چگونه می خواهند گذشته مغلوب را به آینده ببرند،نعل وارونه مشهدی رحمان کریمی

وبلاگ ادوارد،07/11/2018

چگونه می خواهند گذشته مغلوب را به آینده ببرند،نعل وارونه مشهدی رحمان کریمی

در سایت آفتابه داران مجاهدین برای پیدا کردن یک آفتابه مرغوب پرسه می زدم که به مطلبی از مش رحمان برخوردم، این قلمزن رجوی در مطلبش تلاش کرده تمام وضعیت فرقه مجاهدین را به دیگران نسبت دهد تا شاید بتواند از تنفری که در نسل جوان ایرانی نسبت به فرقه رجوی وجود دارد را بکاهد، اول بهتر است به این قلم به دست ناشی بگوییم که مجاهدین در درون ایران و در جامعه ایرانی چیزی که زیاد دارند نفرت و تنفر مردم ازاین مزدوران است، مشتی جان با نوشتن چرندیات پوچ و نسبت دادن آن منجلابی که مجاهدین در درونش گیر کرده اند به دیگران نه تنها از تنفر مردم ایران نسبت به این فرقه کم نمی کند بلکه نفرت بیشتری هم نسبت به فرقه عزیزتان ایجاد می کند.

در ابتدای مطلب مشت رحمان آمده:
آب که خیلی گل آلود شد ، هوس صید به سر هر ماهیگیری می زند . صیادی ، هم وسیله مناسب می خواهد و هم تجربه و مهارت و تدبیر . ورنه به جای ماهی ، لنگه کفش یا بلوز مغروقی بیچاره سر چنگک بالا می آید و موجب خنده می شود،حال حساب کنید ماهیگیر ترسو و ناشی که بخواهد کوسه خونخوار را شکار کند .

بایستی گفت که فرقه مجاهدین صدها بار تلاش کرده تا از آب گل آلود ماهی بگیرد، اتفاقآ وسیله مناسب را هم داشت، همان توپ و تانک و سلاح های صدام و قرارگاه وووو خودش هم مدعی بود که در کارش حرفه ای است اما هر شش ماه یکبار و قتی قلابش را از آب بیرون می کشید اتفاقآ همان لنگ دمپائی سر قلابش می افتاد و تمام دنیا هم هر هر به ریش نداشته این ماهیگیر خودپسند می خندیدند، عجب تحلیل درستی کردید اما آدرس را اشتباه رفتی، اما نمی دانم این ماهیگیر نترس که دنبال صید کوسه بود چرا یکمرتبه قلاب ماهیگیری را ول کرد و در رفت، هنوز هم از ترس کوسه پیداش نیست، مشتی تو می دونی کجاست؟

سپس ادامه می دهد:

در سال ۶۳ شمسی که ما به تبعید آمدیم ، ساواکی ها از ترس ایرانیان خود را پنهان می کردند و جرأت آفتابی شدن را نداشتند. هرچه جنایات و مصائب اجتماعی و سیاسی خمینی دجال بیشتر و بیشتر شد ، ساواکی ها و دیگر مزدوران و مقامات رژیم ستم شاهی خود را در برابر خمینی و رژیم ولایت فقیه او سربلندتر و آبرومندتر دیدند. کار بدانجا کشید که جنایتکاران آنان شروع کردند به افتخار !! خاطرات خود را در هفته نامه « نیمروز » نقل کردن . تیمسار و سرهنگ ساواکی روی دست هم بلند می شدند که ما این بودیم و آن بودیم. آب هوس قدرت از لب و لوچه آن بازماندگان نظام ستم شاهی ، جاری و ساری شد.
عمو جون اگه ساواکی ها و مقامات حکومت پهلوی و تیمسار هاو سرهنگ هاش خاطرات خود را در نیمروز چاپ می کردند، لااقل جرآت این کار را داشتند و به دروغ یا راست برای اعمال خلاف خودشون توجیه داشتند، اما سران فرقه رجوی نه تنها این جرآت را ندارند بلکه خوب می دانند که اگر خاطرات خودشون را چاپ کنند باعث تمسخر خلق قهرمان ایران خواهند شد، چوم مجبور می شوند که یک مشت دروغ را به عنوان خاطرات تحویل مردم بدهند، حالا هم همین که در فضای مجازی مثل یوتیوپ عکس یکی از رهبرانتون چاپ می شه خلق قهرمان ایران هزاران فحش و بد و بیراه زیرش نثار می کنند، خودمونیم آب هوس قدرت از لب و لوچه مجاهدین چهل ساله که ساری و جاریست، اما….
شما با کلمات توهین آمیز خود نسبت به دیگر کسانی که خود را اپوزاسیون رژیم می دانند تنها سوزش درونی فرقه مجاهدین را به نمایش گذاشتید چونکه در اعتراضات دی ماه کسی در ایران اسمی از فرقه کشتی به گل نشسته شما و ماهیگیر فراری نیاورد، همین بی اعتنائی مردم ایران به همه جهان و جنگ طلبان امریکائی نشان داد که دیگران بیش از فرقه رجوی در ایران جا دارند، با به سخره گرفتن آقای پهلوی راه به جائی نخواهید برد، البته از ابتدا هم رجوی در دوران اوجش زیر چتر صدام همین کار را میکرد یعنی خنک کردن جای سوزش با تمسخر دیگران، اما خود دیدی که ره به ناکجا آباد برد، چنان از ترس دیگران صحبت میکنی انگار رجوی دل شیر داشت، نه، این شیر خفته شما (رجوی) بارها در مواقعی که جانش در خطر بوده اعضای خود و حتی عزیزانش را وسط معرکه رها کرده و فلنگ را بسته، هم در سی خرداد ۶۰ و هم در فروپاشی کاخ اربابش صدام، در ضمن اگر دست در جیب رهبرت بکنی سکه ای که دو رویش یکی باشد یافت می شود، میگی نه امتحان کن.
در جای دیگر مش رحمان چنین میفرماید:
تا آنجا که مسئله برمی گردد به مقاومت ایران ، بانوی پرچمدار شجاع و رزمنده مریم قهرمان بارها به صراحت گفته است : هرکه و هر جریانی می تواند رژیم ولایت فقیه را ساقط کند ، بفرما ! دراین بیان صادق و قاطع رگه پنهان طنز در فعل امر بفرما هست که برای رنود اهل سخن قابل فهم است. در سال ۸۸ شمسی بود که مسعود قهرمان گفت : یک خیمه در خاوران برای ما کافی ست.
این سخن برای ما اعضای جدا شده که عمری را در درون تشکیلات مجاهدین بودیم بیشتر قابل فهم است، اما نه آنطور که جنابعالی برداشت کردی، حضرت آقا، رجوی اگر جای ترامپ هم باشد از قدرت سیری ندارد، البته به قول معروف خدا خر را دید و شاخ نداد، باور کن منظورش از خیمه خاوران، گسترش خاوران برای کشتار بیشتر است چون در همین اروپای آزاد هم بارها اعضای جدا شده از فرقه را تهدید به مرگ کرده وای به حالی که دستش به قدرت برسد و در خاوران خیمه بزند، رجوی و بانوی پرچمدار شما که البته پرچمش اکنون سوراخ سوراخ شده تعارف بی جا کردند، اینان همان کسانی هستند که در اردوگاه اشرف عربده سرمی دادند که هر کس قصد مبارزه با رژیم را دارد بایستی تحت هژمونی ما قرار بگیرد، این عربده از ۳۸ سال پیش تا کنون ادامه دارد، این یعنی دمکراسی از نوع رجوی، می دانی چرا؟ چون خوب می دانند هیچ گروه یا جریان سیاسی هرگز با این مزدوران ائتلاف نخواهد کرد، جریانات سیاسی در خارج از کشور این تجربه را از سال ۶۲ دارند که تمامی کسانی که با به اصطلاح شورای ضد ملی مخالفت ائتلاف کرده بودند به نوبت از شورا فرار کردند به دلیل دیکتاتوری که رجوی بر شورا حاکم کرده بود، الان هم اگر حرف خانم پرچمدارتان جدی است پس چرا آقای پهلوی و دیگران را که مدعی آپوزاسیون هستند در مقالاتتان مسخره می کنید؟ پس معلوم می شود که خیمه خاوران ادعائی رجوی دروغ محض است و رجوی اتفاقآ تماتمیت خواه و سیری ناپذیر است، و با همین به سخره گرفتن دیگر گروها اتفاقآ ۳۸ سال است که جلوی روند دمکراسی در ایران را سد کرده، اگر از نظر شما و به قول شما پهلویچی ها از محاسبه قدرتهای جهانی حذف شده اند، این در مورد فرقه رجوی صدق می کند که اخیرآ خانم الیزابت استیکنی سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که فرقه رجوی جائی در مردم ایران ندارد، به زبان فارسی هم گفت که برای خرمردرندان قابل فهم باشد، اما شماها باز هم به لفت لیس ته کاسه امریکا و سعودی ادامه می دهید و اگر کسی سرکیسه را شل کرده و به جائی نرسیده فرقه شما و سرانش نزد امریکائی ها کارشان از شل کردن هم گذشته و به جائی نرسیده اند،لطفآ شعر سعدی را هم خراب نکنید، این بیت ربطی به کارهائی که فرقه شما کرده ندارد، سعی کنید در مقالات بعدی واقعیت ها را منعکس کنید، برای فردی به سن و سال شما دروغ گفتن عیب بزرگی است.

