: هرچه نابسامانی و بی عدالتی یک جامعه بیشتر باشد، معایب اخلاقی هم بیشتر خواهد بود .
حرف خیلی درستی است اما ایشان بایستی جمله بالایی را که از روی نوشته ایشان برداشت کردم را بخواند و در مورد فرقه رجوی هم بیشتر تحقیق کند.

نابسامانی و بی عدالتی در درون فرقه رجوی بیداد می کند ایشان در درون تشکیلات نبوده که با فرمان رجوی به اجبار همسرش را درون تشکیلات از چنگش در آورده باشند، اما آیا این آقای قلم به دست که هر هفته هم مشتی از این مقالات بی ربط را در سایت همبستگی ضد ملی به چاپ می دهد نابینا است؟ آیا یک قلم ممنوع الملاقات بودن همین اعضای درون زندان اشرف سه را با خانواده هایشان نمی بیند؟ آیا برایش سئوال نشده که چرا سران سازمان اجازه نمیدهند پدران و ماردان این بچه ها به دیدارشان بیایند،آقا جان رژیم آخوندی برای زندانیان هم ملاقاتی می دهد و هم مرخصی.
آیا نشنیده و یا نخوانده که سران این فرقه در قلب دمکراسی جهان منتقدین خود را تهدید به مرگ می کنند؟ تازه هنوز به قدرت نرسیده اند وای اگر قدرتی در دست داشته باشند.

مقاله ایشان بر علیه خانم فریبا هشتروی است و تا توانسته بر وی تاخته که بنده در این نوشتار قصدم پاسخ نیست چون پاسخ به خانم هشترودی مربوط است خودشان می دانند پاسخ این چرندیات را بدهند یا نه، اما نکاتی در این داستان نهفته بود که نظرم را جلب کرد، در جایی این آقا جان چنین می گوید:

پیدایش خائنان درجوامع استبدادی که مبارزه بسیار سخت و پیچیده می شود، امری طبیعی ست اما استبداد نامتعارف و چاروداری ملایان حکایت دیگری ست. اینان به هدف عمده بطور غیرمعقول و غیرمتداول برای مقابله با مقاومت سرفراز ایران و رهبران قهرمان آن مثل ریگ پول خرج
می کنند.
اولآ رجوی قهرمان نیست، جیمفنگی است و مقاومت هم سر به زیر است به دلیل عملکرد ضد ملی و ضد میهنی شخص رجوی، دومآ
این جملات دقیقآ وضعیت رجوی را در اول انقلاب بیان می کند که همین که دید زمین سفت جای شاشیدن نیست و مبارزه سخت است، هم پا به فرار شد (البته با رها کردن همسر و فرزند شیرخوارش و دوست قدیمی اش موسی خیابانی) و به پاریس امن رسید تا جانش در امان باشد،و بعد هم به دامن صدام و خیانت های آشکار و پنهان و اتفاقآ استبداد رجوی در تاریخ ایران یکی از کمیاب ترین هاست و حکایت دیگری که بایستی در درون اشرفش باشی تا بفهمی.

دایی جان، منظور حرفتان درست است اما سر لوله را به سمت کسی بگیر
که به اعتماد اعضای خودش هم در تشکیلات دیکتاتوری اشرف و هم به اعضای اولیه شورا خیانت کرد و کار را به اینجا رساند،یک سوزن به خودت یک جوالدوز به دیگران که حق کشی نکرده باشی.

نمی دانم مگر شما در جریان پول خرج کرن های سازمان که از ریگ هم گذشته نیستید؟ اگر نیستید که خیلی ازغافله پرتی، و اگر هستی و خودت را به کوچه علی چپ زدی این دیگه نامردی محض است، منظورم همان پولهایی ست که مک کین و بولتون ودیگران برای اینکه بیایند در تجمعات مجاهدین و فریاد بزنند بمب بمب بریزید روی مردم ایران و همین مدعیان آپوزاسیون شما دست بزنند و تشویق کنند، برای اینکه تحریم مردم ایران را لابی کنند از سوی فرقه رجوی می ریخت توی جیب همین جنگ طلبان امریکایی، نمی دانی؟ ای بابا بابا…..!!!!!

در ادامه باز می گوید:
اگر رژیم، دشمن سرسخت و آشتی ناپذیر خود را قدرتمند نمی دید این چنین حاتم بخشی نمی کرد ،

واگر فرقه و در رآسش رجوی هم رژیم را اینچنین نمی یافت و نمی دید پنجاه هزار دلار ها پی در پی را به مک کین ها و بولتون ها نمی داد ، مطمعآباش.

وبلاگ ادوارد 31/01/2020