نمایش مضحک ورشو تمام

وبلاگ ادوارد ،16/02/2019

نمایش مضحک ورشو تمام

نمایشنامه مضحک ورشو به کارگردانی امریکا و با بازیگری حکومت های ضد ایرانی و البته با پشتیبانی مزدوران ایرانی نما پایان یافت، نمایش مزبور نه تنها هیچ دستاورد اساسی برای امریکا نداشت بلکه هم باد فرقه مجاهدین را خواباند و هم به امریکا نشان داد که در موقعیتی نیست که مانند گذشته تیغ برائی داشته باشد و البته به نوعی هم خود امریکا که سرمایه گذار اصلی این نمایشنامه بود منزوی شد و روسیاهی به زغال امریکائی ماند.

فرقه مجاهدین اما به این نمایشنامه دلخوش کرده بود که شاید لهستان با دستور امریکا به جای ایران از فرقه رجوی دعوت کند تا در به اصطلاح کنفرانس، خود را به عنوان دولت در تبعید جا بیندازد که این وزیر خرسک نیم نگاهی هم به این خدمتگزارن دست به سینه نیانداخت، بهتر بگوییم، یعنی محل سگ هم نگذاشت، در مقابل رودی جولیانی پیر فرصت را غنیمت شمرد و خود را سریع به لهستان رساند تا با این کار مثلآ همه را غافلگیر کند و هم فرقه رجوی را تیغ بزند و جبیش را پر کند، البته پس از مردن مک کین فرقه مجاهدین به جولیانی بیشتر احساس نیاز می کند چرا که بولتون در مقام مشاور ترامپ قانونآ اجازه ندارد در جمع فرقه شرکت کند و برای اخاذی حرف های صدمن یه غاز بزند، پس تنها دوست فعال فرقه رجوی در امریکا همین مک کین است که پیر و فرتوت در انتظار اعزرائیل روز و شبش را سپری می کند.

اما جولیانی این مارمولک پیر در جمع هواداران فرقه که به قول گِرِگ کارلستروم از اکومومیست بیشتر شرکت کننده ها هم غیر ایرانی بودند مشتی چرندیات سرهم کرده تا فرقه را در عالم نشئه نگه دارد و بتواند بهتر تیغ بزند، جولیانی عنوان کرده که عمر رژیم باید به سرعت پایان یابد، یکی نیست به این پیر هاب هاپو بکوید آخر مردک تو و دوستانت که قرار بود امسال نگذارید رژیم چهلمین سالگرد انقلاب را ببیند و بولتون راسو هم که سال پیش به مریم رجوی می گفت سال آینده در میدان آزادی هستیم، پس چی شد؟ بور شدید و برای اینکه کم نیاورید اینباربا این ترفند رجوی ها را تیغ می زنید؟ و باز ادامه می دهد:
من درک نمی کنم که چگونه یک دار و دسته مذهبی و افراطی دیوانه می تواند یک دولت دمکراتیک را ادراه کند. این اصلآ برای من قابل فهم نیست

آقای جولیانی حرف شما کاملآ درست است برای من هم قابل فهم نیست که چگونه ممکن است یک حکومتی مثل امریکا را یک مشت دیوانه و در رآسشان هم زنجیری مثل دونالت ترامپ اداره کند، شما هیچ این سئوال را از خوتان پرسیده اید؟ مگر ندیده اید در دوران دو سال دولت ترامپ چند ده وزیر و دادستان ووو از دست دیوانگی های اربابت از مقام خود استعفاء دادند و فرار کردند؟ جنگ طلبانی مثل شما و دارودسته شما در این بازی تا الان بازنده بوده اند، خشن ترین رئیس جمهوری که پس از انقلاب ایران در امریکا ظهور کرده جورج بوش پسر بود که او هم دمبش را گذاشت روی کولش ورفت، اگر ازرائیل فرصتی به شما بدهد می بینید که ترامپ هم مفتضح تر از بوش خواهد رفت، اما تو تیغت را بزن تا مجاهدین با مزحرفات تو پاداشت را بیشتر کنند.

Werbeanzeigen

پمپئومجاهدین را آتش زد!

وبلاگ ادوارد 07/02/2019

پمپئومجاهدین را آتش زد!

وزیر خارجه امریکا عجب نامردیه، یعنی واقعآ چشمش را روی تمام خدمات و جست و خیزهائی که مجاهدین در این چند سال از خود نشان دادند، پول های کلانی که دو دستی به همکاران همین آقا تقدیم کرده اند، حمایت هائی که از سیاست های ضد ایران و ایرانی این آقای وزیر و اربابش نموده اند ، اطلاعاتی که از کشور درز داده اند ووو بست و رفت سراغ کسی که نه سیاسی است و نه در دنیای سیاسی وزنه ای، بولتون هم که نامردتر از این یکی اصلآ خم به ابرو نیاورد، دنیای عجیبی شده، پس از سالها خوص رقصی و خدمت، دست به سینه ایستادن و نقش پادو را بازی کردن یکمرتبه بدون هیچ ملاحضه ای چنین خدمتکار خوبی را به آتش کشید و پرتش کرد توی زباله، عجب نامردی، حتمآ مجاهدین خواهند گفت که او هم مزدور رژیم است، البته با زبان دیپلوماتیک (مماشات)..

دعوت از مسیح علینژاد توسط وزیر خارجه امریکا و عکس گرفتن و پخش آن در رسانه های بین المللی هم برای مجاهدین و هم برای رژیم حاوی پیامی است،یک پیام بد و یک پیام خوب که البته به مزاج مجاهدین خوش نمی اید، این حرکت وزارت خارجه امریکا و ناز ناز کردن علینژاد در واقع مهر تآیید بر موضعگیری کاخ سفید پس از خارج کردن اسم مجاهدین از لیست تروریستی امریکا است که سخنگوی وقت کاخ سفید اعلام کرد مجاهدین هیچگونه نقشی در آینده سیاسی ایران ندارند، به زبان ساده یعنی فاتحه تشکیلات و سازمانشان خوانده شد، پس بهتر آنکه از این پس پولشان را به جنگ طلبان امریکائی ندهند و در جای دیگری خرج کنند، این پیامی است برای مجاهدینی که با افتخار دست به ترور ژنرال های امریکائی زدند و تا قبل از حمله امریکا به عراق باز هم با افتخار تمام از کرده شان دفاع می کردند، بگذریم که پس از سقوط صدام سرود مرگ بر امریکا و سرکوچه کمینه را از سرودهای سازمان حذف کردند در حالیکه سرود مرگ بر امریکا را هفته ای یکبار در مراسم صبحگاه پخش می کردند، اگر چه پس از آن با تمام قوا تلاش کرده اند که سرسپردگی خود را به امریکا نشان دهند اما…..

قبلآ هم نوشتم، خیال خام است اگر مجاهدین فکر کنند امریکائی ها از خون مستآشاران خود چشم پوشی می کنند،مجاهدین با پرونده سیاه خود توقع های گنده گنده دارند و گمان می کردند که با پخش پول و لوس کردن خود می توانند مخ امریکا را کار بگیرند، منطقی است که چه امریکائی و چه غیر امریکائی گروهی که قاتل هموطنان خود باشد را به چشم مشکوک می نگرد و نمی تواند به آن اعتماد کند.

این ملاقات پیام دیگری هم دارد و آن اینکه، رژیم ایران نه آلترناتیوی در خارج از ایران دارد و نه آپوزاسیونی که مورد تآیید و حمایت امریکا باشد، اینکه مجاهدین خود را آلترناتیو رژیم ایران می دانند تنها حرف خودشان است که در بازار سیاسی جهان خریداری نداشته و هنوز هم ندارد، چونکه مجاهدین در میان مردم ایران منفور می باشند و مردم ایران از این جماعت بیزار است، به دلیل تمام اقدامات ضد ملی و میهنی که برای بقای خود انجام داده، از برپا کردن آشوب و بلوا در سی خرداد سال ۶۰ در زمان جنگ گرفته تا رفتن به عراق و خدمت به صدام ضد ایرانی و باز هم در زمان جنگ و تا به اعتراف خودشان درز دادن اطلاعات سری کشور که اقدامی است بر علیه منافع ملی کشور و در هیچ کجای دنیا هم قابل چشم پوشی نیست.