Advertisements

پیام شماره ۱۱ مسعود رجوی، تولیدی کمدی از سوی سران فرقه

پیام شماره ۱۱ مسعود رجوی، تولیدی کمدی از سوی سران فرقه

وبلاگ ادوارد 26/11/2018

اخیرآ سایت های فرقه رجوی پیامی از سوی مسعود رجوی را در سیمای خود با نام کمدی دوران آماده باش سرنگونی پخش کردند که البته پیام توسط گوینده سیما روخوانی می شد، نکته ای که در این پیام تکراری وجود دارد اینکه اولآ این انشاء رجوی نبود و سران فرقه تلاش کرده بودند تا از کلماتی استفاده کنند که مسعود رجوی قبلآ ها بکار می برد، این برای کسانی که در درون تشکیلات بوده و سالیان سال پیام های رجوی را شنیده و با ادبیات او آشنا هستیم کاملآ معلوم و آشکار است، البته در همان دورانی هم که خود مسعود رجوی در صحنه حاضر بود تمام اعطلاعیه ها را سید المحدثین و محمد علی توحیدی می نوشتند، اما تفاوت اینجاست که در آن دوران رجوی نوشته ها را چک می کرد و تصحیح می نمود، و بعد پخش می شد، این موضوع را هم شبی خانم رجوی در یک نشستی که خودش بدون مسعود برگزار کرده بود گفت و یقه هر دوی آنان را گرفت و گفت: خجالت نمی کشید بعد از این همه سال کار کردن در کنار مسعود هنوز یک اعطلاعیه را نمی توانید به تنهائی بنویسید ؟ و حتمآ مسعود بایستی آن را چک و تصحیح کند؟

پیام اخیر را هم این دو نوشته بودند اما بدون تصحیحات مسعود، به همین علت هم تلاشان برای کپی کاری کاملآ مشهود بود، اما از این که بگذریم کل پیام خیلی کمدی بود، چرا؟ فکر کنم که رجوی در این مدتی که در غیبت بسر می برد خبر درستی از وضعیت سازمانش و افرادی که در آلبانی هستند ندارد، یا شاید او را در جریان قرار نمی دهند تا مبادا ناراحت شود، و شاید هم خوب می داند اما وارفتن نیرویش را به روی مبارک نمی اورد، اما چون فرد زیرک و باهوشی است می داند و خوب هم میداند که دیگر ارتش آزادی وجود ندارد و ارتش مزبور را خودش با دست خودش درعراق از هم پاشید چون نتوانست در مقابل ریئس جمهور امریکا شاخ و شانه بکشد و نفس کش بطلبد، همین رجوی ادعا داشت که در برابر امریکا خواهیم ایستاد اگر به عراق حمله کند، اما دیدیم که با چه سرعتی دستش را در برابر امپریالیسم بالا برد و در برابر فرماندهان ارتش امریکا تا کمر خم شد و افراد بیچاره را در بیابان ها رها کرد و درست مثل سی خرداد سال ۶۰ فلنگ را بست.

حالا اگر فرض کنیم که رجوی در کار نیست و یا هست اما سران فرقه نمی خواهند ناراحتش کنند، ببینیم این پیان در خود چه دارد، در جایی از این به اصطلاح پیام، رجوی از ارتش آزادیبخش می خواهد تا قبل از هر چیز عزم جزم کنند و برای آماده سازی خود در دریای شورش و انقلاب شیرجه بزنند،شمشیرها را هم جلا و صیقل بدهند، بایستی از نویسندگان این پیام منتسب به مسعود رجوی پرسید، کدام ارتش آزادیبخش، منظورتان همین افرادی هستند که هر ماه چند نفرشان از مناسبات و تشکیلات شما فرار می کنند؟ منظورتان همین افرادی هستند که دیگر نفسی برایشان نمانده و اکثرآ بالای ۶۰ سال سن و سال دارند؟ منظورتان همین افرادی هستند که به محض خارج شدن از تشکیلات قرون وسطائی شما دهان خود را به افشاگری از درون مناسبات شما باز می کنند و بخاطر برباد رفتن عمر و جوانی خود در تشکیلات استالینی شما سران فرقه را لعن و نفرین می کنند؟ یا منظورتان ارتش دیگری است؟ اگر فکر می کنید که در منطقه صدام دیگری وجود دارد سخت در اشتباه هستید، سعودی ها آن خ……..ی صدام را ندارند، و کدام شمشیرها اگر منظورتان سلاح است که همه را دو دستی به امریکائی ها تقدیم کردید، شاید منظورتان شمشیرهای شیوخ سعودی است که ترامپ را هم با آن شمشیرها رقصاندند؟ در ضمن سی سال در انقلاب دروغی مریم و در دیگ و قابلمه هایش شیرجه زدند که امروز با همان انقلاب قلابی و پوچ و مردم فریب در این نقطه قرار گرفتید،البته با همت و فداکاری مسعود رجوی.

گوینده پیام را با عشوه و ناز خاصی یک در میان با ادغام آهنگی قرائت می کرد تا شاید با کلفت کردن صدا بتواند به این کمدی مضحک جدیت بخشد، اما این ترفند ها بر کسی اثری ندارد، بروفکر نون باش.

اگر چه این پیام هم مانند چهاردهه گذشته از سرنگونی رژیم خبر می دهد، البته با یک تفاوت آنهم اینکه در گذشته هر شش ماه یکبار رژیم را سرنگون می کرد اما در این مطلب از فراز و نشیب و طول کشیدن سرنگونی خبر می هد، چرا؟ چون سی و هشت سال هر شش ماه یکبار را دیگر اعضای دربند در آلبانی قبول ندارند و حالا مجبور هستند برای فریب دادن اعضا از این ترفند استفاده کنند که هم نشیب و فراز دارد و هم طول می کشد، خنده دار تر از این نمی شد.
در قسمت دیگری نویسندگان پیام می پرسند که اصل موضوع چیست؟ و خود اینچنین پاسخ خود را می دهند و اصل موضوع را به شلوغی های دی ماه ۹۶ ربط داده که در آن شلوغی ها کسی اسمی از این فرقه مخوف نیاورد و هیچ شعاری در رابطه با این خودشیفتگان الکی خوش در جایی شنیده نشد و اتفاقآ در همان ایام بود که مردم ایران با بی اعتنائی به این فرقه متوهم نفرت خود را از فرقه رجوی بنمایش گذاشتند و سران فرقه هم تنشان به لرزه افتاد و از سر سوزش تلاش می کنند که هی خود را به شلوغی های ۹۶ بمالند شاید از این مالیدن چیزی بماسد.
رجوی راست می گویید شرایط به گذشته باز نمی گردد، واین همان چیزی است که بایستی آویزه گوشش کند، همانگونه که در بالا هم اشاره شد دیگر در منطقه صدامی رجود ندارد که شمایان را استخدام کند تا تحت فرمان ارتشش ایرانی کشی کنید یقین دارم بن بستی که رجوی از آن دم می زند همان بن بستی است که پس از عملیات فروغ در عراق برایش ایجاد شد و اکنون هم در بن بستی به نام آلبانی گرفتار شده.

همه با تحلیل های مجاهدین خصوصآ تحلیل های ابکی رجوی آشنا هستیم، در دوازده سال که بنده در خدمت تشکیلات ایشان بودم تحلیل های فراوانی از زبان ایشان شنیده ام که حتی یکی از آنان واقعی از آب درنیامد و خودش هرگز پاسخگو نبوده، در بهترین حالت اگر هم کسی جرآت می کرد و از رجوی می پرسید که شما گفتید این جریان فلان می شود اما نشد برای فرار از پاسخ دادن می گفت گفتم که گفتم و بعد هم خانم رجوی به صراحت اعلام کرد که مسعود تنها به خدا پاسخگو است یعنی خفه سؤال نکنید، حال در این سناریو تحلیل کمدی دیگری ارائه داده، که هرگونه برون رفت جدی و واقعی چه در زمینه اقتصادی چه در زمینه سیاسی و بین المللی به معنی نفی پایه ها و موجودیت رژیم ولایت است، این تحلیل را به خاطر بسپارید تا بعد به آبکی بودن آن پی ببرید، چون از این نوع تحلیل ها بسیار شنیده ایم، مثل دروان خاتمی که رجوی بسیار گفت که خاتمی به دور دوم نمی رسد و یا اگر هم رسید رژیم او را ترور خواهد کرد، اما دیدیم که نشد و آبکی بود، حال سؤال این است، اگر رژیم از این بن بست بیرون رفت و اتفاقی نیفتاد آیا شما از رو خواهید رفت یا برای در رفتن از پاسخگوئی فیل دیگری هوا خواهید کرد؟ یا نه، شما تنها به خدا پاسخگو هستید؟

به فرقه و سرانش باید گفت که تلاش کنید تا در اطلاعیه ها و پیامها یتان اسمی از خلق قهرمان ایران نیاورید، چون شماها با جلوگیری از دیدار همان خلق قهرمانی که فرزندان آنان پاکبازانه به شما پیوستند هم توهین کردید و هم تهمت ناروا زدید، همان پدران و مادرانی که یک زمانی مسعود از پشت تریبون در اردوگاه اشرف به آنان درود می فرستاد اما بعد ها همان مادران و پدران را مورد حمله و هجوم وحشیانه قرار دادید، بله چرخه تکامل همین است که شما را از کجا آباد به ناکجا آباد برد، پس خلق قهرمان را فراموش کنید و به ریش شیوخ سعودی و دار و دسته کاخ سفید نشینان جنگ طلب بچسبید و تا می توانید حامی تحریم های ظالمانه باشید، همان تحریم هائی که قلب خلق قهرمان ایران را هدف قرار گرفته که منفعت بیشتری از نظر مالی برایتان دارد.

تحلیل بعدی ایشان هم مانند تحلیل های دیگرش بی معنی است، می گوید: رژیم در این بحبوحه به چه مسیری میرود؟ و پاسخ میدهد: واضع است که از خدا میخواهیم دشمن ما ( یعنی رژیم) عقب بنشیند و وا برود در این صورت سریعآ انطباق پیدا می کنیم و اضافه می کند البته بایستی بنا را بر سرکوب گذاشت.
دقیقآ همین تحلیل را در دوران جنگ هم داده، در آن ایام کرارآ می گفت از خدا می خواهیم که رژیم آتش بس راقبول کند در عرض یک هفته سرنگون خواهد شد، اما دیدیم آتش بس را قبول کرد و از آن ایام تا کنون هم سی سال و چهار ماه می گذرد اما این رژیم سر جایش هست، در این مدت هم صدام ارباب مجاهدین سرنگون شد و هم خود مجاهدین با موشک انقلاب مریم به آلبانی پرتاب شدند.

یکی از دورغهای اساسی فرقه هم در این قسمت نمایان می شود وقتی که کانون های شورشی را وارد صحنه می کند، داستان کانون های شورشی درست مانند همان داستان ستاد داخله مجاهدین است که اساسآ موجودیت آن تنها در اردوگاه اشرف بود و بس، اما رجوی با دو هدف فیلی به نام ستاد داخله هوا کرده بود تا هم مردم را گمراه کند و اینطور وانمود کند که مجاهدین در داخل ایران ستاد دارند و هم اینکه افراد را در اردوگاه اشرف با صادر کردن اطلاعیه های دروغی ستاد داخله و ادعاهای دروغی راهی عملیات درونی برای شهید سازی کند، اطلاعیه های دروغی هم به این شکل بود که هر تیمی را که راهی عملیات در درون ایران می کرد تیم مزبور بازگشتی نداشت، پس از چند روز بی خبری از تیم اطلاعیه ستاد داخله را پخش می کردند که فلان تیم عملیاتی در فلان شهر با پاسدارها در گیر شدند و انبوهی پاسدار را از پای درآورده و خودسرفرازانه به شهادت رسیدند، بعد فرمانده ها را تیر میکردند که در درون نشست ها یقه گیری کنند و با فریاد کشیدن سر افراد شهید شدن دوستانشان را یاداوری کرده و با چند حرف کلفت مثل مفتخور، یا ببینید بچه ها چطوری شهید میشن دیگران را تحریک کنند تا درخواست عملیات بدهند دلیلش هم شهید سازی و مظلوم نمائی در دنیا بود، یا دروغ دیگرش مثل نامه های زندانیان سیاسی که هر روز در سایت های مجاهدین شاهدش هستیم که فلان زندانی مجاهد از فلان زندان در ایران برای ستاد مجاهدین با ذکر نام خود نامه فرستاده و سران رژیم را هم به باد ناسزا گرفته، دروغ را ببینید تا کجا، اگر این نامه ها واقعی است پس این رژیم خیلی دمکرات و خیلی هم مردمی است که اجازه میدهد زندانی سیاسی از درون زندان برای سازمان مجاهدین نامه بفرستد و هر آنچه که میخواهد هم با ناسزا گفتن به سران رژیم در نامه بیان کند.

بنابراین کانون شورشی در درون ایران یک دورغ محض برای شیره مالی سر اعضای گرفتار در درون تشکیلاتی است که در چهاردهه گذشته مستمرآ به آنان دروغ گفته و با کلک و خقه بازی مانع خروج افراد از تشکیلات شده،در پایان می شود نتیجه گرفت که پیام منتسب به رجوی مشتی کلمات دروغ و زدن سنگ امریکا به سینه اش بیش نیست، والا خودشان بهتر از هر کس دیگری می دانند که مردم ایران از این فرقه تنفر دارند.

تامین مالی گروه‌های مخالف حکومت ایران توسط آل سعود

تامین مالی گروه‌های مخالف حکومت ایران توسط آل سعود

وبلاگ ادوارد 20/11/2018

گزارش بی بی سی به نقل از نیویورک تایمز:

سالیان است که ما اعضای جدا شده از فرقه تروریستی مجاهدین فریاد می زنیم که مجاهدین از سوی عربستان سعودی تآمین مالی می شوند، سکوت فرقه مجاهدین در قبال حرکت های غیر انسانی و غیر اخلاقی سعودی معنی دار است، هر حرکت غیر انسانی که سعودی در مقابل چه ایرانی و چه غیر ایرانی انجام دهد با سکوت مجاهدین روبرو هستیم در حالیکه ممکن است با محکومیت جهانی هم روبرو شود، مثال برخورد غیر اخلاقی دوسال پیش پلیس سعودی با جوان ایرانی در فرودگاه ریاض در حین تفتیش بدنی که با اعتراض فراوانی در دنیا روبرو شد اما از مجاهدین و سران آنها صدائی درنیامد،یا مثل قتل فجیح جمال خاشقچی که دنیا را تکان داد اما مجاهدین برای اینکه منبع مالیشان آسیب نبیند جیک نزدند.