امیدوارم که مجاهدین از این موضوع درس خوبی گرفته باشند و شیره مالی بر سر اعضای گرفتار خود را متوقف کنند چون دیگر بهانه ای بر فریب دادن اعضای دربند ندارند و چنته شان خالی تر از همیشه است، وعده سرنگونی رژیم در آستانه چهل سالگی هم که از سوی بلتون ها سران مجاهدین را به رقص درآورده بود تنها برای تیغ زدن بیشتر بود، این که دروغ نیست، اگر تا چهار روز دیگه شما توانستید رژیم را سرنگون کنید حرفتان درست است در غیر اینصورت؟

شوی نظیری، طنز روزگار

وبلاگ ادوارد،30/01/2019

شوی نظیری، طنز روزگار

فرقه رجوی این بار برای اجرای شوی تازه یک شومن جدیدی را به صحنه فرستاد، راستی چرا بهزاد نظیری؟
چرا این بار فرقه رجوی شومن های قبلی خود را به صحنه نفرستاد؟
آیا قبلی ها نمی توانستند این نمایش مسخره را اجرا کنند؟
سالهای سال کسانی که اینگونه نمایش های فرقه را دنبال کرده اند شومن هائی مثل ابریشمچی و سیدالمحدثین را روی صحنه تماشا کرده اند، اما اینبار خانم مریم رجوی به خیال خود با عوض کردن شومن می تواند چرندیات فرقه خود را به مردم یا هواداران خود یا اعضای در اسارت در تیرانا( زندان اشرف ۳) تحمیل کند؟

سناریوی این نمایشنامه توسط چند نفراز بازنشستگان فرقه تهیه شده که دیگر سنشان اجازه درست اندیشیدن نمی دهد و به همین دلیل هم تبدیل به طنز شده، در ضمن هیچ چیز تازه ای در بر نداشت، همان قول و وعده های آبکی مسعود رجوی در آن تکرار شده بود که هر شش ماه یکبار رژیم را سرنگون می کرد و مریمش را در کاخ ریاست جمهوری در تهران می نشاند و با همین ترفند سالها افراد نگونبخت را در تشکیلات خود در اسارت نگه داشت، گویی این بار خانم رجوی برای فرار از پاسخگوئی دست به این کار زده تا از زیر انتقاد شانه خالی کند یا اینکه شومن های قبلی و خود خانم هم متوجه شده اند که هنایشان نزد ایانیان خارج دیگر رنگی ندارد، آقای نظیری البته در سازمان وزنی ندارد و در میان هوادارانشان هم به عنوان یک سخنگو بحساب میاید به همین خاطر هم در آینده فرقه می تواند آسانتر از پاسخگویی شانه خالی کند، گذشته از این محتوای بحث نظیری اوج استیصال فرقه رجوی را به نمایش گذاشت و نشان داد که خودشان بهتر از همه می دانند که در درون ایران پایگاهی ندارند، به همین دلیل هم تمام تفاسیر خود را سوار بر موضعگیریها و سیاست های مایک پمپئو و ترامپ کرده اند و تا خرخره با امریکا رفته اند، از استقبالشان از تحریم مردم ایران و گرسنگی دادن به مردم گرفته تا سیاست های جنگی تلاویو در حالیکه روی سیاستهای امریکا نمیشود حساب بازکرد، البته بعد از هارت و پورت های نظیری همین دیروز به گزارش خبرنگار رادیو فردا، یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، به خبرنگاران گفته است: «نشست ورشو نه ضد ایران است و نه تلاشی برای تشکیل یک ائتلاف». و همین نشان دهنده آن است که مجاهدین هم تحلیل هایشان تو خالی و هم آبکی است، یکی نیست به این جماعت حالی کنه که در زمانیکه در عراق از تمامی امکانات لجستیگی و البته نظامی و مالی اربابتان صدام برخوردار بودید و با دست باز و با پشتیبانی ارتش صدام هر کاری که می خواستید می کردید چه گلی به سرتان زدید که الان در تیرانا دنبالش هستید، البته در گذشته هم خودم در عراق شاهد اینگونه نمایشنامه های آماده باش ووووو توسط مسعود رجوی بودم، مسعود رجوی برای دلخوش کردن افراد مانورهای بزرگی برپا می کرد تا تحلیل های دروغی خود را بهتر در اذهان جا بیندازد، واقعیت این است که در دورانی که در عراق مستقر بودند هم به محض اینکه در درون ایران ترقه ای در می شد دستور آماده باش شب و روز همه را سیاه می کرد، اما این آماده باش ها و مانورهای بزرگ نظامی اتفاقآ ترقه ای بود که توسط رجوی در می شد آنهم تنها برای سرگرم کردن افراد ساده لو، الان هم برای اینکه در تیرانا که اوضاع درونی فرقه خیلی خراب شده به اینگونه چرندیات نیاز مبرم دارند تا به هر شکلی جلو ریزش نیرو را بگیرند اما آخرش چی؟ در ضمن خواهش و تمنای نظیزی از هوادارنشان برای شرکت در تظاهرات هشتم مارس در پاریس برای چیست؟ البته بایستی به این جماعت متوهم گفت که با برگزاری تظاهرات در پاریس نمی توان رژیم را عوض کرد، خواهش وتمنای نظیری هم از این جهت است که خودشان می دانند در خارج هم هوادار آنچنانی ندارد و طبیعی است که در این تظاهرات باز هم مانند سابق از کمپ های پناهنده ها در کشورهای مختلف اروپائی و دانشجویان اروپای شرقی با وعده گردش در پاریس و پول تو جیبی استفاده خواهند کرد تا صورت نامبارک خود را با سیلی سرخ کنند، بهزاد خان برو سر همان کار قبلیت برای خودت بهتره گول اینها را نخور اگر فردا تمام این وعده هائی را داده ای اجرا و عملی نشد به تو گیر می دهند و همه را گردن تو خواهند انداخت.

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به شورای کلیساهای جهانی

وبلاگ ادوارد
27/01/2019

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به شورای کلیساهای جهانی

اعضای محترم شورای کلیساهای جهانی، عالیجنابان

یک ایرانی مسیحی هستم، اکنون همراه خانواده خود در آلمان زندگی می کنم، قبل از اینکه به اروپا بیایم در اردوگاه مجاهدین خلق ایران درعراق بودم و قبل از پیوستن به مجاهدین، در کمپ اسیران عراقی بودم، در جنگ هشت ساله ایران و عراق سرباز بودم که با تجاوز ناگهانی ارتش صدام مواجه شدیم و در یک درگیری زخمی شدم و به اسارت ارتش صدام درآمدم، دوران اسارت بسیار سختی را گذراندم و در همان کمپ اسیران ایرانی درعراق (در دوران اسارت) از طریق تلویزیون فارسی عراق با سازمان مجاهدین آشنا شدم، رهبران سازمان مجاهدین در برنامه های تلویزیونی خود طوری وانمود می کردند که انسان گمان می کرد اینان ( مجاهدین ) دمکرات ترین و مردمی ترین سازمانی هستند که جهان هرگز بخود ندیده، تبلیغات و صحبت هایشان در سخنرانی ها آنقدر فریبنده بود که به سرعت در اذهان تاثیر می گذاشت و هر کسی که ذره ای در خود جوهر آزادیخواهی داشت جذبشان می شد.

عالیجنابان محترم:

تقریبآ سه سال قبل از پایان جنگ دراردوگاه رمادی عراق توسط کاردینال راجرز و سه اسقف دیگر که از سوی پاپ فقید جان پل دوم برای دیدار ازاینجانب از واتیکان فرستاده شده بودند دیدار کردم.
درآن ملاقات به من گفته شد که واتیکان این فرمان را از عالیجناب پاپ دارد تا برای آزادی من از اسارت اقدام کند ومن پس از آن می توانم درهر کجای دنیا که مایل هستم زندگی کنم. اما متآسفانه در جهالت این پیشنهاد را رد کردم و گمان می کردم که با پیوستن به سازمان مجاهدین به مردم ایران خدمت خواهم کرد، پس از آن هم سه سال دیگر اسارت را تحمل کردم تا زمان آتش بس بین ایران و عراق.

پس از آتش بس بین ایرن و عراق متآسفانه از بازگشت به کشورم امتناع کردم و به امید رسیدن به آزادی و دمکراسی که برای مردم خود آرزو می کردم به سازمان مجاهدین پیوستم و 12 سال در تشکیلات فرقه گرایانه مجاهدین بودم، در طول آن سالها درد و رنج روحی که در سارمان مجاهدین کشیدم هزاران بار بیشتر از دوران 9 سال اسارتی بود که دردست نیروهای عراق بودم، مجاهدین و رهبری این سازمان مخوف که زمانی در لیست سیاه تروریستی امریکا و اروپا قرار داشت که البته در یک بازی سیاسی از لیست تروریستی خارج شد به هیچ عنوان ماهیت مردمی نداشته و تنها برای حکومت کردن تلاش و تقلا می کنند و برای رسیدن به قدرت از هیچگونه عمل ضد انسانی و غیر دمکراتیک فرو گذار نکرده و نمی کنند، مجاهدین در اروپا تلاش می کنند تا نزد مقامات اروپائی خود را آزادیخواه و دمکرات جلوه دهند در صورتی که دردرون تشکیلات خود هرگز به این موضوع اعتقادی نداشته و ندارند،مجاهدین هرگز نمی توانند خود را با دمکراسی تطبیق دهند به دلیل ائدولوژی عقب افتاده و ارتجاعی خود، مجاهدین با نیروی خودشان صادق نیستند چه رسد با مردم ایران.

عالیجنابان محترم:

در درون تشکیلات مجاهدین ظلم و نابرابری بیداد می کند، استسمار افراد توسط مغزشوئی که هر روزه توسط مسئولین روی افراد صورت می گیرد سالهاست که در تشکیلات مجاهدین رواج دارد و کسی در دنیا از مدعیان حقوق بشر به فکر افرادی که در تشکیلات مافیائی مجاهدین گرفتار شده اند نیست، حقوق بشر آلت دستی برای پیشبرد سیاست شده و تنها از حقوق بشر نامی باقی مانده.
رهبری سازمان مجاهدین در درون تشکیلات خود افراد خود را مجبور به طلاق اجباری کرد ه که این مسئله با دمکراسی در تضاد کامل می باشد، همینطور در درون تشکیلات مجاهدین زن و مرد اجازه هیچگونه رابطه ای با یکدیگر ندارند حتی در حد یک سلام، در درون تشکیلات ارتجاعی مجاهدین کسی اجازه ندارد کسی را دوست داشته باشد و رهیری سازمان به صراحت از افراد زیر دست می خواهد که تنها عاشق رهبری باشند که این مسئله باز با دمکراسی در تضاد کامل می باشد، ازدواج در سازمان مجاهدین از سوی رهبری سازمان ممنوع شده و خانواده را لانه فساد می دانند.