چند روز پیش بی بی سی فارسی به نقل از روزنامه نیویورک تایمز گزارشی را چاپ کرد که درزیر به گوشه هائی از گزارش مزبور برای اثبات وابستگی مالی فرقه رجوی به آل سعود اشاره میکنم تا برای همه مزدوری فرقه مجاهدین ثابت شود، در ضمن گزارش مزبور نه از اعضای جدا شده است و نه بی بی سی، گزارشی از نیویورک تایمز که نه مزدور رژیم است و نه وابسته به رژیم.

احمد عسیری بعد از قتل جمال خاشقجی از مقامش برکنار شد
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی اختصاصی به نقل از منابع خود نوشته است که مقام‌های اطلاعاتی ارشد سعودی نزدیک به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، سال گذشته میلادی در جلسه‌ای با گروهی از بازرگانان درباره امکان استفاده از شرکت‌های خصوصی برای ترور „دشمنان ایرانی“ عربستان صحبت کرده‌اند.
نویسندگان این گزارش نیویورک تایمز می‌گویند اطلاعات خود را از سه منبع مطلع از این جلسه و بحث‌های آن دریافت کرده اند
نیویورک‌تایمز نوشته است که اطلاعات مربوط به این جلسه نشان می‌دهد که مقام‌های سعودی بیش از یک سال قبل از کشته شدن جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار سعودی، و هم‌زمان با افزایش قدرت محمد بن سلمان در صحنه سیاسی عربستان، ترور دشمنان و مخالفان را در نظر داشته‌اند..
گزارش تازه نیویورک تایمز می‌گوید ژنرال عسیری در جلسه مارس ۲۰۱۷ در ریاض شرکت داشته و در آن جلسه تجار حاضر طرحی دو میلیارددلاری را برای استفاده از شرکت‌های امنیتی خصوصی برای خرابکاری در فضای اقتصادی ایران ارائه داده‌اند
پیشنهادی که رد شد
این روزنامه به نقل از سه منبعی که نامشان را نبرده، گزارش داده است که در جریان جلسه مارس ۲۰۱۷ درباره طرح‌های مربوط به „خرابکاری اقتصادی ایران“، سعودی‌ها از بازرگانان حاضر درباره امکان انجام عملیات مرگبار هم سوال کرده‌اند و گفته‌اند که علاقه‌مند به کشتن مقام‌های ارشد ایران هستند.
بنابر این گزارش افراد حاضر دچار تردید شده و گفته‌اند که باید با وکلایشان صحبت کنند. نیویورک‌ تایمز نوشته است که وکلای این بازرگانان این مسئله را به شدت رد کرده‌اند و آنها هم به سعودی‌ها گفته‌اند که در چنین طرح‌های دخالت نمی‌کنند، هر چند یکی از آنها شرکتی را در لندن برای انجام این پروژه به سعودی‌ها معرفی کرده است.
به گزارش نیویورک‌تایمز، بازرگانان حاضر در این جلسات کمپین‌های بلندپروازانه‌ای را علیه اقتصاد ایران در نظر داشته‌اند شبیه آنچه آمریکا و اسرائیل برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران اجرا می‌کردند.
از جمله برنامه‌های آنها افشا کردن منابع مالی نیروی قدس سپاه در نقاط مختلف جهان، ایجاد حساب‌‎های قلابی در شبکه‌های اجتماعی به زبان فارسی و با هدف تشدید نارضایتی در ایران، تامین مالی گروه‌های مخالف حکومت ایران عنوان شده است.
با نگاهی به این مقاله و به قسمت آخر مقاله می توان به روشنی دریافت که تامین مالی گروه های مخالف ایران چه معنائی دارد
با نگاهی به مقاله بالا می توان دریافت که خرجهای کلان مجاهدین چه برای تجمعاتشان و چه پرداخت پولهای کلان به سخنرانان امریکائی از کجا تامین می شود، پیشنهاد می کنم که آقای رفیعی نژاد هم که در برنامه پرگار بی بی سی منبع تامین مالی مجاهدین را مردم ایران جا انداخت این گزارش را بطور دقیق بخواند.

هزاران تبریک به دوست عزیزم علی هاجری

وبلاگ ادوارد، 03/11/2018

هزاران تبریک به دوست عزیزم علی هاجری

درود و هزاران درود به دوست عزیز دوران سخت اسارت علی هاجری عزیز، آزادی از فرقه منحوس رجوی را تبریک می گوییم و برایت بهترین زندگی را در دنیای آزاد آرزو می کنم، دوست خوبم اگر چه برای آزاد شدن از چنگال استسماری تشکیلات رجوی دیر اقدام کردی، اما بدان و مطمعآ باش که هنوز زندگی در این دنیا پیش رویت هست و هنوز هم برای تشکیل یک کانون گرم خانواده که البته خار چشم رجوی هاست فرصت داری و هنوز هم دیر نیست، رجوی با فریب و دروغگوئی و تبلیغات پوچ برای به قدرت رسیدن زندگی و جوانی تو و من و ما را به باد فنا داد، اما همین امروز خودت و همه ما شاهد هستیم و به چشم می بینیم که چگونه در حال از دست دادن تمام سرمایه اش است، چگونه تشکیلات کذائی اش در حال سقوط است و چگونه همان انقلاب دروغی مریمش باعث از هم گسستگی درونی تشکیلات عنکبوتی اش شده، و مهمتر از همه چگونه در چشم مردم ایران تبدیل به تشکیلاتی منفور و مخوف گشته، این همان چوبی است که از سوی خداوند بر فرقش فرود آمده تا درس عبرتی باشد برای هر آن کسی که به میهن و مردم خود پشت می کند و برای منفعت خود خون جوانان این مرز و بوم را در راه به قدرت رسیدن می ریزد، رجوی با وعده های دروغ خود بهترین های این کشور را به تباهی برد و هنوز هم هر چه در توان دارد بکار گرفته تا دشمنان مردم ایران را به حمله به ایران و تحریم مردم ایران ترغیب کند، گوئی که همینان دشمن قسم خورده مردم ایران هستند.

علی هاجری عزیز، تو و من و امثال ماها که به عنوان سربازان این مرز و بوم با دشمن اشغالگر جنگیدیم و سالها اسارت را تحمل کردیم، اما متآسفانه در یک مقطعی فریب دروغهای رجوی خوردیم و با این خیال که مجاهدین برای مردم ایران آزادی را به ارمغان خواهند آورد و هزاران خیال دیگر که تنها خیال بود و نه واقعیت و با حس وطنپرستی به سازمان پیوستیم، اما متآسفانه تمام تبلیغاتی که به خورد ما داده بودند خیال و دروغ و سرابی بیش نبود و سازمانشان آن چیزی نبود که ماها برداشت کرده بودیم، برعکس رجوی برای منافع خود تمام میراث بنیانگذاران سازمان را در اختیار صدام قرار داده بود و تمامآ در خدمت ارتش صدام عمل می کرد، همانگونه که امروز تمام سرمایه خود را در اختیار دشمنان منطقه ای و فرا منطقه ای ایران قرار داده ،ما برای فهم این موضوع هر کدام به نوبه خود مسیر درازی را طی کردیم و در واقع هستی خود را از دست دادیم اما امروز که اشراف کامل و شناخت درستی نسبت به مجاهدین و رهبری سازمان داریم به گمان من وظیفه دیگری هم در برابر مردم ایران و نسل جوان ایرانی را باید به دوش بکشیم آنهم اینکه بایستی با تمام توان خود هر آنچه که به چشم خود در سازمان و تشکیلات فرقه ای مجاهدین دیده ایم را برای هوشیاری قشر جوان امروزی بنویسیم و بگوئیم و افشا کنیم تا نسل جوان بداند و آگاه باشد و مانند تو و من انتخاب اشتباه سیاسی نکند، ما نسل سوخته ای هستیم که نبایستی اجازه دهیم نسل امروزی هم با اشتباهی که ما کردیم خو را در آتش جهنمی کسانی امثال مجاهدین بیاندازد.
با درود و هزاران درود به تمام کسانی که با تلاش و تقلا برای رسیدن به دنیای آزاد و رهائی از فرقه رجوی به پا خواسته اند و با امید شنیدن رها شدن دیگر دوستانمان از قید و بند تشکیلات رجوی، با آرزوی موفقیت برای تو عزیز.