عالیجنابان محترم:

امروز خود شاهد هستید که کشور من و مردم کشورم زیر بار شدیدترین تحریم های ظالمانه امریکا قرار دارد و تمامی فشار تحریم ها تنها بر دوش مردم بیگناه ایران می باشد و سازمان مجاهدین که خود را به دروغ آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران معرفی می کند به جای اینکه در غالب آپوزاسیون مرحمی بر زخمهای ملت ایران باشد برعکس با سیاست های امریکا همسو شده و برای به قدرت رسیدن دست به هر کاری زده و می زند، از رفتن به عراق در دوران صدام و در زمانی که کشورم درگیر جنگ با صدام بود و با همکاری با نیروهای صدام، دست زدن به عملیات های گوناگون بر علیه مردم و نیروهای نظامی ایران ، اکنون هم با دنباله روی و حمایت از سیاست های دولت ترامپ در حالیکه اروپا تلاش دارد تا تحریم های ضد انسانی که دولت امریکا بر علیه مردم ایران اعمال میکند را به هر شکلی کمتر کند، این فرقه از اعمال تحریم بر علیه مردم ایران استقبال نموده و با دعوت از سیاست مداران جنگ طلب امریکائی به تجمعات خود در پاریس تلاش دارد تا امریکا را به حمله به ایران تشویق نماید،لازم به ذکر است که در خارج از ایران تنها سازمان ایرانی که هم از حمله امریکا و اسرائیل و هم از تحریم ظالمانه امریکا علیه مردم ایران حمایت می کند همین سازمان تروریستی مجاهدین است که متآسفانه با سؤاستفاده از قوانین دمکراتیک اروپا بطور آزاد برای جنگ افروزی تلاش می کند.

اعضای محترم شورای کلیساهای جهانی:

این فرقه در قاره آزاد اروپا هم اقدام به برپائی زندانی در آلبانی به نام اشرف 3 نموده و سالهاست که اجازه ملاقات به خانواده های اعضایش با عزیزان خود را نمی دهد، خانواده هائی که بعضآ بیش از سی سال است که عزیزان خود را ندیده اند، اینگونه بیرحمی و اینگونه سنگدلی در کدام دین و آیین الهی وجود دارد که در این فرقه به شدت عقب مانده به امری عادی بدل شده و رهبران آن با نام دین عده ای را در حصار ذهنی آنهم نه در خاک عراق بلکه در اروپا به اسارت کشیده اند؟

این فرقه خطرناک در خاک اروپا سالها پیش اوج وحشیگری خود را به نمایش گذاشت،
بعد از دستگیری خانم مریم رجوی و ۱۶۰ تن از اعضای این سازمان درفرانسه توسط نیروهای امنیتی این کشور به ظن ارتباط با فعالیت های تروریستی برخی از اعضای این سازمان به دستور مسعود رجوی رهبر سازمان و همسر خانم مریم رجوی دست یه خودسوزی در مقابل سفارت خانه های فرانسه در نقاط مختلف جهان و در برابر چشمان حیرت زده مردم اروپا زدند که در رسانه های غربی بازتاب یافت، چند تن از این افراد هیپنوتیزم شده کشته شده و چند تن دیگر زخمی شدند

این گوشه ای از حرکت داعش گونه مجاهدین بود که زنگ خطر در اروپا را یه صدا درآورد اما متآسفانه رهبران اروپا یا متوجه نیستند که چه فرقه خطرناکی را در خاک خود پناه داده اند یا اینکه در برابر منافع حقیقت را سربریده اند، مجاهدین در درون تشکیلات خود هرگز نتوانستند به گوشه ای از دمکراسی پایبند باشند و در درون تشکیلات خود تا توانستند بر اعضای خود ظلم روا داشتند و تمام عقاید سازمانی خود را به دیگران تحمیل نمودند، تشکیلات مجاهدین که پز دمکراسی می دهند،عقب افتاده ترین سیستم موجود در قرن حاضر می باشد، محدودیت ها در درون تشکیلات به حدی است که امروزه در هیچ کشور عقب مانده ارتجائی موجود نیست،از جمله، ممنوع بودن ازدواج دردرون سازمان و حرام کردن آن برای کل اعضاء توسط مسعود رجوی، ممنوع بودن صحبت کردن زنان با مردان،ممنوع بودن صحبت کردن دو مرد یا دو زن با یکدیگر حتمآ بایستی سه نفر باشند که به هر حال یکی از آنان شاهد صحبت ها باشد، ممنوع بودن دوستی و دوست داشتن کسی، همه بایستی تنها عاشق رهبر باشند حتی به فرزندان و پدر و مادر یا خواهر یا برادر خود نبایستی ابرازعلاقه کنند، ممنوع بودن انتخاب لباس و پوشش خصوصآ برای زنان،نوشتن گزارش از درون خود و خواندن آن با صدای بلند در جمع، که این خود شدیدترین تفتیش عقاید می باشد و پس از خواندن گزارش توهین کردن به فرد مزبور به خاطر افکارش، برخورد فیزیکی و تهمت زدن های اخلاقی و پرونده سازی برای به سکوت کشاندن افراد و تهمت وابسته بودن به رژیم ایران با کسی که بخواهد از تشکیلات جدا شود و به زندگی و دنیای آزاد بازگردد و خیلی موارد دیگر منجمله تهدید به مرگ منتقیدن خود در همین اروپا.

عالیجنابان محترم:

مجاهدین خوشبختانه دردرون ایران و در میان مردم ایران به دلیل گذشته سیاه خود هیچگونه پایگاهی ندارند، فرقه مجاهدین ازهمان ابتدا برای دردست گرفتن قدرت و حاکمیت ترور و کشتار را پبشه کرده، از ترور ژنرال های امریکائی در تهران گرفته تا ترور و کشتار دیگر مقامات حکومتی و مردم عادی و بمب گذاری ها و همکاری با ارتش عراق در دروران صدام جنایتکار، همین عملکرد مجاهدین و سلاح کشیدن آنها جامعه ما را به عقب رانده، امروز اما با اینکه در درون ایران هیچگونه پایگاه مردمی ندارند اما مزاحمی بر سر رسیدن مردم ایران به دمکراسی می باشند.

عالیجنابان محترم:

دست باز مجاهدین در اروپا به دلیل ماهیت تروریستی که با ماسک آزادیخواهی و دمکراسی پوشانده اند برای جامعه اروپا بسیار خطرناک و یک تهدید جدی بشمار میاید، مجاهدین با کمک های مالی کلان به احزاب راست و افراطی در اروپا قصد برهم زدن جامعه اروپا را دارند، نمونه آن پرداخت 800 هزار یورو به حزب راستگرای vox در اسپانیا بود که هیچ رابطه ای با منافع مردم ایران نداشته و تنها برای این منظور که راستگرایان را در اروپا به قدرت برسانند انجام شده که این هم با عقاید آزادیخواهانه مردم اروپا در تضاد می باشد، لذا دولت های اروپائی و همچنین کلیساهای اروپا بایستی تا دیر نشده دست این جنایتکاران را کوتاه کرده و فعالیت های سیاسی این فرقه خطرناک را محدود نمایند.

با تقدیم احترام
ادوارد ترمادو
آلمان

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان

وبلاگ ادوارد 03/01/2019

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان

عالیجناب پاپ فرانسیس، ضمن تبریک خجسته زادروز عیسی مسیح پیام آور صلح و برابری و آزادی سال نو میلادی ۲۰۱۹ را ابتدا به شما و سپس به تمام مردم جهان تبریک می گوییم و امیدوارم که در این سال نو همه صلح دوستان در جهان بتوانند در تمام جهان آتش جنگ و ویرانی را خاموش کرده و صلح و آسایش را در تمام دنیا برقرار سازند که این همانا پیام عیسی مسیح این پیام آور بزرگ صلح و برادری است.

عالیجناب:

اینجانب ادوارد ترمادو از ارمنه ایران هستم که درشروع جنگ هشت ساله بین ایران وعراق درسال 1980 اسیر نیروهای عراقی شدم، مدت 9 سال را دراردوگاه های اسیران ایرانی درعراق بسربردم و در دوران اسارت نامه های بسیاری برای عالیجناب پاپ فقید(پاپ جان پل دوم) ارسال نمودم وبالاخره پس ازمدتی مورد لطف ایشان قرار گرفتم و دراردوگاه رمادی عراق توسط کاردینال راجرز و سه اسقف دیگر که از سوی ایشان برای دیدار ازاینجانب از واتیکان فرستاده شده بودند دیدار کردم.
درآن ملاقات به من گفته شد که واتیکان این فرمان را از عالیجناب پاپ دارد تا برای آزادی من از اسارت اقدام کند ومن پس از آن می توانم درهر کجای دنیا که مایل هستم زندگی کنم.

برای من ملاقات با مقام های واتیکان آنهم در اردوگاه اسیران و به عنوان یک اسیر جنگی بسیار افتخار آمیز بود و البته غیر قابل باور، اما برایم پیامی هم داشت و آن اینکه هنوز هم انسان های ارزشمندی وجود دارد که درهمین دنیائی که مادیات و تجملات جای انسانیت را گرفته به فکر انسان و انسانیت باشند و برای رفاه مردم تلاش و تقلا می کنند.

عالیجناب پاپ فرانسیس:

کلیسای کاتولیک همیشه در هر گوشه ای که جنگ و خونریزی آغاز شده با دخالت صلح آمیز خود تلاش نموده تا آتش جنگ را خاموش کند و این سیاست را از دیر زمان دنبال کرده و حتی در مواردی هم پاپ شخصآ مداخله نموده تا جلوی کشتار و خونریزی گرفته شود،اما امروز متآسفانه این سیاست کلیسای کاتولیک کمرنگ شده و گوئی مانند گذشته در چنین مسائلی دخالت نمیکند،امروز کشور من ایران تحت ظالمانه ترین تحریم های غیر انسانی از سوی امریکا قرار گرفته و مطمعنآ این تحریم ها اثر مخرب خود را بر مردم می گذارد و نه مقامات حکومتی، اگر چه مقامات امریکائی تآکید دارند که منظور از تحریم ها حکومت ایران است و نه مردم، اما این دروغی بیش نیست و این تنها مردم ایران هستند که بار تحریم های ظالمانه امریکا را بدوش می کشند، آیا واتیکان این ظلم را که بر مردم ایران از سوی عده ای در کاخ سیاه امریکا اعمال شده نمی بیند؟ حتی یک اطلاعیه ساده از سوی واتیکان در رابطه با محکوم کردن تحریم های غیر انسانی علیه مردم ایران می تواند تاِثیر گذار باشد.

عالجناب:

در این میان متآسفانه گروه های ایرانی در همین اروپا هستند که با نام اپوزاسیون و مخا لفین جمهوری اسلامی و در پوش مبارزه با جمهوری اسلامی ایران هیزم بیار معرکه شده و برای بدتر کردن اوضاع درونی کشور و برهم زدن همین زندگی تحت تحریم دنباله رو امریکا و متحدان او در منطقه خاورمیانه شده و تلاش می کنند که امریکا را وادار به حمله نظامی به ایران کرده تا شاید از نمد جنگ و کشتار مردم بیگناه ایران کلاهی گیرشان بیاید و دستشان به قدرت برسد، این گروه که مجاهدین خلق نام دارد و فرماندهی آن در اورسورواز فرانسه مستقر می باشد دارای پرونده ای سیاه می باشند که برای به دست گرفتن قدرت در ایران دست به هر جنایتی زده و اولین گروهی بود که پس از انقلاب 1979 در ایران ترور و خونریزی را در جامعه ایران نشرو گسترش داد، این گروه که در دوران صدام دیکتاتورعراق تحت نام اپوزاسیون ایرانی درعراق در زمان جنگ هشت ساله ایران وعراق به مردم خود پشت کرده و تمامی اطلاعات نظامی کشور را به ارتش عراق منتقل می کرد تا سربازان ایران را زیر بمب ها و موشک های عراق نابود کند، در مقابل صدام برای قدردانی از آنان پایگاه، امکانات نظامی و پول نفت مردم عراق را در اختیارشان قرار می داد تا بیشتر و بیشتر در درون کشور دست به شرارت بزنند، پایگاه مجاهدین درعراق به نام اشرف که در واقع مانند زندانی بود که ورود به آن آسان و خروج از آن به سختی عبور از هفت خان رستم می نمود محل سشتشوی مغزی کسانی بود که برای آزادی مردم ایرن با دلی ساده و با این تفکر که این گروه یک گروه دمکراتیک و مردمی است تمام زندگی خود را رها کرده و به این گروه پیوسته بودند بود، شستشوی معزی که توسط سران گروه که امروزه به فرقه تبدیل شده اند همان کسانی را پرورش داد که در سال 2003 در برابر چشمان بهت زده مردم اروپا خود را در خیابان های اروپا به آتش کشیدند و اوج وحشیگری فرقه خود و سران فرقه را به نمایش گذاشتند.

عالیجناب:

12 سال درفرقه مجاهدین بودم ودراین مدت تلاش بسیاری برای خروج ازاین دایره شوم نمودم اما درب های سازمان برای خارج شدن بسته بود وهنوز هم اینچنین است، دراین 12 سال پرپیچ و خم روزگار سخت وطاقت فرسائی را گذراندم هیچ روزنه ای برای پا گذاشتن به دنیای آزاد وجود نداشت، در درون تشکیلات مجاهدین همه چیز تحت کنترل بود، اخباری که برایمان پخش می شد مداربسته و انتخاب شده بود، تلفن وجود نداشت، ازاینترنت خبری نبود حتی نامه نگاری با اقوام ممنوع بود، خروج از قرارگاه ممنوع بود، روزانه نشست های تفتیش عقاید به شیوه گشتاپوئی همه را کلافه کرده بود، سیستم را طوری پیش می بردند که هر فردی برعلیه دیگری خبرچینی می کرد، دراین میان بیشترین استسمار شامل حال زنان بود، زنانی که فریب دروغگوئیهای رهبری سازمان را خورده بودند و تمام هستیشان را در بیابان های عراق به پای دروغهای رجوی ها از دست داده بودند، متآسفانه امروز هم که این فرقه از عراق به آلبانی منتقل شده اعضای خود را به همان شیوه قبل تحت کنترل دارد و حتی به پدران و ماردان اعضای خود اجازه ملاقات با فرزندانشان را نمی دهد و در آلبانی هم زندان دیگری به نام اشرف 3 بر پا نموده و با دروغ و دغلکاری افراد بیگناه را در درون تشکیلات خود به اسارت گرفته و اجازه هیچگونه ارتباط با بیرون را به آنان نمی دهد، ازدواج در این فرقه سی سال است که از طرف رهبرشان ممنوع شده و حق دوست داشتن از افراد با بهانه های ارتجاعی گرفته شده، از طرف رهبر فرقه مسعود رجوی خانواده لانه فساد اعلام شده و هر کس که حتی در ذهن خود به فکر خانواده باشد از نظر سران فرقه خائن تلقی می شود.

عالیجناب پاپ فرانسیس:

با این توضیحات کوتاهی که در مورد این گروه ضد ایرانی و ضد بشری دادم آیا می توان این گروه را یک گروه یا سازمان انقلابی و یا مردمی دانست؟ و آیا می توان باور داشت که این گروه می تواند در آینده برای مردم ایران دمکراسی به ارمغان بیاورد؟ در حالیکه هزاران بار در همین اروپای آزاد و دمکراتیک اعضائی که مانند اینجانب از تشکیلاتشان جدا شده ایم و اکنون برای آگاهی مردم ایران به این تشکیلات انتقاد می کنیم را تهدید به مرگ کرده اند؟ واقعیت این است که این فرقه در اروپا وامریکا چهره دیگری از خود نشان داده تا بتواند ازآزادی هائی که دراروپا و امریکا وجود دارد استفاده کند و خود را اپوزاسیون رژیم کنونی ایران قلمداد کند، در حالیکه دردرون ایران و درمیان مردم ستمدیده ایران از هیچگونه پایگاه مردمی برخوردار نیست و مردم ایران این سازمان را بکلی طرد نموده اند.
رهبران فرقه مجاهدین ادعا می کنند که از سال 2003 عملیات مسلحانه انجام نداده اند اما بایستی در نظر داشت که اگر حکومت صدام حسین سقوط نمی کرد واگر ارتش امریکا آنان را به زور خلع سلاح نمی کرد آنان همچنان به عملیات های تروریستی خود در درون ایران ادامه می دادند.

عالیجناب:

به عنوان یک مسیحی ازشما درخواست دارم تا برای آزادی افرادی که اکثرآ تمایل به ماندن در تشکیلات مجاهدین را ندارند اما برحسب زور و ترس در تشکیلاتی مخوف گرفتار هستند اقدام انسانی نمایید، متآسفانه فرقه مجاهدین حتی در آلبانی هم زندگی آنان را تحت کنترل خود دارد تا مبادا کسی از این دایره شوم خارج شود،هر اقدام بشر دوستانه ای که از سوی جنابعالی و یا هر کس دیگر دراین مسیر و برای آزادی این افراد که بعضآ بیش از30 سال است که از جامعه عادی دور مانده اند برداشته شود مطمعنآ قابل تحسین است و مردم ایران هرگز این اقدام بشر دوستانه را فراموش نخواهند کرد، جنابعالی به عنوان رهبر اکثریت مسیحیان جهان و به عنوان یک مسیحی صلح دوست بار مسئولیتی را بر عهده دارید که آن هم تلاش برای صلح و آزادی انسان هاست همان کاری را که عیسی مسیح به تمام ما تعلیم داده، قدم گذاشتن در راه عیسی مسیح مهیا کردن آزادی کسانی است که در چنگال اهریمنان گرفتار هستند.

آرزو دارم که در سال 2019 درانجام وظائف خود در راه بثمر رساندن رسالت عیسی مسیح که همانا استقرار صلح و آزادی و برابری درجهان است موفق باشید، با آرزوی سلامتی برای جنابعالی و موفقیت درمسئولیت هایتان و با آرزوی استقرار صلح و آزادی در تمام جهان .

ارادتمند:
ادوارد ترمادو
سوم ژانویه 2019
آلمان

میلاد عیسی مسیح مبشرصلح و آزادی و سال نو میلادی 2019 مبارک باد

وبلاگ ادوارد 24/12/2018

میلاد عیسی مسیح مبشرصلح و آزادی و سال نو میلادی 2019 مبارک باد

میلاد عیسی مسیح مبشرصلح و آزادی و سال نو میلادی 2019 را به تمام مردم دنیا و هموطنان عزیز ایرانی ،خصوصآ هموطنان مسیحی ایران تبریک می گوییم و امیدوارم که سال 2019 سال صلح و آرامش و پایان کشتار و خونریزی در تمام دنیا باشد کشتار و خونریزی و برادر کشی که توسط کشورهای قلدور و قدرتمند و گروه های تروریستی دست سازشان تنها برای چنگ زدن به قدرت و منافع اقتصادی، امروز منطقه خاورمیانه را فراگرفته.