دوست قدیمی و هم اسارتی تو ادوارد.

فروپاشی فرقه رجوی، با شانتاژ سرپا نخواهید ماند

وبلاگ ادوارد،26/10/2018

فروپاشی فرقه رجوی، با شانتاژ سرپا نخواهید ماند

تبریک دوباره به آزادگان عزیز محمد میش مست و غلامعلی میزائی، که بار گرانی را در دوران جنگ هشت ساله به مدت ۹ سال در اردوگاه های عراق به عنوان اسیران جنگی تحمل کردند و خود به عنوان اسیر جنگی شاهد بودم که بر عکس دارودسته رجوی هرگز شرف ایرانی خود را به عراقی ها و دشمن نفروختند، اما متآسفانه در مقطعی تعدادی فریب تبلیغات پوچ رجوی را که دم از آزادی خلق و میهن میزد خوردیم و ناآگاهانه به دایره شوم رجوی پیوستیم، اگر چه در سالیانی که در همین تشکیلات و دایره شوم جوانی و عمرمان در راه خودخواهی رجوی و دروغ و دغلبازی های دستگاه مزدورش از دست دادیم و از شیرینی زندگی در دوران جوانی بهره ای نبردیم اما با شناخت کامل از این فرقه شوم و دیکتاتوری خارج شدیم و امروز بایستی آگاه کردن جوانان ایران زمین با افشای چهره بزک کرده مزدوران خودفروخته فرقه رجوی در دستورکارمان باشد و این به عنوان یک وظیفه ملی و میهنی وظیفه تک تک کسانی است که دروران تاریک و سیاه فرقه رجوی را دیده و با گوشت و استخوان خود لمس کرده ایم، هیچکسی به غیر از امثال ماها که عمری را در تشکیلات استالینی و مزدور رجوی طی کرده ایم نمی تواند در رابطه با مجاهدین و واقعیت های درونی آنان افشاگری کند، رجوی ادعا نکند که امثال ما را از اسارت آزاد کرده، بهتر است که بگوید با فریب و دروغ و وعده های پوچ اسیرانی که ۹ سال اسارت را تحمل کرده بودند را به اردوگاه مرگ در اشرف کشاند تا بقیه جوانی و زندگی آنان را برای هوسرانی های خود به باد فنا بدهد،ما اعضای سابق فرقه خیانتکار رجوی شاهدان زنده ای هستیم که در برابر نسل امروز مسئول بوده و بایستی آگاهی دادن به این نسل فرقه ضد ایرانی رجوی را طوری افشا کنیم که از انحراف آنان جلوگیری کنیم.

محمد میش مست و غلامعلی میرزائی، ای عزیزان، شما امروز آزادگی خود را اثبات کردید و خود را از چنگال اهریمن نجات دادید، اگر فرقه دیکتاتوری مجاهدین به شما یا هر کس دیگری که خود را از این هیولای خودپرست و ضد بشری رها میکند و میخواهد زندگی خود و آینده خود را آزادانه رقم بزند تهمت و افترا می بندد این ضدیت آشکار این فرقه با دمکراسی و آزادی و حقوق بشر است و خود ماهیت ضد دمکراسی و ضد آزادی و ضد مردمی خود را به نمایش می گذارد، مجاهدین تحمل هیچ انتقادی را چه از سوی اعضای جدا شده و چه از سوی هر کسی دیگر ندارند که اگر داشتند آنموقع می توانستیم بگوئیم که از انسانیت بویی برده اند، در مقابل بایستی مقاوم بود و به چرندیات مزدوران و حقوق بگیران رجوی و تشکیلات ورشکسته و شانتاژهایشان گوش نداد و برعکس بایستی تا می توان بر این مزدران تاخت، البته خودتان در تشکیلات درهمین بیست و نه سال شاهد تهمت زدن ها حتی به کسانی که در اردوگاه هستند و شاید رنگ بیرون از تشکیلات را هم ندیده باشند بوده اید و نیازی به گفتن نیست اما برای آگاهی اذهان عمومی بایستی یاد آوری کرد تا ماهیت ضد انسانی و چهره بزک کرده این جانیان بهتر افشا شود.

دوستان عزیزم ما در دوران اسارت درعراق با تمام محدویت ها و با تحمل سخت ترین روزها ۹ سال با سربلندی و افتخار دوران اسارت را به سر بردیم و همانگونه که در بالا گفتم شرف ایرانی را هرگزبه دشمن نفروختیم، گرسنگی را تحمل کردیم کتک و اذیت وآزار راتحمل کردیم، فحش و ناسزاهای سربازان عراقی را به جان خریدیم، بسته بودن درهای آسایشگاه ها که برای اذیت کردن شاید چندین روز به روی مان می بستند که همین باعث انواع بیماری ها بود را به خاطر دارید؟ تمام اینها را تحمل کردیم، نه برای فرد خودمان که برای عزت ایران و ایرانی، اما با وردمان به اردوگاه اشرف همان روزهای نخست که اسیران پیوسته به تشکیلات را فرمانده هان دراشرف اردوگاهی خطاب میکردند بایستی متوجه می شدیم که این یک فرقه ضد ایرانی است که تحت فرمان صدام به مزدوری مشغول است و در همان ابتدا بایستی با شروع تبادل اسیران آنجا را ترک می کردیم، اما اعتمادی که به رجوی کرده بودیم که تمامآ پوچ از آب در آمد اجازه فکر کردن نمی داد، من هم دوازده سال در تشکیلات ضد بشری هر نوع مسئولیت را با دل و جان انجام دادم و هر کاری که به من داده شد به نحو احسن به سرانجام رساندم اما همین که گفتم نیستم و میخواهم دنبال زندگی خودم بروم، پس از ۴ ماه انفرادی در زندان اسکان در اشرف توسط مهدی ابریشمچی بی شرمانه تحویل زندان ابوغریب شدم و همین که پایم به خارج رسید و اولین کلام را درباره مجاهدین به زبان آوردم مورد حمله و هجوم و شانتاژ های بی امان همین ضد ایرانیان مجاهد قرار گرفتم که هنوز هم ادامه دارداما هرگز صحنه مبارزه را با این کفتارها ترک نکردم و ادامه خواهم داد تا جائی که لازم باشد، شما نیز بدانید آخرین کسانی نخواهید بود که از این دایره مرگ رها شده اید، دوستان دیگر ما هم به مرور در آینده از اردوگاه مرگ و نیستی خود را رها خواهند کرد و همانگونه که سالهاست تکرار می کنیم این تشکیلات دوامی نخواهد آورد و از هم خواهد پاشید، اعضای گرفتار در تشکیلات که دقیقآ مانند گروگان در دست رجوی قرار دارند روزی جهان آزاد و زندگی بدون خانم و آقا بالا سر تشکیلاتی را انتخاب خواهند کرد، بایستی دربرابر این مزدوران بین المللی و منطقه ای که هم قدم دشمنان ایران و ایرانی هستند و تمام تلاش خود را میکنند تا با اقدامات خود همگام با دشمان مردم ایران باشند مقاوم بود و مقامت کرد، با آرزوی زندگی خوش و شیرین برای شما دوستان عزیز و هم دوره اسارت، و با آرزوی آزادی دیگر دوستان خوبمان که هنوز در چمبره دیو در تشکیلات اهریمنی گرفتار هستند، موفق باشید.