هموطنان عزیز، امروز مردم ایران عزیز،با بهانه های واهی تحت تحریم های غیر انسانی و غیر قانونی کسانی قرار گرفته اند که خود برای منافع اقتصادی جنگ و خونریزی را در منطقه ما براه انداخته اند و از همین بی ثباتی منطقه سالیانه میلیاردها به جیب می زنند،برایشان مرگ انسانها اهمیتی ندارد، ویرانی کشورهای منطقه هم برایشان ارزشی ندارد، مرگ کودکان هم برایشان بی ارزش است و دم از حقوق بشر هم می زنند، در مواردی هم چمشان را بر جنایت های علنی حکامی که حامیشان هستند می بندند زیرا برایشان سلطه و منافع مهم است نه جان انسانها، ایران علیرقم تمام مشکلات داخلی و توطعه های بین المللی اگر چه از شر جانیان داعشی به شکرانه خداوند دور مانده، اما در خارج کشور متآسفانه گروه های رانده شده از جامعه ایران مانند فرقه ورشکسته مجاهدین آتش بیار معرکه شده و هر سازی را امریکا بر علیه ایران و ایرانی می نوازد اینان میمون وار جست و خیز می کنند تا با خیال خود نزد ارباب بزرگ به چشم آیند، همین فرقه بدون شرم اولین حامی تحریم های ضد ایرانی است و بارها در گذشته با لابی گری تلاش نموده تا با تشویق امریکا به حمله به ایران دریای خون بپا کند، و متآسفانه همین فرقه مجاهدین که در رآس آن خانم مریم رجوی قرار دارد هر ساله به بهانه عید میلاد عیسی مسیح در کلیسا حاضر می شود تا با روشن کردن شمع در برابر تمسیل مادر مسیح حضرت مریم نقش آفرینی کند یا برای ایرانیان مسیحی اشک تمساح بریزد تا هم مسیحیان ایران و هم مردم اروپا را فریب دهد و خود را به عنوان کسی جا بیاندازد که به تمام ادیان الهی اعتقاد دارد و به عنوان یک مسلمان مدرن برایشان احترام قائل است، با اطمینان می گوییک که تا کنون هیچ مسیحی ایرانی را ندیده ام که نظر مثبتی نسبت به این فرقه داشته باشد.
اما تمام این حرکات کاذب و این ادا و اطوارها را بایستی در عملکرشان سنجید،ایشان در حالی در کلیسا ظاهر می شود که حتی به اعتقادات خودش هم پایبند نیست، تنها برخورد با خانواده های اعضای به بند کشیده شده در تشکیلات فرقه، نشاندهنده ایمان و اعتقاداتشان را برملا می کند، همان خانواده هائی که برای دیدار عزیزانشان در مقابل اردوگاه اشرف به دستور فرماندهان فرقه مجاهدین بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، و با تهمت های گوناگون مواجه شدند، جرمشان چه بود؟ آیا دیدن فرزند جرم است؟ هر چقدر فرقه مجاهدین ظاهر خود را بزک کند و هر اندازه که در مناسبت ها نمایش های گوناگون اجرا کند فایده ای ندارد و کسی دروغ هایشان را باور ندارد، عیسی مسیح در مورد چنین کسانی اینچنین می گوید،شمایان مانند ظروفی هستید که از بیرون تمیز و براق است اما در درونتان مملو از کرم و حشرات دیگر، و براستی که چنین است باطن مجاهدین،حرفشان چیز دیگری است اما عملشان کاملآ برعکس، عملکردشان ضد انسانی و ضد میهنی است و گر نه با شعار دمکراسی افراد را در آلبانی در درون زندان دیگری به نام اشرف ۳ حبس نمی کرد، با شعار آزادی و دمکراسی منتقدین خود در اروپا را به مرگ تهدید نمی کرد، دوازده سال در سازمان مجاهدین و در تشکیلات آنها این را به من آموخت که هرگز هیچ یک از وعده ها و حرف های فرقه مجاهدین را باور نداشته باشم.

هم میهنان عزیز، در حالی سال 2018 میلادی را پشت سر می گذاریم که از ورود فرقه رجوی در اوت 2014 تا کنون شاهد ریزش شدید نیرو در این فرقه بوده ایم, و بسیار خوشنود هستیم که تلاش و افشاگری بی وقفه اعضای سابق و جدا شده از فرقه دیکتاتوری رجوی جواب داده و به اعضای در بند در زندان جدید اشرف سه در آلبانی اطمینان داده که آزادی واقعی در خارج از چهارچوب تشکیلاتی فرقه وجود دارد و می توان بدون آقاو خانم بالا سر آن را براحتی به دست آورد، تنها با اندکی اراده و همت می توان تصمیم جدی برای خروج از زیر بار این فرقه گرفت و خود را تا آخر عمر در دنیای آزاد دید.

دوستان عزیز که هنوز در اسارت فرقه در غربت هر شب در نشست های دیگ و قابلمه با تفتیش عقاید قرون وسطائی روبرو هستید، در این روزهای مقدس که زادروز پیام آور صلح و آزادی عیسی مسیح هست مطمعآ باشید که با اراده برای آزادی از زیر بار استسمار، هم او مسیح کمکتان خواهد کرد تا آزادی واقعی را لمس کنید آنگاه متوجه خواهید شد که همین سران فرقه در این سه دهه چه کلاه گشادی برسرتک تک ما با نام خدا و پیغمبر و دین و آزادی و دمکراسی گذاشته اند.
باز هم مسیح در مورد اینان چنین می گوید:
از پیامبران دروغین برحذر باشید، آنان در لباس گوسفندان نزد شما
میایند اما در باطن گرگان درنده هستند، آنها را از میوه هایشان خواهید شناخت
درخت نیکو میوه نیکو می دهد و درخت بد میوه بد
نگاهی به میوه های سازمان بیندازید، اسارت، کشتار، بمب گذاری، مرگ و خون، از هم پاشیدن خانواده ها، و حالا هم تلاش برای فشار هر چه بیشتر و تحریم هر چه بیشتر توسط امریکا به مردم مظلوم ایران کدام یکی از اعمال فرقه میوه نیکو است؟
اینان علف های هرز هستند که اکنون در حال خشک شدن و متلاشی شدن می باشند.
موفق باشید.

چگونه می خواهند گذشته مغلوب را به آینده ببرند،نعل وارونه مشهدی رحمان کریمی

وبلاگ ادوارد،07/11/2018

چگونه می خواهند گذشته مغلوب را به آینده ببرند،نعل وارونه مشهدی رحمان کریمی

در سایت آفتابه داران مجاهدین برای پیدا کردن یک آفتابه مرغوب پرسه می زدم که به مطلبی از مش رحمان برخوردم، این قلمزن رجوی در مطلبش تلاش کرده تمام وضعیت فرقه مجاهدین را به دیگران نسبت دهد تا شاید بتواند از تنفری که در نسل جوان ایرانی نسبت به فرقه رجوی وجود دارد را بکاهد، اول بهتر است به این قلم به دست ناشی بگوییم که مجاهدین در درون ایران و در جامعه ایرانی چیزی که زیاد دارند نفرت و تنفر مردم ازاین مزدوران است، مشتی جان با نوشتن چرندیات پوچ و نسبت دادن آن منجلابی که مجاهدین در درونش گیر کرده اند به دیگران نه تنها از تنفر مردم ایران نسبت به این فرقه کم نمی کند بلکه نفرت بیشتری هم نسبت به فرقه عزیزتان ایجاد می کند.

در ابتدای مطلب مشت رحمان آمده:
آب که خیلی گل آلود شد ، هوس صید به سر هر ماهیگیری می زند . صیادی ، هم وسیله مناسب می خواهد و هم تجربه و مهارت و تدبیر . ورنه به جای ماهی ، لنگه کفش یا بلوز مغروقی بیچاره سر چنگک بالا می آید و موجب خنده می شود،حال حساب کنید ماهیگیر ترسو و ناشی که بخواهد کوسه خونخوار را شکار کند .

بایستی گفت که فرقه مجاهدین صدها بار تلاش کرده تا از آب گل آلود ماهی بگیرد، اتفاقآ وسیله مناسب را هم داشت، همان توپ و تانک و سلاح های صدام و قرارگاه وووو خودش هم مدعی بود که در کارش حرفه ای است اما هر شش ماه یکبار و قتی قلابش را از آب بیرون می کشید اتفاقآ همان لنگ دمپائی سر قلابش می افتاد و تمام دنیا هم هر هر به ریش نداشته این ماهیگیر خودپسند می خندیدند، عجب تحلیل درستی کردید اما آدرس را اشتباه رفتی، اما نمی دانم این ماهیگیر نترس که دنبال صید کوسه بود چرا یکمرتبه قلاب ماهیگیری را ول کرد و در رفت، هنوز هم از ترس کوسه پیداش نیست، مشتی تو می دونی کجاست؟

سپس ادامه می دهد:

در سال ۶۳ شمسی که ما به تبعید آمدیم ، ساواکی ها از ترس ایرانیان خود را پنهان می کردند و جرأت آفتابی شدن را نداشتند. هرچه جنایات و مصائب اجتماعی و سیاسی خمینی دجال بیشتر و بیشتر شد ، ساواکی ها و دیگر مزدوران و مقامات رژیم ستم شاهی خود را در برابر خمینی و رژیم ولایت فقیه او سربلندتر و آبرومندتر دیدند. کار بدانجا کشید که جنایتکاران آنان شروع کردند به افتخار !! خاطرات خود را در هفته نامه « نیمروز » نقل کردن . تیمسار و سرهنگ ساواکی روی دست هم بلند می شدند که ما این بودیم و آن بودیم. آب هوس قدرت از لب و لوچه آن بازماندگان نظام ستم شاهی ، جاری و ساری شد.
عمو جون اگه ساواکی ها و مقامات حکومت پهلوی و تیمسار هاو سرهنگ هاش خاطرات خود را در نیمروز چاپ می کردند، لااقل جرآت این کار را داشتند و به دروغ یا راست برای اعمال خلاف خودشون توجیه داشتند، اما سران فرقه رجوی نه تنها این جرآت را ندارند بلکه خوب می دانند که اگر خاطرات خودشون را چاپ کنند باعث تمسخر خلق قهرمان ایران خواهند شد، چوم مجبور می شوند که یک مشت دروغ را به عنوان خاطرات تحویل مردم بدهند، حالا هم همین که در فضای مجازی مثل یوتیوپ عکس یکی از رهبرانتون چاپ می شه خلق قهرمان ایران هزاران فحش و بد و بیراه زیرش نثار می کنند، خودمونیم آب هوس قدرت از لب و لوچه مجاهدین چهل ساله که ساری و جاریست، اما….
شما با کلمات توهین آمیز خود نسبت به دیگر کسانی که خود را اپوزاسیون رژیم می دانند تنها سوزش درونی فرقه مجاهدین را به نمایش گذاشتید چونکه در اعتراضات دی ماه کسی در ایران اسمی از فرقه کشتی به گل نشسته شما و ماهیگیر فراری نیاورد، همین بی اعتنائی مردم ایران به همه جهان و جنگ طلبان امریکائی نشان داد که دیگران بیش از فرقه رجوی در ایران جا دارند، با به سخره گرفتن آقای پهلوی راه به جائی نخواهید برد، البته از ابتدا هم رجوی در دوران اوجش زیر چتر صدام همین کار را میکرد یعنی خنک کردن جای سوزش با تمسخر دیگران، اما خود دیدی که ره به ناکجا آباد برد، چنان از ترس دیگران صحبت میکنی انگار رجوی دل شیر داشت، نه، این شیر خفته شما (رجوی) بارها در مواقعی که جانش در خطر بوده اعضای خود و حتی عزیزانش را وسط معرکه رها کرده و فلنگ را بسته، هم در سی خرداد ۶۰ و هم در فروپاشی کاخ اربابش صدام، در ضمن اگر دست در جیب رهبرت بکنی سکه ای که دو رویش یکی باشد یافت می شود، میگی نه امتحان کن.
در جای دیگر مش رحمان چنین میفرماید:
تا آنجا که مسئله برمی گردد به مقاومت ایران ، بانوی پرچمدار شجاع و رزمنده مریم قهرمان بارها به صراحت گفته است : هرکه و هر جریانی می تواند رژیم ولایت فقیه را ساقط کند ، بفرما ! دراین بیان صادق و قاطع رگه پنهان طنز در فعل امر بفرما هست که برای رنود اهل سخن قابل فهم است. در سال ۸۸ شمسی بود که مسعود قهرمان گفت : یک خیمه در خاوران برای ما کافی ست.
این سخن برای ما اعضای جدا شده که عمری را در درون تشکیلات مجاهدین بودیم بیشتر قابل فهم است، اما نه آنطور که جنابعالی برداشت کردی، حضرت آقا، رجوی اگر جای ترامپ هم باشد از قدرت سیری ندارد، البته به قول معروف خدا خر را دید و شاخ نداد، باور کن منظورش از خیمه خاوران، گسترش خاوران برای کشتار بیشتر است چون در همین اروپای آزاد هم بارها اعضای جدا شده از فرقه را تهدید به مرگ کرده وای به حالی که دستش به قدرت برسد و در خاوران خیمه بزند، رجوی و بانوی پرچمدار شما که البته پرچمش اکنون سوراخ سوراخ شده تعارف بی جا کردند، اینان همان کسانی هستند که در اردوگاه اشرف عربده سرمی دادند که هر کس قصد مبارزه با رژیم را دارد بایستی تحت هژمونی ما قرار بگیرد، این عربده از ۳۸ سال پیش تا کنون ادامه دارد، این یعنی دمکراسی از نوع رجوی، می دانی چرا؟ چون خوب می دانند هیچ گروه یا جریان سیاسی هرگز با این مزدوران ائتلاف نخواهد کرد، جریانات سیاسی در خارج از کشور این تجربه را از سال ۶۲ دارند که تمامی کسانی که با به اصطلاح شورای ضد ملی مخالفت ائتلاف کرده بودند به نوبت از شورا فرار کردند به دلیل دیکتاتوری که رجوی بر شورا حاکم کرده بود، الان هم اگر حرف خانم پرچمدارتان جدی است پس چرا آقای پهلوی و دیگران را که مدعی آپوزاسیون هستند در مقالاتتان مسخره می کنید؟ پس معلوم می شود که خیمه خاوران ادعائی رجوی دروغ محض است و رجوی اتفاقآ تماتمیت خواه و سیری ناپذیر است، و با همین به سخره گرفتن دیگر گروها اتفاقآ ۳۸ سال است که جلوی روند دمکراسی در ایران را سد کرده، اگر از نظر شما و به قول شما پهلویچی ها از محاسبه قدرتهای جهانی حذف شده اند، این در مورد فرقه رجوی صدق می کند که اخیرآ خانم الیزابت استیکنی سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که فرقه رجوی جائی در مردم ایران ندارد، به زبان فارسی هم گفت که برای خرمردرندان قابل فهم باشد، اما شماها باز هم به لفت لیس ته کاسه امریکا و سعودی ادامه می دهید و اگر کسی سرکیسه را شل کرده و به جائی نرسیده فرقه شما و سرانش نزد امریکائی ها کارشان از شل کردن هم گذشته و به جائی نرسیده اند،لطفآ شعر سعدی را هم خراب نکنید، این بیت ربطی به کارهائی که فرقه شما کرده ندارد، سعی کنید در مقالات بعدی واقعیت ها را منعکس کنید، برای فردی به سن و سال شما دروغ گفتن عیب بزرگی است.

پیام شماره ۱۱ مسعود رجوی، تولیدی کمدی از سوی سران فرقه

پیام شماره ۱۱ مسعود رجوی، تولیدی کمدی از سوی سران فرقه

وبلاگ ادوارد 26/11/2018

اخیرآ سایت های فرقه رجوی پیامی از سوی مسعود رجوی را در سیمای خود با نام کمدی دوران آماده باش سرنگونی پخش کردند که البته پیام توسط گوینده سیما روخوانی می شد، نکته ای که در این پیام تکراری وجود دارد اینکه اولآ این انشاء رجوی نبود و سران فرقه تلاش کرده بودند تا از کلماتی استفاده کنند که مسعود رجوی قبلآ ها بکار می برد، این برای کسانی که در درون تشکیلات بوده و سالیان سال پیام های رجوی را شنیده و با ادبیات او آشنا هستیم کاملآ معلوم و آشکار است، البته در همان دورانی هم که خود مسعود رجوی در صحنه حاضر بود تمام اعطلاعیه ها را سید المحدثین و محمد علی توحیدی می نوشتند، اما تفاوت اینجاست که در آن دوران رجوی نوشته ها را چک می کرد و تصحیح می نمود، و بعد پخش می شد، این موضوع را هم شبی خانم رجوی در یک نشستی که خودش بدون مسعود برگزار کرده بود گفت و یقه هر دوی آنان را گرفت و گفت: خجالت نمی کشید بعد از این همه سال کار کردن در کنار مسعود هنوز یک اعطلاعیه را نمی توانید به تنهائی بنویسید ؟ و حتمآ مسعود بایستی آن را چک و تصحیح کند؟

پیام اخیر را هم این دو نوشته بودند اما بدون تصحیحات مسعود، به همین علت هم تلاشان برای کپی کاری کاملآ مشهود بود، اما از این که بگذریم کل پیام خیلی کمدی بود، چرا؟ فکر کنم که رجوی در این مدتی که در غیبت بسر می برد خبر درستی از وضعیت سازمانش و افرادی که در آلبانی هستند ندارد، یا شاید او را در جریان قرار نمی دهند تا مبادا ناراحت شود، و شاید هم خوب می داند اما وارفتن نیرویش را به روی مبارک نمی اورد، اما چون فرد زیرک و باهوشی است می داند و خوب هم میداند که دیگر ارتش آزادی وجود ندارد و ارتش مزبور را خودش با دست خودش درعراق از هم پاشید چون نتوانست در مقابل ریئس جمهور امریکا شاخ و شانه بکشد و نفس کش بطلبد، همین رجوی ادعا داشت که در برابر امریکا خواهیم ایستاد اگر به عراق حمله کند، اما دیدیم که با چه سرعتی دستش را در برابر امپریالیسم بالا برد و در برابر فرماندهان ارتش امریکا تا کمر خم شد و افراد بیچاره را در بیابان ها رها کرد و درست مثل سی خرداد سال ۶۰ فلنگ را بست.