تبریک به محمد میش مست برای رهائی از چنگال ارتجاعی و تشکیلات عنکبوتی رجوی

تبریک به محمد میش مست برای رهائی از چنگال ارتجاعی و تشکیلات عنکبوتی رجوی

وبلاگ ادوارد 18/10/2018

به دوست قدیمی دوران اسارت محمد میش مست که روزگار سختی را در دوران سخت اسارت درعراق ه مدر رمادی و هم در اردوگاه موصل را با هم و دیگر دوستانمان تحمل کردیم برای آزادی و رسیدن به دنیای آزاد و رهائی از دام ارتجاع تبریک و درود می گویم، و همچنین به خانواده چشم انتظاری که روزهای سختی را به دلیل خودخواهی رجوی ها تحمل کرده اند نیز هزار بار تبریک می فرستم، محمد جان خبر جدا شدنت از این فرقه بسته ارتجاعی که تمام آزادی ها و حقوق اولیه اعضای فریب خورده خود را با دروغ و شانتاژ از آنان سلب کرده مرا خوشحال کرد، آرزو دارم که در دنیای آزاد که بدون آقا و خانم بالا سر تشکیلاتی است بتوانی زندگی نوینی را برای خود بسازی و البته همانگونه که خودت هم نوشتی از افشای این فرقه پلید و ضد ایرانی برای آگاهی نسل امروزی از هیچ کوششی دریغ نکنی، بدان که ما اعضای سابق در کنار تو و هر آنکسی که از این افعی ها جدا شود هستیم، جدا شدن هر نفر از فرقه منحوس و ارتجاعی ضربه سختی بر پیکر لرزان تشکیلاتی است که سالیان سال جوانان ما را در چمبره عنکبوتی خود با دروغ و تزویر و ریا به اسارت گرفته و با بودن من و تو و ما، تغذیه کرده، اما امروز شاهد فرو ریختن دیوارهای تشکیلات عقب مانده و درمانده فرقه هستیم و با خارج شدن تو از این اردوگاه مرگ که البته تو آخرین نیستی پایان عمر تشکیلاتی را شاهد خواهیم بود که مردم ایران بیش از سی سال است که نفرین و لعنتش می کنند.
موفق باشی
ادوارد آلمان 18/10/2018

نامه سرگشاده ادوارد به آقای داشمار شهی عضو پارلمان آلبانی

نامه سرگشاده ادوارد به آقای داشمار شهی عضو پارلمان آلبانی
وبلاگ ادوارد 18/10/2018

با درود فراوان به شما آقای داشمار شهی عضو محترم پارلمان آلبانی،من یک ایرانی مسیحی هستم که در دوران جنگ هشت ساله بین ایران و عراق سرباز بودم و پس از زخمی شدن در جبهه جنگ توسط ارتش عراق به اسارت برده شدم و مدت نه سال در ارودوگاه های اسیران ایرانی درعراق اسیر جنگی بوده ام، پس از آتش بس بین ایران و عراق متآسفانه از بازگشت به کشورم امتناع کردم و به امید رسیدن به آزادی و دمکراسی که برای مردم خود آرزو می کردم به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوستم و 12 سال در سازمان مزبور بودم، لیکن پس از گذشت چند سال برایم مشخص شد که این یک سازمان تروریستی است که دارای تشکیلات فرقه گرایانه می باشد، سازمان مجاهدین اینک در اروپا مستقر است و مقر اصلی سران این فرقه در اورسورواز در حومه پاریس می باشد، و البته در کشور شما هم مقر و زندان اصلی خود را برپا کرده، همان زندانی که شما را هم در آنجا فریب دادند و زندان را به جای بهشت به شما معرفی نمودند، این فرقه به دلیل عملیات های تروریستی، پیشتر در لیست گروه های تروریستی امریکا و اتحادیه اروپا قرار داشت که متآسفانه در بازی های سیاسی و مماشات و با لابی گری عده ای از لیست تروریستی هم امریکا و هم اروپا خارج شد، البته از نظر امریکا هم این سازمان هیچگونه پایگاه مردمی در درون ایران ندارد و این هم آخرین موضعگیری سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا است.

آقای داشمار شهی، اینکه شما در دوم ماه اکتبر۲۰۱۸ به مقر فرقه ای رجوی در دورس رفتید و از آنجا بازدید کردید و پس از بازدید از اردوگاه ایزوله شده مجاهدین با آب و تاب از تشکیلات ضد بشری مجاهدین تعریف کردید شخصآ به شما خرده نمی گیرم چون بخوبی می دانم که مجاهدین چگونه از شما اسقبال کرده اند و خوب می دانم که به چه شکلی افرادی که شما با آنها دیدار کرده اید را آماده کرده بودند و هر آنچه را که بایستی به شما بگویند از قبل به آنان دیکته کرده بودند، ما اعضای جدا شده از این فرقه ضد بشری و ضد ایرانی که اکنون هم قدم با امریکا و عربستان سعودی برای تحریم مردم ایران تلاش می کند را هزاران بار بهتر از شما و دیگر مسئولین کشورتان میشناسیم و آنان را سالهای سال تجربه کرده ایم،با تمام ترفند های و دروغ و دغل های این فرقه آشنا هستیم، می دانید چرا؟ چونکه خودمان هم در دورانی که در دام این فرقه گرفتا بودیم همین پروژه هارا بر سر مهمانان یا کسانی که برای دید و بازدید به اردوگاه اشرف می آمدند اجرا می کردیم، حال اگر شما فکر می کنید که چون نماینده مجلس در آلبانی هستید و مجاهدین نمی توانند شما را گمراه کنند پس بایستی بگویم متآسفانه ساده هستید.

ما اعضای جدا شده از این فرقه منحوس نامه های فراوانی را برای مقامات کشور شما ارسال کرده ایم و در آن کاملآ مقامات شما را با این فرقه خونخوار آشنا کرده ایم اما شما به عنوان نماینده مردمتان در دیدار از اردوگاه مجاهدین موضع بیطرفانه اتخاذ نکردید، کسی که میخواهد با حقیقت روبرو شود بایستی هم با موافق و هم با مخالف دیدار کند تا بتواند در موضعگیری بر سر جریان مربوطه تصمیم بگیرد، اما این کار شما یکطرفه پیش قاضی رفتن بود.

آقای شهی محترم، اگر از نظر شما مجاهدین برای حقوق انسانها احترام قائل هستند، اگر شما به درد دل ما اعضای جدا شده گوش می دادید و اگر شما میخواستید مطمعآ شوید که مجاهدین حقوق اعضای خود را زیر پا نمی گذارند آیا بهتر نبود خانم سمیه محمدی را با خودتان به خارج از ارودگاه منتقل می کردید تا با پدر و مادر خود روبرو شود و خودتان هم شاهد صحبت های آنان باشید؟ و یا اینکه در تماس با اعضای جدا شده آدرس کسانی را به شما می دادند که در اردوگاه مرگ به زور نگهداری می شوند؟ آیا اگر پس یا قبل از بازدید با چند تن از اعضای جدا شده در همان کشور شما که در زیر تهدید مجاهدین هستند تماس می گرفتید برای درک شما در رابطه با مجاهدین بهتر نبود؟ شما نماینده مردم هستید اینگونه موارد را هم خوب می دانید اما چرا هیچ اقدامی برای شناخت بهتر جریان مجاهدین انجام ندادید جای سئوال است، مجاهدین جریان بسیار پیچیده ای هستند که با تجربه بیش از پنج دهه با فریب و حقه بازی های خود پس از این همه آدمکشی و بمب گذاری و همکاری با دشمن در زمان جنگ توانسته اند هم شما و هم مقامات کشورهای دیگر را فریب داده و خود را در کشور شما به عنوان گروه مسلمان البته با مظلوم نمائی جای دهند و امروز هم متآسفانه کسی مانند شما از این گروه که در میان مردم ایران منفور هست حمایت کند، آقای داشمار شهی نماینده محترم مردم، پیشنهاد اینجانب به شما این است که برای مدتی در آلمان مهمان ما اعضای جدا شده از این فرقه مرگ باشید تا چشمتان را به حقایق روشن سازیم، موفق باشید

با احترام ادوارد آلمان

18/10/2018

نگاهی به پیام اخیر مریم رجوی به کنفرانس موج جدید تروریسم رژیم ایران- واکنش اروپا و آمریکا

نگاهی به پیام اخیر مریم رجوی به کنفرانس موج جدید تروریسم رژیم ایران- واکنش اروپا و آمریکا