حالا اگر فرض کنیم که رجوی در کار نیست و یا هست اما سران فرقه نمی خواهند ناراحتش کنند، ببینیم این پیان در خود چه دارد، در جایی از این به اصطلاح پیام، رجوی از ارتش آزادیبخش می خواهد تا قبل از هر چیز عزم جزم کنند و برای آماده سازی خود در دریای شورش و انقلاب شیرجه بزنند،شمشیرها را هم جلا و صیقل بدهند، بایستی از نویسندگان این پیام منتسب به مسعود رجوی پرسید، کدام ارتش آزادیبخش، منظورتان همین افرادی هستند که هر ماه چند نفرشان از مناسبات و تشکیلات شما فرار می کنند؟ منظورتان همین افرادی هستند که دیگر نفسی برایشان نمانده و اکثرآ بالای ۶۰ سال سن و سال دارند؟ منظورتان همین افرادی هستند که به محض خارج شدن از تشکیلات قرون وسطائی شما دهان خود را به افشاگری از درون مناسبات شما باز می کنند و بخاطر برباد رفتن عمر و جوانی خود در تشکیلات استالینی شما سران فرقه را لعن و نفرین می کنند؟ یا منظورتان ارتش دیگری است؟ اگر فکر می کنید که در منطقه صدام دیگری وجود دارد سخت در اشتباه هستید، سعودی ها آن خ……..ی صدام را ندارند، و کدام شمشیرها اگر منظورتان سلاح است که همه را دو دستی به امریکائی ها تقدیم کردید، شاید منظورتان شمشیرهای شیوخ سعودی است که ترامپ را هم با آن شمشیرها رقصاندند؟ در ضمن سی سال در انقلاب دروغی مریم و در دیگ و قابلمه هایش شیرجه زدند که امروز با همان انقلاب قلابی و پوچ و مردم فریب در این نقطه قرار گرفتید،البته با همت و فداکاری مسعود رجوی.

گوینده پیام را با عشوه و ناز خاصی یک در میان با ادغام آهنگی قرائت می کرد تا شاید با کلفت کردن صدا بتواند به این کمدی مضحک جدیت بخشد، اما این ترفند ها بر کسی اثری ندارد، بروفکر نون باش.

اگر چه این پیام هم مانند چهاردهه گذشته از سرنگونی رژیم خبر می دهد، البته با یک تفاوت آنهم اینکه در گذشته هر شش ماه یکبار رژیم را سرنگون می کرد اما در این مطلب از فراز و نشیب و طول کشیدن سرنگونی خبر می هد، چرا؟ چون سی و هشت سال هر شش ماه یکبار را دیگر اعضای دربند در آلبانی قبول ندارند و حالا مجبور هستند برای فریب دادن اعضا از این ترفند استفاده کنند که هم نشیب و فراز دارد و هم طول می کشد، خنده دار تر از این نمی شد.
در قسمت دیگری نویسندگان پیام می پرسند که اصل موضوع چیست؟ و خود اینچنین پاسخ خود را می دهند و اصل موضوع را به شلوغی های دی ماه ۹۶ ربط داده که در آن شلوغی ها کسی اسمی از این فرقه مخوف نیاورد و هیچ شعاری در رابطه با این خودشیفتگان الکی خوش در جایی شنیده نشد و اتفاقآ در همان ایام بود که مردم ایران با بی اعتنائی به این فرقه متوهم نفرت خود را از فرقه رجوی بنمایش گذاشتند و سران فرقه هم تنشان به لرزه افتاد و از سر سوزش تلاش می کنند که هی خود را به شلوغی های ۹۶ بمالند شاید از این مالیدن چیزی بماسد.
رجوی راست می گویید شرایط به گذشته باز نمی گردد، واین همان چیزی است که بایستی آویزه گوشش کند، همانگونه که در بالا هم اشاره شد دیگر در منطقه صدامی رجود ندارد که شمایان را استخدام کند تا تحت فرمان ارتشش ایرانی کشی کنید یقین دارم بن بستی که رجوی از آن دم می زند همان بن بستی است که پس از عملیات فروغ در عراق برایش ایجاد شد و اکنون هم در بن بستی به نام آلبانی گرفتار شده.

همه با تحلیل های مجاهدین خصوصآ تحلیل های ابکی رجوی آشنا هستیم، در دوازده سال که بنده در خدمت تشکیلات ایشان بودم تحلیل های فراوانی از زبان ایشان شنیده ام که حتی یکی از آنان واقعی از آب درنیامد و خودش هرگز پاسخگو نبوده، در بهترین حالت اگر هم کسی جرآت می کرد و از رجوی می پرسید که شما گفتید این جریان فلان می شود اما نشد برای فرار از پاسخ دادن می گفت گفتم که گفتم و بعد هم خانم رجوی به صراحت اعلام کرد که مسعود تنها به خدا پاسخگو است یعنی خفه سؤال نکنید، حال در این سناریو تحلیل کمدی دیگری ارائه داده، که هرگونه برون رفت جدی و واقعی چه در زمینه اقتصادی چه در زمینه سیاسی و بین المللی به معنی نفی پایه ها و موجودیت رژیم ولایت است، این تحلیل را به خاطر بسپارید تا بعد به آبکی بودن آن پی ببرید، چون از این نوع تحلیل ها بسیار شنیده ایم، مثل دروان خاتمی که رجوی بسیار گفت که خاتمی به دور دوم نمی رسد و یا اگر هم رسید رژیم او را ترور خواهد کرد، اما دیدیم که نشد و آبکی بود، حال سؤال این است، اگر رژیم از این بن بست بیرون رفت و اتفاقی نیفتاد آیا شما از رو خواهید رفت یا برای در رفتن از پاسخگوئی فیل دیگری هوا خواهید کرد؟ یا نه، شما تنها به خدا پاسخگو هستید؟

به فرقه و سرانش باید گفت که تلاش کنید تا در اطلاعیه ها و پیامها یتان اسمی از خلق قهرمان ایران نیاورید، چون شماها با جلوگیری از دیدار همان خلق قهرمانی که فرزندان آنان پاکبازانه به شما پیوستند هم توهین کردید و هم تهمت ناروا زدید، همان پدران و مادرانی که یک زمانی مسعود از پشت تریبون در اردوگاه اشرف به آنان درود می فرستاد اما بعد ها همان مادران و پدران را مورد حمله و هجوم وحشیانه قرار دادید، بله چرخه تکامل همین است که شما را از کجا آباد به ناکجا آباد برد، پس خلق قهرمان را فراموش کنید و به ریش شیوخ سعودی و دار و دسته کاخ سفید نشینان جنگ طلب بچسبید و تا می توانید حامی تحریم های ظالمانه باشید، همان تحریم هائی که قلب خلق قهرمان ایران را هدف قرار گرفته که منفعت بیشتری از نظر مالی برایتان دارد.

تحلیل بعدی ایشان هم مانند تحلیل های دیگرش بی معنی است، می گوید: رژیم در این بحبوحه به چه مسیری میرود؟ و پاسخ میدهد: واضع است که از خدا میخواهیم دشمن ما ( یعنی رژیم) عقب بنشیند و وا برود در این صورت سریعآ انطباق پیدا می کنیم و اضافه می کند البته بایستی بنا را بر سرکوب گذاشت.
دقیقآ همین تحلیل را در دوران جنگ هم داده، در آن ایام کرارآ می گفت از خدا می خواهیم که رژیم آتش بس راقبول کند در عرض یک هفته سرنگون خواهد شد، اما دیدیم آتش بس را قبول کرد و از آن ایام تا کنون هم سی سال و چهار ماه می گذرد اما این رژیم سر جایش هست، در این مدت هم صدام ارباب مجاهدین سرنگون شد و هم خود مجاهدین با موشک انقلاب مریم به آلبانی پرتاب شدند.

یکی از دورغهای اساسی فرقه هم در این قسمت نمایان می شود وقتی که کانون های شورشی را وارد صحنه می کند، داستان کانون های شورشی درست مانند همان داستان ستاد داخله مجاهدین است که اساسآ موجودیت آن تنها در اردوگاه اشرف بود و بس، اما رجوی با دو هدف فیلی به نام ستاد داخله هوا کرده بود تا هم مردم را گمراه کند و اینطور وانمود کند که مجاهدین در داخل ایران ستاد دارند و هم اینکه افراد را در اردوگاه اشرف با صادر کردن اطلاعیه های دروغی ستاد داخله و ادعاهای دروغی راهی عملیات درونی برای شهید سازی کند، اطلاعیه های دروغی هم به این شکل بود که هر تیمی را که راهی عملیات در درون ایران می کرد تیم مزبور بازگشتی نداشت، پس از چند روز بی خبری از تیم اطلاعیه ستاد داخله را پخش می کردند که فلان تیم عملیاتی در فلان شهر با پاسدارها در گیر شدند و انبوهی پاسدار را از پای درآورده و خودسرفرازانه به شهادت رسیدند، بعد فرمانده ها را تیر میکردند که در درون نشست ها یقه گیری کنند و با فریاد کشیدن سر افراد شهید شدن دوستانشان را یاداوری کرده و با چند حرف کلفت مثل مفتخور، یا ببینید بچه ها چطوری شهید میشن دیگران را تحریک کنند تا درخواست عملیات بدهند دلیلش هم شهید سازی و مظلوم نمائی در دنیا بود، یا دروغ دیگرش مثل نامه های زندانیان سیاسی که هر روز در سایت های مجاهدین شاهدش هستیم که فلان زندانی مجاهد از فلان زندان در ایران برای ستاد مجاهدین با ذکر نام خود نامه فرستاده و سران رژیم را هم به باد ناسزا گرفته، دروغ را ببینید تا کجا، اگر این نامه ها واقعی است پس این رژیم خیلی دمکرات و خیلی هم مردمی است که اجازه میدهد زندانی سیاسی از درون زندان برای سازمان مجاهدین نامه بفرستد و هر آنچه که میخواهد هم با ناسزا گفتن به سران رژیم در نامه بیان کند.

بنابراین کانون شورشی در درون ایران یک دورغ محض برای شیره مالی سر اعضای گرفتار در درون تشکیلاتی است که در چهاردهه گذشته مستمرآ به آنان دروغ گفته و با کلک و خقه بازی مانع خروج افراد از تشکیلات شده،در پایان می شود نتیجه گرفت که پیام منتسب به رجوی مشتی کلمات دروغ و زدن سنگ امریکا به سینه اش بیش نیست، والا خودشان بهتر از هر کس دیگری می دانند که مردم ایران از این فرقه تنفر دارند.

تامین مالی گروه‌های مخالف حکومت ایران توسط آل سعود

تامین مالی گروه‌های مخالف حکومت ایران توسط آل سعود

وبلاگ ادوارد 20/11/2018

گزارش بی بی سی به نقل از نیویورک تایمز:

سالیان است که ما اعضای جدا شده از فرقه تروریستی مجاهدین فریاد می زنیم که مجاهدین از سوی عربستان سعودی تآمین مالی می شوند، سکوت فرقه مجاهدین در قبال حرکت های غیر انسانی و غیر اخلاقی سعودی معنی دار است، هر حرکت غیر انسانی که سعودی در مقابل چه ایرانی و چه غیر ایرانی انجام دهد با سکوت مجاهدین روبرو هستیم در حالیکه ممکن است با محکومیت جهانی هم روبرو شود، مثال برخورد غیر اخلاقی دوسال پیش پلیس سعودی با جوان ایرانی در فرودگاه ریاض در حین تفتیش بدنی که با اعتراض فراوانی در دنیا روبرو شد اما از مجاهدین و سران آنها صدائی درنیامد،یا مثل قتل فجیح جمال خاشقچی که دنیا را تکان داد اما مجاهدین برای اینکه منبع مالیشان آسیب نبیند جیک نزدند.

چند روز پیش بی بی سی فارسی به نقل از روزنامه نیویورک تایمز گزارشی را چاپ کرد که درزیر به گوشه هائی از گزارش مزبور برای اثبات وابستگی مالی فرقه رجوی به آل سعود اشاره میکنم تا برای همه مزدوری فرقه مجاهدین ثابت شود، در ضمن گزارش مزبور نه از اعضای جدا شده است و نه بی بی سی، گزارشی از نیویورک تایمز که نه مزدور رژیم است و نه وابسته به رژیم.

احمد عسیری بعد از قتل جمال خاشقجی از مقامش برکنار شد
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی اختصاصی به نقل از منابع خود نوشته است که مقام‌های اطلاعاتی ارشد سعودی نزدیک به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، سال گذشته میلادی در جلسه‌ای با گروهی از بازرگانان درباره امکان استفاده از شرکت‌های خصوصی برای ترور „دشمنان ایرانی“ عربستان صحبت کرده‌اند.
نویسندگان این گزارش نیویورک تایمز می‌گویند اطلاعات خود را از سه منبع مطلع از این جلسه و بحث‌های آن دریافت کرده اند
نیویورک‌تایمز نوشته است که اطلاعات مربوط به این جلسه نشان می‌دهد که مقام‌های سعودی بیش از یک سال قبل از کشته شدن جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار سعودی، و هم‌زمان با افزایش قدرت محمد بن سلمان در صحنه سیاسی عربستان، ترور دشمنان و مخالفان را در نظر داشته‌اند..
گزارش تازه نیویورک تایمز می‌گوید ژنرال عسیری در جلسه مارس ۲۰۱۷ در ریاض شرکت داشته و در آن جلسه تجار حاضر طرحی دو میلیارددلاری را برای استفاده از شرکت‌های امنیتی خصوصی برای خرابکاری در فضای اقتصادی ایران ارائه داده‌اند
پیشنهادی که رد شد
این روزنامه به نقل از سه منبعی که نامشان را نبرده، گزارش داده است که در جریان جلسه مارس ۲۰۱۷ درباره طرح‌های مربوط به „خرابکاری اقتصادی ایران“، سعودی‌ها از بازرگانان حاضر درباره امکان انجام عملیات مرگبار هم سوال کرده‌اند و گفته‌اند که علاقه‌مند به کشتن مقام‌های ارشد ایران هستند.
بنابر این گزارش افراد حاضر دچار تردید شده و گفته‌اند که باید با وکلایشان صحبت کنند. نیویورک‌ تایمز نوشته است که وکلای این بازرگانان این مسئله را به شدت رد کرده‌اند و آنها هم به سعودی‌ها گفته‌اند که در چنین طرح‌های دخالت نمی‌کنند، هر چند یکی از آنها شرکتی را در لندن برای انجام این پروژه به سعودی‌ها معرفی کرده است.
به گزارش نیویورک‌تایمز، بازرگانان حاضر در این جلسات کمپین‌های بلندپروازانه‌ای را علیه اقتصاد ایران در نظر داشته‌اند شبیه آنچه آمریکا و اسرائیل برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران اجرا می‌کردند.
از جمله برنامه‌های آنها افشا کردن منابع مالی نیروی قدس سپاه در نقاط مختلف جهان، ایجاد حساب‌‎های قلابی در شبکه‌های اجتماعی به زبان فارسی و با هدف تشدید نارضایتی در ایران، تامین مالی گروه‌های مخالف حکومت ایران عنوان شده است.
با نگاهی به این مقاله و به قسمت آخر مقاله می توان به روشنی دریافت که تامین مالی گروه های مخالف ایران چه معنائی دارد
با نگاهی به مقاله بالا می توان دریافت که خرجهای کلان مجاهدین چه برای تجمعاتشان و چه پرداخت پولهای کلان به سخنرانان امریکائی از کجا تامین می شود، پیشنهاد می کنم که آقای رفیعی نژاد هم که در برنامه پرگار بی بی سی منبع تامین مالی مجاهدین را مردم ایران جا انداخت این گزارش را بطور دقیق بخواند.

هزاران تبریک به دوست عزیزم علی هاجری

وبلاگ ادوارد، 03/11/2018

هزاران تبریک به دوست عزیزم علی هاجری

درود و هزاران درود به دوست عزیز دوران سخت اسارت علی هاجری عزیز، آزادی از فرقه منحوس رجوی را تبریک می گوییم و برایت بهترین زندگی را در دنیای آزاد آرزو می کنم، دوست خوبم اگر چه برای آزاد شدن از چنگال استسماری تشکیلات رجوی دیر اقدام کردی، اما بدان و مطمعآ باش که هنوز زندگی در این دنیا پیش رویت هست و هنوز هم برای تشکیل یک کانون گرم خانواده که البته خار چشم رجوی هاست فرصت داری و هنوز هم دیر نیست، رجوی با فریب و دروغگوئی و تبلیغات پوچ برای به قدرت رسیدن زندگی و جوانی تو و من و ما را به باد فنا داد، اما همین امروز خودت و همه ما شاهد هستیم و به چشم می بینیم که چگونه در حال از دست دادن تمام سرمایه اش است، چگونه تشکیلات کذائی اش در حال سقوط است و چگونه همان انقلاب دروغی مریمش باعث از هم گسستگی درونی تشکیلات عنکبوتی اش شده، و مهمتر از همه چگونه در چشم مردم ایران تبدیل به تشکیلاتی منفور و مخوف گشته، این همان چوبی است که از سوی خداوند بر فرقش فرود آمده تا درس عبرتی باشد برای هر آن کسی که به میهن و مردم خود پشت می کند و برای منفعت خود خون جوانان این مرز و بوم را در راه به قدرت رسیدن می ریزد، رجوی با وعده های دروغ خود بهترین های این کشور را به تباهی برد و هنوز هم هر چه در توان دارد بکار گرفته تا دشمنان مردم ایران را به حمله به ایران و تحریم مردم ایران ترغیب کند، گوئی که همینان دشمن قسم خورده مردم ایران هستند.

علی هاجری عزیز، تو و من و امثال ماها که به عنوان سربازان این مرز و بوم با دشمن اشغالگر جنگیدیم و سالها اسارت را تحمل کردیم، اما متآسفانه در یک مقطعی فریب دروغهای رجوی خوردیم و با این خیال که مجاهدین برای مردم ایران آزادی را به ارمغان خواهند آورد و هزاران خیال دیگر که تنها خیال بود و نه واقعیت و با حس وطنپرستی به سازمان پیوستیم، اما متآسفانه تمام تبلیغاتی که به خورد ما داده بودند خیال و دروغ و سرابی بیش نبود و سازمانشان آن چیزی نبود که ماها برداشت کرده بودیم، برعکس رجوی برای منافع خود تمام میراث بنیانگذاران سازمان را در اختیار صدام قرار داده بود و تمامآ در خدمت ارتش صدام عمل می کرد، همانگونه که امروز تمام سرمایه خود را در اختیار دشمنان منطقه ای و فرا منطقه ای ایران قرار داده ،ما برای فهم این موضوع هر کدام به نوبه خود مسیر درازی را طی کردیم و در واقع هستی خود را از دست دادیم اما امروز که اشراف کامل و شناخت درستی نسبت به مجاهدین و رهبری سازمان داریم به گمان من وظیفه دیگری هم در برابر مردم ایران و نسل جوان ایرانی را باید به دوش بکشیم آنهم اینکه بایستی با تمام توان خود هر آنچه که به چشم خود در سازمان و تشکیلات فرقه ای مجاهدین دیده ایم را برای هوشیاری قشر جوان امروزی بنویسیم و بگوئیم و افشا کنیم تا نسل جوان بداند و آگاه باشد و مانند تو و من انتخاب اشتباه سیاسی نکند، ما نسل سوخته ای هستیم که نبایستی اجازه دهیم نسل امروزی هم با اشتباهی که ما کردیم خو را در آتش جهنمی کسانی امثال مجاهدین بیاندازد.
با درود و هزاران درود به تمام کسانی که با تلاش و تقلا برای رسیدن به دنیای آزاد و رهائی از فرقه رجوی به پا خواسته اند و با امید شنیدن رها شدن دیگر دوستانمان از قید و بند تشکیلات رجوی، با آرزوی موفقیت برای تو عزیز.

دوست قدیمی و هم اسارتی تو ادوارد.