وبلاگ ادوارد 08/10/018

اخیرا در بروکسل کنفرانسی تحت عنوان ( موج جدید تروریسم رژیم ایران) برگزار شده که مریم رجوی با زیرکی وبرای فریب افکار عمومی و مقامات کشورهای اروپائی پیام ویدئویی خطاب به برگزار کنندگان کنفرانس ارسال کرد که در آن تمام تلاش خود را بکار گرفته تا هم گام با سران امریکا و اسرائیل و سعودی تروریزم را تنها متوجه رژیم نماید، بایستی به خانم رجوی یاداروی کنم که، چه زود فراموش کرده اید دورانی را که از اردوگاه مرگ در اشرف عملیات تروریستی داخل کشور به راه انداخته بودید و وقتی که با اعتراض بعضی مقامات اروپائی روبرو شدید نه تنها عملیات تروریستی خود را متوقف نکردید بلکه مسعود رجوی در یکی از نشست ها در باقرزاده گفت: اگر اروپائی ها می گویند نکنید یعنی بیشتر عملیات کنید، خانم رجوی واقعآ فراموش کرده اید یا اینکه خودتان را به راه دیگری زده اید؟ اگر شما ضد تروریست هستید، اگر شما و تشکیلات شما در زمان برگزاری چنین کنفرانس هائی سریعآ پیام ضد تروریستی ارسال می کنید، آیا بهتر نیست که ابتدا از عملکرد تروریستی خودتان که هم ژنرال های امریکائی و هم ملت ایران را هدف گرفت ابراز انزجار و پشیمانی کنید و بعد از آن موضع ضد تروریستی بگیرید؟

راستی شما چگونه موضع ضد تروریستی در کنفرانس مزبور گرفتید در حالیکه عمل تروریستی اخیر در اهواز را که مردم عادی از جمله کودک بی گناه چهار ساله را هم هدف گرفت محکوم نکردید؟

شما با حرف های مقامات رژیم ایران که گفته اند: مجاهدین در آشوب های داخلی دست داشتند قره نشوید، این سیاست رژیم بهترین شیوه برای فرو نشاندن آشوب هاست و اگر کسی را هم به جرم مجاهد بودن در آشوب ها دستگیر کنند هر حکمی هم به او بدهند مردم ایران اعتراض نمی کنند چون کسی در ایران برایتان تره هم خرد نمی کند، در ضمن خودتان خوب می دانید که در درون ایران شما پایگاه اجتماعی ندارید، این را تنها ما نمی گوئیم بلکه اخیرآ سخنگوی وزارت خارجه امریکا که شما برای فشار بر مردم ایران دمبشان را ول نمی کنید با صدای بلند گفت، و خود به خوبی می دانید که مردم ایران از شما متنفر هستند، باور ندارید؟ سری به دنیای مجازی بزنید آنوقت متوجه می شوید که به محض نام بردن از شما سیل توهین ها از طرف مردم ایران به سوی شما سرازیر می شود، آیا همین برای نظرسنجی کافی نیست؟
براستی که شرم را خورده اید و حیا را پس داده اید،ذره ای شرم هم چیز خوبی است،شما گمان کرده اید که ایرانیان و خصوصآ نسل امروزی فریب شما و چرندیات شما را خواهد خورد؟ نه، آن نسلی که شماها توانستید فریب بدهید و با هزار حقه بازی دینی و غیره از گرده شان بکشید نسل ماها بود، نسل امروزی هوشیار است و هرگز فریب دغلبازی های شما را تحت عنوان آزادی و دمکراسی نخواهد خورد، فرقه شما تمام تلاش خود را در راه به ثمر رساندن تحریم های امریکا بکار گرفته در حالیکه همه می دانند هر گونه تحریمی مستقیم مردم ایران را هدف می گیرد، تا کنون کدام کشوری که مورد تحریم واقع شده سران آن کشور تحت فشار تحریم بوده اند؟ هرگونه تحریمی مستقیم بر سفره مردم ایران تآثیر دارد و خودتان هم این را به خوبی می دانید، اما چون برای شما مردم ایران مهم نیسنتد و مهم همانا به قدرت رسیدن شماست برای اعمال تحریم ها به ملت ایران از هیچگونه هرزگی و خوش رقصی برای دشمنان ایران فروگذار نیستید، مردم ایران نیک می دانند که شما اهل آزادی و این حرف ها نیستید، اگر بودید آلبانی را تبدیل به زندان نمی کردید، البته شما با آن افکار قرون وسطائی بدون زندان تاب نخواهید آورد، مگر در اردوگاه مرگ اشرف در آن فضا برای پنج هزار نفر چندین زندان بر پا نکرده بودید؟ مگر همین الان آلبانی زندان اعضای شما نیست؟ آیا شما به عنوان کسی که در محافل بین المللی پز ضد تروریسم و آزادی خواه و مدافع حقوق بشر می دهد از حقوق انسانها چبزی می فهمید؟ اگر می فهمید چگونه جرآت نمی کنید برای ملاقات خانواده های اعضای دربند که در چنبره تشکیلات عنکبوتی شما گرفتار هستند یک برنامه ریزی انسانی کنید تا پدران و مادران زجر کشده بتوانند فرزندان دزدیده شده خود را ملاقات کنند، آیا ملاقات پدران و مادران سالخورده با فرزندانشان جزء حقوق انسانها به شمار نمیاید؟ پس چگونه در پیامتان برای همین کنفرانس کرکری حقوق بشر می خوانید، به نظر می رسد که شما چند صد سال از همین رژیم عقب مانده اید، چون به هر ترتیبی در درون ایران کم و بیش زندانی هم ملاقاتی دارد و هم به مرخصی می رود، اما گویا افراد شما از حق و حقوق زندانی هم محروم هستند، به یاد دوران اسارت درعراق می افتم که ملاقات ممنوع بودیم اما به هر حال صدام پلید و منفور همان ارباب قدیم شما، پدر خوانده تان را می گویم حداقل برای تبلیغ پیشنهاد ملاقات خانواده های اسیران را مطرح کرد، حال ببینید شما تا چه اندازه دیکتاتور تر از صدام هستید، اربابتان این یکی را به شما نیاموخت؟ اما بدانید که سرنوشت شما هم مثل اربابتان همان صدام دیکتاتور سقوط حتمی است.

وزن مجاهدین در عملیات تروریستی اخیر در اهواز سنجیده شد

وزن مجاهدین در عملیات تروریستی اخیر در اهواز سنجیده شد
وبلاگ ادوارد، 23/09/2018

عملیات مزدورانه تروریستی گروهی وطن فروش دراهوازمورد استقبال فرقه تروریستی رجوی قرار گرفته و سایت سرسپرده همبستگی فرقه رجوی خبر را با تآخیر اعلام نمود، آنهم با سرهم کردن اخبار رسانه ها و اضافه کردن مشتی ارجیف سازمان خودش.
مجاهدین این عملیات ننگین را که تعدادی غیر نظامی و حتی کودک چهار ساله هم خونشان به زمین ریخته محکوم نکردند، و تنها به درج خبر که از رسانه های داخلی اعلام شده بسنده نمودند. چرا؟ زیرا این گروه از اینگونه عملیات کثیف و مزورانه نه تنها ناراحت نمی شوند که بسیار هم استقبال می کنند چون خودشان و ماهیتشان هم همین است، گروه مزدور وطن فروش الاحواز هم مانند خود فرقه مجاهدین از بیرون کشور حمایت و هدایت می شود، درست مثل زمانی که صدام جنایتکار علنآ از همین فرقه و عملیات ضد ایرانی فرقه حمایت مالی و تسلیحاتی و لجستگی می نمود و مجاهدین هم بدون ذره ای خجالت با همان حمایت های صدام در درون کشور آدمکشی می کردند و عمل کتیف خود را مبارزه با رژیم اعلام می کردند و در مقابل برای حکومت صدام جاسوسی کرده تا از شرمندگی صدام درآیند، البته امروز بر کسی پوشیده نیست که همین فرقه از سعودی تغذیه می کند و اگر چنین عملیات ضد ایرانی و ضد انسانی را محکوم نمی کنند به این دلیل است که هر دو گروه مزدور یک کشور ضد ایرانی در منطقه هستندو در این هم شکی نیست.
برای سازمانی که ادعای آلترناتیو حکومت را در بوغ و کرنا کرده و گوش جهانیان را کر کرده شرم آور و خجالت آور است که در برابر تروریست هائی که قصد تجزیه ایران را در سر دارند چنین منفعل باشد و حتی از عمل شنیع این بی وطنان استقبال کند، در حالیکه وزارت خارجه امریکا که امروز با همین جمهوری اسلامی در منطقه چنگ در چنگ است به سرعت این حرکت شنیع را محکوم می کند اگر چه ظاهری اما این نشانگر شعور وزارتخانه را به نمایش می گذارد، از طرف دیگر آپوزاسیون دیگر در خارج از کشور همان سپاه را که بیشترین تلفات را در روز شنبه متحمل شده سربازان کشور می نامد و تفاوتی بین نظامی و غیر نظامی قائل نمی شود و این حرکت کثیف را محکوم می کند، همین برخورد مجاهدین برای سنجش وزن سازمان مزدور در درون ایران کافی است تا رفیع زاده ها ببینند و در رسانه های بین المللی واقعیت ها را بیان کنند نه اینکه با دریافت پول های کلان واقعیت ها را کتمان کنند، مجاهدین همین هستند که امروز می بینیم و نیازی به نظرسنجی در درون ایران هم نیست، خودشان ماهیت خودشان را بخوبی نشان می دهند.

آیا سازمان مجاهدین در ایران وزنی دارد؟

آیا سازمان مجاهدین در ایران وزنی دارد؟

وبلاگ ادوراد،18/09/2018

همین موضوع در برنامه پرگار بی بی سی مورد بحث قرار گرفت،اما با شرکت تنها دو تن که یکی خانم محترم ملیحه محمدی تحلیلگر سیاسی و روزنامه نگار مستقل و دیگری آقای مجید رفیع زاده تحلیلگر سیاسی و مشاور نشریه مطالعات هاروارد که در واقع نقش کسی را ایفا می کرد که سینه زن همان سازمان مجاهدین یا فرقه رجوی بود، شخصآ برعکس دیگر دوستانم انتقادی به مجری برنامه ندارم اما به حق می توان گفت که جای یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین یا همان فرقه مزدور رجوی در این برنامه خالی بود و برنامه پرگار با نبود یکی از اعضای سابق و منتقد سازمان مجاهدین هم حق مردم ایران را زیر پا گذاشت و هم حق هزاران تن از کسانی که بهترین دوران جوانی خود را در تشکیلات استالینی مجاهدین تلف کرده اند.

در پرسش و پاسخی که مابین مجری برنامه آقای کریمی و شرکت کنندگاه صورت گرفت بوضوع پیدا بود که خانم ملیحه محمدی اطلاعات قدیمی و کمی در مورد سازمان مجاهدین دارند با توجه به اینکه ایشان تمام تلاش خود را جهت افشای چهره مجاهدین انجام دادند و واقعیت های زیادی را هم بیان نمودند اما اطلاعات ایشان کم و قدیمی بود، با این حال شخصآ به عنوان یکی از اعضای سابق فرقه مجاهدین و یکی از منتقدین فرقه از ایشان تشکر می کنم و به ایشان توصیه می کنم برای شناخت بهتر فرقه رجوی و برای تکمیل اطلاعات خودشان بهتر که تماس خود را با اعضای جدا شده در اروپا محکم تر کرده تا در مورد فرقه رجوی بروزتر شوند.

اما آقای مجید رفیع زاده تحلیلگر سیاسی و مشاور نشریه مطالعات هاروارد که دائم از تحقیقات خود در رابطه با مجاهدین دم می زد، اما حتی اشاره ای هم به شیوه تحقیقات خود ننمود باید بپرسم که شما به عنوان مشاور نشریه مطالعات هاروارد درمحل کار خود در دیگر زمینه ها هم به همین شکل مشاوره می دهید و تحقیق می کنید؟
اگر اینطور است آن نشریه هاروارد هم بایستی با مشاوره شما بی محتوا باشد،چون سخنان شما در برنامه پرگار هم جنبدارانه بود و هم بی پایه و اساس، معمولآ افرادی که در مورد موضوعی تحقیق می کنند هم با موافق و هم با مخالف جریان تماس می گیرند تا بتوانند از توضیحات هر دو طرف به نتیجه درستی دست پیدا کنند، اما شما تنها به تحقیقاتی بسنده کردید که به قول خودتان با اعضا و فرماندهان مزدور مجاهدین صحبت کرده اید، خوب طبیعتآ هیچ ماست فروشی نیست که بگویید ماست من ترش است.

آقای رفیع زاده برای شما هم توصیه ای دوستانه دارم آنهم اینکه جهت تکمیل تحقیقات خود سری به یوتیوب زده و فیلمی را که توسط نه ماها بلکه استخبارات عراق در حین معامله ننگین بین ژنرال حبوش رئیس وقت استخبارات صدام و رجوی و دارودسته اش انجام می شود تماشا کنید که البته می دانم که فیلم مزبور را دیده اید و بعد صحبت از خرج های میلیونی مجاهدین نمایید، پولهائی را که مجاهدین خرج تجمعات خود در پاریس می کنند و گویا ترکشش به جیب جنابعالی هم خورده خرج های نیست که با کمک های دوقران دهشاهی مردمی تآمین شود خودتان حتمآ تحقیق کرده اید و می دانید که تنها برای چند دقدقه سخنرانی جمهوری خواهان پیرو کفتارهای جنگ طلب امریکائی هر کدام حداقل پنجاه هزار دلار پرداخت می شود طبعآ چنین اشخاصی در هتل های ایبس ارزان قیمت هم اقامت نمی کنند و هتل های چندین و چند ستاره برایشان مهیا میشود لطفآ تا یادم نرفته یک تحقیقی هم در مورد آن بنیادی که درانگلستان تحت نام کمک به کودکان پولشوئی می کرد و تعطیل شد انجام بدهید.

مجاهدین در روزهای ابتدائی انقلاب وزن داشتند، اما با سیاست های اشتباه و با تندروی های آقای رجوی از وزنش کاسته شد و به پایان رسید، در واقع بایستی برای اینکه بهتر فهم کنید گفت مجاهدین ریق مرگ را خیلی وقت پیش سرکشیده اند و نه تنها با حضور فردی مثل شما که مشخصآ مجاهدین هوای جیب شما را دارند در برنامه ای مثل پرگار و پرگارها که با بولتون ها و جولیانی های جیب بر هم در ایران وزنی بدست نخواهند آورد،چرا؟ چون این جماعت خبیث در برابر تاریخ و مردم ایران امتحان خود را پس داده اند و مردم ایران علیرقم مشکلاتی که با نظام دارند چند برابر بیشتر با این سازمان و فرقه مشکل دارند و از این جماعتی که زمانی ارتش دوم صدام را تشکیل دادند آنهم در زمان جنگ متنفر و بیزار هستند،شما می فرمایید نمی توان نظر سنجی کرد؟ من راهش را یادتان می دهم، خودتان شخصآ اقدام کنید و در همین یوتیوب یک عکس از رجوی ها قرار دهید و یک تیتر خوب هم بنویسید، دو روز بعد سری بزنید و ببینید با چه کلمات رکیکی در رابطه با آنان روبرو می شوید، این را هم به تحقیقات نازنین خود اضافه کنید آنوقت سواد مجاهدشناسی خودتان بالا می رود و از این چرند بافی دست بر می دارید، راستی آقای محقق شما در درون تشکیلات مجاهدین بوده اید؟ شما در قرارگاه اشرف بوده اید؟ آیا مجاهدین شما را مانند هزاران نفر از اعضای خود وادار به طلاق از همسرتان کرده اند؟ آیا شما از نشست های موسوم به انقلاب ائدولوژیک شان که خرد کننده شخصیت انسانی است خبر دارید؟ آیا از برخورد های فیزیکی و تحقیر کردن اعضا در جمع چند ده نفره در نشست های مسخره حوض خبر دارید؟ و هزاران موارد دیگر…… پس لطفآ تحقیق کنید، امیدوارم که پس از تحقیقاتتان دوباره مزخرف نبافید.